حامد در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
این شعر را به منزله طلای ناب به دست آهنگساز فرهیخته مانند آقای مشکاتیان و هنری مردی بزرگ به مانند محمد رضا شجریان بدهند تصنیفی در دستگاه چهارگاه آفریده می شود که به منزله جواهری درخشان، هر شنونده صاحبدلی را مست می کند از جذبه و زیبایی آن.
مصطفی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۷:
با صدای استاد همایون شجریان که دیگه معرکه شده خدایش...
t در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:
خیام مثل همیشه ضدیت خودش را با مذهب «نه با خدا»داره نشون میده . امید رحمت و بیم عذاب ههمان بهشت وجهنم هست
مهدی جاوید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
دوستان سنایی مثلث عرفان هستش و ما در حدی نیستیم که بخواهیم اظهار نظر کنیم درباره این عندلیب بوستان بلاغت و فصاحت ولی به نظر من این شعر دقیقا همون نماز هستش که به زبان فارسی و با شعر گفته شده کسانی که میخان نماز و فارسی بخونن این شعر رو حفظ کنن
مهندس مرتضی جاوید چپرپردی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۳ - قاعده در تفکر در انفس:
ظهور قدرت و علم و ارادت
به توست ای بندهٔ صاحب سعادت
بروز قدرت و علم و ارادت به ماست ای بنده صاحب سعادت
سمیعی و بصیری، حی و گویا
بقا داری نه از خود لیک از آنجا
زهی اول که عین آخر آمد
زهی باطن که عین ظاهر آمد
تو از خود روز و شب اندر گمانی
همان بهتر که خود را میندانی
چو انجام تفکر شد تحیر
در اینجا ختم شد بحث تفکر
جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۷:
آمدن باء زائد برسر افعال ماضی خواه مثبت و خواه منفی در نظم و نثر فارسی شایع بوده است چنانکه حضرت مولانا فرموده است
گر عمر نامی تو اندر شهر کاش
کس به صد دانگت بنفروشد لواش
نیز چنانکه حکیم سنایی فرموده است
علم کز تو ترا بنستاند
جهل از آن علم به بود صد بار
حسام در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸:
در بیت دوم منظور از آیینه نهادن مقابل دوست چیست؟
کسی از دوستان نظری نداره ؟
merce در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۱۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۳ - غم آزادی:
به نظر من این غزل مشکل دارد
نمی شود قافیه را در یک بیت دادمرا بدون کسره آورد و در قافیه ی دیگر فریاد ِ مرا ، با کسره با ادای احترام به شاطرعباس صبوحی
مرسده
حمید اسکندری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
بیت سوم مصرع دوم:راح باید به راحت تبدیل شود
سید مهدی شیخ الاسلامی در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
با توجه به این نکته که قبا لباسی مردانه بوده است، می توان گفت که معشوق مذکر بوده است
فرشید نیکپوری در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۲:۱۳ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۳ - غم آزادی:
به نظرم در مصرع اول کاما یا ویرگول برای انحراف ذهن خواننده گذاشته شده... خیلی ساده میشه حدس زد که اینطوریه: تا به دام غمش آورد "خداداد" مرا یعنی تا گرفتار غم عشق خداداد شدم...
حمیدرضا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۸۶:
بیت شماره 1 - مصرع دوم: "اشک" درست است.
بیت شماره 4: زیر خاک ... جای "ی" از "ب" استفاده شده
بیت شماره 5 : صوم رحمن گیر
تماشاگه راز در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۱:۰۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۵ - حکایت عیسی (ع) و عابد و ناپارسا:
در متن کلیات سعدی باهتمام محمد علی فروغی، مصراع اول بگونه زیر آمده است . "که " زیادی است.
شنیدستم از راویان کلام که در عهد عیسی علیهالسلام
همچنین بیت هفتم بگونه زیر آمده است .
نه چشمی چو بینندگان راست رو نه گوشی چو مردم نصیحت شنو
" به جای "به پای" - "نه پای" صحیح است.
امید در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۲۸:
تریاق : پادزهر
پارسا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۳ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۴:
به نظر من باید مصراع دوم اینچنین تلفظ شود:
در وادیِ توحیدِ تو، یک خار، بُن است
پارسا در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۲۱ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۴:
به نظر من باید مصراع آخر اینچنین تلفظ شود:
در وادی توحید تو یک خار، بن است
مصطفی قلاوند در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:
با سپاس از دکتر کیخواه، بنظر میرسد جوهر فرد در اینجا مراد همان کوچکترین جزء هر عنصر باشد که قابل تقسیم و رؤیت نیست.
بیت آخر چقدر زیبا تداعی میکند؛ بار غم عشق او را گردون نیارد تحمل، چون میتواند کشیدن این پیکر لاغر من؟!...
نیک در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۹ - در توحید:
اولین کس که مرغان با او هم اواز شد ند داوود نبی بود که ازلطف صوت ولحن زیبایش دروازه ی ذکر تا جایی گشاده گشت که مرغان را به وجد اورد زیرا کلام مابین انسان و حیوان به سطح فهم رسید در ابتدا همه یک امت بودند و سپس بر اساس نافرمانی کج زبان گشتند و بعد سلیمان نبی منطق نمل را هم درک کرد که در سوره ی نمل به خاطر درک کلام مور خداوند را شکر نمود تا زمان پیامبر عزیز که طایر قدس با او مرتبط شد او که ملک همه ی طایران عالم است لذا هر جا که ذکر و عشق همراه شد به نوعی این معجزه بنا بر ظرفیت وجودی شکل گرفت عطار منطق الطیر سرود و سنایی حدود چهل و اندی بیت ایا امروز هم میتوان به این فهم ناب رسید؟
فرزانه درستان در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب ابن الملک و اصحابه » بخش ۱ - باب شاهزاده و یاران او:
جف القلم بما هو کائن
آموزگار در ۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸: