سید مهدی ضیابخش در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
سلام، بنده خودم شاعر هستم و شاعران را درک می کنم. اگر چه امروزه شعر هزل آمیز رایج نیست اما من خودم هم هزلیات سروده ام و شاید به زودی در وبلاگی آنرا منتشر کنم. خیلی زیبا بود.با تشکر.
محسن خادمی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳ - بیان آنک نور که غذای جانست غذای جسم اولیا میشود تا او هم یار میشود روح را کی اسلم شیطانی علی یدی:
مصرع اول بیت آخر اصلاح شود:
گر جهان باغی از نعمت شود ----> گر جهان باغی پُر از نعمت شود
شبرو در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
سپاسگزارم خانم ستاره
شما لطف دارید. آنچه نوشتید براستی برازنده حقیر نبود. ممنونم
Alipur در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۶:
مصرع اول این غزل
گاه روی بر خاکم گاه جبه بر زانو
زین سریکه من دارم نیست بیخبر زانو
محمد قاسمی فرد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱:
توضیح درباره مازندران
در واقع مازندرانی که کاووس به انجا لشکر کشی کرد متفاوت است با مازندران کنونی"مازندران شاهنامه در شرق سیستان و هند بوده است.
و اعتماد السلطنه اورده است که عوام مازندران معتقدند این زندان کاووس در ناحیه دیولیلم نزدیکی رودخانه تالار بوده است و ان را محبس کاووس میخوانند
تردید در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:
یارب ار بخت چنین است پس آینده کجاست
گاه تنگ آمد و آن روح فزاینده کجاست
بخت ما روز ازل در شب خلقت بستند
گره از کار نشد بخت گشاینده کجاست
پایکوبان همگی منتظر آمدنیم
مهلت عیش تمام است سراینده کجاست
روی خوش از پس پرده بنمایان جانا
نگرانیم نباشی و نماینده کجاست
چاره ای ساز که دل تنگ شد از دوری ره
دوری منزل و شب اختر پاینده کجاست
مام گیتی که به خوابست مکن بیدارش
دور تردید شد و مادر زاینده کجاست
mehr در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:
با درود
بالاخره متوجه نشدم ، زمانی که میگویی او بنیان گزار مکتب فکری ست ، چیزی جابه جا نشده ، یا من در جواب فروگزاری نکرده ام ، نیز همینطور . پس چرا با ” ذ “ نوشته اند
یکی از استادان نظرش این بود که هر آنچه غیر مادّیست را با ” ز “ و آنچه مادیست را با ” ذ “ بنویسیم بهتر است
جناب استاد محمد جعفر محجوب فرموده اند: آنچه از ریشه ی گذشتن یعنی حرکت کردن است را با ” ذ “ بنویسید .
با احترام
مهری
غلامرضا اصغری در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰ - آشیان ویران:
سلام،شما بزرگوارانه در جهت اعتلای فرهنگ سرزمین مادریتان کوشش میکنید ،سپاسگزار شما هستم .من گهگاه که به شکارچی یاعلاقمند به شکاری بر میخوردم توصیه میکردم بروند از دیوان پروین شعر ( آشیان ویران) را پیدا کنند وبخوانند وبه کودکان خود فکر کنند . خوشبختانه با کوشش شما حالا میتوانم این شعر را با اونا به اشتراک بگذارم شاید اونا به جوجه های بی مادر وبی پناه رحمشان بیاد واز شکار دسست بکشند
عبدالمجید در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴۶ - لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرة الفوت:
بسم الله الرحمن الرحیم
در تیتر زدید لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرت الموت
یعنی برای مردگان غم و فکر و دغدغه مردنشان نیست بلکه برای آنها حسرت مردنشان است که از نظر حقیقت معنا تفاوتی ندارد در ضمن با متن شعر هم سازگاری ندارد صحیح آن اینطور باید باشد
لیس للماضین هم الموت انما لهم حسرت الفوت ...یعنی
برای مردگان غم و فکر و دغدغه و حسرت و ...مردنشان نیست بلکه برای آنها حسرت از دست دادن فرصتهاست(حسرت فوت)
احمدی پور در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۱:
جناب حسینی عزیز وزن شعر را فکر کنم اشتباه فرمودید
-UU--UU--UU--UU-
مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن
رجز مثمن مطوی
کمی بیشتر دقت فرمائید
سلیمانی فارسانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
سلام و سپاس از خدمات ارزشمند شما به شعر و ادب پارسی، مصرع دوم بیت دوازدهم باید "بشکستست"باشد که به اشتباه "بسکستست"قید شده است.
سلیمانی فارسانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۷:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
سلام مصرع دوم بین دوازدهم باید "بشکستست " باشد
ستاره در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
جناب شبرو؛ حقیقتا هم لذت بردم از نوشتار دقیق و زیبای شما و استفاده بسیار بردم از علم و ادب و آگاهی شما.
من ترکم و نه طرفدار سینه چاک اشعار جناب شهریار. اما خدا رو شاکرم که اساتیدی همچون جناب شبرو در عرصه ادبیات پارسی حضور دارند.
سهیلا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:
این شعرمنوبردبه سال75 که اولین بارسیاوش نامی اون روبرام خوند ومن به قدری ازشعرخوشم اومد که دوصفحه تمام خودم شعردروصف اون فردسرودم که خیلی یادم نیست ولی بسیارالهام بخش بودبرام الان فقط یک بیت یادمه
دلم راکرربودی توزجایش. برش کرداندهام خوبست جایش.......
یک بیت دیکرش
جرا وصد جرا تلبی نهایت. کجای زندکی رفته به غایت ؟. والسلام.
ستاره در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲:
چهارده یعنی چهل؟!!!!!!!!!
مه چهارده یعنی ماه چهل ساله؟!!!!!!!!!!!!!!
گاهی چیزهایی در گنجور میخوانم که در هیچ سایت طنزی یافت نمیشود و افسوس میخورم که میشود کسی چنین طرز فکری داشته باشد؟
نکنید! این کارها رو نکنید.
به قول یک شخصی که حتما معرف حضور هست: آنقدر که اسلام از مذهبیون نادان آسیب دیده از دشمنان آشکارش آسیب ندیده.
محمدحسین محمدپور در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۹ - دوم بار در سخن کشیدن سایل آن بزرگ را تا حال او معلومتر گردد:
بیت 37 در برخی نسخ خطی قدیمی به این شکل آمده است:
علم تقلیدی که آن بی جان بود
طالب روی خریداران بود
رامین در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵:
در بیت سوم اگر اینگونه نوشته شود بهتر است: ( پیش از این دوست بودی ام از مهر)
روفیا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۳۷ - جواب:
تعریف سند :
شاهد مکتوبی است بر یک واقعیت که ماهیت حقوقی دارد و طبق اشکال از پیش تعیینشدهای که ضامن اعتبار و اطمینان به سند هستند، تهیه شده است.
این گونه که از تعریف حقوقی سند بر می اید اسناد حقوقی و تاریخی و علمی توسط بشر به طور قراردادی تنظیم شده اند .
و در مورد اهمیت وقوع یا عدم وقوع شق القمر نظر حقیر این است که از انجا که همه انسان ها نمی توانند مورخ و محقق باشند بلکه جامعه سالم احتیاج به پزشک خوب معلم خوب کشاورز خوب کارگر خوب دارد نه اینکه افراد جامعه دغدغه شان این باشد که ایا شق القمر واقعا رخ داده یا نه ؟
این اولویت بندی را ما ناگزیریم داشته باشیم . زیرا ما در عالم محدودیت های زمانی و مکانی به سر می بریم .
در صفحه دیگری بحثی در مورد تمایلات جنسی حافظ در گرفت . انجا هم با اجازه بزرگان عرض کردم که چون عمر ما کوتاه است ببینیم اگر مسائل مهمتر از این در خدمت به بشریت حل شدند انگاه در اخرین اولویت به این گونه مسائل بپردازیم که حقیقتا فهم این نکته هیچ دردی از درد های بشر را درمان نمی کند .
کسی که واقعا دغدغه کمک به نوع انسان و کل مخلوقات دارد اولین چیزی که به ذهنش خطور می کند این است که چگونه می توانم از هر ثانیه این دو روز عمر به بهترین شکل برای خلق شادی و زدودن رنج بشر استفاده کنم . چنین فردی نه تنها هیچ جنبنده ای را ازار نمیدهد بلکه حتی وقتش را در راه مطالبی با بهره وری کمتر تلف نمی کند . 1
در مورد کشف درستی تک تک ایات باید گفت هیچ انسانی ملزم و قادر نیست به یکباره تمام ایات کتب اسمانی را درک کند بلکه هنگامی که درد طلب در انسان شکل گرفت و انسان قصد حرکت به نور کرد حقایق یک به یک پیش چشمش کشف حجاب می کنند و هر حقیقت در یک شبکه بسیار پیچیده انسان را به حقایق متعدد دیگر رهنمون می شود مانند قطعات پازل تا اینکه در نهایت رخ ان دختر چینی درپازل میلیارد ها قطعه ای نمایان می شود .
مجتبی خراسانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۲ - سبب نظم کتاب:
روح قدسی، او را کاری از کار دیگر، و در جهانی بودن ورا از جهان دیگر باز نمی دارد، و چون توجه به افق اعلی نمود، و انوار معلومات و دانش ها را بدون آموزش بشری از خداوند فرا گرفت، اثر آن به قوای آن (روح) سرایت کرده، و صورت آنچه که (روح قدسی) مشاهده می کند برای روح بشریش متمثل گشته و صورت می یابد، و از آن به ظاهر وجود اثر، و برای حواس ظاهر مخصوصاً چشم و گوش که لطیف ترین و برترین حواس ظاهراند متمثل می شود، لذا شخص محسوسی را مشاهده، و کلام منظوم الهی را در نهایت زیبایی و فصاحت شنیده، و یا کتاب نوشته شده ای را رؤیت
می نماید، پس شخص محسوس فرشتۀ نازل شده ای است که حامل وحی الهی است، و کلام، کلام الهی، و کتاب هم کتاب اوست، و این شخص متمثل شده، صورت خیالی که در خارج ذهن و اندیشه وجود ندارد نمی باشد. فرشتگان را ذات و گوهری است حقیقی، و آنان را اضافه و توجهی است نسبت به مادون و طبقات زیرین خود، مانند اضافۀ روح به بدن، نه این بدن، بلکه بدنی که در اخرت محشور و برانگیخته می شود، ذات حقیقی آنان از جهان امر (به واسطۀ کلمۀ کن) و عالم قضای الهی است. اسرافیل از همه برتر است و از آناندر صف اول از فرشتگان در بیداری برخورد با روح قدسی (پیغمبر) می نمایند، و چون روح نبوت به عالم آنان، جهان وحی الهی، و علم اعلای ربانی اتصال و پیوستگی پیدا نمود، کلام الهی را که اظهار نمودن حقایق به توسط مکالمه و سخن گفتن حقیقی است، در مقام قاب قوسین اوادنی، که مقام قرب و مقعد صدق است می شنوند، و وحی در اینجا کلام حقیقی ربانی است، چنانکه گذشت.
درود الهی بر او و خاندان و فرزندان معصوم او که از خطا و لغزش مصون و دورند باد.
برگرفته شده و آموخته شده از حکیم عالیقدر الهی محمد بن ابراهیم شیرازی ملقب به «صدرالدین» و مشهور به « صدرالمتألهین»
پرویز شاه محمدی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۰: