حسام در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
با درود
لطفا تفسیر مصرع اول بیت اول را بنویسید
ممنونم
ایلیا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۳۴:
حافظ غزلی در همین بحر و با همین قافیه دارد با مطلع:
که برد به نزد شاهان ز من گدا پیامی
که به کوی می فروشان دو هزار جم به جامی
ایلیا در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹۳:
حافظ غزلی در همین بحر و با همین قافیه دارد با مطلع:
زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی
خط بر صحیفه گل و گلزار میکشی
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
بیت59باز یک مورد اخلاقی رایاداور میشودکه پاینبدی به پیمان هاو قراردادهاست چیزی که امروزه کمتر میبینیم.چو تیر تو دارد به تیرش مزن اشاره دارد به تیر امانی که سلاطین قدیم زمانی که میخواستند کسی را از مزاحمت و آسیب احتمالی لشگریان در امان نگه دارند به وی میدادند و معمولا نشانی یا نامی از پادشاه بر تیر بود تیر امان مقابل تیر هلاک است و خود سوژه ایست در بین شعرا
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
در 54و55دو خرده به کار رفته که اولی به زیبایی به جای ایراد و دومی برای تراشه چوببه کار رفته است
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
بد مرد را نیکروزی مباد خیلی زیباست و خود کتابیست
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
بیت 36به نظر سدیگربصورت سه دیگر بری باشدیعنی سومی نداشتند
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
رسیدن به غور کسی یعنی به کنه اخلاق کسی پی بردن
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
بیت 23دوستان منظور از یک سال کاملا نامشخص است میتوان یکسال را به زمانی نسبت داد که ملک ،یوسف را فراخواند و گفت عزیزی به تو دهم و یوسف فرمود به پاس حقی که بر گردنم داری نمیپذیرم و انباردار کشتها و کشاورزیها شد و بعد از یک سال عزیز مصرگردید!و نیز میشود،یک سال را آن زمان دانست که خواب زندانیان را تعبیر میفرماید و از زندان خارج میشوند و یک سال طول میکشد تا عزیز مصر خواب میبیند و یوسف را برای تعبیر کردن خواب آزاد میکنند به نظرم دومی قرین به صحت تر مینماید .
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
آستین بر فشاندن کنایه از به نشاط آمدن است
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
بی برگ به جای تهیدست و فقیر به خوبی به کار رفته است
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۲ - حکایت در تدبیر و تأخیر در سیاست:
ترک و تاجیک بیت دوم نام کتابی ست از استاد مینوی واینکه بسیار خواندنیست به عزیزانم پیشنهاد میکنم حتما بخوانند.ترک و تازیک در عصر بیهقی
تاوتک در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
دوستان عزیزم شب شب است مخصوصا وقتی پای شیخ اجل در میان باشد
حامد نوحه خوان در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵ - اشک یتیم:
هرچی از زیبایی و خوبی این شعر بگیم کم گفتیم اما من قصد دارم به طور مشخص از "رنجور" عزیز بپرسم کدوم ابهت؟ کدوم وقار؟ اگر هم ابهت و وقار و عظمتی بوده مال همین پادشاه و دار و دسته ش بوده و سهم بقیه مردم همین اشک چشم و خون دل بوده. کمر اون پیرزن خم شد و اون بچه یتیم شد تا اوه پادشاه به قول تو ابهت و وقار داشته باشه.
ستاره در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
درود
در مذهب ما باده حلال است...
اینجا منظور حضرت حافظ از مذهب همان مذهب طریقت و دنیای رندی و عیاری است نه مذهب اسلام
و منظور از باده شراب این دنیایی نیست
احتمالا اشاره به چیز دیگری در وادی عرفان است است که الان چون اطلاعاتم کامل نیست نمیتوانم نظری بدهم
مرحوم دکتر برومند مقالات زیبایی در مورد برخی اشارات و اصطلاحات در شعر حافظ دارند که خواندنشان خالی از لطف نیست
حامد نوحه خوان در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین:
این قطعه یکی از شیرین ترین اشعاریه که به تمام عمرم خوندم، بازی خیلی قشنگی با دو کلمه ضلال و دلال کرده. در درجه اول کسی این شیرینی رو درک میکنه که کمی با تجوید و تلفظ حروف قرآنی آشنا باشه. ضاد تلفظ سختی داره و با کمی اشتباه دقیقا مثل دال میشه!!! پس بیخود نیست که شیخ میگه ضلال و دخترک اعجمی با دهن کوچکش نمیتونه ضاد رو تلفظ کنه و میگه دلال!!! شیرینی این بازی با کلمات ضلال و دلال وقتی بیشتر به جون آدم میچسبه که بدونه دلال به معنی ناز و عشوه س و ضلال یعنی گمراهی و ضلال مبین یعنی گمراهی آشکار که در قرآن هم هست. حالا شما در نظر بگیرید شیخ به دخترک درس گمراهی آشکار میده و دختر با عشوه آشکار جواب میده!!! و شاعر در آخر میگه همون بهتر که اون دختر به عشوه خودش مشغول باشه و توی شیخ هم در گمراهی خودت بمونی که باز میشه به دو صورت معنیش کرد یکی این که نمیفهمی داره برات عشوه میاد و دومی این که این شیخ کلا گمراهه و این دختر کلا تو فاز عشوه س!!!!
س.محمدی در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵:
صد درست است نه سد و صد=100 و سد=دیواری ضخیم که از سنگ و سیمان یا آجر و آهک یا چوب و آهن برای بالا آمدن سطح آب و آبیاری زمینهای اطراف یا جلوگیری از سیل، در جلو آب میسازند.
ستاره در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳:
ممنون
sina.m در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
صد درست است نه سد
ناشناس در ۱۲ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۹: