جمشید پیمان در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:
عده ای و از جمله دکتر زرین کوب معتقدند که سعدی این غزل را در تعریض به جلال الدین بلخی سروده است.برای این ادعایشان هم استدلال هائی کرده اند که بیشتر به سفسطه شبیه اند. من اماجزو کسانی هستم که معتقدند بین این غزل سعدی و غزل معروف جلال الدین بلخی ( بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست) جز به لحاظ وزن و قافیه ی غزل، هیچ سنخیتی وجود ندارد. از این گذشته اگر سعدی قصد می داشت که با مولانا معارضه کند باید لا اقل در یکی دو مورد اشاره ای ولو غیر مستقیم، به مضامین و موضوعات غزل مولانا می کرد.نکته دیگر این که مولانا در دوره حیاتش حد اکثر از شهرتی محلی یا منطقه ای برخوردار بوده است و نه بین المللی. شهرتش هم در هر اندازه ای که بوده به شاعریش ربطی نداشته است. اشاره ی آقای زرین کوب به داستان بوستان سعدی (شنیدم که مردیست پاکیزه بوم ...) نمی تواند مبین اشاره ی سعدی به مولانا باشد. مولانا مردی مهمان نواز و کریم النفس بوده و در خانه اش همواره بر غریبه و آشنا گشوده. بنا براین چگونه ممکن است سعدی چنین مردی را بشناسد و در باره اش بگوید :
به لطف و سخن گرم رو مرد بود ــــ
ولی دیگدانش عجب سرد بود.
باری، این تبادر و انتخاب وزن و قافیه مشترک برای دو غزل از دو خداوندگار سخن در یک عصر ، به نظر من کاملا تصادفی بوده است. همچنین معتقدم اگر رباعی منسوب به ابو سعید ابوالخیر ،واقعا از آن ابو سعید باشد، آن گاه می توان این فرض را قوی دانست که هم سعدی و هم جلال الدین بلخی در سرودن غزلشان از این رباعی ابو سعید الهام گرفته اند:
ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست
زنُار نا بریده و ایمانت آرزوست
در هیچ وقت خدمت مردی نکرده ای
وآنگه نشسته و صحبت مردانت آرزوست.
بویژه سعدی در سرودن غزلش ، در همان بیت نخست و در مصرع دوم یکراست سراغ رباعی ابوسعید رفته و مطلغ غزلش را چنین سروده است:
از جان برون نیامده،جانانت آرزوست
زنُار نا بریده و ایمانت آرزوست
باری، کسیانی که با سعدی و جلال الدین بلخی بوده اند در باره این امر سخنی نگفته اند. دیگرانی هم که بعدها در این باره گفته اند و نوشته اند ، هم سخنشان و هم مفروضاتشان و هم استدلال هایشان ، از قطعیت برخوردار نیستند.در این میان و با این وصف این پرسش مطرح است که چرا عده ای بر اساسی سست و نا استوار، عامدانه یا از سر سهو به تحقیر سعدی در برابر مولانا پرداخته اند؟
مهران حسین نیا در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۲:
مشخصا در عبارت : "و بر وصال ایشان حرطص مباش" اشتباه تایپی صورت گرفته و صحیح آن "و بر وصال ایشان حریص مباش" می باشد.
ulhn در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
باید به فکر آخرت بود
مهدی پژوهنده در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۷ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
سلام
در مصرع دوم بیت چهارم ، عبارت «بگد» مفهوم نیست و ظاهرا عبارت «لگد» صحیح است.
می گوید ، در دریای دل هر آشنایی که شنا می کند ،لگدی هم به دل می زند.
ایرانی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴ - سپاه من:
استاد شهریار از مفاخر ادبیات ایران است
عبداله در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶:
شعر زیبائی بود
حسن زرهی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۱۳ - گفتار در فضیلت سخن:
جنبش اول که قلم بر گرفت. درست است
محسن در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:
فال و استخاره را در حال خود فایده نمی دانیم
زیرا فال ما همواره بر مدار فال انسانهای دل ریش است
گذشته و آینده ی ما در بی کسی و تنهایی است
پس وای بر آنکو که پا جای پای ما نهاد
.... ادامه دارد....
کیادرویش در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۲:
به نظر من این سایت عالیییییییییییییییییییییییییییییییییی است.
کیادرویش در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱:
این بخش به نظر من عالی بود.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
شیخ خود نسخه را نوشته و سفارش
لازم را فرموده . سربسپارید ، دروازۀ دل فراخ بگشاییدو از سرزنش خلق نهراسید.
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق، لیک
چو درد در تو نبیند، که را دوا بکند؟؟
طبیب دل خویش می شناسی؟؟
دور فلک درنگ ندارد، شتاب کن!!
سهیل در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:
نسخه شما چیست دکتر؟
خواهشمندم بفرمایید؛ شاید بکار من و امثال من بیاید.
محسن سالاری در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸:
بیت ششم، مصرع دوم فکر میکنم به جای «بند»، «بنده» صحیح باشد.
همینطور در بیت آخر به جای «به گه»، «پـگــَه» (صورت دیگر «پگاه») صحیح است.
ستاره در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۸:
دل "سوی" تو و دیده به جای دگرستم...
هم اینکه حرف س در اینجا واژآرایی دارد و هم دیده نمی تواند پیش کسی باشد، اما هم دل و هم دیده کی توانند به سوی کسی باشند.
علی اصغر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:
با سلام در بیت پنجم معرق درست است که اشتباها به جای عین غین نوشته شده
رحیم غلامی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
با سلام. مصراع اول و بحشی از مصراع دوم بیت اول با تغییر محتصری از حکیم نزاری است:
باد بهار می وزد باده خوسگوار کو
بوی بنقشه می دمد ساقی گلعذار کو
رحیم غلامی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۶:
با سلام. در بیت هشتم منظور حافظ از دهقان سالخورده، پدر حکیم نزاری قهستانی است چنانکه در ص 56 جلد دوم دیوان این شاعر فرزانه آمده استک
پرسیدم از پدر نکتی وان لطیفه را در خواب بر صحیفه خاطر نگاشتم
گفتم بگوی تا به چه حالی چگونه ای گفت ای پسر من آن بدرودم که کاشتم
م.ت.ض.ن در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۸:
اعرابیی که در اول حکایت نوشته شده درست است نه اعرابی که شهنی فرموده است .
محمّدرضا جبّاری هرسینی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۴ - خاریدن روستایی در تاریکی شیر را به ظن آنک گاو اوست:
مولوی در باب تقلید و عواقب آن، اشعاری بس قوی تر دارد. از جمله داستان طوطی و بقال:... کار پاکان را قیاس از خود مگیر... و یا بیت مشهور: خلق را تقلیدشان بر باد داد/ ای دوصدلعنت بر این تقلید باد
sassan در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵: