aref در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:
دوست عزیزی(سمیر) که فرمودی منظور از کنیزک یک دختر است، اصلا با مثنوی تا حالا کار کردی؟
قطعا منظور از کنیزک ، یک دختر بچه نیست.
و دوست عزیز حمید رضا گوهری ،
شما لطفا شعر رو تفسیر کنید تا ببینیم که فهم شما از این شعر چیه؟
ناقلی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
شعر شون کاملا عرفانیست بعنوان مثال :
شحنه اندر عقب است ومن از آن می ترسم *که لب لعل تو،آلوده به ماء العنب است بنظرم مراد از شحنه مرگ وترس از بعداز مستی دنیاست
ناقلی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۵:
گر نامه من همی نیرزد بجواب * این درداشک زعشق توست وبرخوان آخر
ناقلی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۴۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۹:
عقل آمد ودر پهلوی من زد انگشت*یعنی که خموش بیع نما،کارزانست
merce در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۵:۱۱ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم!:
در زمان رضا شاه و گویا به دستور او محمد درگاهی که کلانتر بوده معروف به ”ممد چاقو“قصد کشتن بهار را داشته و در کمین که بهار از مجلس خارج شود ( بهار آن زمان سخن گوی اقلیت چهارده نفره مجلس به ریاست مدرس بوده و مورد خشم رضا شاه) بهار بعد از استیضاح در راهرو با عده ای مشغول گفتگو بوده که مدیر و صاحب روزنامه رعد قزوین بنام واعظ قزوینی از مجلس خارج می شود و چون با قد کشیده و اندام باریک شباهت خاصی به بهار داشته به اشتباه قصد جانش می کنند ، او فرار میکند ولی جانیان جلو در مسجد سپهسالار او را
می گیرند و سر می بربد .سر را جلو چراغ بستنی فروش محله میبینند و به اشتباه خود پی می برند
این که می گوید : خصم در کثرت و قانون طلبان در قلت ، منظور از قلت همین چهارده نفرند
مهادیو ، نظرش به رضاشاه است به معنای ”دیوبزرگ“ که گویا ان زمان در سفارت فرانسه این خبر را به او می دهند و رضا شاه با تبسمی می گوید خبر رسید که بهار را هم کشتند
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۱۴ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:
ازمسولین سایت تقاضا دارم در صورت امکان هجویات وهزلیات این شاعره را در سایت بکذارند و یا اکر کسی بخواهد میتوانم اشعار در اختیارشان بکذارم
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۴:۰۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۲۰:
سلام دوستان از نظر ادبی بسیار زیبا بود مهستی کنجوی یکی از متقدمان هجو وهزل سرای ادب فارسی میباشد .و تا جایی که بنده مطالعه داشته ام اولین بانوی هجو سرا ادب فارسی هستند
ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۲:
ای دل بکوی یار گذاری نمی کنی…وآن را فدای مهره یاری نمیکنی….ساغر لطیف ودلکش و دم افکنی بخاک دیدی ای دل که غم یار دگربار چه کرد…….اشگ من رنگ شفق یافت زبی مهری یار……
مجال من همین باشد که پنهان مهریار ورزم..
حمید شرفی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:
مصرع دوم
راه اگر بسیار باشد، "باش" گو؛ منزل یکیست
منیر سپاس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷۹:
با عرض سلام ، آغاز غزل در نوشته شما اینجا تحریف شده است در کتاب چاپ کابل را که من در اختیار دارم ، رندگی آمده است و این معقول تر و مقبول تر وبه یقین درست میباشد((به کنج زندگی عمریست جای خویش میجویم.. سراغ خود ز نقش بوریای خویش میجویم))
فرزاد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:
سلام-خسته نباشید
درباره دلیل سرودن این شعر باید یادآور شوم که استاد شهریار در اوج پیری در بستر بیماری بود و معشوقه اش(همان خانمی که در جوانی شهریار عاشقش بود) به عیادتش می آید و در حین احوالپرسی جهت دلداری دادن شهریار به او می گوید : "استاد خوبه که حالا دیگر اون عشق و احساسات جوانی آزارت نمیده " منظورش این بوده که شهریار از نظر روحی حالش بهتر از وضع و حال عاشقانه در جوونیشه
که شهر یار در جواب این شعر رو میگه و مهمترین بیتش هم اینه که :
مژه سوزن رفو کن نخ آن ز تار مو کن
که هنوز وصله دل دو سه بخیه کار دارد
یکی از نعمتهای خوب خدا که به انسان داده فراموشیه آدم خیلی چیزهارو فراموش میکنه مثل غم از دست دادن عزیزان ولی بعضی مسائل و موارد اصلا قابل فراموش کردن نیست
زنده باد عشق و عاشقان واقعی
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:
در جهار مصرع نه جهار بیت
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۵۱ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:
درود دوستان این رباعی از جند جهت مهم و قابل تامل و تفکر است 1.ابراز خیام به ناتوانی در درک و حل معمایی که به اشتباه ما ان را هستی فرض میکنیم که در مصرع دوم بیت اول به ما میخواهد بفهماند که این معمارا حل کرده اند2.جه کسانی حل معما را بلدند (زیرکان دانایی) که در مصرع دوم میکوید حال این اشخاص جه کسانیند؟3.در بیت دوم أشعره به منطقی میشود که بهشت را فیزیکی و در عالم امکان در نظر میکیرند که قابل ساخون است4.در مصرع اخر دوباره سوالی مطرح میشود که خاص خیام و فلسفه نهیلیستی اوست که به بایان کار انسان در این جهان اشاره دارد ویا به سؤال مهمی دیکر انکه ما در برابر قضاوت جهان دکر بیخبریم. حال میبینیم که فلسفه منطق فیزیک تاریخ هنر ادبیات را جکونه خیام کنار هم نهاده است در جهار بیت
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
شرمنده دوستان خط اخر میخواهد درسته که نمیدونم این کلمه عجیب جطور از اب در اومد هر کاریم کردم درست نشد خلاصه ببخشید
راشد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
نمیدونم جرا باید بدونیم از بهر جه اراست مرا اولن فرض را بر این بکیریم که واقعا خالق و مخلوقی که انهم به لطف ادبیات بر وزن عاشق ومعشوق است باشند دوما جه فرقی میکند که بدانیم یا ندانیم؟ خیام بزرک از فلسفه وارد شعر میشود
ودر این رباعی فقط وفقط مدخولها بدانیم که در کار افرینش باید تامل کرد
حسین ج در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۲:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:
ابراز عقیده در منظر ادب خود عین ادب است مولانا خود گویای یک ادب در منظر حق تعالی بود و در نگاه او هر چیزی که مسیر الهی داشت همجون یک زندان گشوده و آزاده بود .
مولانا بصورت سمبلک عقیده اش را بیان و ابراز کرده است و اگر ما فهم درستی داشته باشیم درک این واقعیت برای ما آسان خواهد بود و از خدا این فهم را طلب کنیم.
نیکی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۳:
این شعر با صدای علیرضا قربانی مسخ کننده است... مخصوصا وقتی با تمام وجود میگه: مرا چه جای دل باشد چو دل گشته ست جای تو... بی نظیره...
پ در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:
فکر میکنم وزنِ درستِ این رباعی، " مفعول مفاعل مفاعیل فع" باشه نه "فعل"
سید کبیر در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:
سلام
امین کیخا در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۸۸ - یک شب شوم!: