ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۰:
عچب شعری سروده است این عطار نیشابوری
ali در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
باسلام .واقعا یکی ازهنرمندانه ترین شعرهای مولوی .اما منظوراصلی شعردرچی؟
آونگ نقاش در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲:
دقت شود که ظاهرا "جای خالی" در زمان حافظ هم یک معضل بوده : از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک ... امن و شراب بیغش معشوق و جای خالی
hamid در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
این شعر و استاد یونس دردشتی اجرا کرده ÷یشنهاد می کنم حتما گوش کنید...
مرتضی در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
همانطور که فرهاد گفته، شاه بیت غزل تو کمان کشیده و در کمین، که زنی به تیرم و من غمین / همۀ غمم بود از همین، که خدا نکرده خطا کنی
کمان کشیده و تیر در مصراع اول خواننده را به یاد کمان ابرو و تیر مژگان یار می اندازد که در ادبیات بسیار از آن استفاده شده است. این یار، مسلح به این سلاح، کمان را کشیده و آمادۀ تیر اندازی است (ابروی کشیده هم نشان زیبایی است). اگر ابتدا تیر و کمان معمولی را در نظر بگیریم، طبیعی است که شخص مورد هدف غمگین و ناراحت شود. این برداشت در مصراع اول به دست می آید. اما در مصراع دوم فضا کاملا عوض می شود. دلداده نمی خواهد تیر دلدار به خطا رود. اگر مطلع غزل را در نظر بگیریم و بدانیم که خواهش گوینده از یار این است که نگاهی به وی انداخته و دردهای او را از این راه دوا کند، معنی مصراع دوم واضح تر می شود. گوینده از مخاطب می خواهد که با آن کمان ابرو و تیر مژگان جز به دلداده به جایی نظر نیفکند. این تیر هم در واقع در قلب عاشق می نشیند و او را بی تاب می کند.
امیرمسعود در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۳:
ضمن تشکر از زحمات گردانندگان این سایت ادبی، در چندین نسخه از دیوان لسان الغیب بیت آخر را به این شکل دیده بودم: "نه حافظ را حضور درس قران" و از این حیث که درس با قران از لحاظ کلامی نزدیکتر می باشد زیباتر به نظر می رسد.
با آرزوی موفقیت
مجید در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » بوسه نسیم:
این شعر زیبا را با آواز بی نظیر استاد بنان در لینک زیر می توانید بشنوید.
پیوند به وبگاه بیرونی
ناشناس در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۴۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲۸:
این اشعار به زیبائی عدم دلبستگی به اعمال را نشان میدهد که یکی از مهمترین منازل سیر الی الله است در واقع عجب وخود پسندی مانند آتشی که هیزم را می خورد اعمال حسنه را نابود می کند لذا همیشه باید بنده به فقر ذاتی خود اقرار نمایدتا انشاالله مورد رحمت بی منتهای الهی قرار گیرد.
esmail در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » گئتمه ترسا بالاسی:
با سلام .این دو بیت از استاد نیست چون نسخه صوتی که در دست بنده است استاد به صراحت میفرمایند که مادرشان این ابیات را درکودکی استاد زمزمه میکرده واستاد این غزل را از این دوبیت اقتباس کرده ا ند
به اقای احسان در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
البته که نظر یک چیز ماواری ان که فکر میکنیم هست. چیزی از جنس خیال کشف و خیلی بالاتر از این ها. نظری که هر انسانی به اندازه ظرفیت وجودی خود قابلیت درکش رو داره اما مسیرش دشوار است و پر پیچ و خم.
پاک شو اول و پس دیده بر ان پاک انداز
میم . ح . صاد در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
یک دست جام باده و یک دست " زلف " یار ...
رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست...
این شعر را با صدای علیرضا عصار از دست ندهید ...
امید در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
می فرماید:
مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
نام؟ در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵ - کنج ملال:
اونچه که میتونم از این مصرع بفهمم اینه شایدم دقیق نباشه.
به کاسه بگو اب حرامت (شراب) را به خماران بنوشان. البته این معنای ظاهری بیته.
نام؟ در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۰ - چشمه قاف:
خیلی زیباست. در تمام ابیات می توان وحدت وجود را دید.
hamid در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:
در دستگاه ماهور -شکسته ماهور
hamid در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۳:
سلام این غزل رو استاد تاج اصفهانی به همراه نی استاد کسائی تار استاد جلیل جهناز در برنامه رادیویی اجرا کرده اند باتشکر
محسن در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹:
البته به نظرم «تراوش» در این رباعی معنایی گسترده و آشکار دارد و نیازی به این همه نکتهسنجی شیمیایی نیست. اتفاقن اگر نیک بنگریم، هر یک از ما کوزهای هستیم که از ظاهرمان نمیتوان به باطنمان پی برد و باید تراوشی کنیم، یعنی حرفی بزنیم یا رفتاری کنیم که دیگران دریابند ما کوزۀ عسل هستیم یا شوکران.
امید در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
دوستان من بیاد ندارم جناب حافظ خود را عارف اعلام کرده باشد. به نظر حقیر ایشان معلم عشق هستندو تنها کسانی که بهره ای از عشق برده باشند سوز و گداز گفته های حافظ به کارشان می آید. ضمن بررسی میتوان دید هر جا صحبت از می و مستی میفرماید در همان مصرا یا همان بیت از عشق سخن می گوید. به تعبیر این حقیر عشق را مایه سر مستی میداند. آدم عاشق را متفاوت و از خود بیخود چنان مست میداند.
دوستت دارم حافظ ای معلم عشق.
علیرضا دهقان در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، دوشنبه ۹ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
بیت پنجم مصرع دوم
که گر زپای در آیم صحیح تر است
سحر در ۱۲ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ تیر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳: