گنجور

حاشیه‌ها

علیرضا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:

دوستان من نمیدونم چرا رباعی ها ی جناب خیام و سرآغاز جناب مولوی رو میخونم مو های تنم سیخ میشه.
چه شوری دارد این اشعار
چه بویی دارد. این اشعار
روح زجانم برده این اشعار
بصیرت داد ه است این اشعار

سام در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:

جمشید پیمان عزیز با ان شعر زیبا، بسیار عالی بود! درود بر حافظ رند که بازار دین فروشان را به اتش کشید

abbas در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۲:

ایا این شعر زیر در دل شعر فردوسی در شعر فوق نمی باشد؟
نهان گشت کردار فرزانگان / پراکنده شد خوی دیوانگان / هنر خوار شد ، جادویی ارجمند / نهان راستی، آشکارا گزند

دکتر ترابی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

سپاس جناب فرهاد، من که نام خانوادگیم از کنیه آن حضرت می آید بایست میدانستم، اما نادانیم را خوشبختانه با پرسیدن جبران کرده ام و از آن حضرت نقل است که:
من علمنی حرفا فقد.......و سپاس دوباره که به من آموختید.

مصطفا الف در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۹:

مصرع دوم از بیت سوم:
کز یاد «بُت» وعده‌فراموش خود افتم
(گزیده‌ی محمد کاظم کاظمی)

علی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

با سلام ...
وزن شعر احیانا فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن نیست ؟؟؟؟

رفیع زینلی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۰:

مصرع اول: زدن صحیح است.

رفیع زینلی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۷:

بیت 3 مصرع 2: نشأه یا نشئه درست است

رفیع زینلی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

بیت 3 مصرع اول: "هر" درست است.

رفیع زینلی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ عرفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:

با توجه به معنی و وزن, در مصرع دوم بیت اول، کشمکش درست است.

جلال در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

با سلام گمان می کنم اینگونه درست است : سعدی به روزگاری مهری نشسته بر دل بیرون نمی توان کرد الا به روزگاران
چون وقتی الا می آید حتما چیزی جدا از کلمه گفته شده قبلی است یعنی به چند روز امکان ندارد بلکه روزهای زیادی لازم است .

محمدرضا در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۳۳ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

شهریار شاعری است پراوازه

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

جناب دکتر ترابی گرامی، شما لطف دارید. "شقشقیه هدرت، ثم قرت" به گمانم منصوب است به علی بن ابیطالب که منظور از ان این است "شعله ای زبانه کشید، و سپس فرو نشست" و البته شقشقیه به معنی ورم کردن گلوی شتر است در هنگامی که هیجان زده یا عصبانی میشود.

رامین یوسفی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴۲:

وه که قشنگ گفته است... شوخی و شنگ گفته است
بیدل بی¬ریای من ... با ساز ِ چنگ گفته است
دل به زبان کند دعا... دست به آسمان، ...شفا...
این دل بی قرار من ... مست و ملنگ گفته است
بیدل دهلوی کجا؟... با من غمزده چرا؟
حرف نزد به یک ندا؟.... نغمه یِ جنگ گفته است
شور جنون زند سرم.... عشق خدا بّرّد دلم...
سنگ زنم هر آینه ... این دل تنگ خفته است...
با دل ِ غمگسارِ من ... سوسه نیا به کار من
با من متقی چرا .... شیخ جَفَنگ گفته است!! (ر.یوسفی)

رامین یوسفی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷۸:

منم آن گدای مسکین، که روم به سوی کویت
چو دری گشایدم باز ، زنم بوسه ای به رویت
سر تعظیم خم کنم من به جناب کبریایت
مثل قطره ای بمانم که رسم به رود و جویت
به سرم هوس بدارم که ببینم آن شمایل
نروم ز درگه تو ... بزنم سری به کویت
همه شب خیال دارم به کنار ِ خوب ِ رویت
چه خوش است این خیالم ... چه تر است این گلویت
من و بیدل و هوایت... به غزل ترانه سازیم
که گره گشاید از کار ... گره ای ز زلف و مویت (ر.یوسفی)

رامین یوسفی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۸:

نور جان در ظلمت آباد بدن گم کرده‌ام
آه ازین یوسف‌ که من در پیرهن ‌گم‌کرده‌ام
وحدت از یاد دویی اندوه‌ کثرت می‌کند
در وطن ز اندیشهٔ غربت وطن گم کرده‌ام
چون نم اشکی که از مژگان فرو ریزد به خاک
خویش را در نقش پای خویشتن‌ گم‌ کرده‌ام
از زبان دیگران درد دلم باید شنید
کز ضعیفها چو نی راه سخن‌ گم‌ کرده‌ام
موج دریا در کنارم از تک و پویم مپرس
آنچه من گم کرده‌ام نایافتن گم کرده‌ام
گر عدم حایل نباشد زندگی موهوم نیست
عالمی را در خیال آن دهن گم کرده‌ام
تا کجا یارب نوی دوزد گریبان مرا
چون گل اینجا یک جهان دلق کهن گم کرده‌ام
عمرها شد همچو نال خامه میپیچم به خوابش
پیکر چون رشته‌ای در پیرهن گم کرده‌ام
شوخی پرواز من رنگ بهار نازکیست
چون پر طاووس خود را در چمن‌ گم‌ کرده‌ام
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نی‌ام
اینقدر دانم‌ که چیزی هست و من‌ گم‌ کرده‌ام
هیچ جا بیدل سراغ رنگهای رفته نیست
صد نگه چون شمع در هر انجمن‌ گم‌ کرده‌ام

علی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

با عرض معذرت در بیت 23 ار ز باید ارز باشد

علی در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده:

با عرض سلام و خسته نباشید در بیت 21 مصرع دوم (این طویله بام ) درستش باید (این طویله را نام باشد)

سحر در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۱:

دست آقارضا درد نکنه که به داد ما عربی ندان ها هم رسید

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

جناببان عیسی و بی دین
اینکه بگوییم برای تفسیر معانی اشعار تنها باید به خود اشعار مراجعه کرد را ازکجا آورده اید؟
یعنی واقعا جای حافظ گوشه میخانه بود و ملت هم به درجه ای از مدارا رسیده بودند که این شرابخوار بی پروا را دوست داشتن و اشعارش را نقل میکردند؟
پاریس در امروز هم این وضعیت را ندارد که شیراز در آن زمان داشته باشد

۱
۴۷۲۷
۴۷۲۸
۴۷۲۹
۴۷۳۰
۴۷۳۱
۵۷۰۹