امین کیخا در ۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:
خوشدم یعنی با بوی خوش یعنی خیال خوشبوی تو بردمد یعنی ظهور یابد.
شاعر دلبر خودرا در عالم خیال خوشبوی حس می کرده است و در این حالت تا گردون زبانه های آتش عشق را در می یافته است .
مولانا گمان می کرده که درستکاری مایه خوشبویی می شود و فرشتگان بوی انسانهای نیکوکار را می فهمند قبلا در جایی دیگر نوشته بود .
ناشناس در ۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:
میشه یکی بیت دوم رو معنی کنه؟!چونک خیال خوش دمت یعنی چی؟!
ناشناس در ۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸۶:
معنی بیت دوم رو کسی میتونه شرح بده؟!
علی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۶ - در شکایت و عزلت و حبس و تخلص به نعت پیغمبر اکرم:
مار ضحاکی درسته یک ر جا افتاده ظاهرا
ناشناس در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات:
سپوختن همان تپاندن است
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات:
لاابالی وار آزادش کنیم ...یعنی بیباکانه و بی حساب بخشیده خواهیم شد .خداوند به کسی جواب پس نمیدهد و دستش در بخشش باز است اشکم جاری شد
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات:
می سپوزندش به نیش یعنی به او سیخونک میزنند!سپوختن یعنی فرو کردن
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۳ - فیما یرجی من رحمة الله تعالی معطی النعم قبل استحقاقها و هو الذی ینزل الغیث من بعد ما قنطوا و رب بعد یورث قربا و رب معصیة میمونة و رب سعادة تاتی من حیث یرجی النقم لیعلم ان الله یبدل سیاتهم حسنات:
زمین دانه گیر همان زمین حاصلخیز است
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:
اما فردوسی بزرگ درباره مرگ چنین نمی اندیشد .میفرماید اگر مرگ و پیری نبود همین دنیا بهشت بود
رسول در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:
بزرگترین عارف ایرانی
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات:
آتشکده کنایه از دنیاست که مالامال از آتش ورن و بلاست
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:
میفرماید هشت جنت در دلم بشکفته است یعنی بهشت یک مکان نیست بلکه حالتیست که در درون انسان است و ما هر کدام میتوانیم آنرا تجربه کنیم .موی بر اندام انسان راست میشود دوستان تصور کنیدهر آدم یک بهشت سیار است!
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:
شمعسر بریده شمعی است که سوختگی های سر فتیله اش را میبرند تا بهتر بسوزد
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:
کر و فر به جز شکوه معنی جولان و رفت و آمد هم میدهد مانند اینجا
تاوتک در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۰ - جواب آمدن کی آنک نظر او بر اسباب و مرض و زخم تیغ نیاید بر کار تو عزرائیل هم نیاید کی تو هم سببی اگر چه مخفیتری از آن سببها و بود کی بر آن رنجور مخفی نباشد کی و هو اقرب الیه منکم و لکن لا تبصرون:
اینجا درابیات اول خطاب به عزراییل میفرماید حتا تو هم ابزاری هستی در دست مشیت الهی و نزد روشن بینها هم حجابی بیش نیستی چرا که تنها خداوند میراننده و جان ستان است
محد رضا عابدی در ۱۲ سال قبل، جمعه ۴ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
بهتری شعرکه در وصف حضرت رسو ل اکرم دیدم همین شعر است آرایه های ادبی زیبا این شعر بر زیبایی این شعر افزوده است. (ودر آخر بهترین شاعر جهان در ایرن)
این بخش خیلی آموزنده است اما در عین حال گیج کننده.میفرماید مردم با سبب های ظاهری درگیرند حال آنکه خداوند مقرر فرموده که عزراییل شرفیاب شود .و اینکه هر گاه قضای الهی فرا آید طبیب هم ممکن استابله شود و یا دارو هم نتیجه عکس دهد .که از قضا سرکنگبین صفرا فزود را یا داوری میکند اما چیزی که در آن وامانده ام ازر است کهچرا خداوند متعال را به این صورت خوانده است
اما اینکه چرا سنان را که نیزه است میان آن سه بیماری قولنج و سرسام و تب آورده نمیدانم شاید منظور آسیب هایی باشد که از نیزهخوردن حاصل میشود!
گویا سرسام مننژیت است .البته سام به معنی ورم و اماس است
امین کیخا در ۱۲ سال قبل، شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید: