گنجور

حاشیه‌ها

روفیا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۱۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:

سلام لیام گرامی
معنویت با ماده در تضاد نیست . فقط با ابزار های کنونی بشر قابل اندازه نیست .
شاید روزی شما از خواب برخیزید و بگویید وای من دیشب ده گیگابایت خواب دیدم !
به هر حال این اصلا مهم نیست که شق القمر بوده یا نه .
مهم این است که ما ببینیم خودمان چه کاره ایم ؟ چه ابزاری خداوند و دانش پیشینیان و رشد بشر در اختیار ما نهاده و از ان برای شتاخت دنیای پیرامونمان نهایت بهره را ببریم .
این استدلال درستی نیست که چون کسی شق القمر را قبول ندارد پس قران را قبول ندارد پس اصلا با او بحث نکن .
از نظر علمی قران یک document به حساب نمی اید . و لزومی هم ندارد تو درستی تک تک ایات قران را کشف کنی . به هر صورت ما در سراچه ترکیب تخته بند تنیم و پر از محدودیت . همینکه هر روز ساعتی بیندیشی و اهنگ کشف حقیقت را بکنی سرانجام ان را پیدا می کنی .
مولانا می فرماید :
هر که به جد تمام در طلب ماست ماست
هر که چو سیل روان در طلب جوست جوست

فرهاد در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

در تایید نظر آقایان پیمان و بهرام، شکل درست رباعی "گاوی است در آسمان 'قرین' پروین" درست میباشد. و منظور صورت فلکی "ثور" یا گاونر است که در نزدیکی خوشه پروین قرار دارد. خیام که خود ستاره شناس بوده نمیتواند چنین اشتباهی کرده باشد که خوشه پروین را "گاو" بنامد!

mehr در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

معصومه بانوی عزیز
میفرماید دل من مانند صندوقچه یا قلکی است که راز پنهانی تو در آنست ، آنرا نشکن
با احترام
مهری

ناشناس در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست

شهاب حسن نژاد در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

هوالحق
با سلام خدمت تمامی عزیزانی که میخواهند سهمی در ادبیات داشته باشند
بنده ی حقیر برخی نظرات را خواندم و به نتیجه ای واقف آمدم که زیاد خوشایند نبود..عشق جز در مورد آلله به کار نمیرود بلکه در مورد دیگران باید از کلمات دیگری استفاده شود...حال آنکه شما با نظراتی که گذاشته اید به عشق یک پسر به پسر اشاره کرده اید و این درحالیست که این جز بوالهوسی چیز دیگری نمیتواند باشد/ولی امام علی(ع)در سخنان قصار خود خطاب به مالک فرموده اند:اگر به هنگام شب کسی را به حال گناه ببینی فردا به چشم گناه کار به آن نگه مکن شاید او شبانگاه توبه کرده و تو ازآن بی خبری/اظهار نظر در مورد دیگران اگر از روی جهل باشد زیاد پسندیده نخواهد بود در پایان یک بیت مینویسم نسبت به کسانی که از جهل خود بی خبرند:آنکس که نداند و نخواهد که بداند/حیق است چنین...

سعید در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب:

منظور از حبیب در این شعر استاد حبیب سماعی هستند که از دوستان استاد شهریار بوده اند.

سعید در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

در مصراع اول بیت اول واژ ه ی « آن » زاید به نظر می رسد و وزن نادرست می آید:
ناقهی محمل نشین چون راند از منزل مرا با وزن غزل درست است .

قورباغه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

قاآنی:
ماری سیه آویخته از شاخ صنوبر
زنهار که ‌گوید که: «پری بال ندارد»؟
و
نه ماری از چه برگنج لآلی پاسبان‌گشتی
نه زاغی از چه‌بر شاخ صنوبر آشیان ‌کردی
نه طاووسی چرا بر ساحت جنت قدم سودی
نه شیطانی چرا بر روضهٔ رضو‌ان مکان ‌کردی
تو خود یک‌ مشت مو افزون نیی ای زلف حیرانم
که چون ‌از بوی‌جان‌پرور جهان‌را بوستان کردی

معصومه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

سوال داشتم امیدوارم دوستان جواب بدن.
بیت پنجم مصراع اول رو برام معنی میکنین؟لطفا!

قورباغه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

هرچند دلربایی زلفت به جان خریدم
کآواز مرغ جانان شاخ صنوبر ارزد
انوری

قورباغه در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶:

تا جایی که ممکنه باید به نسخه ها پابند بود و "استحسان" نکرد. مگه علم و ادب کسی که در حد ادیب پیشاوری باشه و حتی اشعار امثال ناصرخسور و خاقانی رو اغلب صحیح، تصحیح کنه. شکل صنوبر درسته به قلب صنوبری تناسب داره ولی "شاخ" با "باغ" بی نسبت نیست. سعدی هم میگه:بخت این نکند با من کان شاخ صنوبر را/بنشینم و بنشانم گل بر سرش افشانم...البته خیلی مهم نیست! وقتی طرف تو رو به هیچ حساب نکنه چه شاخ باشی چه شکل فرقی نداره.

منصور در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

سلام بر شمس الحق و همه دوستان
ممنون از راهنمایی شما. البته بجا فرمودید.
سپاس از توجه و تذکر خوبتان.

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۸۳ - شرح فایدهٔ حکایت آن شخص شتر جوینده:

بیت 11 و 12 از آخر > کلمه [سیتم] به [سیِّئاتم] تصحیح شود . تقابل با نسخه چاپی انبشارات اروند سال 1385

خرد در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۲ - ستایشِ خرد:

نخست آفرینش خرد را شناس نگهبان جان است و آنِ سه یاس
فکر می کنم باید در واژه ی (آن) (ن) را با کسره خواند تا وزن شعر درست شود .

ابوالفضل در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

سلام .( را ) در مصرع اول بیت آخر اضافه است .

ابوالفضل در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

سلام به دوستان .
به شیر بودن یعنی شیرخواره بودن. در این غزل یعنی شور عشق هرگز از طراوت وشعف نخواهد ماند . شور عشق جوادانه است .

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

از پایان بیت یازدهم
لفظ چون وَکـرست و معنی طایر است> سخن بمنزلهء آشیانه و معنای آن چون پرنده است.

بشیر احمد نوا در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

بُد در آخر بیت دهم بمعنی[ گزیز ] یا [چاره]

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

خواند میر در کتاب خود ، حبیب السیر، درباره ی این بیت " گر مسلمانی از این است که حافظ دارد ــــ وای اگر از پس امروز بوَد فردائی) داستانی آورده است و یکی از خوانندگان در حاشیه ای که نوشته اند، منعکس کرده اند. به نظر من این داستان ساخته و پرداخته ی ذهن خواندمیر است و تهی از واقعیت تاریخی است. تا پیش از خواند میر هیچ کسی از چنین رویدادی یاد نکرده است. خود خواند میر هم نگفته است که آن را از کجا دیده یا شنیده است. درباره شان نزول بعضی از غزل های حافظ افسانه پردازی های عجیب و غریبی شده است که این هم یکی از آن موارد است.اگر قرار بودحافظ را تکفیر کنند بهتر می بود شعر هائی را بهانه کنند که خطا ناپذیری خدا را مستقیما نقض کرده است. مثل: آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست ـــــ عالمی دیگر بباید ساخت واز نو آدمی. و نظایر این که فراوانند.

جمشید پیمان در ‫۱۱ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

دکتر صادق گوهرین با استناد به بعضی نسخ متاخر " شیخ سمعان" را پذیرفته است.عده ای گفته اند چون در روم دیرهایی به نام "دیر سمعان" وجود داشته است ،به این اعتبار که شیخ مقیم یکی از این دیرها شده بودنام داستان باید "شیخ سمعان" باشد. دکتر فروزانفربا ذکر توضیحات مکفی، " سیخ صنعان" را مرجح دانسته است. دکتر تقی پورنامداریان در اثر بدیع خودبا نام " تفسیر دیگری از شیخ صنعان" با توضیح دقیق تر و استناد به نسخه های کهن تر این داستان مانند نسخه مجلس شورای ملی( لابد حالا شده است شورای اسلامی) و نسخه معروف به نسخه پاریس، " شیخ صنعان" را درست دانسته است.

۱
…
۴۷۱۵
۴۷۱۶
۴۷۱۷
۴۷۱۸
۴۷۱۹
…
۵۸۳۳