گنجور

حاشیه‌ها

نیوتن در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶۶:

غزل شماره 836 عطار:
نگاری مست لایعقل چو ماهی
درآمد از در مسجد پگاهی
سیه زلف و سیه چشم و سیه دل
سیه گر بود و پوشیده سیاهی
عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۶/

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

پیرامون کفر و نقل کفر در این بیتها بسیار گفته و نوشته اند. آنچه خرد خام هنوز به میخانه نبرده ی
من از این ابیات در می یابد اینکه مشکل خواجه نه تنها حل نشده است بل اتهام لهو و لعب را نیز می توانسته اند بر آن بیفزایند: به هنگام سحرگروهی از ترسایان بر در میخانه ای با دف و نی نامسلمانی حافظ را فریاد می زده اند. و خواجه که به احتمال بسیار درس سحر در ره میخانه نهاده بوده است و گویا درهمان میکده از این حدیث اظهار شادمانی میکند!! شما چه فکر می کنید؟؟

حمیدرضا فتحی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » رباعیات » رباعی شماره ۷:

با توجه به وزن معروف رباعی «لا حول و لا قوة الا بالله»
باید مصرع اول بدون کلمه ی از باشد

محمد کریم بیگزاد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۹ - در معنی اینکه افلاطون یونانی که تصوف و ادبیات اقوام اسلامیه از افکار او اثر عظیم پذیرفته بر مسلک گوسفندی رفته است و از تخیلات او احتراز واجب است:

راهب دیرینه افلاطون حکیم
از گروه گوسفندان قدیم
رخش او در ظلمت معقول گم
در کهستان وجود افکنده سم
آنچنان افسون نامحسوس خورد
اعتبار از دست و چشم و گوش برد
گفت سر زندگی در مردن است
شمع را صد جلوه از افسردن است
بر تخیلهای ما فرمان رواست
جام او خواب آور و گیتی رباست
گوسفندی در لباس آدم است
حکم او بر جان صوفی محکم است
عقل خود را بر سر گردون رساند
عالم اسباب را افسانه خواند
کار او تحلیل اجزای حیات
قطع شاخ سرو رعنای حیات
فکر افلاطون زیان را سود گفت
حکمت او بود را نابود گفت
فطرتش خوابید و خوابی آفرید
چشم هوش او سرابی آفرید
بسکه از ذوق عمل محروم بود
جان او وارفته ی معدوم بود
منکر هنگامه ی موجود گشت
خالق اعیان نامشهود گشت
زنده جان را عالم امکان خوش است
مرده دل را عالم اعیان خوش است
آهوش بی بهره از لطف خرام
لذت رفتار بر کبکش حرام
شبنمش از طاقت رم بی نصیب
طایرش را سینه از دم بی نصیب
ذوق روئیدن ندارد دانه اش
از طپیدن بی خبر پروانه اش
راهب ما چاره غیر از رم نداشت
طاقت غوغای این عالم نداشت
دل بسوز شعله ی افسرده بست
نقش آن دنیای افیون خورده بست
از نشیمن سوی گردون پر گشود
باز سوی آشیان نامد فرود
در خم گردون خیال او گم است
من ندانم درد یا خشت خم است
قومها از سکر او مسموم گشت
خفت و از ذوق عمل محروم گشت

سجاد در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

زیباترین شعری که از سعدی خوندم

iیاسر عباس غازی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیده:

موضوع این قصیده مواعظ است و در کلیات امیر خسزو دهلوی {تصحیح}سعید نفیسی بر صفحه 592 آمده است

نوید در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۴:

به نظر شاعر میگه زاهدان ترک دنیا نمی کنند و به نوعی دنیا طلب هستند
این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار!
نقد و نسیه چه فرقی با هم دارن؟؟ 2 تاش دنیا طلبی نیست؟

محمد رضا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ (در میکده می‌کشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی):

و در پاره 11 مصرع اول بیت 5 آمده که " کی (بود) که زلطف دلنوازت "
و شکل صحیح این بیت (( کی (بو) که ز لطف دلنوازت))

محمد رضا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۴ (در میکده می‌کشم سبویی - باشد که بیابم از تو بویی):

خسته نباشید
در پاره 7 بیت 3 مصرع اول نگاشته شده که "خود را ز چه غمش بر آرم "
که (( خود را ز چه از غمش برآرم)) درسته

سعید در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

در بحث قافیه ، دو نوع "عیب" داریم : 1- ملقبه 2- غیر ملقبه
هر دو نوع البته اقسامی داره ؛ برای مثال ، اقسام عیب ملقبه شامل " ایطای جلی و خفی ، اکفاء ، اسناد و شایگان" میشه .
بین این دو نوع عیب قافیه ، عیبی که در بیشتر مواقع قابل چشم پوشی نیست و حمل بر ضعف شاعر میشه عیب "ملقبه" است .
اما بیت مورد بحث حافظ ، مصداق قسمی از عیب "غیر ملقبه" به نام "ظهور اخفای حرکت در حرف روی ravi" است . نیاز به کمی توضیح داره :
حرف روی ravi چیه؟ حرف روی آخرین حرف اصلی از حروف همسان ، در انتهای قافیه است . برای مثال ، اگر کلمه ی ‌‌/ نهاده ام/ با /گشاده ام/ به عنوان قافیه ی یک بیت استفاده بشه ، حرف "دال" حرف روی محسوب خواهد شد .
قاعده اینه که حرف روی (ravi) در قافیه ی هر دو مصرع یک بیت ، باید "حرکه ی یکسانی" داشته باشه . مثال اخیر رو نگاه کنید ، حرکه ی حرف روی ( کسره /e/ ) بطور یکسان تکرار شده . این قاعده در مورد "ساکن بودن" حرف روی هم صدق می کنه .
خب حالا بیت حافظ رو نگاه کنید ، مطمئنا متوجه شدید که حرف " ب " حرف روی است ولی ایرادی که هست اینه که حرف روی در مصراع اول، ساکن و در مصراع دوم، متحرک به کسره است - حالا تفاوتی هم نمی کنه " به کجا " بنویسیم یا " بکجا " ؛ چون حرف "ه" در این مواقع غیر ملفوظه و فقط نماینده ی حرکت کسره است.
همونطور که گذشت اسم این عیب ، "ظهور اخفای حرکت در حرف روی" است که "غلو qolovv " هم نامیده میشه .
نکته آخر و مهم اینکه : اگه گوش و ذهن آدمیزاد ایرانی در مواجهه ی اول و شاید تا آخر عمر (!!!) ، متوجه این عیب نشه و اصلا بعد از متوجه شدن هم ، چندان براش غریب و نامانوس نباشه ، اتفاقا بعضی استادان اون رو نوعی شیرین کاری هم دونستن !
به این ابیات از فردوسی و سعدی توجه کنید !
دبیر خردمند بنوشت خوب / پدید آورید اندرون،زشت و خوب
نظر کرد پوشیده در کارِ مرد / خلل دید در راه هشیارْ مرد

شهریار۷۰ در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

احسان زند عزیز
به نظر من بهتر است وقتی یه همچین اطلاعاتی رو از کسی نقل میکنیم ، دست کم اسمی از برنامه و شخص مجری یا اون منبعی که اطلاعات رو به ما داده ، بیان کنیم
بعید میدونم شما خودت به همه این نسخ سر زده باشی و خودت به تنهایی به اشکال این بیت رسیده باشی
حافظ گرامی راست :
بی‌مزد بود و منّت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی‌عنایت

احسان زند در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

مصرع "هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است" از نظر وزن مشکل داره و اصلا در شعر قابل خواندن نیست.
من در یک نسخه به این صورت دیدم که به نظر درست هم میاد:
"هر که را خوابگه آخر به دو مشتی خاک است"
و به اون صورتی هم که بعضی دوستان گفتند "هر که را خوابگه آخر نه که مشتی خاک است" به نظر من با توجه به مصرع دوم اصلا معنای درستی نداره.
اطلاعات نسخ مختلف به صورت زیر هست:
قدسی: ز دو مشتی خاک //
قزوینی: آخر مشتی خاک است//
خانلری: نه که مشتی خاک است//
فکر میکنم نسخه نیساری یا سایه: به دو مشتی خاک است

نوید در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:

خدای عارفان خدای برآوردن حاجات نیست این رباعی خیلی بی مغز هست

عرفان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۶ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۵:

در مصراع چهارم "مباش" به اشتباه "میاش" نوشته شده

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

علیرضا افتخاری دو بیت نخست این غزل را به دلنشین ترین صورت اجرا کرده است.

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

بی گمان روز وصل است و نه روز بعد که بی معنی می نماید
تمامی غزل آگنده از انتظار است ، انتظار روز وصال
(و این از اشتباه کاتبان است)

دلارام سلطانیان در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۲۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:

سلام اینجا من در چند دیوان نگاه کردم ولی بازهم شک دارم ز نوکاران که خواهد کارِ بسیار یا کار بسیار چون اگر با کسره حساب کنیم بسیار صفت است ولی اگر بدون کسره باشد بسیار قید است

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:

راه و ره ، و زیبایی زبان فارسی،
راهرو و رهرو که مسافر است، رهرو منزل عشقیم و.....و مسافر مقصدی دارد به یقین که رهگذر شاید نداشته باشد.
و راهبر و رهبر که اولی جانشین مناسبی از برای
جی پی اس می تواند باشد!!!! راهبر

دکتر ترابی در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

غزل بسیار سعدیانه است، بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم.......
و ای بسا از شیخ باشد، بیچاره ما که پیش تو از خاک کمتریم و گفتی زخاک بیشترند اهل عشق ما از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم و شاه بیت :
شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به، که طاقت شوقت نیاوریم.

رضا در ‫۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ عطار » فتوت نامه:

در عرفان زن و مرد به معنی زن و مرد نیست
مرد : اهل عمل
زن : اهل دعوی

۱
۴۸۹۸
۴۸۹۹
۴۹۰۰
۴۹۰۱
۴۹۰۲
۵۷۲۵