گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲ - دعوی طاوسی کردن آن شغال کی در خم صباغ افتاده بود:

شمس جانم لغت جمع را امروز برایت دارم که مایه شادی روانت شود .جمع فارسی است و ع اخر ان تنها در عربی افزوده شده است ! می دانم کمی دشوار پسندی ولی به این لغات نگاه کن هنگامه یا انگامه یعنی هن یا ان بعلاوه گمه یعنی جایی که همه جم یا جمع می شوند و به گفته ای می شود غوغا و جمع شدگیو لغت دیگر انجمن است که باز همین توضیح را دارد یعنی ان بعلاوه جمن که باز معنی جمع شدگی دارد . شواهد این جم به معنی جمع تا اوستا هست

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۸ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

برگ ساز و سرمایه است و پوستی که قلندران بر کمر و میان میبستند(مانند لنگ)و بی برگی بی سر و سامانیست و فقر و برگ بی برگی که ناخوداگاه مرا به یاد باغ بی برگی روز و شب تنهاست ..می اندازد ساز و سرمایه آزادگیست و بسیار زیباست این ترکیب

علی صدارت در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۲:

آیا نباید بجای:
...بدان مردم دیده روشنایی
باشد:
...بدان مردم دیده‌ام روشنایی

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

عصمت جان درود .این رشته سر دراز دارد !من هم هستم !من گمان میکنم اژدها افزون بر نفس اماره میتواند نشانی باشد از این دنیای طبیعی و مادی و البته بی جان که با تابیدن آفتاب حشر جان میگیرد و زنده میشود چنانچه اشاره مستقیم هم شده در اینجا به حشر و رستاخیز

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

بدیهی از بداهه است و بداهیات رو خودم می دونستم لطفا گوشزد نفرمایید

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

عصمت جان من البته میداندار نیستم ولی به گمانم مار جان فرماینده یا نفس اماره باشد که چون خورشید عراق به ان بتابد همه چیز را می اوبارد .پس افتاب اراق ( عراق ) هم خوشی این جهان است . مار افسا یا مار گیر هم خود انسان است با همه نیکویی و نا نیکویی هایش .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

افزون کنم که از همین بن است پدید .پدیده . و نیز لغت عربی بدیهی که از پدید درست شده است و معنی اشکار و پدیدار می دهد .

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

لغت نوید در بن و ریشه از وید است که معنی دانستن می دهد در فارسی اوستایی چنانچه ویدا هم همین ریشه را دارد

esmat در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۳۷ - حکایت مارگیر کی اژدهای فسرده را مرده پنداشت در ریسمانهاش پیچید و آورد به بغداد:

سلام من ادبیات میخونم میخواستم یه رمزگشایی ازین حکایت داشته باشم اگه ممکنه.

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

استاد عزیزم من فکر میکنم باید نوید (میهمانی )را پذیرفت.علامه دهخدا و دکتر معین هم به ترتیب مقابل نویدگری و نویدگر ،دعوت به میهمانی و دعوت کننده به میهمانی را آورده اند

مسعود سخندان در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲۷:

سلام علیکم
خسته نباشید
به نظر بنده در مصراع دوم بیت پنجم یک کلمه جا افتاده است . تعداد هجاهای آن مصراع یک هجا از بقیه کمتر است .
خواهشمند است با بررسی اصل دیوان غزلیات شمس ، این نکته را پیگیری نمایید .
خداوند به شما قوت بدهد .

سیاوش در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸۰:

به به ...

نقی در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۲:

جوانمردی نه جوامردی

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰ - چرب کردن مرد لافی لب و سبلت خود را هر بامداد به پوست دنبه و بیرون آمدن میان حریفان کی من چنین خورده‌ام و چنان:

استاد واژه چقدر مهم است.حالا میفهمم خلقت با واژه شروع شده یعنی چه .استاد عزیزم کاش اجازه میفرمودید من هم معنی واژه مینوشتم تا شرح و توضیح .چون فکر میکنم نخست باید واژه بدانیم و پیرو آن شرح و تفسیر خودخواهد آمد

ناشناس در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۹:

سلام
من منظور این بیت را متوجه نمی شم:
بهمتی شوم استاد کارخانهٔ عشق
تلمذ خردم پس بیاد پیر شوم

سید محمد امیرمیران در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱ - یاد شهیار:

استقبال به این شیوائی از غزل شیخ اجل سعدی علیه رحمه ، از شهریار ملک سخن واقعاً بی نظیر است ، شاه بیتش بنظر حقیر این بیت می باشد :
عمری از جان بپرستم شب بیماری را ،، گر تو یک شب به پرستاری بیمار آئی

مبین در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۵:

لطفا معنی بخش 15 هم درج کنید اگه نمیشه یه سایت معرفی کنید که داشته باشه
تشکر

بابک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳:

آقای سعید، به نظر من، ناموزون ننموده!!
آقای مهدی، مصراع شما مناسب تر است، اما مصراع شماست، نه ابوسعیدابوالخیر

محسن در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » فراق نامه » بخش ۱ - فراقنامه :

در بیت 18 مصرع 2 "اندکی" به "اندکیست" تبدیل شود.

تاوتک در ‫۱۲ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۰:

استاد نازنینم درود .من واقعا از رشته تحصیلی قبلی شما مطلع نبودم وفقط به واسطه اینکه به نظرم در زمینه ادبیات استاد بوده و هستید از شما یاری طلبیدم اما اکنون آنچنان از این موضوع خوشحال و خرسندم که در کلام نمیگنجد نه فقط به خاطر تحصیل رشته حسابداری بلکه به خاطر شرایط و علایق مشترکی که از آن بوی خوش تفاهم استشمام میشود .بله آن همایش هم در سه روز متوالی وبرگزار شد و به لطف شما میشود گفت موفق بود و اگر مایل بودید فایل تصویری آنرا برایتان ایمیل خواهم کرد .باز هم سپاس بیکران استاد عزیزم

۱
۴۹۸۲
۴۹۸۳
۴۹۸۴
۴۹۸۵
۴۹۸۶
۵۷۳۳