محمدرضا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
معنی و مفهوم بیت هشتم این شعر زیبا را برام بفرستید
ممنون از شما
محمدرضا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
معنی مصرع اول و مصرع دوم بیت هشتم این شعر زیبا را برام بنویسید ممنون از شما
احمدشاه نظیم در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
غزل فوق بالاتر از آن است که بنده چیزی در حاشیه بنویسد
علی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۲:
استاد محمودی خوانساری به همراه خانم هایده در برنامه گلهای رنگارنگ شماره 540این غزل را به زیبایی هرچه تماتر خوانده اند.
امامی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹:
با سلام و خسته نباشید.
فکر کنم در مصرع اول کلمه عزیزم(با ضمه بروی ز) بجای عزیزا درست تر باشه.
عزیزم کاسه چشمم سرایت .....
سنجری در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنجنامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیم:
با سلام
در مصرع "های و هویی در فکنده..." بجای "هوا" من "شما" دیده ام:
یک دهان نالان شده سوی شما -- های و هویی درفکنده در شما
در ضمن این بیت هم در همین بخش باید باشد:
با لب دمساز خود گر جفتمی -- همچو نی ناگفتنی ها گفتمی
آرش در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
این غزل درباره فرار عبید زاکانی دوست حافظ از دست امیرمبارزالدین به عراق است.
حمیدرضا در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸۰:
مرحوم ذاکر چقدر زیبا توی یکی از مداحیاش بیت آول این شعر رو خوندن. روحش شاد
ناشناس در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی:
خط سوم بید "باز -- بر" باشد نه "با -- زبر "
ناشناس در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۲ - دعا و شفاعت دقوقی در خلاص کشتی:
خط سوم "باز بر" باشد نه "با زبر "
مرتضی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر/ تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
به گمانم در مصرع دوم «تا» به معنای هشدار یا آگاهی دادن باشد. اینطور نیست؟
تنگ طه در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
مهم این هست که این غزل یکی از زیباترین غزلهای حافظ می باشد . حال اگر یک مصراع از شخصی همچون یزید در این غزل آورده دلیل بر بدی غزل نیست . و در اینجا همان یک مصراع نیز با معنی متفاوت به کار برده شده .
رامین راقب در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲:
دوستان اندیشمند و اندیش بند خیام رو همون جور که هست ببینید نه طوری که دلتون میخواد, به کسی چه مربوط که خیام چه مرام و مسلکی داشته همین قدربس که قرنهاست ملیاردها ادم از دانشمند و بی سواد رو سر کار گذاشته و هیچ کی تا به حال دستشو نخونده نشون میده که طرف خیلی از ما بهتر تو کارش وارده پس جلو یه همچین آدمی تو رو خدا سعی کنید دهن به هر گزافه ای باز نکنید و جانب احتیاط رو رعایت کنید و الا وقتی تبدیل به خاک کوزه گری شدید اون کوزه گر دهر از شما به جای خمره ی شراب گیل شیب زنه می سازده ها گفته باشم .
گیل شیب زنه = نوعی سوت گلی که در شمال کشور می سازند و در آن آب میریزند و شبیه بلبل است و کودکان با دمیدن در آن صدای بلبل در می آورند
دکتر ترابی در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴:
مصرع دوم از بیت نخست به گمانم به باغ عارض ساقی است و نه زباغ
آفتاب می از مشرق پیاله بر می آید
و در باغ عارض ساقی هزاران لاله
حسین در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
با سلام.
آقایون و خانم ها ! حافظ در زندگی خود قطعا شراب زمینی خورده. این را حتی استاد الهی قمشه ای نیز در جایی اعتراف کردند!
نادر در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
این غزل بینهایت زیبا را "خداوندگار" در وصف و خطاب به مرادش شمس الدین تبریزی سرود که مبادا بار دیگر او را تنها گذاشته و از قونیه عزم سفر کند.
عبدالحمید در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۴ - نکته گفتن آن شاعر جهت طعن شیعه حلب:
سلام
دوستی به اشتباه قیاس کرده بود بین عزاداری عاشورا و نمایشنامه رستم وسهراب! درحالیکه مردم عزاداری را به عنوان امری دینی انجام میدهند و توقع اجر و ثواب دارند و با امور غیر دینی قابل قیاس نیست... دستورات دینی توقیفی است، از آنجاییکه در اسلام به عزاداری امر نشده و بلکه از آن نهی هم شده ثابت میشود بدعت است و ناجایز.
دوست دیگری گمان کرده چون مولوی برای امام حسین عزاداری نمیکرده ارادت هم نداشته؛ ولی این دو مقوله ی از هم جداست.
دوستی مدعی شده اگر عزاداری نشود تاریخ عاشورا به فراموشی سپرده میشود و حتی عدالت و حق طلبی!!! کدام ملت با عزاداری تاریخ خود را حفظ کرده که شما دومیش باشید؟! یا مگر شهادت همزه سیدالشهدا را که برایش عزاداری نمیشود مسلمانان فراموش کرده اند که امام حسین را فراموش کنند؟!
و در آخر به دوستانی که به دنبال هفتادبار خواندن مثنوی اند توصیه برادرانه میکنم که کتاب خدا را، نه هفتادبار بلکه هفت بار با معنی بخوانید و بهره خود را از زنگی بگیرید که با نخواندن هیچ کتاب دیگری زیان نخواهید کرد . . . فبأی حدثِ بعده یؤمنون
اورنگ وثوقی نیری در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷:
سلام
ببخشید اگر زیاد حرف زدم فقط خواستم به بیت
دیگری هم اشاره کنم که شاید کمک بیشتری به درک این شعر بکند :
باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم
شاهد مقصود را از رخ نقاب انداختی
خاکبان در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
بنام حضرت دوست که هرچه داریم و نداریم از اوست.
به نظر میرسد منظور از «خربنده» بنده خر است. یعنی به جای آنکه در بند و بنده خدا و در فکر نیازهای معنوی و روحانی باشیم در بند جسم خود و نیازهای جسمانی هستیم. گویی جان انسان به مسافری که مقصد او خداست تشبیه شده و جسم او به مرکبی چون خر که قرار است در این سفر معنوی و روحانی در خدمت جان باشد. ولی بر اساس غفلت مسافر (جان) کار برعکس شده. یعنی به جای آنکه جسم در خدمت جان باشد جان در خدمت جسم قرار گرفته است. لذا مولانا دعا میکند که او را از اسارت نیازهای مادی برهان تا به در خدمت نیازهای معنوی قرار گیرد.
عرفان در ۱۲ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰: