امین کیخا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۹ - در بیان آنک ثواب عمل عاشق از حق هم حق است:
سودا در فارسی و عربی در چند معنی است سودای فارسی معنی معامله می دهد هر چند در عربی هم بکار می رود ولی سودای عربی سیاه معنی می دهد هر جند فارسی هم آنرا به کار می برد
رضا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند
جالبه که اینجا حافظ مستقیما آرزوی مرگ رقیب داره و
خشم و نفرت خودش رو صراحتا بیان کرده
شاید من هم باید آرزوی مرگ رقیب رو داشته باشم ولی چه معلوم!؟
گویا یار با رقیب خوشبختر و راضی تره و من از خوشحالی اون
خوشحالم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
....
پشوتن در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
سلام دوستان درک بنده بی مخ از این غزل
حیفه به عمق کلام حافظ نرفت و روی پوسته موند هر چند که زیبایی و شیرینی کلامش هم از نوع دیگس؛حافظ اندر عاشقی داد تمامی میزند و فقط با عشق میشه به عمق بی نهایتش وارد شد.
از دید حافظ فقط با عشق میشه به حقیقت رسید و برا جذب کودکان روحانی(هواداران یا طالب ها)اول کار ،پیر به اونها شیرینیهای عشق رو میچشونه تا کم کم دلشون بزرگ شه فهمشون بالا بره و عشقی کسب کنن تا وقتی کارهای خلاف شرع و عرف و جامعه که پیر برای شکستن باورهای غلطتشون انجام میده رو میبینن رم نکنن،دلبستگیها و باورهای تحمیلی از مذهب،فرهنگ،ملیت...که همگی به آلودگی روح و دل منجر شده فقط با ضربات سهمگین پیر(به می سجاده رنگین کن)وپذیرایی صد درصد ما بتدریج پاک میشه و رهرویی که با تمام دل،تمام وجود عاشقانه ضربات روبپذیره و بندگی خودشو به حد کمال بندگی برسونه لیاقت حضور در بارگاه عشق الاهی رو کسب میکنه:"تا شدم حلقه بگوش در میخانه عشق هر دم از نو غمی آید به مبارک بادم" و کسب این لیاقت اوج کار یک رهروست تا بلکه نظری از حقیقتو جلب کنه."گر چه وصالش نه بکوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش
ایمان مصدق در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۱:
کاملا مشخصه که از خیام نیست و بیشتر به نظر می یاد که جوابی به اندیشه های خیام باشه
مصرع اول من رو یاد شعار مشهور بر سر ورودی اردوگاه کار اجباری آشویتس انداخت:
"Arbeit macht frei" یعنی "کار انسان را آزاده می کند"
اما ایشون نمی دونست که: از رنج کشیدن آدمی «خر» گردد!!!!
اردشیر در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
با سلام
یاد چکامه عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم انسان خرسند است اگر خوشیهای او زیاد و اسایش او فراوان باشد , از نگاه ادمی زندگی کوتاه همراه با کامیابی و خوشی به گذراندن عمری دراز بیک توام با زجر و سختی برتری دارد و برخی از انسانها به مانند عقاب حاضرند طول عمری کوتاه بیک با خوشی ,غرور و افتخار را پشت سر گذارد و نه مانند کلاغ عمری را در میان چرک و الودگی به پایان برند .
جستار بالا از نگاه انسانهایی بود که دوست دارند عقاب باشند و به ان شکل کامرانند
گروهی از مردم دوست دارند به مانند کلاغ باشند و در گل ولای زندگی خود را می گذرانند و شاید از گروه اول خوشتر به عبارت دیگر بستگی به نهاد و سرشت و روزگاری که انسان در ان زیسته است دارد که چگونه خوش باشد
و اگر خوش بودن افراد اسیبی برای کسی نداشته باشد و سود و زیان ان تنها برای همان شخص باشد دخالت در امور شخصی و فکری انسانها روا نیست و منظور خیام از انکه عیبش مکنید یعنی دخالت در زندگیم نکنید .
از نگاه دیگر خوشی برخی ممکن است در دید دیگران تلخی به چشم اید بیک برای ان افراد شیرین و گوارا است و اگر چشم خرد داشته باشیم تلخیهای اشکاری برما هویدا می شود که بهتر است به انها پرداخته شود .
اردشیر در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
با سلام
بنده به یاد چکامه زیبا عقاب و کلاغ شادروان خانلری افتادم درست است انسان حاضر است عمر کمتر داشته باشد ولی ان یک دم عمر را به خوشی بگذراند بیک اگر قرار است عمر ادمی به سختی و
دوستدار در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸:
از برای زدودن هر گونه شک در بیت ششم به این بیت استاد سخن سعدی توجه فرمایید:
دوچشم مست میگونش، ببرد آرام هشیاران
دو خواب آلوده بربودند عقل ، از دست بیداران.
.M.FAHIM در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱:
ممنون گنجور هستیم که این گنج بزرگ را در خدمت گذاشته است
اشتباه تایپی یک مصرع به مصرع دیگر تاییپ شده است که اصل این است
در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
سایهٔ بیدی سراپای مرا پوشیده است
**
تاگل محرومی ازگلزار وصلت چیده است
همچو شمعکشته در چشمم نگه خوابیده
**
همه مصرع ها چنین شده است سلامت باشید
دوستدار در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:
بیت نخست در برخی نسخه ها بدین گونه آمده است :
باشد ای دل که در میکده ها بگشایند. که آرزوی گشودن در میخانه است وبا بقیهی غزل هم خوان است.
بود آیا ؟؟ پرسشی است و به باقی غزل نیز نمی خواند.
در بیت های چهارم و پنجم ، مصرعهای دوم جا بجا شده اند!!؟ زلف دوتای مغبچگان با گیسوی چنگ و حریفان و مژگان خونین با دختر رز مناسبت بیشتر دارند و الله اعلم.
دوستدار در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰:
در بیت نخست ، یادش به خیر باد نیز دیده شده است که به زبان امروز نزدیک تر است.
و اما پند هم چنین نصیحت است و اندرز چنان که حکیم توس می فرماید:
بکوشیم ما نیکی آریم و داد
خنک آنکه پند پدر کرد یاد
و فند که تلفظ دیگری از پند است به معنای فریب و در ترکیبهای فندک! و پر فند و ( پر پند) ...با پوزش از گستاخی
منتقد در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
امین جان!
هنر اونجاست که بتونی اشعاری چنین را در قالبی نو و مردمی بیاری. درواقع جناب چاووشی با این کار و آلبوم 13، تونست کمی مردم رو روی بیاره به ااشعار فراموش شده ی کلاسیک. حداقل در وسع خودش.
حالا هژیر هم رفته است خوانده است آنطوری. کدام بیشتر شنیده شده؟ بر فرض یکسان بودن مخاطب، کدام بیشتر تاثیر می گذارد و طیف های بیشتر رو به خوندن اشعار کلاسیک ترغیب می کنه؟
اینها باید در متن مردم بیاید. این روش عالیست...
دوستدار در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
در بیت ماقبل آخر ، به گمان این کمترین زمان حال مناسب تراز گذشته است: آن چه او ریخت به پیمانهی ما، می نوشیم اگر از.......
آیدین قربانی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
استاد شجریان یک بار در دستگاه چهارگاه و یک بار در دستگاه ماهور این غزل را اجرا کرده اند. که هر دو آواز می باشد.
با مهر.
جوادصالحی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:
باسلام بیت چهارم را بنده اینگونه شنیده ام که بنظرم موزونتراست .گفتا تو"که را کشتی" تاکشته شدی زار تابازکجاکشته شودآنکه توراکشت.
miharba در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۰۸:
این نفسی که خیام از اون یاد می کنه شاید این جا یک نفس باشه و حاصلش تبدیل به جاودانگی بشه!!!
اگه غیر از اینه چرا ما اینهمه از مرگ می ترسیم؟؟؟؟
آگاه! در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:
تصنیف چهره به چهره - آلبوم فریاد - محمدرضا شجریان
اجرایِ حافظیه..
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۵ - فرستادن میکائیل را علیهالسلام به قبض حفنهای خاک از زمین جهت ترکیب ترتیب جسم مبارک ابوالبشر خلیفة الحق مسجود الملک و معلمهم آدم علیهالسلام:
البته عزراییل را در فیه ما فیه بسیار گش و لطیف معرفی می کند و این توضیح به فکر صوفیانه مولانا نمی خواند
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
درود بر پشوتن جاویدان
مجید شیخی در ۱۲ سال قبل، چهارشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
در بیت دوم مصراع دوم به نظر بنده تا درست تر است از با و تا به معنی به محض اینکه می باشد
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، پنجشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶: