امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
به عربی مصر یعنی شهر افزون بر مدینه
سعید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۲۵ - مخاطبه شمع و پروانه:
با این که این شعر در کتاب درسی بوده و بارها خواندیم ولی من 15 سال پس از پایان مدرسه به سراغش رفتم و اینبار تازه معنیش را دریافتم و بسیار لذت بردم. خیلی خیلی زیباست هم لفظش و هم معنیش. جا داره که خیلی درباره اش گفتگو بشه.
به نظر بنده در عین سادگی که مشخصه کار سعدی است، یک شاهکار در ادبیات پارسی است.
آنجا که گفت: من استاده ام تا بسوزم تمام، خیلی در من تاثیر کرد.
هادی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
زبان مولوی زبان قرآن است. در قرآن ده (قریه) به جایی گفته میشود که افراد با ایمان حضور ندارند:
سوره یس
وأضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جائها المرسلون (13)
میبینید که به یک شهر بزرگ (أنطاکیه) که اهالی آن کافرند میگوید ده (قریه) ولی چند آیه بعد وقتی در همین ده یک نفر (حبیب نجار) ایمان می آورد به آن می گوید شهر:
و جاء من أقصا المدینة رجل یسعی قال یا قوم إتبعوا المرسلین (20)
در همین شعر اخیر نیز همین استعاره وجود دارد
ناشناس در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵ - روان شدن خواجه به سوی ده:
زبان مولوی زبان قرآن است. در قرآن ده (قریه) به جایی گفته میشود که افراد با ایمان حضور ندارند:
سوره یس
وأضرب لهم مثلاً اصحاب القریة اذ جائها المرسلون (13)
میبینید که به یک شهر بزرگ (أنطاکیه) که اهالی آن کافرند میگوید ده (قریه) ولی چند آیه بعد وقتی در همین ده یک نفر (حبیب نجار) ایمان می آورد به آن می گوید شهر:
و جاء من أقصا المدینة رجل یسعی قال یا قوم إتبعوا المرسلین (20)
در همین شعر اخیر نیز همین استعاره وجود دارد
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۳ - حکایت آن زن پلیدکار کی شوهر را گفت کی آن خیالات از سر امرودبُن مینماید ترا کی چنینها نماید چشم آدمی را سر آن امرودبن از سر امرودبن فرود آی تا آن خیالها برود و اگر کسی گوید کی آنچ آن مرد میدید خیال نبود و جواب این مثالیست نه مثل در مثال همین قدر بس بود کی اگر بر سر امرودبن نرفتی هرگز آنها ندیدی خواه خیال خواه حقیقت:
گول مثلfoolانگلیسی است با همان معنی.
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۳۵ - اطوار و منازل خلقت آدمی از ابتدا:
الله اکبر ای دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزی تو از خواب گران !
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۶ - تفسیر این حدیث کی ائنی لاستغفر الله فی کل یوم سبعین مرة:
چرا مولانا مانند پیامبر (ص)توبه و آمرزش و طلب بخشش میکرده است مگر گناهی صورت میگرفته؟پس عصمت چه میشود؟
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
در بیت دوم راهی به دهی صحیح است و اینجا به معنی بر آن حرج و ایرادی نیست آمده است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
البته بیشتر فرهنگ ها آن را از بدا یعنی ابتدا کردن می دانند یعنی بدیهی معنی ابتداییات می دهد.
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
خیره سر بیشتر برای گستاخ به کار میرود اما اینجا به معنی ابله آمده چون گستاخی صورت نگرفته است
تاوتک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
سند در اینجا به معنی پشت گرم و معتمد و شخصی مایه ور و معتبر آمده است و نه تکیه گاه
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
بدیهی عربی است از لغت فارسی پدید بر ساخته شده است یعنی آنچه به خود آشکار است و پیداست
محبت الله در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:
خانم مهسا سلام
به نظر من درسته که بعضی اشعار سست ترند. اما سه نکته را باید در نظر داشت:
اول اینکه حافظ هم مثل بقیه آدمها دوره های مختلف فکری داشته تا پخته شده و مضمون شعرش متعالی تر شده باشد.
دوم مهارت در شعر است. قطعا اشعار اولیه حافظ ولو از نظر مضامین عالی هم بوده باشند، از حیث اسلوب و سبک کارش مهارت سالهای بعدش را ناشته است.
نکته سوم و مهمتر، "حال" شاعر در زمان سرودن شعر متفاوت است. گاهی بالا و گاهی پایین تر است. گاه مست و گاه خمار!
محبت الله در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۱:
به نظرم املای کلمه "بدهیست" نادرست باشد. این کلمه سه کلمه ی مجزا است که در تلفظ شعری "بدهیست" خوانده می شود ولی املای درست آن این است:
"به دهی است"
زهد رندان نو آموخته، راهی به دهی است!
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:
وحید عزیزم کسی چیزی نگفته شما ترک ها تاج سر ما هستید و نیز هممیهنان پر افتخار مان هستید هر کس با هر قومیتی از ایران دشمن باشد با همه ما دشمن است درود برادر . من دوستان ترک بزرگواری دارم .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۲۵ - قصهٔ فرزندان عزیر علیهالسلام کی از پدر احوال پدر میپرسیدند میگفت آری دیدمش میآید بعضی شناختندش بیهوش شدند بعضی نشناختند میگفتند خود مژدهای داد این بیهوش شدن چیست:
لزومی به نوشتن عطسه به این شکل نیست اتسه از روی صدای اتسه کردن درست شده است و با ط نوشتن و ع اجباری ندارد در عربی هم نیست
وحید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:
من نمیدونم چرا همه از کلمه ترک میترسند ؟ اینو واسه بیت اول گفتم تا چاووشی ها بفهمن!
فکر میکنین ترک ها ادبیات ندارن ؟ شاعر ندارن ؟ دستور زبان ندارن ؟ یا فکر میکنین ما آذری هستیم ؟!!!!!!!
کاش یکم ترکی بلد بودین تو اینترنت شعرها و ادبیات ترکی رو دنبال میکردین و میدونستین هیچ زبانی هیچ چیز کمتر از زبان های دیگه نداره دنیا فقط حافظ و سعدی و ... نداره گوته داره orhan pamuk (اورهان پاموکترکیه ای ) داره ویکتور هوگو داره شکسپیر داره و... فقط این اطلاعات هست که ما کم داریم
متاسفم واسه مملکتی که این ادبیات غنی رو به گند کشید و از بین برد
مسئله زبان رسمی نیست تو آمریکا تو بعضی ایالت ها انگلیسی زبان دوم تدریس میشه !! اینم واسه اطلاع!
با یه خاطره تمومش میکنم:
چند ماه پیش به یکی از دوستای ترک خودم گفتم میتونی ترکی بنویسی خندید و گفت مگه این جور چیزی هم میشه که ترکی بنویسی!!!
کم مونده بود جان به جان آفرین تسلیم کنم
جواد در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱ - حلوا خریدن شیخ احمد خضرویه جهت غریمان به الهام حق تعالی:
تا نگرید کودک حلوا فروش / بحر بخشایش نمی آید بجوش
به نظر بزرگان ما اینطور این پیامو میرسونه که شاعرانی چون مولوی در چند قرن گذشته به این مطلب پی برده بودند که انسان تنها به وسیله ضمیر ناخودآگاه میتواند به موفقیت برسد آنهم زمانی که انسان چیزی را طلب کند وتلاش هم داشته باشد . درست همانند یک کودک که برای بدست آوردن حلوا (خواسته اش) میگرید (تلاش میکند)
صالح در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
اول اینکه در بیت هشتم کلمه عراق ایهام تناسب دارد که آقای محمد به آن اشاره کرده
دوم اینکه تصنیف استثنایی یاد باد سالار عقیلی و گروه گوشه در آلبوم یاد باد را حتمآ گوش کنید
بابک در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه: