پاک دینی گفت سی سال تمام
عمر بیخود میگذارم بر دوام
همچو اسمعیل در خود ناپدید
آن زمان کو را پدر سر میبرید
چون بود آنکس که او عمری گذاشت
همچو آن یک دم که اسمعیل داشت
کس چه داند تا درین حبس تعب
عمر خود چون میگذارم روز و شب
گاه میسوزم چو شمع از انتظار
گاه میگریم چو ابر نوبهار
تو فروغ شمع میبینی خوشی
مینبینی در سر او آتشی
آنک از بیرون کند در تن نگاه
کی بود هرگز درون سینه راه
در خم چوگان چه گویی، هیچ جای
میندانم پای از سر، سر ز پای
از وجودم خود نکردم هیچ سود
کانچ کردم وانچ گفتم هیچ بود
ای دریغا نیست از کس یاریم
عمر ضایع گشت در بیکاریم
چون توانستم ندانستم ، چه سود
چون بدانستم، توانستم نبود
این زمان جز عجز و جز بیچارگی
میندارم چارهٔ یک بارگی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از پاک دینی بیانگر حس ندامت و ناامیدی شاعر پس از سه دهه زندگی بیمحتواست. او از خود میپرسد که آیا کسی میداند چقدر عمرش به بطالت گذشته و مانند اسماعیل که در آستانه قربانی شدن بود، در حال انتظار و درد است. شاعر از درون خود میسوزد و روحش در عذاب است، اما دیگران فقط میبینند که او در ظاهر شاد است. او احساس میکند که در این زندگی بیهوده، هیچ دستاوردی نداشته و اکنون در حال تجربه عجز و درماندگی است. در نهایت، او درمییابد که نه عزم کافی داشته و نه توانسته است از زندگیاش بهرهبرداری کند و تنها حسرت و افسوس در دلش باقی مانده است.
هوش مصنوعی: پاک دینی به مدت سی سال، عمر خود را بیدلیل و به هدر میدهد و آن را برای چیزی که پایدار است، صرف میکند.
هوش مصنوعی: مانند اسماعیل که در زمانی که پدرش او را قربانی میکرد، به طور کامل ناپدید شد، من نیز در چنین لحظاتی ناپیدا هستم.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که شخصی که عمرش را صرف کرده، مانند لحظهای میباشد که اسمعیل، فرزند ابراهیم، داشت. به نوعی میگوید انسانی که زمان زیادی را صرف چیزی کرده باشد، ارزشش به اندازه یک لحظه از زندگی دیگران نیست.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیداند که من در این زندان زندگیام چگونه روز و شب را میگذرانم.
هوش مصنوعی: گاهی از شدت انتظار مثل شمع میسوزم و گاهی مانند ابر در بهار اشک میریزم.
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره به نوعی ظاهرسازی و نادیده گرفتن حقیقت است. فردی فقط زیبایی و روشنی ظاهری را میبیند، اما از عمق وجود و درد درونی خبری ندارد. در واقع، در زیر ظاهر جذاب، آتشی در کار است که نشاندهندهی غم و رنجی پنهان است.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم این است که کسی که از بیرون به وجود انسان نگاه میکند، نمیتواند به عمق درون او و احساساتش دسترسی پیدا کند. در واقع، فقط نگریستن به ظاهر نمیتواند نشاندهندهی آنچه در دل و درون انسان میگذرد باشد.
هوش مصنوعی: در دنیای پیچیده و پرهیاهو، نمیدانم چه باید بگویم و کجای این مسیر ایستادهام. انگار در سردرگمیای هستم که نمیتوانم پای خود را از سرم تشخیص دهم.
هوش مصنوعی: من از وجود خود هیچ بهرهای نبردم، زیرا هر چه انجام دادم و هر چه گفتم، بیفایده بود.
هوش مصنوعی: آه، افسوس که هیچ کس به من کمک نمیکند و عمرم در بیفایدهگی سپری میشود.
هوش مصنوعی: وقتی که میتوانستم، نمیدانستم چه باید بکنم؛ و حالا که میدانم، دیگر نمیتوانم.
هوش مصنوعی: در حال حاضر فقط احساس ناتوانی و درماندگی دارم و نمیدانم که چه راه حلی برای یک بار این وضعیت باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.