فرانک قربانی در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:
چقد سخته وقتی عمر میگذره و هیچ کاری رو تو زندگی آدم به انجام نرسونده باشه .
مجید ضیائی در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۰:
البته تا آنجا که من میدانم این تک بیت نیست بلکه دوبتی است:
کفاره شراب خوری های بی حساب
هشیار در میانه مستان نشستن است
غافل مشو ز مرگ که در پیش اهل راز
موی سفید رشته به انگشت بستن است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵۶:
فن به معنی شگرد و هنر فارسی است به لری یک دال در اخر هم دارد یعنی فند ، فندی به لری یعنی مؤذی حیله گر انکس که شگرد های نابکار دارد ! ترفند به فارسی نشان از موقعی دارد که این دال هنوز بوده است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۵۲:
چین موی را شکن می گویند چین روی را اژنگ ، به چین اژ هم می گویند اژیده یعنی دندانه دندانه مثل لاستیک اژ دار و یا اژیده برای corrugated هم لغت کم نظیری است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۵۱:
به دوزخ دمندان نیز می گویند یعنی جایی که اتش می دمند .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۳ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۹:
دینه ، در لری هنوز دوش و دینا هم گفته می شود یعنی دیروز
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۷:
حوران به گفته ای مادینه اند ! و غلمان ریدک هستند و امرد! امرد را بر وزن افعل نباید خواند فارسی است از الف که منفی کننده است بعلاوه مرد سرهم یعنی نامرد کسی که به مردی نرسیده است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۶:
در پاره دوم ، زیر نگین درست است ، زیر نگین داشتن یعنی در تسلط و مهتری خود داشتن است ،
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۴:
والله علیک !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۳:
اینجا ارایش و اراییدن برای تنظیم امده است ،
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۰:
این چهارپاره گویا گفته سهراب پاکسرشتمان نیز هست شناوری در راز گل سرخ !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۹ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴۰:
به نازک بینی پنداشتن همراه با دانستن به کار رفته ، لغت های دیگر انگاشتن و دریافتن ، اندر یافتن می باشند
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۳۸:
برخی یعنی قربانی ، برخ یعنی کسر که در ریاضیات کاربرد دارد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - در مدح دستور اعظم مختار الدین:
فربالیدن برای تکامل و یا development به کار می رود . ع
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۹ - در مدح دستور اعظم مختار الدین:
نضج لغتی معمولی با کاربرد روزانه در عربی است برای رشد کردن بجای لغت grown up یعنی بزرگتر ها به کار می رود می گویند ناضج یعنی بزرگسال . به فارسی بالیدن یعنی رشد کردن خود رشد کردن از رستن ساخته شده است در لغت رستم پیدا ست ، رست بعلاوه تهم بوده است یعنی سفت رسته ،استوار روییده ، زهی شکر فارسی
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۲۵ - ورزش روح:
تمرین به فارسی می شده است مروسش ، و البته فعل ان مروسیدن است و لغت ممارست از ان بنیاد شده است ، جالب اینکه مروسیدن تباه شده است و مورد بی لطفی فارسی زبانان است .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
بله کیخا هونت نمیره !
امین کیخا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
درود به شما البته لر هستم و لری پیچیده ای هم میدانم انقدر که نزدیک به پهلوی است ! و البته در خدمت پیشرفت فارسی از ان سود می برم . به شما هم درود، از این که نوشتارک هایم را می خوانی سپاسدارم .
بنده خدا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
ببخشید جناب آقای کامران منصوری
چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نئی جان من خطااینجاست
این سخت ترین بیت حافظ است که اکثر شارحان دیوان حافظ ازجمله معروف ترین آنها یعنی سودی یا اشتباه معنی کرده اند یا مثل شما شطح و طامات بیان کرده اند اما درکتاب حافظ نامه استاد بهاءالدین خرمشاهی این بیت را کاملا درست معنی کرده و کاملا مفصل است که نمیتوانم اینجا آن رابنویسم ایشان درآن کتاب به صورت کامل مسائل مربوط به آن را بررسی کرده و نظر فلاسفه بزرگ جهان را ذکر کرده شاید بگویید چرا فلاسفه
بدانید این بیت که شما شطحیات می خوانید یکی از فلسفی ترین ابیت حافظ است
حافظ که استاد ایهام وسمبولیک است با واژه کوچک آفرین یک مسئله بزرگ فلسفی را یا رد میکند یا اثبات میکند
که تمام محل بحث در مورد واژه آفرین است که آیا نظریه مصرع اول را اثبات کرده یا به طنز نظر شیخ خود را رد کرده
حال شما به حافظ نامه مراجعه کنید تا معنی حقیقی این را بیابید
مزدا در ۱۲ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲، ساعت ۰۸:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۹ - حکایت شب دزدان کی سلطان محمود شب در میان ایشان افتاد کی من یکیام از شما و بر احوال ایشان مطلع شدن الی آخره: