دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:
به گمانم مصرع دوم از بیت سوم تو در تو باشد
که چون شکنج ورقهای غنچه، تو در توست
والله اعلم.
حسین در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۶:
دو بیت آخرش جواب کسانیست که این شعرهارو از روی ندانستن، بی فایده میدونن
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵:
علم غریبی است علم هیات عشق
آدمی را بی یاد استاد سخن می اندازد و بیت زیبای:
گفتی زخاک بیشترند اهل عشق من
از خاک بیشتر نه، که از خاک کمتریم.
سهراب در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
سعید جان نظر استادتون هرچند زیبا ولی دور از معنای وافعی بنظر میاد و نظر سیمین درست تر بنظر میرسه.
امیر خدائیان در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
زنده یاد استاد محمود کریمی این شعر را در آواز بیات ترک خوانده اند. در آبان ماه سال 1338 .
شهریار۷۰ در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
با سلام
آقای دکتر ترابی
تا جایی که به یاد داریم تنها کلامی که خط مشی و نص صریح زبان پارسی است ، کلام فرزانه توس حکیم ابوالقاسم فردوسی است و والسلام.
حافظ عزیز ما انسانی خارق العاده بوده ولی دلیل نمی شود هرآنچه گفته را بی هیچ کم و کاستی بپذیریم و در برابر هرآنچه هست سر تعظیم فرو آوریم.
آری همهی ما متوجه معنا و مفهوم می شویم ولی وقتی در گنجینهی لغوی بزرگان پیشتر از حافظ چنین ترکیباتی وجود نداشته ، به هر روی چنین الفاظ و ترکیباتی ضعف تالیف به شمار می آید و این امری کاملا عادی میان استادان و فرهیختگان این حوزه است.
پیرامون دو حرف اضافه هم که دیگر نیاز به توضیح بیشتر نیست و ضعف التالیف آشکار است.
مطمئنا انتساب ضعف تالیف به اشعار بزرگ مردی چون حافظ ، خللی در اشعارش وارد نمیکند ، چرا که صرفا آرایش لغات و الفاظ نیست که شعر حافظ را ملکه دلهای بسیاری از پارسی زبانان کرده است ، منتها چشم پوشی از آنها به این علت که سراینده آنها حافظ است ، چیزی جز پس رفت را برای کوششگران در زمینهی ادبیات و شعر به همراه نخواهد داشت و با نقد و بررسی است که علم رشد می یابد و سر منزل مقصود عیان میگردد.
خواجه حافظ ما نه اهل عجب و غرور بوده که نقد به اشعارش باعث رنجش خاطرش شود و نه اهل زیر دست پروری و ارشاد و مرشدگری بوده که خدایی ناکرده حکم بر این رود که کس نشاید غیر سخن او گفتن.
باری امید هست که زود به بخت نیک ببینیم همه بی هیچ ترس و واهمهای توان اظهار نظر خود و روا داشتن نقد را داشته باشند.
دکتور ق. مصلح در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:
بلی با (این) یا (آن) در مصرع آخر وزن برابر میشود!
تاوتک در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۵۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۱ - آغاز داستان:
ولی جان دکلمه هایی که فرمودید گویا از لیلی و مجنون امیر خسرو است چون من هم سری کامل آنرا دارم که کاملا با این لیلی و مجنون (نظامی)متفاوت است و حال و هوای نا معقول دارد و به نظر همان تنها برای دکلمه خوب باشد
دکتور ق. مصلح در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۰:۰۸ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
من با عرض ادب پرسشی دارم از دوستان در مورد این رباعی، که در بسا منابع دیگر این رباعی به مولانا منسوب می باشد.
امیدوارم در مورد برایم معلومات دهید که این رباعی از مولاناست یا از بابا افضل کاشانی؟
درود و سپاس!
صبا در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
با ادای احترام و ارادت به پیشگاه سعدی ، یگانه خداوند کلام در زبان فارسی و همه بزرگان و فرزانگانی که اندوخته های خود را سخاوتمندانه نزد خوشه چینان ادب فارسی نهاده اند ، من نیز برداشت خود را پیش کش می کنم :
1- بیت : از پریدن های رنگ و از تپیدن های دل
عاشق بیچاره هر جا هست رسوا می شود در حاشیه این بیت یاد آور می شوم .
4- مگر تو با پوشاندن روی خود به این فتنه ای که از نگریستن من در رخسار تو به پاشده پایان دهی و گر نه من قصد ندازم که از تماشای چمال دل آرای تو دیده بر بندم ( در این بیت به معانی ایهامی روی پوشاندن به معنی پنهان کاری کردن و چهره پنهان کردن ، قرار داشتن به دو معنی قصد داشتن و در نظر داشتن و آرامش داشتن و دیده پوشیدن به معنی چشم بر هم نهادن و طمع بریدن دقت فرمایید .با در نظر گرفتن این معانی این بیت ایهام در ایهام است ).
5- در این بیت به معنی مصراع دوم دفت فرمایید که سیخ اجل فرموده است : که گر به پای در آیم به در برند به دوشم ولی من سر از پای نشناخته به دریای عشق تو می زنم چه سر نوشتی در انتظارم خواهد بود ؟!
7- در این بیت رابطه جزئی و کلی هیچ و مزا و موی و وجود و تضادی که بین این واژگان دو به دو بر قرار است توجه فرمایید که بیانگر وفای عاشق به معشوق است . هیچ در مقابل عاشق و موی در برابر عالم و از سوی دیگر بی ارجی عاشق نزد معشوق و بهای معشوق نزد عاشق !
8- به دریا رفته می داند مصیبت های طوفان را .
9- هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز منعم از خویش مفرمای که من نتوانم .
10- به قول مولانا : دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی .
با عرض پوزش من آن چه را که در افاضات دیگر سروران ناگفته یافتم بیان کردم و برای پیشگیری از پرگویی و اطناب از بیان مکررات خودداری نمودم .
امید وارم از گفتارم ملال نیاورده باشد و ملول نشده باشید .
مهر در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۴:
صورت درستِ بیت «دست خداوند باغ و خلق دراز است / بر حسک و خار همچو بر گل و سوسن» احتمالاً این است:
«دستِ خداوندِ باغِ خلق دراز است / بر خَسَک و خار همچو بر گل و سوسن».
محمدامین احمدی فقیه در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
سلام و درود
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر، اندیشه بر، نگذرد
«بنام» صفت است و صحیح آن «به نام» است.
در ضمن در ترجمه بسم الله الرحمن الرحیم از با استفاده کنیم مناسب تر است.
با نام خداوند مهرگستر بخشاینده مهرورز
گنجینه زبان پارسی را حفظ نماییم.
درود بر شما بسیار از سایت بهره برده ام.
محمود در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
دوست عزیز لطفا حافظ را آلوده عوالم لاهوتی نفرمایید!
.
.
خواجه میفرمایند:
می دو ساله و محبوب چهارده ساله
همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر
«حالا بفرمایید این محبوب چهارده ساله به کدام آیه قرآن اشاره میکند؟»
گویا خواجه میدانسته است که بعدها کسانی می آیند که که سعی میکنند با سریشم حافظ را عارف کنند.. لذا چنین زیبا به این آیندگان پاسخ میدهد:
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم!!
پیر مغان (روحانی زرتشتی) حکایت معقول میکند
معذورم ار محال تو (ای مبلّغ اسلام) باور نمیکنم
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
در بیت تخلص، خواجه از دولت عشق سلیمانی شد ( یای وحدت) که از وصل تو نصیبی نبرد
همانگونه که سلیمان.
شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر
به باد رفت و از آن خواجه هیچ ترف نبست
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲:
در بیت پایانی غزل ، دیشب بی گمان نادرست است و غزل را سست میکند( گناه قزوینی و غنی نیست، گناه کاتبانی است که در معنای دوشم در مانده بوده اند ) دوش مرا = دوشم
ندای عشق تو دوشم در اندرون دادند.....
آیدین در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » مخمّسات:
من هم موافق هستم شاید 20 بار ان شعر رو خوندم ولی هر بار سعی کردم نشد ریتم مصراع اول را جور بیارم
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:
واژه خراب را اگر به معنای ویرانه بگیریم ، جمع آن
اخربه است و گمان نمی برم خرابات باشد.
از سو ی دیگر به یاد بداریم انبوه ارجاعات خواجه را به مهر و مغ و.... که نشان از ارادت او به کیش مهر دارد و مهر که خور و خورشید است و خرابات خور آباد است و مهرابه و مهراب است و نقش آب و آب تنی در این آیین کهن ایرانی و او خود می فرماید: شستشویی کن و آنگه به خرابات درآی
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده. تبدیل د به ت در
پهلوی جنوبی و هنوز در برخی روستاهای کرمان و فارس بسیار معمول و متداول است خورآباد و خورآبات کارد ، کارت سرد سرت و....
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
جناب ببری:
سرکار جای دیگر هم از ضعف تالیف خواجه سخن گفته اید ، جرس فریاد می داردکه......
اجازه فرمایید چون خواجه فرموده است بپذیریم که میتوان گفت فریاد میدارد. در باب مصراع کس نمی بینم ز خاص و عام را ، اگر به معنای آن توجه بفرمایید مشکل دستوری هم نخواهد داشت.
( کسی را ازخاص و عام نمی بینم که محرم دل شیدای من باشد) با پوزش
وحید در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:
سلام به همه سعدی دوستان
غزل بسیار زیبای سعدی را با هم خواندیم. معنای ابیات فارسی آن مشخص است؛ می ماند معانی ابیات عربی، که قبل از من، چند بزرگوار در مورد آن توضیحاتی نوشته اند؛ در این جا سعی می کنم ابیات عربی را، پیراسته و حتی المقدور بدون اشتباه به شما خواننده فاضل ارائه کنم:
ب 2 - کتاب بالغ ….. : [این] نامه ای است به دوستی که از من گریزان است / هر چه می خواهی، انجام بده؛ قطعاً من بر عهد و پیمان خود [استوار] هستم.
ب 4 - اخلائی و احبابی ….. : ای دوستان و محبان من! رها کنید که از عشق و حب او چه به من رسیده است [و نگران من نباشید] / بیمار عشق شفا نمی یابد و به افسونگر شکایت نمی کند [جادوگران گذشته مدعی درمان بیماران روحی بودند]
ب 6- قم املا ….: برخیز [ و جامم را ] پر کن و آن را به من بنوشان و رها کن آن چه را در آن [پیمانه] است؛ هر چند مسموم است / هنگامی که تو ساقی هستی، زهر مهلک، پادزهر است [و موجب زندگی]
ب 8- سعی فی هتکی …. : دشمن در بی آبرویی من کوشید در حالی که از کار من بی خبر است / من دیوانه ام و از سوختن و غرق شدن باکی ندارم
ب 10- لقیت الاسد …. : در جنگل ها، شیرهای [بسیاری] را دیدم که نتوانستند شکارم کنند / و [ اینک] آهویی در شیراز است که با چشمان [سیاه و زیبایش] مرا صید کرده است
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱: