امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۹ - درآمدن سلیمان علیهالسلام هر روز در مسجد اقصی بعد از تمام شدن جهت عبادت و ارشاد عابدان و معتکفان و رستن عقاقیر در مسجد:
گویا پیشینیان ما بالای خرد جزوی ما ده خرد را پذیرفته بودند که به ترتیب از بالا به پایین تا به خرد دهم که با انسان پیوسته می شود و وحی کار این موجود مبارک است . وحی گویا با وخش پارسی همریشه است و وحی گیرنده می شده وخشور و لغت دیگر برای وحی می شده ( یان ).
تاوتک در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
دستور در اینجا به معنی وزیر به کار رفته است دست+ور که پسوند دارندگی است
ریحانه در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۴۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۸ - آرزوی مادر:
فقط اشک ریختم و آروم شدم.ممنونم .یاد پروین عزیز گرامی
امید در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
خواستم از بزرگواران و سروران عزیزم سوالی بپرسم که معنای کلمه ترک و تلفظ صحیح آن در بیت اول و آخر چیست؟؟؟
ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۳:
در پاسخ به احمد عزیز:
پاکدامن چون زِیَد بیچاره ای
"زِیَد" فعل از مصدر زیستن
مصراع دوم صفت بیچاره ای است
معنای کل بیت: بیچاره ای که تا گریبان در گل فرو رفته است، چگونه پاکدامن و نیالوده به گل زندگی کند
کاظم چزگی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
به نام حضرت دوست.
فروغی عزیز شنیدن این شعر زیبای تو از نای استاد آواز ایران « محمد رضا شجریان»، مرا به ملکوت می برد....
رحت قطعاً شاد است...
شادیش افزون...
سید مجتبی فتاحی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۷ - در وصف ربیع و مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی:
درمصرع اول بیت هفدهم کلمه گه از قلم افتاده است
صحیح مصرع این گونه است :
بذل ان گه به گه و دشوار است ...
ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
شیشه خانه او بسیار زیباست و کنایه از قلب ضعیف ست که کلام هامان او را تحت تاثیر قرار میدهد و میشکندش
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
گزیر به معنی چاره درست است ولی معنی اصلی آن گزیریدن تصمیم گیری بوده است و گزیر معنی تصمیم می داده است . گزیر معنی گماشته در لری می دهد و با زیر نخست خوانده می شود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
اندرستن همانto enter است
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
مانستن یعنی تشبیه و مانسته را هم داریم . با افزودن پسوند به فعلهای فارسی می توان معنی نویی به آنها داد مثل مانیدن و ماندن و مانستن ! و دیگرستن و دگرسته یعنی تغییر و متفاوت و نیرز اندرستن یعنی وارد شدن با enter یک لغت است و ورودیو یا entry می شود اندری!
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
منجنیق کشکانجیر هم می شود
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعون:
هامان وزیر فرعون خشایارشاه هم بوده است !خشایار فرعون هم به شمار می آید
محمد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
گمان کنم در تنظیم برای آهنگ چنین شعر هایی نباید از هر سازی استفاده کرد و در ضمن من اگر یک غزل از مولوی را میخوانم یعنی دارم جهان بینی و اندیشه او را فریاد میزنم که شاید مخالف جهان بینی من باشه و نباد به اعتبار اسم مولوی که قریب به اکثر قبولش دارن بسنده کنم..باید به یک مرتبه ای از مولوی شناسی برسم(نمیگویم مولوی شناس شوم حداقل اندکی)
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
اردشیر جان خوزستان مثل ریوژانیرو داغ با عینک آفتابی و لباس های شیک و فلافل تند و البته لاف و جوانای خندان هم پیشنهاد من است ! آبادان هم که بدلیل منطقه آزاد بودن پر شده از جیپ همر و پورش و زوندا !! ( ای خدا مردم از بس لاف زدم ) . به هر حال شوخی کردم باشد که همدیگر را ببینیم . و دیده از چشمه سار پاکی تان بشوییم .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:
گمان کنم قسمت مربوط به ابن عربی گنگ نگاشته شده باشد .ابن عربی تنها کسی است که 400 رساله از او در یزدانشناخت تومار ( طومار ) شده است (به قول جامی ) بیشتر این بزرگان همه چیزی را که می دانسته اند نگفته اند ولی ابن عربی تنها کسی است که رازبازی نکرده است ! از جمله در کتابی از ایشان متن بالا را دیدم که شعری برای زیبایی پسری می گوید و به کسی این را نمی گوید و در دل نهان می کند بعد با بریدن بادیه ای در افریقا به منزلی می رسد که همه آن شعر را می دانند او می پرسد چه کسی این را گفته است مردم میگویند محمد ابن عربی ! و اینجا ابن عربی می فرماید که مردان نادیدنی سخن مرا پراکندند ! و مجبور می شود بر آن شعر به ناچار زند و تفسیری بنویسد و پاک روشن می دارد که خواست ایشان ریدک بازی نبوده است .ولی من نخواستم بگویم که مردم همجنس پسند نیست و یا یافت نمی شده است که مردمرزی و ریدک خواهی و همیشه بوده است ولی با دردسر که همین امروز هم درخیابان های پاریس هم که بروید با سپردن کودکان به فرزند خواندگی خانواده های دوسو مرد و دوسو زن مخالفند . و در آمار چاپ شده در گرایش های جنسی روند کاسته شدن همجنسگرایی فعلا رو به پیش رفتن است . ( در جاهایی که آمار دقیق جنسی هست ) .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵:
با درود به ط عزیزم من هیچ چیز را انکار نکرده ام . همه انچه می فرمایید نه از سالهای اول هجری که از 40000 سالی که هموساپین ها بوده اند یافت می شده است . ولی عجیب و غریب را نمی دانم کجای نوشته من است و می ترسم که اصلا نوشته ام بد نوشته شده باد بگونه ای که شما را به خطا افکنده باشد برای همه چیز بخشایش می طلبم . شما بزرگوارید .
حامد غفوری در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » صوفی که از مردان حق سخن میگفت و خطاب پیری به او:
ابیات 2 تا 4 در نسخ دیگر به این شکل آورده شده که فکر میکنم درست تا باشد:
گفت خوش آید زبان را بردوام
زانک میگویند از مردان مدام
گر نیم زایشان، از ایشان گفتهام
خوش دلم کاین قصه از جان گفتهام
گر ندارم از شکر جز نام بهر
این بسا بهتر که اندر کام زهر
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس را:
خن یعنی تنور و یا بریژن ( از بریزیدن و بریژیدن ) گلخن از گل که به معنی گل آتش و شرار آتش است . خن به خان هم می ماند یعنی خانه . تون هم نام دیگر خن گرمابه است و تونتاب کسی است که حمام را گل می اندازد و گرم می کند .
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۳ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۰ - آموختن پیشه گورکنی قابیل از زاغ پیش از آنک در عالم علم گورکنی و گور بود: