بهاره در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۲:
کتایون قیصر که بد مادرش گرفته شب تیره اندر برش
اردشیر در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۷:
با سلام
به باور بنده این رباعی پرسشی است در رابطه با یکی از اسرار افرینش و مشهور ترین که تا کنون بدون پاسخ مانده است
هدف از خلقت انسان چیست ?
ااندیشمندان بزرگ و فیلسوفان مشهور و نامدار نتوانسته اند به این پرسش پاسخ دهند و اندسته از کسانی که خود را خیلی با دانش می دانند فقط برای استفاده از نادانی مردم سخنانی یاوه تحویل داده اند به عبارتی دیگر و بر اساس باور خیام نخست زنخی زدند و اخر خفتند
اردشیر در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
راستی استاد بشگونی از چه ریشه ای امده است اکر شوند ناراحتی خاطر نمی شود پرسشهای مرا پاسخ دهید با عرض شرمنگی
شاگرد شما اردشیر
اردشیر در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
با سپاس فراوان استاد مناسبتر است به جای خجالت و دخالت در فارسی میانه ( پهلوی ) از
چه واژه ای استفاده شود اگر ممکن است راهنمایی نمایند
مستعار در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸:
کلمه "بطلب" فعل امریست و به معنای "بخواه" و یا "آرزو کن" است, در حالیکه "به طلب" به معنای "با خواستن" است. و بنابر این "به طلب" صحیح است. چرا باید لقمه ای که در دهان نگنجد بطلبیم؟ معنا ندارد. چرا باید علمی را که در نشان نگنجد بطلبیم؟ امیدوارم که منظور درک شده باشد. همانطور که نوشته شده صحیح است.
دوستدار در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
تا آنجا که میدانیم تنها خواجهی شیراز است که قرآن را باچهارده روایت می خوانده است، ازین رو عشق تا روزگار اوبه فریاد کسی دیگر جز خوداو نرسیده بوده است و ازآنجا که ازبر خواندن قرآن آنهم به چهارده روایت اگر ناممکن نباشد بسیار دشوار است ، امیدی به رستگاری عاشقان نیست. به قول امروزی ها علافند، ول معطلند!!
از شوخی گذشته بیت تخلص با توجه به حال و هوای باقی غزل نمی تواند جز این باشد:
عشقت رسد به فریاد، ور خود بسان حافظ......
از شاعری که شعرش همه ستایش عشق است انتظار ی دیگر دارید؟
محمدرضا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۳:
نه خیر همون اکدشان درست است
جمع اکدش است!
ضمن اینکه اصلا اشکدان وزن شعر را به هم میزنذ...!
ابوالفضل در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » گلهٔ یار دلآزار:
سلام به تمام عاشق های حقیقی شعری بود دور از دسترس این دنیا،این نظام هستی و...نمیدونم این شعرو چه جوری توصیف کنم.نمیدونم این حقیقت و سنگینی و صداقت این شعر و این جهان چه جوری داره تحمل میکنه،من دقیقا تو حالت این شعر افسردگی شدیدی گرفتم .شعر خوبیه شعر واقعا عالیه ولی باید بدونیم ما توی این دنیا داریم زندگی میکنیم و باید خودمونو باهاش وفق بدیم به نظر بنده ی حقیر از برادرا خواهران عزیزم میخواهم این جور شعر ها و آهنگ های داریوشو طبق گفته ی خودش گوش ندید تا به روز من نیوفتید و حرف آخر خوش به حال عاشق ها نه معشوقه....
بابک العوضی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۸ - تتمهٔ قصهٔ مفلس:
در بیت
ورنه چون شد شاهد "تر" پیره خر،
به جای "تر" ، "تو" صحیح تر نیست آیا؟
علی در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - بویِ جویِ مولیان آیَد هَمی:
با درود
آقای مراقبی عزیز همان گونه که برخی دوستان اشاره کردند ، این آب خالص است که بو ندارد و هر جویبار و رودی بوی ویژه خود را دارد و این از دیدگاه دانش نوین پذیرفته است . به جهت رشته ام که زیست شناسی جانوری است باید بگویم که ماهی های قزل آلا نیز از راه بوییدن و تطابق هزاران بوی موجود در دریا که از خاک و گیاهان حاشیه رودهایی که به دریا می ریزند حاصل گشته با بوی جویبار زادگاهشان ، جویباری را که در آن متولد شده اند یافته و به سوی آن میروند تا در آن تخم گذاری انجام دهند .
البته بعید است که این شاعر گران قدر پارسی چنین دیدگاه ساده ای داشته باشد و منظور از بوی جوی مولیان زنده کردن خاطرات گذشته امیر نصر سامانی است .
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:
حالا که نام کبوتر آمد باید نامی از اخوان ببرم که شعری دارد به نام کفتر و کفتار یعنی بی آزار ترین زیونده را با کافنده ترین جانور برهم نهاده و مقایسه کرده است
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:
میان را چست بستن کمر را تنگ بستن شاید باشد و نیز چست معنی لباس راسته و با قواره تنگ هم هست .مثلا لباس فلانی چست است یعنی چسبان است . تنگ است .
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
اردشیر جانم منظورم این است که در عربی بجای خجالت مثلا می گویند خجله واصلا این خجالت هستی خارجی ندارد و ایرانیها درستش کردند و دخالت نیز در مورد نزاکت هم همین گونه است یعنی از نازکی لغت نزاکت آمده است و در عربی اصلا وجود ندارد . درود به اردشیر بزرگوار
اردشیر در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
با تشکر استاد خواهش میکنم در خصوص این دو واژه به بنده بیشتر توضیح دهید خوشتر می شوم بیشتر سواد اموزی کنم در ضمن منظور از عربی را نفهمیدم اگر ممکن است شفاف نمایید
تاوتک در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:
اگر منظور از شاه مجید خداوند باشد که گویا اینچنین است کجا اشک با خون شهید برابر دانسته شده؟
تاوتک در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:
ناشکفت میشود بی شکیب و نا آرام و چست بستن کنایه است از با شتاب آماده شدن
تاوتک در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۶ - قصهٔ قوم یونس علیهالسلام بیان و برهان آنست کی تضرع و زاری دافع بلای آسمانیست و حق تعالی فاعل مختارست پس تضرع و تعظیم پیش او مفید باشد و فلاسفه گویند فاعل به طبع است و بعلت نه مختار پس تضرع طبع را نگرداند:
یونس به معنی کبوتر است ونام پدرش در تورات امتای است به معنی فانی که گویا همان متی است
تاوتک در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۱ - صاحبدلی دید سگ حامله در شکم آن سگبچگان بانگ میکردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایدهها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی:
گرمدار یا همان فن!که قبلا به آن اشاره شد برای مشوق زیباست
تاوتک در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۱ - صاحبدلی دید سگ حامله در شکم آن سگبچگان بانگ میکردند در تعجب ماند کی حکمت بانگ سگ پاسبانیست بانگ در اندرون شکم مادر پاسبانی نیست و نیز بانگ جهت یاری خواستن و شیر خواستن باشد و غیره و آنجا هیچ این فایدهها نیست چون به خویش آمد با حضرت مناجات کرد و ما یعلم تاویله الا الله جواب آمد کی آن صورت حال قومیست از حجاب بیرون نیامده و چشم دل باز ناشده دعوی بصیرت کنند و مقالات گویند از آن نی ایشان را قوتی و یاریی رسد و نه مستمعان را هدایتی و رشدی:
سیبستان یا سیبزار بسیار زیباست
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶: