گنجور

حاشیه‌ها

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

در بیت سوم مصرع اول در نسخه ای به زیر زلف دوتا دیده ام . اما ، جای سوگوارانند و بیقراراننددر بیتهای سوم وچهارم بی تردید عوض شده است چه هر دو بیت را از معنا انداخته است. بنفشه هایند که از تطاول زلف یار به سوگ نشسته اند و گیسوان دوتای یار که بی قرارانند.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان می‌جوشد؛ تا هر که مجردست از آن می‌نوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو می‌خوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»:

با سلام و عرض ادب
نام مرجع را بخاطر ندارم اما این شعر را به این صورت شنیده بودم که با معنی آن هم مطابقت بیشتری دارد.
دو بیت آخر:
حیث اقرب انت من حبل الورید -- لم اقل یا یا نداء للبعید
بل اغالطهم انادی فی القفار -- کی اکتم من معی ممن اغار

عبدی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

آیا کسی عکسی از نوشته استاد سعدی ( بنی آدم ...)بر سردر سازمان ملل سراغ داره ؟ ظاهرا می گن نیست !
اگر متن انگلیسیش هم بود سپاسگذارم

عبدی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۱۱ - حکایت در صبر بر جفای آن که از او صبر نتوان کرد:

سه بیت آخر
پیر دانا به عروس معترض می گوید :چرا تمرد و سرکشی با شوهرت می کنی که اگر او هم سرکش شود تو را از زندگی خود خط می زند ولی او این کار را نکرده است .
در بیت یکم .... استاد سعدی اینگونه ادامه می دهد که یک روز من بر ای غلامی یا برده ای دلم سوخت در حالی که اربابش اورا می فروخت و آن غلام می گفت :
بیت آخر : (ای ارباب ) برای تو بنده ای ازمن بهتر هم یافت می شود اما بهتر از تو برای من اربابی یافت نشود .
نتیجه : جناب عروس ! شوی تو مزایای خوبی هم دارد و بهتر ازتو هم نصیب او می شود ولی تو با از دست دادن او آیا از اوبهتر نصیبت می شود .

معین در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

بیت پنجم، مصرع دوم؛ « بی من بیچاره کجا بوده‌ای؟! » صحیح است.

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:

اندرین دایره می باش چو دف حلقه به گوش ور قفایی خوری از دایره ی خویش مرو این بیت در بعضی نسخ هست و اینجا ذکر نشده

محمود علیمحمدی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:

عالی بود

سودابه مهیجی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۵ - روان شدن شه‌زادگان در ممالک پدر بعد از وداع کردن ایشان شاه را و اعادت کردن شاه وقت وداع وصیت را الی آخره:

بهر این فرمود با آن اسپه او
حیث ولیتم فثم وجهه
اشاره دارد به آیه ی زیر
فَاَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وجهُ اللهِ- سوره بقره -115

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی:

این حکایت در ذم توانگران کفور و درویشان ضجور، و در مدح توانگران شکور و درویشان صبور میباشد.
آنجا که ایدال توانگری و درویشی را اینگونه توصیف میکند:
"مقربان حق جل وعلا توانگرانند درویش سیرت و درویشانند توانگر همت و مهین توانگران آنست که غم درویش خورد و بهین درویشان آنست که کم توانگر گیرد و من یتوکل علی الله و هو حسبه"
چه خوبست آدمی با همت و کار و تلاش در صورت توانگر باشد و در سیرت دلکنده از مال منال دنیا بی اعتنا به آنها و نیتش خالص برای خدا و انفاق و فداکاری برای خانواده و جامعه باشد و چون درویشی باشد که صاحب بلند همت توانگر سیرت است و پشت به مال و جاه دنیا زندگی خود را وقف خدمت به بشریت در جهت خواست و رضای حق میکند

یوسف گرجی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

به نظر من حتی با این غزل حافظ هم می توان عاشق او شد و پی برد به بسیاری از کنش ها و واکنشها ی اجتماعی......
روحت شاد ای استاد بی همتای شعر وادب پارسی

سید رسول حسینی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:

برای رفع اشتباه
1(فرمایشات خود به کالمات و جملات ریبا رینت دهید)
فرمایشات خود را به کلمات و جملات زیبا زینت دهید
2(البته فقظ)
البته فقط
3(به صلاح جامعه و عصر زندگی کرده است)
به صلاح جامعه و عصر خود زندگی کرده است

مهدی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

با اجازه از اساتید. بردارند اول به معنای بردار کردن و بردارند دوم به معنای بهره بردن است. میتوان اینگونه گفت که آنان که همانند منصور به دار کشیده شدنشان مرادشان است و در واقع با دار زدن و یا فنا شدن به وصال حق میرسند بهره اصلی را برده اند. در واقع می توان گفت که خیلی از افراد هستند که به دار شده اند ولی این به دار شدن مطلوبشان نبوده است و حضرت حافظ خواسته اند که با این جمله کسانی که به دار شدن برای آنها پیروزی و به مقصود رسیدن است را مشخص نمایند.

سید رسول حسینی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷ - نالهٔ ناکامی:

سلام.از سجاد جان عزیز تشکر میکنم معنی کلمه (ترک) را نوشتند و فرمایش حقیر را کامل کردند

محمدامین مروتی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۱۵ - در معنی لَوْلاکَ لَما خَلَقْتُ الأَفْلاکَ:

هرمنوتیک و مجاز لفظی و وجودی نزد مولانا
مولانا در دفتر پنجم و ذیل عنوان " در معنی لولاک لما خلقت الافلاک" ، می گوید طبق این حدیث قدسی، خداوند افلاک را به خاطر پیامبر آفریده:
عشق جوشد بحر را مانند دیگ عشق ساید کوه را مانند ریگ
عشق‌ بشکافد فلک را صد شکاف عشق لرزاند زمین را از گزاف
با محمد بود عشق پاک جفت بهر عشق او را خدا لولاک گفت
منتهی در عشق چون او بود فرد پس مر او را ز انبیا تخصیص کرد
گر نبودی بهر عشق پاک را کی وجودی دادمی افلاک را
و بعد به تبیین معنای "افلاک" می پردازد و می گوید همة پدیده های هستی یک فایده و معنای ظاهری و یک معنا و فایدة باطنی دارند. همان طور که در قرآن آمده آسمان یک آیت برای تفکر است. آسمان، در معنای باطنی آن، رمز رفعت مقام عشق است. یعنی آسمان طفیلی و مولود عشقی است که در پیامبر بوده. البته آسمان، منافع و معانی دیگری هم دارد و همانطور که خداوند می فرماید ستارگان آسمان، به جهت یابی کمک می کنند ولی منفعت اصلی معنای باطنی آن است و عارف باید بدان معنای اصلی راه یابد. چنان که تخم مرغ را می شود خورد ولی هدف اصلی از خلقت آن، تفریخ و جوجه درآوری است :
من بدان افراشتم چرخ سنی تا علو عشق را فهمی کنی
منفعت های دیگر آید ز چرخ آن چو بیضه تابع آید این چو فرخ
همینطور، خاک یک معنای ظاهری و متعارف دارد و یک معنای باطنی که همان خاکساری عاشقانه است:
خاک را من خوار کردم یک سری تا ز خواری عاشقان بویی بری
و نیز سبز شدن خاک رمزی از تولد مجدد فقرا و عرفاست:
خاک را دادیم سبزی و نوی تا ز تبدیل فقیر آگه شوی
یا استواری کوه ها، رمز ثبات و پایداری عاشقان:
با تو گویند این جبال راسیات وصف حال عاشقان اندر ثبات
اصولا مولانا هم جهان الفاظ و هم عالم اعیان را ذومراتب و دارای لایه های متعدد و تودرتو می بیند و می داند. مولانا ما را به جور دیگر دیدن عالم دعوت می کند و نه تنها از ما می خواهد مانند خودش معانی ثانوی و پنهان الفاظ را کشف کنیم، بلکه از آن بیشتر از ما می خواهد که معانی باطنی خود پدیده ها را هم کشف کنیم. یعنی هم به تاویل هرمنوتیکی الفاظ بپردازیم و هم به تاویل وجودی خود اعیان و پدیده های عالم. هم تاویل اسم و هم تاویل مسمّا. تشبیهات و تمثیلات، برای تقریب ذهن و تفهیم معانی دشواری است که در تصور ما نمی گنجند و گرنه در عالم واقع غصه به خار و سنگ به دل ربطی ندارد:
گرچه آن معنیست و این نقش ای پسر تا به فهم تو کند نزدیک‌تر
غصه را با خار تشبیهی کنند آن نباشد لیک تنبیهی کنند
آن دل قاسی که سنگش خواندند نامناسب بد مثالی راندند
در تصور در نیاید عین آن عیب بر تصویر نه نفیش مدان
دو کتاب:
خداوند کاتب دو کتاب است. کتاب تکوین و کتاب تدوین. کتاب تدوین قرآن است که آیات در آن نشسته اند و کتاب تکوین جهان است که در آن آیات ایستاده اند. هر دو کتاب را باید به نحوی متلائم و سازگار با هم تلاوت و قرائت کرد و نباید این قرائت ها در مقابل هم و ناسازگار با هم باشند. به همین دلیل"کلمه" در قرآن فقط اسم و واژه نیست، بلکه مسما و معناست. باز به همین دلیل "آیه" در قاموس قرآن هم به کوچکترین واحد قرآنی اطلاق می شود و هم به همه موجودات جهان. یعنی آیات هم در کتاب تدوین وجود دارند و هم در کتاب تکوین. سلمان هراتی در شعر زیبا و معروفش دعوت به تلاوت عاشقانه آیات آفاقی و انفسی می کند و مولانا با نگاهی دیگر و به گونه ای دیگر در دفتر ششم ، همین آیات آفاقی را در هیئت آیات الفبایی و مکتوب در تصور می آورد که در هر دو نگاه، به وحدت این دو نوع آیه و این دو نوع کتاب و وحدت و یگانگی کاتب (خدا) تاکید می شود. مولانا خدا را به صورت کاتبی تصویر می کند که "جیمِ گوش و عینِ چشم و میمِ فم" را می نویسد :
خانه با بنا بود معقول‌تر یا که بی‌بنا؟ بگو ای کم‌هنر
خط با کاتب بود معقول‌تر یا که بی‌کاتب؟ بیندیش ای پسر
جیم گوش و عین چشم و میم فم چون بود بی‌کاتبی ای متهم
مجاز لفظی و وجودی:
در واقع کشف رازهای جهان منوط با رمز گشایی از دو گونه مجاز است. مجاز لفظی که درکتاب تدوین آمده است. مثل اینکه خدا نور آسمان و زمین هاست یا به خدا قرض دهید و از آن قبیل.
دیگر مجاز وجودی است که در بحث های متافیزیکی و عارفانه مطرح می شود . این که جهان این چیزی که ما می بینیم نیست و فقط جلوه ای از جلوات متکثر ، نامتناهی و ممکنی است که می توان از منظر معین دید. شاید آن را بتوان نوعی مجاز هرمنوتیکی هم نامید. مثل این که عرفا و افلاطون می گویند دنیایی که ما می بینیم سایه واقعیت است یا پیامبر می فرماید مردم در خوابند وقتی بمیرند بیدار می شوند. یا تعبیر رویا که خواب های ما حاوی مجازات و سمبل هایی است که باید از آن عبور کرد و معنای تعبیر همین عبور کردن از مجاز است . عبور از تصاویر ظاهری برای رسیدن به معنای واقعی و باطنی . نمونه دیگر بحث هایی است که در بارة بافت هولوگرافیک و ذوابعاد عالم مطرح است. این که تصویر و تصور ما از جهان یکی از بی نهایت تصاویر و تصورات ممکنی است که در نتیجة تداخل امواج هولوگرافیکی معین برساخته شده اند.
مجاز لفظی در همه متون از جمله در کتاب های مقدس یعنی کتاب تدوین آمده و نیاز به رمز گشایی دارد و مجاز هرمنوتیکی یا وجودی در کتاب تکوین یعنی طبیعت آمده است. 19فروردین 93

سید رسول حسینی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

برای رفع اشتباه
(غزلیات شعریار) اشتباه شد
درست آن غزلیات شهریار

سید رسول حسینی در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:

سلام.چرا غزلیات شعریار بصورت کامل در سایت گنجور یافت نمیشود؟
از مدیران زحمتکش سایت گنجور تقاضا دارم که دیوان شهریار را به صورت کامل و جامع در سایت قرار دهند.
با تشکر وسپاس فراوان....

رضا در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:

یاشاسن ترکن دیلین
یاشاسن انا یوردم اذربایجا نی جوقانی

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

دو بیت اول در را به روی هرگونه تفسیر عرفانی/اسلامی از این شعر را میبندد :)

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

بیت چهارم باز نویسی دقیقی از یکی از رباعی های خیام است که میگوید:
گر بر فلکم دست بدی چون یزدان، برداشتمی من این فلک را زمیان.
از نو فلک دگر چنان ساختمی، کآسوده به کام دل رسیدی آسان.
در اینجا حافظ نیز مانند خیام (و بسیاری دیگر) فلسفه بهشت و حکمت الهی زیر سوال میبرد.

juki در ‫۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

با سلام و درود.با نظر خانم شکروی موافقم.یعنی در مصراع دوم بیت چهارم (به دلایل زیر )"از کجا " باید درست باشه:
زبان خاصان اصلاً بریده هست و اونها نبودن که سر غم رو فاش کردن.بلکه معشوق ازلی و ابدی عالم خودش اون "راز" رو اعلام عمومی کرده بود.اگه "کز کجا" باشه معنای بیت عوض میشه ، به این شکل که: زبان خاصان رو به این دلیل که سر غمش رو گفتن، بریدن .ابیات زیر بهتر ثابت میکنه که کلمه "از کجا" درست هست:
1 جمال خویشتن را جلوه دادند به یک جلوه دو عالم رام کردند
دلی را تا به دست آرند، هر دم سر زلفین خود را دام کردند
نهان با محرمی رازی بگفتند جهانی را از آن اعلام کردند
چو خود کردند راز خویشتن فاش عراقی را چرا بدنام کردند؟
2 ز هر ذره نهانی ناله عشق تو بشنیدم جهانی را رقیب خویش دیدم ناله سر کردم
3و مهمتر از همه : سر خدا که عارف سالک به کس نگفت ---- در حیرتم که باده فروش از کجا شنید(غزل 243 از حضرت حافظ)

۱
۴۸۷۶
۴۸۷۷
۴۸۷۸
۴۸۷۹
۴۸۸۰
۵۷۲۵