غدیر زرگریان در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹:
ایا در این دنیای مادی ومادی پرستی یافتن چنین انیسی واقعا درحد رویا وخیال است که گاهی فکر کردن به ان هم احمقانه مینماید ایا نشستن برکرسی مجنون یا یوسف یا خسرو وامق و غیره خیالی خام وحتی احمقانه جلوه میکند وای بر ما که از اصل افتاده ایم نه از اسب
مژده.ح در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
این کلمه قشیب به معنای سپید و نو باشد اما به نظر بنده شاعر از کلمه قصب به معنای کتان ، واژه ی قصیب را ساخته و معنای بیت به گمان بنده چنین است باران می بارد و برف را که مثل جامه کتان بر تن زمین است از تن آن بیرون می آورد.الله و اعلم
شهاب در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
سلام دوستان
به نظرتون در بیت نهم کلمه ی (این) نباید (ان) باشد؟
تا بشود اه از ان راه که دران خطری نیست که نیست
زیرا (این) اشاره به راه عشق میکند که دشوار و پرخطر است انگونه که خود حضرت در مصرع قبل گفته (شیر در بادیه عشق تو روباه شود)
حال اگر این راه بیخطر باشد ایا میتواند شیر را روباه کند؟
مژده.ح در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰:
با عرضسلام مجدد در کتاب پیام نور رشته ی زبان و ادبیات فارسی بخش 1 نظم 1 بیت مذکور بدین صورت آمده است:باران مشکبوی ببارید نو به نو/ وز برف برکشید یکی حله ی قصیب در توضیحات آمده :چون واژه ی معنای قصیب در این بیت معنای مناسبی ندارد شاید
ارسلان در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
نظر همه محترم و اشتباه است.
باید اینطور باشد:
پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت______من موفق نشدم قطعه زمینی بخرم
dowlatkhah75@gmail.com
رضا خرم در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۶:
بیت پنجم
به تصحیح فروزانفر
چون تو ز ره بمانی جانت روانه گردد
وانگه چه رحمت آید از جان و از روانش
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
جانا سخن از زبان ما می گویی!! سیاوش گرامی
پنجره ای تازه بر فهم رباعات خیام گشودید خیام ریاضی دان استاد جبر و مقابله . نکند اهل کرمانید؟
همشهری کیومرس منشی زاده کو شعرهای ریاضی میگفت؟!
باری اهل هر کجا که باشید ایرانی می اندیشید و به قرار پیرو آیین آیرانی اید زندگی تان دراز. واپسین بخش بسیار بردلم نشست « نغمه ایست که خیام با سازهای مختلف مینوازد گوش نواز است بشنوید و لذت ببرید»
و هم چشم خرد میگشاید.
یوسف خوشنظر در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰:
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون مقصور)
رکن آخر این وزن که «فعلن» یا «فعلان» است که نام زحافش در پرانتز ذکر نشده است.
هست در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
یکیست ترکی و تازی در این معامله کورش
جمعی به در پیر خرابات خرابند قومی به بر شیخ مناجات مریدند
...کای بی خبران راه نه آنست و نه این
در ادامه نکات دوست عزیزمون، به نظر میاد شاعر هم به عرفانهای شرق نظری داشته و هم تا حدی با جبریون یک نظر بوده
محمود خیبری در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۹:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳:
بین نهم
در تن نقشه ............
باید باشد(به تن)
سیاوش بابکان در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
دوستان !
بیایید تا دست از ناسزاگویی به مفاخرملی و بزرگان ادب و اندیشه میهنمان برداریم.
سخن ناپسند در باره محمد تقی بهار یا احمد کسروی تنها به بهانه یک قصیده یا دیدگاهی که با باورهای ما همخوانی ندارد، در شان هموندان این محفل ادبی نیست
کسروی و بهار تنها با تاریخ مشروطیت و سبک شناسی دین خویش را به ایران و زبان ایرانی ادا کرده اند.
دست از آنان بداریم نیکیها وخدماتشان ارج بنهیم.
و اما ،.. برخی دوستان ظاهرا دیواری کوتاه تر از دیوار های نیشابور نیافته اند، چه بی وقفه بر اندیشه جهان شمول بزرگترین دانشمند جامع الشرایط تاریخ علم و اندیشه این سرزمین میتازند
دوستان!
خیام شاعر بنوده است بل دانشمندی که از سر تفنن برخی رباعیات سروده است و کدامیک از بزرگان تاریخ درخشان علم ایرانی نسروده اند؟
کیهان شناسی که رمز و رازهایی گشوده است که هم امروز ناگشودنی است. آنچه او در آن روزگار باابتدایی ترین ابزار سنجیده و بر جای نهاده است امروزیان با هابل و مهواره و ... به از آن نمی سنجند و نمی گشایند.
در نسخه هایی که در گنجور داریم، درنسخه فروغی و غنی تنها ملاک انتخاب ، قدمت بوده است و به گمانم بی توجه به دیگر جنبه ها از جمله زبان روزگار حکیم و هماهنگی با شیوه اندیشگی او فراهم آمده است.
آنچه صادق هدایت به نام ترانه های خیام انتخاب و دسته بندی کرده است ، متاثر از آنشخور فرهنگی او( فرانسه بودلرو ژید و ورلن و...) و بر پایه سلیقه آمیخته با پوچی و ذهن آمخته به افیون اوست.
بسیاری از آنچه در هردو روایت آمده است منسوب به حکیم واز زبان او فرسنگ ها دور است
و آن کم شماری که میمانند تکرار درد جاودانه انسان در همه دورانهاست
دردی که چون درد عشق از هر زبان که می شنوی نا مکرر است
باور کنید من در هر رباعی او یک معادله میبینم
در بیت نخست فرضیاتی مطرح میکند ، در مصرع سوم مشتق می گیرد و درمصرع پایانی پاسخ معادله ، گشوده یا نا گشوده
و سرانجام تکراری اگر در آن معدود می بینید
نغمه ایست که خیام با سازهای مختلف می نوازد
گوش نواز است بشنوید و لذت ببرید.
دکتر ترابی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:
دکتر گرامی ، و ما بارش و بارشت میگفتیم که اسم مصدر از باریدن است و باران که ضفت فاعلی خاص ( صفت حالیه؟) است .
دو دیگر که نظامی فرسنگ ها انسو تر از انوری
و بیش وکم در همان روزگار سروده است:
مرا پرسی که چونی، چونم ای دوست
جگر پردردو دل پر خونم ای دوست
......
عرفی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:
اما محتوای بیت و کل غزل: از نگاه عامیانه ی بنده مولوی در این غزل بحث انسان کامل و تطورات ظهوری و شهودی را بیان کرده است. چه کمال نبوی و چه کمال ولایی؛ و کمال دین نهایی الهی را که به اکمال نبوت و اتمام ولایت است گوشزد کرده و از غیبت دو سویه نبوت و ولایت(که مصداقشان به لف و نشر مرتب در زمان ما حضرت عیسی و حضرت مهدی است) سخن گفته و به یک گونه راه را نشان داده که در سیر منازل سلوکی سماوی، غیبت ظاهری آدمی را نباید ناامید گرداند چرا که اصل قضیه آمده است.
ممکن است گفته شود این تحلیل، یک تحلیل تاویلی است و ما را به اسماعیلیون و اعوان حسن صباح ملحق گردانید. ولی حقیقتی است که مولوی نه اشعری و نه جنبلی است و ظواهر اشعارش که موهم این داستان است بای رد گم کنی و مدارا با سنیان بلاد روم و ترکیه بوده و باطن و ذات مقاصد و مرادات مولوی بر تاویل صحیح و محوریت هستی بر گرداگرد سه ولایت طولی(ولایت الهی، نبوی و ولوی) می گردد. زیاده جسارت شد.
عرفی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۱:
بنده با فکر ناقص خود چیزی غیر از برداشت آقای غیاثی از بیت دوم دارم. صلح کلی و همه خدایی یک چیز است و تایید اعتقادات ناصحیح چیز دیگر. مولوی مصلوب شده عیسی را قبول ندارد و از بر چرخ کشیدنی که در بیت دوم گفته حتی اشاره ای هم بدان ندارد. بر چرخ کشیدن همان بر آسمان کشیدن است که طبق اعتقاد اسلامیان و از جمله مولوی، عیسی به صلیب کشیده نشده و به چرخ چهارم برده شده است(چرخ چخارم غیر از آسمان فلکی چهارم کنونی است. چرخ چهارم و غیر چهارم بسان دزوخ و مینو در همین زمین فعلی ما قرار دارد) مقصود اینکه از دید امثال مولوی، حضرت عیسی زنده است و در انتظار هبوط در آخرالزمان...
عرفی در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
مولوی بلخی سخت ریزه خوار حضرت سنایی است و تمام این غزلش شرح حدیث مشهور سرور اولیا، حضرت علی مرتضی که فرمود: موتوا قبل ان تموتوا و تفصیل بیت مشهور آدم اولیا که: بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی/...الی آخر
جهانگیر در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:
از این صدها صدای گنگ سر در گم دلم تنگه
از این خواننده های سر درون خُم دلم تنگه
از این تک بیت بی احساس آدمهای تکراری
از این اشعار زشت بیخود از مردم دلم تنگه
دلم یک نغمۀ شهناز و سوز ساز میخواهد
دلم یکدم سبکباری چنان پرواز میخواهد
ازین آب یخ بی مزه تهرون دلم تنگه
از این بوی بد دود ته شمرون دلم تنگه
دلم برف سفید رنگ موی زال میخواهد
دلم یک لحظه دیدار رخ با حال میخواهد
برای یک نفس آرامش بی دلهره امشب
دلم از لهجۀ حافظ،غزل، آواز میخواهد.
من در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
بیت اول محتشم رو امام علی بهش تو خواب یاد دادن و بند 11رو حضرت فاطمه باددادن واقعا مرد بزرگیه...
طاهره در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:
گویی ولی شناسان رفتند ازاین ولایت
فریدون در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۳ - در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف:
دانه چون آمد به مزرع کشت گشت
امین کیخا در ۱۱ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶: