گنجور

حاشیه‌ها

ایمان مصدق در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

قیاس مع الفارق علم هواشناسی و خدا، برایم خنده دار بود. آخه علم هواشناسی که هوای فردا رو خلق نمی کنه و به داوری نمی ذاره! چطور شما این دو را برابر می بینید؟ اگر خدا ما رو خلق کرده، خودشم می دونه چی ساخته، خودشم می دونی ما چه کاره می شیم، پس داوری و مجازات برای چیست؟

اردشیر در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۳:

با سلام
رباعی دیگری از خیام داریم به مضمون زیر
تا چند حدیث پنج و چار ای ساقی
مشکل چه یکی چه صد هزار ای ساقی
خاکیم همه چنگ بساز ای ساقی
بادیم همه باده بیار ای ساقی
رباعیات حکیم خیام نیشابوری به قلم شادروان استاد فروغی و استاد غنی
می توان اذعان داشت در این رباعیها خیام بر این باور است که انانکه به شوند خوابیدن در باد غرور و نخوت ادعا دارند که از دیگران جلوترند و به اسراری دسترسی پیداکرده اند به هیچ دانشی نرسیده اند و بهتر است سایرین نیز از ایشان اطاعت نکنند و به خرد خویش بازگردند , در اینجا افاده افراد مدعی را خیام به درستی با بادی گذران و فاقد سلامت و غنی بودن به لحاظ محتوی می داند به همین روی پیشنهاد می کند که هر کس براساس نیروی خرد خویش به کار خود بپردازد و تلاش کند در چنگ سودجویان قرار نگیرد

شکوهی در ‫۱۲ سال قبل، دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

عرفی گوید: کسی که خاک درت را کند چو سرمه به چشم
ببین که چه بی ادبی ها به آستانه کند.

حافظ گوید:
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
آیا نظر عرفی شیرازی در این که گفته "کسی که ..." حافظ بوده است؟!

شکوهی در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

عرفی شیرازی هم روزگار حافظ هم چنین غزلی دارد:
تا قدم بر اثر نام و نشان خواهد بود
گوشهٔ دامن ما وقف میان خواهد بود
می نمودند ملایک به ازل عشق به هم
کاین گهر دست زد بی بصران خواهد بود
گر شود کون و مکان زیر و زبر در ره عشق
صورت ناصیه بر خاک عیان خواهد بود
جز به بازار قیامت ، دل پرخون، زنهار
مفروشید که این جنس گران خواهد بود
دیده بی نور شد ازگریه، خدایا به ازل
گفته بودی که به جایی نگران خواهد بود
دلم آخر به تماشاگه دیدار آورد
تا کی این آئینه در آئینه دان خواهد بود
دست فرسوده شود آخر و گمنام شوم
من گرفتم هنرت نقد روان خواهد بود
به سرانجام جم و کی چه نهم بیهده گوش
کمترین بازی افلاک همان خواهد بود
عرفی از پیر مغان دست نداری هر چند
بر دلت بستن زنار گران خواهد بود

شکوهی در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:

این غزل یادآور غزل عرفی شیرازی هم روزگار حافظ است. ببینید چه همانندی هایی دارد:
می مغانه که از درد شور و شر صاف است
به محتسب ندهی قطره ای که اسراف است
امام شهر ز سرجوش خمر نپرهیزد
نزاع بر سر ته شیشه های ناصاف است
مذمت می و مطرب ز گمرهی چه عجب
که شیوه دانی شهدش بهین اوصاف است
لباس صورت اگر واژگون کنیم، بیند
که خرقه ی پشمین جامه ی طلا باف است
خیال مغبچه ای می برم که غمزه ی او
بلای صومعه داران قاف تا قاف است
گرفتم آن که بهشتم دهند بی طاعت
قبول کردن و رفتن نه شرط انصاف است
اگر به صحبت عرفی به سهو بنشینی
به گوش پنبه فرو کن که سر به سر لاف است

شریف در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

سلام .
کمک لازم دارم،هرکس بقیه این شعرو بلده برام بنویسه خیلی ممنون میشم
من دوش پنهان میشدم تا قصر جانان سنگنک نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان سنگنک

مینو نادرسپاهی در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوم » بخش ۱ - المقاله الثانیه فی نعت رسول الله صلی الله علیه و سلم:

یقین او چلچراغش زهره باشد ز زهرای مطهر نمره باشد

کیارش در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۵:

ممنون اردشیر خیلی خوب بود

شریف در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

اما چیزی که خیلی مشهود است این مسئله که هر وقت غزلی از غزلیات حافظ را می خوانم درونم آتشی به پا می شود هر چند از خیلی اشعار سر در نیارم

شریف در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

.اما چیزی که مشهوده اینه که در بیت پنجم البته بنظر بنده منظور خداست.که به ما مشتاقه وعلاقه داره که به هر بهانه ی مارو بخودش برسونه اما ماییم که خطا سر میزنه ازمون واون عشوه ها رو نمی بینیم که به قلبمون اثر کنه.وحافظ هم بنظرم اینو بیان کرده .اما خوشحال میشم که دوستان هم نظری بدن در مورده این بیت.ممنون

شریف در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

حافظ در یک غزل صرفا یک مسئله رو بیان نمی کنه.اگر خوب نگاه کنیم می بینمیم یک بیت یک مسلئه رو بیان می کنه ویک بیت دیگه مسلئهی دیگه ی رو .اگر بیت دوم وپنجم رو مقایسه کنیم می بینیم متناقضه اما اینطور نیست بیت اول در مروده یه چیزه دیگست وبیت پنجم در مورده چیزه دیگه

امین کیخا در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۱ - در بیان آنک نور خود از اندرون شخص منوّر بی‌آنک فعلی و قولی بیان کند گواهی دهد بر نور وی؛ در بیان آنک آن‌ نور خود را از اندرون سرّ عارف ظاهر کند بر خلقان بی‌فعل عارف و بی‌قول عارف افزون از آنک به قول و فعل او ظاهر شود، چنانک آفتاب بلند شود بانگ خروس و اعلام مؤذن و علامات دیگر حاجت نیاید:

از معبر که مولانا به معنی تعبیر شده بکار برده است راه به ابیر ببرم این که در اسیر و ابیر در لری به کار می آید گمان کنم ابیر از ابوردن یا همان بردن باشد یعنی چون اسیر را می برده اند ابیر هم معنی برده بدهد ! هنوز بیگمان و دل آسوده نیستم .

حامد در ‫۱۲ سال قبل، یکشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۵۲ - ضیمران:

در مصرع اول بیت 26 واژه ی زبنتی آمده است واز قرار معلوم زینتی باید باشدوبا سپاس فراوان

۱
۴۹۰۳
۴۹۰۴
۴۹۰۵
۴۹۰۶
۴۹۰۷
۵۷۰۴