حسین بیدرام در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
زنده یاد محمودی خوانساری چه زیبا در برنامه "یک شاخه گل شماره 409" این غزل را خوانده اند. روحش شاد. ممنون از دست اندرکاران این سایت وزین.
ابراهیم نبوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۲۵ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۸:
دوستان عزیز
بتگر نکند پیکر نقشت به چگل
صحیح است. با نسخه باکو مطابقت دادم
ارادت
ابراهیم نبوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۱۱۳:
من متن را با نسخه باکو مطابقت دادم. بستان اشتباه حروفچینی است، دبستان غلط است. ارادت
ابراهیم نبوی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۱ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۹۸:
دوستان عزیز
من متن را با کتاب مهستی چاپ بااکو تطبیق دادم، به گمانم
دی بر زد از آب مرو نیلوفر سر
صحیح باشد، نخست به این دلیل که آب مرو یا همان مرغاب واژه رایج است و دیگر آن که این رباعی نیز مانند چندین رباعی دیگر مهستی هم چهار زمان و هم چهار عنصر و هم چهار گل و هم چهار شهر را دارد و قاعدتا چون نشابور و بلخ و هری آمده، در این بیت جای مرو است. ارادتمند
پویا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
«که خوردم از دهان بندی در این دریا کفی افیون» «که» علی ذست یعنی دلیل اینکه می گویم که من نمی دانم این است که در ایندریا کفی از افیون خوردم که دهان بند و خاموش ساز بود. یعنی ندانمی که می گویم علتش آنست که در این دریا این خاصیت هست که اگر کسی غرق آن می شود دهانش بسته می شود و با دیگران سخنی نمی گوید «آن را که خبر شد خبری باز نیامد»
ناشناس در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
وای وای بابایی مهربونم فکر میکردم رفتنت یه کابوس طولانیه که تموم میشه ولی بعد از دوسال ونیم تازه میفهمم که دیگه هیچوقت اون اغوش مهربونت که پناه تنهاییهام بود منو بغل نمیکنه چه جوری عشق من ،منو تنها گذاشتی تو این دنیای سباه وبی احساس…توروخدا لااقل بیا تو خوابم چه جوری دلت میاد اینهمه تنهام بذاری ؟…توبهترین بابای دنیا بودی وهستی ومن شرمنده ترین وگناهکارترین دختر روی کره زمین که کاری واست نکرد…خدایا لحظه مرگم رو طوری رقم بزن که خودمو بندازم تو بغل بابام وای یعنی میشه…؟!
سارا در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
اصل خویش همان مبدا است اما چیزهایی که مارا از اصل خویش دورمی کند برایم جای سوال است.
... در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۱:
به نظرم عبارت:
ز کردارت نئی (یعنی نیستی) برای مصرع دوم مناسبتر باشد.
موفق باشید
آرش طوفانی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:
با عرض سلام خدمت عزیزان
در «دیوان حافظ» به تصحیح «استاد احمد شاملو» ابیات سوّم،پنجم و ششم این غزل، یعنی:
(3)می صبوح و شکر خواب صبحدم تا چند/ به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری
(5) هزار جان مقدّس بسوخت زین غیرت/که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری
(6) ز من به حضرت آصف که می برد پیغام/ که یاد گیر دو مصرع زمن به نظم دری
وجود ندارند؛ مضاف بر این که به نظر بنده تصحیح استاد شاملو از حیث ترتّب معانی و نظم موضوعی بسیار منسجم تر می باشد.
شایان ذکر است که البته طبق نسخه های «قزوینی»،«غنی»،«نائینی» ابیات مرقوم جزو ابیات این غزل درج شده اند؛ اما شخصا همان طور که عرض کردم، تصحیح استاد شاملو را به جهت رعایت نظم مفهومی ابیات بسیار بیشتر می پسندم.
علی ویسی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
سروده ای که سالهاست مرا به تفکر واداشته،
غزلی به وسعت تمام گذشته.
بیانی بسیار زیبا و دلنشین.
شعری عمیق ودلنشین.
عرفی در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:
به نظر من اینکه مقصود از صوفی را در بیت ام الخبائث حافظ، حضرت محمد یا حتی امثال عطار بدانیم برداشتی ناصحیح و متناقض با رویکرد مثبت حافظ به اسلام است و روح او نیز از این برداشت آزار می بیند. در رابطه با تلخوش نیز بحث زیادی شده که می توان به کتاب "تلخ خوش" سید محمد راستگو فصل اول با عنوان "آن تلخوش" رجوع کرد. ص 9 تا 22. این بیت نیز «کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز/باشد که باز بینیم دیدار آشنا را» برای هر وقت که آدم واقعا درمانده شود به کار می آید. حال منظور از باد شرطه برای هر کسی یک چیزی. مثلا همین بیت مرحوم حافظ برای حضرت زینب کبرایی در مثل فردایی که عاشورا است هم به کار می آید و زبان حالشان است...السلام علیک یا اباعبدالله الحسین
مژگان در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۷:
بیت بسیار زیبا واثر گذار این غزل
هیچ خمش نمیکنی تا به کی این دهل زنی
آه که پرده در شدی ای لب پرده دار من
hamidrexa در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۳:
این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این نور ربانیست این این گوهر جانیست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا شاه شهید کربلا یاین امیر المومنین
پیوند به وبگاه بیرونی
فوق العاده
با صدای محمود کریمی
hamidrexa در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
این کیست این این کیست این این ذکر طوفانیست این نور ربانیست این این گوهر جانیست این
بسم الله ای خون خدا بسم الله ای شهد بلا شاه شهید کربلا یاین امیر المومنین
پیوند به وبگاه بیرونی
فوق العاده
با صدای محمود کریمی
یلدا ی. در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
با آقای بهیار موافقم. بنظر بنده ما باید با این ابیات حال کنیم و اجازه بدیم اون ها در ما جوش و خروش ایجاد کنند. اگر هم کسی حال نمی کنه یعنی نه مولانا و نه این غزی مال اون نیست. چرا دوست داریم همه چیز و به حاشیه ببریم ؟
ضیاءالدین در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:
حضرت شیخ سعدی حقیقت خلقت آدم را وزیستن در دراین کره زمین را باموفقیت واقعا بشکل بسیار عالی ازاحکام الهی ګفته است.روحش شاد باد
abbas raee در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - درموعظه و پند:
و لیک زهر هلاهل سررشته در شکر است
صحیح سرشته در شکر است می باشد
abbas raee در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - درموعظه و پند:
ظاهرا بیت اول چنین درست است که:
در او اساس اقامت منه که رهگذر ست
که به اشتباه در دو نوشته شده
شادان کیوان در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹:
در مصراع "اندر سموم، طیبت باد بهار نیست"، سموم را باید با فتح سین خواند که باد سام است که داغ و کشنده است و چون این باد بیشتر در نواحی بیابانی عربستان میوزد بنام نژاد عرب که سامی اند، باد سام نامیده شده.
طیبت هم اسم مصدر از ریشه طیب و بمعنای پاکی و پاکیزگی است
سعید در ۱۱ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷۴: