گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

گزاییدن آسیب رساندن است چنان که استاد کیخا فرموده اند. ( در ذخیره خوارزمشاهی بارها وبه درستی به کار رفته است)
گزیدن نیش زدن است و گزش و حتا گزانیدن
که واداشتن به گزش است نیز دیده شده است.

نفس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۴:

با خوندن این غزل بند بند وجودم می لرزه ..دلم میریزه ...قلبم از توی سینه کنده میشه

علی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۸:

سلام . منم با نظر دوست گرامی آقای محمد حسین موافقم . در ضمن آیا دوبیتی شماره 8 و دوبیتی شماره 344 یکی اند یا نه ؟

juki در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۳ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۱۹:

با سلام
اینم یکی از اشعار منتسب به حضرت حافظه.
اگه میشه بررسی و در سایت درج بشه.
مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو
باده دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو
با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی
بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو
بر ز حیات کی خوری گر نه مدام می خوری
باده بخور به یاد او تازه به تازه نو به نو
شاهد دلربای من می کند از برای من
نقش و نگار و رنگ و بو تازه به تازه نو به نو
باد صبا چو بگذری بر سر کوی آن پری
قصه حافظش بگو تازه به تازه نو به نو
---
پاسخ: با تشکر، متن شعر اینجا درج شد:
حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۱/

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

نخست آفرینش، خرد را شناس
نگهبان جان تو و آن سه پاس.( نگهبان جانت بود وآن سه پاس)
مشکل وزنی را از میان بر می دارد ، و ای بسا که چنین نیزبوده است و الله اعلم.

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

به گمان این کمترین، ترف است و ترف بستن است در هردو بیت:
بیت پنجم : از آن میان ترفی بر نخواهی بست اگر همچون کمر خود در میانه ببینی
( اگر کمر وار خود را در میانه بینی، به قول امروزی ها خود محور باشی) و ترف وصل که تواند
بستن از آنکه همواره به خویش مشغول است؟.
( روستایی ام و ترف بستن به چشم دیده)

نازبانو در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴۰:

هزاران آفرین به هژیر

مزدا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:

غلت به معنی دربند و در زنجیر بودن است. محتمل منضور ساسان غلط بوده است.

مزدا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۹:

بیضه به معنی تخم مرغ است.

مزدا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۹:

بیضه بهمعنای تخم مرغ است.

آبان در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:

علی آقا اگر این طور که شما میفرمایید باشه، قافیه شعر به هم میخوره، چون باید جای "حلال" و "حرام" در دو مصرع عوض بشه که از لحاظ قافیه مشکل خواهد داشت.

حبیب در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:

با تشکر از سید عدنان عزیز که توضیحات کاملی فرمودند.
گمان از تشنگی بردم که دریا تا کمر باشد / چو پایابم برفت اکنون بدانستم که دریایی (سعدی)

حبیب در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

دل که آیینه شاهیست غباری دارد!
بهترین شاهد آیینه شاهی , آیینه سکندر است.

سیما در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۴:

آقای حسن سلام
من با خوندن نوشته شما که در مورد پسر هفده ساله تون بود بسیار متاثر شدم و یاد برادر بیست ساله ناکام خودم افتادم یک قسمت از متن شما بسیار به دلم نشست :
"خوشا به حال چومنی که تو گل ز دامنش چینی که خالق گلی و..."
امیدوارم امیدوارم در اون دنیا در کنار عزیزترینمون که از دستش دادیم باشیم برای همیشه دنیا برای خودم شما و همه ی اونایی که عزیزترینشون رو از دست دادن این تنها آرزومه
این شعر هم بسیار زیباست و من اولین بار با صدای دلنشین خانوم گوگوش با این شعر آشنا شدم

مهران در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:

اقا یه روایتی هم هست که یکی هی میگفت علی میرفت در خونه مسکینارو میزد شهریار اینجاشو غلط نوشته بعد همون شبا طرف خواب میبینه تو بهشت حالا یا تو برزخ بوده همه درا به روش بسته بودن همینجور پرسه میزده از این در به اون در که شهریار پنجره رو وا میکنه میگه برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
اینجا معلوم میشه منظور شهریار در موارد معنوی در علی رو زدن بود چون الان امام علی نیست که بخواد نگین پادشاهی و یه چیز مادی بده و شهریار فقط خواسته کرم حضرت رو به تصویر بکشه با اون مثال وگرنه قصدش در مسائل نعنوی بود در مورد در خانه ی علی را زدن

سم در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۹ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳:

ساقی و کوثر که باشن ... همونجا بهشته

احمد جاوید عمر در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

دوستان ارجمندمعشوق در این شعر مذکر است اما اشتباه نشود که
معشوق پادشاه ویا حاکم منطقه بوده که مولانا وحشی بافقی در مورد ایشان سروده چون مورد بی التفاتی قرار گرفته واسخاص چاپلوس گرد و پیش پادشاه را گرفته بودند بافقی را تقریبا از نظر
انداخته بودند.

پیام در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

بنده هم با نظر آقا مصطفی موافقم
بهر حال واسطه بین دل و جان ما با عالم ماده تن ماست و اوست که شهوت دارد ( در انواع مختلف ) گرسنه می شود و...( احتیاجات فیزیکی ) خلاصه خیلی ها از اول صبح تا آخر شب دنبال برآورده کردن خواسته های تنند و آقایان عرفا همیشه از این بار گران به فریاد بوده اند یاد شعر حضرت حافظ می افتم که می فرمایند دل به امید روی او همدم جان نمی شود جان به هوای کوی او خدمت تن نمی کند .
عرفا سه اصل کم خوابی کم خواری و کم حرفی را پیوسته مد نظر دارند که تائید کننده عایض بنده است
در پایان باید بگویم به حال و احوالات و مقام رفیع حضرت مولا رشک می برم که دلدار را در تمامی اجزا و عناصر دنیا مجسم می بیند . روحش شاد

عبدالرضا کوهی-اراک در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

با نام ویاد خدا- اگر به بیت بعد دقت کنیم در میابیم که خرقه،خرقه ریاست(امان)وشاید درآوردن خرقه در میان صوفیانی که درزهد خود غش دیده باشند مرسوم بوده است وبرای کشتن نفس اماره نه به سبب دفع بلاء(ما که صوفی نیستیم که بدانیم). به هر حال امیداورم شمع ما به گفتن افسانه نسوزد.

شقایق امین در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

سلام من یک تصحیحی رو خوندم که ایگونه گفته بود: ساقیا عشرت امروز به فراد مکن. و خلاصه کلام معنیش رو این طور گفته بود که به تنهایی عشرت نکن بنظرم جالب بود, هیچکس شنیده آیا اینو؟

۱
۴۸۷۷
۴۸۷۸
۴۸۷۹
۴۸۸۰
۴۸۸۱
۵۷۲۵