سارا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۹:
این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
فدای پیرهن چاک مهرویان باد. هزار جامه تقوی و خرقه پرهیز
فقط باید گفت الله اکبر از دست حافظ
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۶:
رویهمرفته فکر میکنم هرنه یا حرنه صدای نفس کشیدن و گردن افشاندن و ویله کردن اسب است و فارسی می باشد ، چنانچه اتسه صدای سرفه کردن انسان است و دبیران درباری برای خوشامد اربابانشان عطسه نگاشته اند
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۶:
حمید جان به لری نوهرون یعنی شیر نر جوان و هرون معنی شیر میدهد و انهم احتمالا به مناسبت غریدن ان باشد لری واژه هایش نمادی از فارسی میانه می باشند نفوذش در حوزه فرهنگ عربی هم از راه کردان و نیز هم مرزی در غرب میباشد این لغت هم بسیار مانند حرون است و کلا این کلمه مشکوک است و باید فارسی باشد با روشنگری که از henir فرانسه و نیز باقی مانده لغت در فارسی عامیانه بصورت هن و هن که نفس نفس زدن است درود به شما
مرتضی یمینی در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰ - گله عاشق:
به نظر من وزن شعر فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلات است. من در این زمینه تخصصی ندارم و بعضی چیزها را به طور خود آموز یاد گرفته ام. طبیعی است دانشم ناقص باشد.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۸:
قربانت برم اما مولانا در سرزمین پاک افغانستان بدنیا امده و به سرزمین پاک ترکیه رفته و انجا فوت شده اند و او افتخار همه ما و همه بشریت است و من ایرانی هم البته به او می نازم
آرمین آشا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
سلام و خسنه نباشید.
جسارت نمی کنم اما نکته ای در مورد غزل هست که بد نیست دور هم بشنویم.
این غزل بهترین فرم ممکن را دارد. یک بار دیگر غزل را از ابتدا بخوانید و همواره معنای آن را در ذهن داشته باشید.
ببینید در مصرع اول چند ترکیب به کار رفته.
«زلف آشته» و «خوی کرده» و «خندان لب» و «مست». 4 ترکیب.
مصرع بعدی:
«پیرهن چاک» و «غزلخوان» و «صراحی در دست». 3 ترکیب.
مصرع بعدی:
«نرگسش عربده جوی» و «لبش افسوس کنان». 2 ترکیب.
و مصرع بعدی:
«نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست». 1 ترکیب.
در این غزل عاشق از خواب بیدار شده و ناگهان معشوق خود را دیده. طبیعی است که اول به تته پته بیفتد و من من کند و یواش یواش زبانش باز شود.
حافظ در غزل درست همین کار را کرده است. در مصراع اول 4 ترکیب و در مصرع بعدی 3 ترکیب و در مصراع بعدی 2 ترکیب و در مصراع بعدی 1 ترکیب به کار برده. انگار که در مصراع اول تته پته می کند و مصراع به مصراع زبانش باز می شود.
و بعد، از زبان معشوق به عاشق گله می کند که تو اگر عاشق هستی پس چرا با این باده ی شبگیر که خورده ای خوابت برده؟!
جالب نبود؟
۰۲۱ در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰۸:
مولانا اوج فرهنگ وتمدن ماایرانی هاست همهمون بهش افتخار میکنیم
روحش شادتاابد
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۶:
حمید جان مثل همیشه زیبا و روان می نویسی و تو پیر تن نمی دانم اما برنا روان هستی
در مورد حرون انچه فرمودی صحیح است اما خیلی از انچه در معانی می نویسند بوسیله دبیران برای نانی در اوردن نوشته شده است چنانچه عشق را عربی عشقه دانسته اند که غلت (غلط) در مورد حرون هم در لری هرنیدن صدای شدید دمیدن اسب و ستور باشد از بینی و دهان و نام اسب نامبر داری در دوره فتح علی شاه که اسب ناظم الأمراء بوده است هرنی بوده که بنا بر انچه سینه به سینه به ما رسیده اسبی بوده جنگی و نا بفرمان و به لری دستکش یعنی دست می کشیده روی خاک ، سیاه و در روز نبرد گرد از دشمنان بر می اورده است سواران هرنی کاملا دانسته اند به نام که اولی ناظم الأمراء است استاندار لرستان و إیلام که بعدا زن پسر فتح علی شاه قاجار را میگیرد اما برای استوار داشت انچه که می گویم واژه henir است به فرانسه امروزی که ان دمیدن اسب از سوراخ های بینی اش است و نیز هن و هن فارسی عامیانه که ان نفس نفس زدن است ، رویهمرفته مطمئن و دلاسوده نیستم اما انچه دبیران کرده اند این بوده که فرهنگ عامه ایران زمین را نادیده گرفته اند و در میان هر توجیهی را هم اورده اند ، بسیاری از واژه ها که فارسی هستند با یک توجیه دبیران دربارها گردانده شده اند و رنگ پارسی انها زوده شده است درود به شما
امیر م در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد:
در مصراع دوم بیت یازدهم کتابت "رهزن" خواناتر است.
امیر م در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد:
در مصراع دوم بیت هشتم "ازار پای" صحیح است.
امیر م در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد:
در بیت دهم "ذره ای" صحیح است.
امیر م در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زد:
در بیت پنجم و هفتم "مانده ای" صحیح است.
امیرحسین فرهادی در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار:
مثل اینکه بیت نهم این غزل حذف شده، لطفا تصحیح بفرمایید:
دیوان حافظی تو و دیوانه ی تو من
اما پری به دیدن دیوان نیامدی
باتشکر
امین کیخا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
پند به پهلوی یعنی راه و روش و همان path است
علیرضا مهر افزا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:
لزوم رعایت ترتیب ابیات این غزل
این شعر متن گفتگویی است میان حافظ (راوی ) و فردی که از او بعنوان " شاه شمشاد قدان و خسرو شیرین دهنان " یاد میشود . این شاه در حال مستی خاص خود بر حافظ میگذرد و ضمن تعریف از شیرین سخنی حافظ ، از او میخواهد بندگی او را قبول کند تا او در عوض کیسه اش را پراز زر کند و از سیم تنان برخوردارش سازد ، ولی بجای قبول پیشنهادش ،با پاسخ و نصیحت حافظ مواجه میشود پاسخ خافظ از بیت :
پیر پیمانه کش ما که روانش خوش باش
گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان
شروع میشود و با ابیات زیر ادامه مییابد :
دامن دوست بدست آرو زدشمن بگسل
مرد یزدان شو فارغ گذر از اهرمنان
و سپس از او میخواهد با مردم با مهر و محبت باشد تا شادمان و رقصان به سوی خلوتگاه مهرآفرین برسد:
کمتر از ذره نه ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان
و بعد با اشاره به چمنی از لاله ها ، خشونتها و خونریزیهای روزگار آن پادشاه را بیاد می آورد و این زشتکاریها را مورد پرسش قرار میدهد
با صبا در چمن لاله سحر میگقتم
که شهیدان که اند این همه خونین کفنان؟
و پاسخ میشنود که تو این پرسشها را مپرس و به فکر خوشی خودت باش .
گفت حافظ من و تو محرم این راز نه ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان
پس ابیات این غزل ترتیب خاصی دارند که میبایست رعایت شود . پیشنهاد میکنم ترتیب ابیات کمی تغییر کند و بیت :
کمتر از ذره نه ای ....
بعد از بیت :
دامن دوست بدست آر و....
قرار گیرد .
1392/2/30
ثمین در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
در بیت پنج میگه که با می یعنی با مستی عشق میتونم هول روز رستاخیز رو از دلم بیرون ببرم... و در بیت بعد میگه سرمایه و دست آویز من عشق توه و من سرمایه ای ندارم بخاطر عشقی که بهت دارم کمکم کن...
بوندک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵:
البته چاووشی زیبا می خونه اما توزش و تعصب هراش آور است
بوندک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۵۵:
عاشقان چاووشی عزیزم ببین این شعر میگه خودم را فدای چاووشی کردم غلط کردم غلط ، نارا حت نباش فقط سینه چاک هیچ کس نباش همه ناکاملیم
وحید در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳: