فریدون در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۴:
بیت هشتم مصراع اول " خیالت گفت : کردی نیک زارم " درست است . لطفا اصلاح شود.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
در بیت چهارم. کلمه رشکم. و خسبد چی معنی میدهد.
ممنون
محمد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۹ - آگاهی مجنون از شوهر کردن لیلی:
عالی بو ممنون
قاسم در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۳:
واژه yuz به تلفظ محلی در روستاهایی در اصفهان یوز به معنی گردو تغییر یافتهء goz در زبان پهلوی
با جستجوی واژه جوز می تونید متوجه بشید
محمود در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
این غزل را حضرت حافظ از زبان سیدالشهدا میگوید،به عبارتی گوینده حسین است و شنونده باریتعالی.
نه ڤید کورمانج در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۵ - آمِد:
آمد در کردستان باکور(شمالی) و مردم آن کرد با گویش کرمانجی میباشند.آمد در زبان کردی به معنای جای بکر و دست نخورده است.ترکها به آن دیار بکر میگویند
احمد در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
کیوان عزیز..... بسیار ساده است این بیت
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد بدست
یعنی همین که از وصل تو، باد بوی تو را با خود برای کسی می آورد، همین برای سلیمان شدن او کافیست
و با توجه به اینکه 1.سلیمان را حاکم باد میدانسته اند 2.دولت سلیمان دولت بسیار محتشمی بوده و 3.در عین حال باد به دست داشتن ضرب المثلی حاکی از هیچ نصیب کسی شدن است، 1.تلمیح ظریف 2.پیچیدگی نغز و 3.استفاده از صنعت ضرب المثل در این بیت نهفته است که خب میشود گفت، حافظ است دیگر!
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
جناب شمس ، گرچه مرادتان از چلو کباب و آبدوغ خیار را در یافته ام، دلداه بلخی اید و کشف و شهود و.عمری با مولانا محشور و بی گمان .... با اندیشه آزمایشگرخیامی انس و الفتی ندارید
اما در نیمروز گرم تابستان در اردکان ، کاشان یا یزد باور بفرمایید یک کاسه آبدوغ خیار خنک بسیار به از طبقی چلو کباب چرب و چیلی است.!!
دکتر خدیجه شریفی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
شاعری به خوش ذوقی و زیبابینی سعدی ندیدم.
اشعار در نهایت سادگی و فصاحت و زیبایی، و در عین حال عمیق و دلنشین........
بسیار زیبا.بسیار زیبا
ابوطالب رحیمی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۴۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۵:
درسته، من هم این حکایت رو هر جا خوندم یا شنیدم به همراه اشعاری بوده که جناب آقای فروزنده نوشتند، لطف کنید اشعاری رو که از قلم انداختید اضافه کنید.
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:
در بیت راز بگشا ای علی مرتضا ای پس از سوء القضا حسن القضا کاملا تشیع مولوی احساس می شه زیرا سوء القضا خلفا بوده اند و حسن القضا امیر المومنین علیه السلام و راز بگشا یعنی بگو چه اتفاقی افتاد در جای دیگه می گه کیست مولا آنکه آزادت کند بند رقیت ز پایت وا کند که بیان کننده حادثه غدیر است مضاف بر این که مدح خلفای سه گانه توسط مولوی به واسطه تقیه بوده که با مطالعه تاریخ این مطلب روشن می شه و میزان مدح خلفا نسبت به مدایح امیر المومنین علیه السلام اصلا قابل مقایسه نیست که خود موید تقیه ایشان است
حجت در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح پادشاه دکن گفته:
چو پادشاهی اقلیم صورت و معنی
زیاده دید از ایشان بمیر میران داد
غیاث ملت و دین کافتاب دولت او
ز خاک یزد ضیا تا به عرش یزدان داد
سمی والد سامی محمد عربی
که داد رونق دین و رواج ایمان داد
این قصیده در مدح میر میران یزدی، حاکم یزد که سیدی معروف از نسل شاه نعمت الله ولی است بوده است. در خود قصیده هم معلومه. نه شاه دکن!!!!!!!!!
جهانگیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اسکندر » بخش ۱:
با درود لطفا اصلاخ بفرمایید:
به درویش بخشیم بسیار چیز
ز دارنده چیزی نخواهیم نیز
چو اسکندر این نیکوییها بگفت
دل پادشا گشت با داد جفت
جهانگیر در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام:
لطفا اصلاح کنید:
بدو داد دادار پیغام خویش
بپیوست با نام او نام خویش
حجت در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۲ - دوازده بند در مرثیهٔ شاهنشاه مغفور شاه طهماسب صفوی انارالله برهانه:
شاه جنت بزم رضوان حاجب غفران پناه
سدرهٔ ماوای معلی آشیان طهماسب شاه
اصل مساله شاه و رعیت چیز خوبی نیست و شاه ها غالبا پفیوز بودن. ولی من واقعا شیفته شاه طهماسبم. کسی که 54 سال حکومت داری کردو نه تنها کشوری آشفته و تازه تغییر مذهب داده و در معرض حمله 3 دولت با رویکرد مذهبی مخالف (عثمانی، اوزبک، گورکانی) را توانست با شجاعت و درایت و خرد شخصی خود حفظ کند، بلکه عصر او به درخشان ترین عصر هنری و فرهنگی و مذهبی ایران تبدیل شد.
ﻓﺎﻃﻤﻪ در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سرودهام:
ﺑﺎﺑﺎ ﺭﻓﺘﻲ و ﺩﺧﺘﺮ 14 ﺳﺎﻟﺘﻮ ﺗﻨﻬﺎ ﮔﺬاﺷﺘﻲ اﻭﻧﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺧﺪاﺣﺎﻓﻆﻲ
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
بیت اخرش فوق العاده ست
به قول خود حافظ در جایی دیگه
غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد
نوری سیدی در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سرودهام:
خداوند بیامرزدش.بانو عالی سروده،واقعیتها همین است وبس.کلام واقعی کلام نورالهی است،مرگ برای همه یکی است،پاسخ تمام مشکلات درخداوند نهفته است...این سروده را دوران دبیرستان دبیرادبیاتم بسیارتعریف کرده بود که ازآن به بعدجویای آن بودم،باخط درشت وزیبا این شعررانوشتم وبه چند نفر وچندمکان هدیه دادم.عالـــــی بود.....
سمیع در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:
جنون هم جهدها باید که دامانش به چنگ افتد دری صد پیرهن تا پیکر عریان شود پیدا
ناشناس در ۱۱ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۲۳ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۰: