گنجور

حاشیه‌ها

پریشان در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ - مکتب حافظ:

با درود خدمت یاران
در این مورد که شهریار مقلد است یا صاحب سبک باید قبل از آن این مورد در نظر داشته باشیم که غزل با سه شاعر به اوج خود رسیده ر"حافظ"و "سعدی" و "مولانا" پس از آن هر شاعری که غزل گفته خواه ناخواه به یکی از این سه سبک بر میخورد و ما ناچار از این سه شاعر برای ترازوی سنجش غزل استفاده میکنم حال اینکه شهریار در شاهکار خود "حیدرر بابایه سلام " هنر شاعری خود رو نشان داده است من ترک زبان نیستم ولی با این زبان آشنایی دارم و به این دلیل این را شاهکار میدانم

سبحان در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۴:

بیت بکی مونده به آخر منظور از باز اولی پرندست یا باز دومی؟؟؟؟؟

کمترین در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:

وارون خجسته دو واژه زیبا دارد یکی گجسته دیگری مرخشه

کمترین در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:

سکلیدن واژه ی بسیار زیبایی است و با گسلیدن یک واژه است

پروانی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹۸:

ور بسکلم نظر را.
بُسُکلم که از فعل سُکلیدن (سُکلیدن تار، رشمه، ریسپان) برآمده است، درست است. این فعل تا کنون هم در زبان دری گفتاری افغانستان رایج است.

علی رضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶:

با سلام، به نظر می رسد معنی مصرع آخر این گونه باشد: « به هوشیار بگو که مست( سکاری ) از شدت وجد و اشتیاق مردم را ترک کرد.

turk kiz در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:

allah osati şehriyara rehmet elesin ruhu şad olsun yeri cenet
şirdir şehriyarin şeri elinde şemşir kim diyer men bele bir şirile devaye qelim

کسری در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

بیت5: گاه از لعل تو می گوید و گاه از لب جام/ ساقی بیخبران طرفه خبرها دارد.
خانم قمرالملوک وزیری این شعر رو به زیبایی تمام در دستگاه افشاری خوانده اند.

کسری در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۳۱ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۳:

بیت پنچم: گاه از لعل تو می گوید و گاه از لب جام/ ساقی بیخبران طرفه خبرها دارد.

محمد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:

درود بر همه دوستان-این شعر تو آلبومی به نام گلبانگ2 از شجریان و با کمانچه نوازی زیبا استاد بهاری به بهترین نحو اجرا شده و میتوان به خوبی ابیات را درک کرد. امیدوارم ما هم طبق بیت زیر جامه عمل پوشانیم:
ثوابت باشد ای دارای خرمن
اگر رحمی کنی بر خوشه چینی آخ آخ آخ...ای داد و بیداد.............................................

سعید شکیبایی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۰۱ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۳:

مرافقه یعنی دوست شدن اما مرافقت به چه معناست؟

رضا در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴:

با سلام، در زمینه ریشه مسجد که مورد بحث دوستان بود در زبان کردی سورانی به مسجد ،مزگوت گفته می شود و تنها کلمه رایج مورد استفاده برای این محل است. بنابراین می توان ریشه این کلمه را به این خطه نسبت داد. ضمنا از آنجایی که کردستان بصورت کامل بخشی از ایران بوده که برخی، نیاکان آنها را به مادها نسبت می دهند، چندان بیراه نیست که کلمه مسجد و مکانهایی مانند مسجدالاقصی با وجود پیشینه تاریخی از این کلمه ریشه گرفته باشند.

ابراهیم نوربخش در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۱۴ - پادشاهی اسکندر به جای پدر:

ره من همه زهر نوشیدن است
هنر جستن و عیب پوشیدن است
در متن، به جای جستن-جستم -آمده و اشتباهی فاحش می باشد.

مغبچه در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

شعری مسحور کننده سرشار از بازی با کلمات برای پنهان کردن آنچه که در پرده می گذرد...

محمد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۲:

بیت دوم اینگونه بهتر خوانده می شود
تهی از حکمتی به علت آنک پری از طعام تا بینی

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۴:

مصرع نخست اولین بیت را بدین گونه دیده ام ، که هم زیباتر مینماید والله اعلم
ما سر خوشان مست دل از دست داده ایم

مسعود کربلایی در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:

دکتر ترابی عزیز سرت سلامت
نوروز قصد سفر به شیراز را داشتیم، به دلایلی رفتنمان به اما و اگر کشید. شبی که فردایش رفتنمان مشخص می شد تفقدی به دیوان خواجه زدیم و این بیت شیرین دلم را قرص کرد
دیدار شد میسر و بوس و کنار هم
از بخت شکر دارم و از روزگار هم

محمد در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

امروز رفته بودم سوپری محل یه کیک وآبمیوه بزنم بدن چنتاازهم محلی ها اومدن اونجا همه میگن زشته گناه داره امروز قتله خوب یکی نیست بگه مگه من قتل کردن که زشته یادارم دزدی میکنم یه لقمه کیکو زهرمون کردن رفت
گر می نخوری طعنه مزن مستانرا
بنیاد مکن تو حیله و دستانرا
تو غره بدان مشو که می مینخوری
صد لقمه خوری که می غلام‌ست آنرا

عرفان در ‫۱۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم
و منظور دقیقا همان روضه ی رضوان است.
دلیل:پدر ما بهشت را در ازای دو گندم به ملک جهان فروخت. من نیز فرزند ناخلفی هستم اگر به جوی بهشت را به دنیا نفروشم.
ایا اگر ما در بهشت بودیم عشق را می فهمیدیم؟ پس تکلیف این امانت الهی چه میشود؟ پس حافظ بهشت را نمیخواهد.

۱
۴۹۰۵
۴۹۰۶
۴۹۰۷
۴۹۰۸
۴۹۰۹
۵۸۳۱