گنجور

حاشیه‌ها

امین کیخا در ‫۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید:

من همه کسانی را که به خدا ایمان دارند گرامی می دارم و نیز برای کسانی که به باور های من نمی گرایند هم گزندی نمی خواهم .
اما این محمد خوارزم شاه که مولانای بزرگوار اورا ستوده بزی بوده است ترسو که با بی تدبیری فرستادگان مغولان را می کشد و هنگام تازش مغولان هیچ مردانگی ای از او دیده نمی شود و اگر آن پسر جوانمردش جلال الدین خوارزم شاه نبود یکجا تفی هم نمی ارزید .بهر سو جلال الدین چند نبرد با مغولان می کند و یک بار هم به هند واپس می رود ولی در بازگشت باز دلاوری می کند و نامی برای خود باز می گزارد تا اینکه یک بار با اسب به رود سند می زند و خود تموچین خوانخوار هم به ستایش دلاوری او روی می آورد و البته قلب پسر جلال الدین را در می آورد به بهانه دیدن یک دل نترس و در پیش سگان می اندازد و در پاسخ اینکه این کودک تنها 9 سال داشت می گوید مگر نگاه آن پدر یعنی جلال الدین را در این چهره ندیدید ! بهر سو خوارزمشاه پدر جلال الدین که در کار کشتن مردم سبزوار از خود جگر نشان می دهد به دست پسر بزرگوارش در آبسکون با پیشکار و زر و زیور بازنشسته می شود ولی در یک گریز که جلال الدین برای دیدنش می رود می بیند که خوارزمشاه مرده است و زاغان چشمان اورا هم در آورده اند و هتا نتوانسته خود را برهاند ! این سرنوشت یک بز ترسو است که در برابر بیگانه نه خوب جنگید نه خوب مرد ! بهرسو درود به مولانای پاک نهاد ولی تاریخ را باید به درستی بازگفت ! باز می گویم که من باور همگان را گرامی می دارم .

امین کیخا در ‫۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:

خوشدم یعنی با بوی خوش یعنی خیال خوشبوی تو بردمد یعنی ظهور یابد.
شاعر دلبر خودرا در عالم خیال خوشبوی حس می کرده است و در این حالت تا گردون زبانه های آتش عشق را در می یافته است .
مولانا گمان می کرده که درستکاری مایه خوشبویی می شود و فرشتگان بوی انسانهای نیکوکار را می فهمند قبلا در جایی دیگر نوشته بود .

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:

میشه یکی بیت دوم رو معنی کنه؟!چونک خیال خوش دمت یعنی چی؟!

ناشناس در ‫۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:

معنی بیت دوم رو کسی میتونه شرح بده؟!

علی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم:

مار ضحاکی درسته یک ر جا افتاده ظاهرا

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات:

لاابالی وار آزادش کنیم ...یعنی بیباکانه و بی حساب بخشیده خواهیم شد .خداوند به کسی جواب پس نمیدهد و دستش در بخشش باز است اشکم جاری شد

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:

اما فردوسی بزرگ درباره مرگ چنین نمی اندیشد .میفرماید اگر مرگ و پیری نبود همین دنیا بهشت بود

رسول در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:

بزرگترین عارف ایرانی

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:

آتشکده کنایه از دنیاست که مالامال از آتش ورن و بلاست

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:

میفرماید هشت جنت در دلم بشکفته است یعنی بهشت یک مکان نیست بلکه حالتیست که در درون انسان است و ما هر کدام میتوانیم آنرا تجربه کنیم .موی بر اندام انسان راست میشود دوستان تصور کنیدهر آدم یک بهشت سیار است!

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفی‌تری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:

اینجا درابیات اول خطاب به عزراییل میفرماید حتا تو هم ابزاری هستی در دست مشیت الهی و نزد روشن بینها هم حجابی بیش نیستی چرا که تنها خداوند میراننده و جان ستان است

محد رضا عابدی در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):

بهتری شعرکه در وصف حضرت رسو ل اکرم دیدم همین شعر است آرایه های ادبی زیبا این شعر بر زیبایی این شعر افزوده است. (ودر آخر بهترین شاعر جهان در ایرن)

تاوتک در ‫۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۶۹ - بیان آنک مخلوقی کی ترا ازو ظلمی رسد به حقیقت او هم‌چون آلتیست عارف آن بود کی بحق رجوع کند نه به آلت و اگر به آلت رجوع کند به ظاهر نه از جهل کند بلک برای مصلحتی چنانک ابایزید قدس الله سره گفت کی چندین سالست کی من با مخلوق سخن نگفته‌ام و از مخلوق سخن نشنیده‌ام ولیکن خلق چنین پندارند کی با ایشان سخن می‌گویم و ازیشان می‌شنوم زیرا ایشان مخاطب اکبر را نمی‌بینند کی ایشان چون صدااند او را نسبت به حال من التفات مستمع عاقل به صدا نباشد چنانک مثل است معروف قال الجدار للوتد لم تشقنی قال الوتد انظر الی من یدقنی:

این بخش خیلی آموزنده است اما در عین حال گیج کننده.میفرماید مردم با سبب های ظاهری درگیرند حال آنکه خداوند مقرر فرموده که عزراییل شرفیاب شود .و اینکه هر گاه قضای الهی فرا آید طبیب هم ممکن استابله شود و یا دارو هم نتیجه عکس دهد .که از قضا سرکنگبین صفرا فزود را یا داوری میکند اما چیزی که در آن وامانده ام ازر است کهچرا خداوند متعال را به این صورت خوانده است

۱
۴۸۹۶
۴۸۹۷
۴۸۹۸
۴۸۹۹
۴۹۰۰
۵۷۰۳