گنجور

حاشیه‌ها

شرح سرخی بر حافظ در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

شیخ در این جهان وعده ی بهشت داده است و معلوم نیست صحیح یا غلط باشد ولی پیر مغان با گشودن میخانه آن حقیقتی را که شیخ وعده داده بود جامه ی عمل پوشاند .

بابک در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مثنویات پراکنده » شمارهٔ ۱:

جایی این بیتم جزع این شعر خوندم نمی دونم از شیخه یانه؟ گوش تواند که همه عمر وی نشنود آواز دف و چنگ و نی

نیوتن در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

نظر شخصی بنده:
ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
معقول تر به نظر می آید.
ناخلف - لغت نامه دهخدا:
ناخلف . [ خ َ ل َ ] (ص مرکب ) کودک بدرفتار و بی ادب . نااهل . نالایق . (آنندراج ). شریر. بدذات . (ناظم الاطباء). *فرزند غیرصالح*
ناخلف - فرهنگ لغت عمید
1. نااهل.
2. [مجاز] فرزندی که از روش نیکوی پدر منحرف شود؛ فرزند ناصالح.
و اشاره حافظ به *پدر* در مصراع اول.
و در کل بیت اشاره ای ایست طعنه آمیز به حکایت آدم و هوا در بهشت.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:

در کنسرت تاجیکستان استاد شجریان غوغایی بپا میکند روی این شعر

میلاد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۶ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۰ - ذکر فضیل عیاض رحمة الله علیه:

آیه صحیح نوشته نشده و میبایست تصحیح شود. به جای "ام حسب" نوشته شده "ام حیب".

امیررضا امیریان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

درود بر خداوندگار شعر و ادب فارسی حضرت مولانا

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان:

ذو الفنون را مولانا قبلا سدفن و پر فن نوشته بود

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان:

یکی از معانی فتاد عرض است که ضد گوهر می باشد

امین کیخا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیه‌السلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلی‌الله علیه و سلم:

جوق جوق یعنی جوخه جوخه و گروه گروه و فارسی است به عربی هم معنی گله می دهد . سر جوخه هم مثل سر گروهبان از همین لغت است . انجوخیدن اما یعنی چروک شدن

مصطفی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۰:

همه اشعار و غزلیات لسان الغیب زیباست اما این بیت را باید از طلا نوشت و در مکانی وزین نهاد :
جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست
ز مهر او چه می‌پرسی در او همت چه می‌بندی

علیرضا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۴ - فِی التَّأَسُّفِ وَ النّدامَةِ عَلیٰ صَرْفِ الْعُمرِ فیما لایَنْفَعُ فِی الْقِیامَةِ وَ تأْویلِ قَولِ النَّبیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم: «سُؤْرُ الْمُؤْمِنِ شِفاءٌ»:

سلام علیکم . در پاسخ به رفیق گرانقدر ناشناس اینکه بیان حضرت شیخ از تمامی این ابیات نه قبح علم و علم آموزی است بلکه نهیبی به متعلم است که از برای چه می خواند و می داند . آیا اول علمش معرفه الجبار بوده و آخرش تفویض امر الیه یا نه ! از همین روی است که در لا به لای اشعار به فقه و کلام بی اصول می پردازد . چراکه اگر اصل (عبودیت و معرفت) نباشد به تعبیر امام خمینی رض تا جایی می پیماید که "علم توحید است از زبان شیطان" . لیکن در اینکه خود شیخ از اعظم علما و فلاسفه و فقهاست تردیدی نیست . از این رو می بایست جهت تذکر حتما تامل گردد . التماس دعا .

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

در بیت"جایی که سلطان خیمه زد....."فکر میکنم یعنی جایی که حاکم مقتدر و زور گویی مثل عشق پیدا شود دیگر هیچ جای شکایت برای عقل و ..نمی ماند چون جرئت بروز ندارند.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

بله همانوطر که دوست عزیزمان فرمود این فیلم در سایت آپارات هم موجود است.بسیار وصف ناشدنی زیباست.اولا این وزن حماسی که حس برخاستن و انجام کاری را در آدمی بر می انگیزاند.بعد هم نوعی حقیقت جویی همراه با غرور کلام.این را بکن تا فلان کنیم همین و بس.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

از دیگر نکاتی که موجب ملاحت زبان فارسی در اشعار باباطاهر و سعدی شده همین تهدید هایی است که میکنند .
در بیت مگر تو روی بپوشی.....
ودر اشعار باباطاهر آنجاکه چه فرمایی بساجی یا بسوجم

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

من رمیده دل .....یعنی اگر با پای خودم به سماع بیایم به یاد عشق تو آنچنان در سماع شادی وجودم را فرا میگیرد که با ید مرا بیهوش بر سر دوش حمل کنند.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

گفتم که انتخاب وزن در آثار سعدی خاص و ویژه و مایه هم حسی مخاطب و شاعر میشود.در باب بیت حکایتی ز دهانت .....منظور این است که تو باری سخنی را به من گفتی الان هم از هر که هرچه بشنوم همان نصیحت در خاطرم هست و به سخن دیگران اهمیتی نمیدهم چراکه سخن تو درباره ی عاشق خود او را وادار میکند تا در اندیشه غرق شود و مطابق خواسست تو خود را تغییر دهد.این همه را سعدی در چند کلمه گفت.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۳:

این از موثر ترین حکایات بر من است که بلندبینی و مناعت طبع را نشان میدهد که هیچ گاه انسان نباید کسی را یا چیزی را آنچنان شیفته شود که ارزشش را نداشته باشد.بارها شده که این حکایت را به خط خوش نوشته ام.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲:

حضرت استاد مجتبی ملک زاده قسمتی ازین حکایت را در یک سطر به خط شکسته نوشته اند.این که میگویم به واقه حقیقتی است.روزی در همین حکایت دقیق شده بودم آنچنان ترسی از تصور این خواب به من غالب شد که نگو.این هم طرز سخن و ایجاز در کلام سعدی را میرساند.خدایش بیامرزاد.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

سخن عشق نام تصنیف بسیار بسیار زیبایی از شجریان پدر و پسر است.
نگاه کنید سعدی که از هر فرصتی حسن استفاده می کند چطور ضرب المثل و بیت خود را با هم وفق داده.هزاران بار دیگر هم خواهم گفت که سعدی بی نهایت حاضر جواب است و اجازه ی سخن گفتن به احدی را نمی دهد که در تمام اشعارش کاملا مشهود است.همچنین 2 واژه غربت و قربت را کنار هم ننشاندن زیبایی خاصی داردکه جز آنکسی که به شعرش دقیق نشود نمی داند.و نکته اخر انتخاب وزن مناسب در اشعار است که سعدی در این زمینه بر دیگر شاعران برتری دارد.

علیرضا پیشگو در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

من همیشه بر این نکته تاکید کرده ام و حتما دوستان نیز با من هم رای هستند که سعدی تا آنجا که جا دارد نمی گذارد سخنش قطع شود و در عین حال از همه چیز می گوید.حتی به دوست مجال سخن نمی دهد و خود پیشگویی اسرار می کند.که ما چنینیم تو این کن و یا آن کن.که لطافتی به شعرش داده که در ک ان زیباست.
ضمنا انتخاب وزن شعر و بیقراری آهنگ آن هنگام خواندن موجب فرح میشود که همان حس را به آدمی می بخشد .مانند اواز استاد شجریان که گویی پدر دوم اشعار است و چنان شعر را می پرورد که همان حس چه عاشقانه چه عارفانه چه افسوس چه خنده چه جداییو بغض و....را به مخاطب میرساند.

۱
۴۹۲۵
۴۹۲۶
۴۹۲۷
۴۹۲۸
۴۹۲۹
۵۷۰۴