بهزاد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
مصرع اول بیت دوم رو توی چاپ کاهی دیده بودم که نوشته بود : من اگر چه پیرم و ناتوان ، تو ز آستان خود به مران. که توی رکن دوم افاعیلش تعویض کوتاه -بلند با بلند - کوتاه ( uu-u- /u-uu-)انجام شده و وزن درست میشه. دال و ت ی خودت توی این مصرع دلچسب نیست
آبتین کیانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
علی هادی جان ممنون زحمت کشیدی!
احمد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
شاید منظور از شیخ جام خود شراب باشد که شیخ داخل جام می است. حافظ میگوید ارادت مر به شراب داخل جام برسان
ارد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۳۷:
چون ابر برآمدیم و بر باد شدیم
ارد در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۵:۱۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۳۷:
جون ابر برآمدیم و بر باد شدیم
مهدی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثلثات:
زیبا بود
رضا اتابک در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۶ - ختم کتاب به نام شروانشاه:
سلام دوستان میبینم که یکی از عزیزان عنوان داشته که پایان کتابی چنین گران سنگ ختم شده به مجیز گویی حاکم دوران ، در اصل قضیه مخالفتی نیست ازیرا که در عالم حقیقت هم چنین است اما پرسش بنیادین بنده آن است که چه کنشهایی از سوی حاکم عصر باعث بوجود آمدن چنین واکنش هایی در اکثر شعرا میشده ؟؟؟
آیا ممیزی خلف همان دیدگاه های سخت گیرانه نیست ؟؟؟ آنی خوییش را در هیبت شاعری چون نظامی ببینیم که صد البته در مثل منقشه نیست ، منظومه شعری بی نقص فراهم میکنیم و به اداره ارشاد ارائه میدهیم ، اگر این باب آخر را در مدح شروانشاه و شروانشاهان ننگاریم مجوز چاپی خواهیم گرفت یا خیر ؟؟؟
به عقیده این کمترین هنوز گرفتار آنیم که بودیم ...
دکتر ترابی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:
روفیا ، دوست گرامی ،
آنچه خود یافته اید پاسخ گو است با توجه به بیت نخست از دو معنای ند آنکه ضد است درست می نماید هم وزن ضد است و آن که مانای رشد و فزونی دارد پارسی است و صدای زبر دارد. با پوزش از گستاخی
دکتر ترابی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
سلام روفیا، دوست نادیده،
فرصت از دست نخواهم نهاد،
رایگان هم ار نباشد،
سپاس بی کران از مهربانی تان.
برایتان زندگی دراز و شادکامی بسیار آرزو دارم.
دکتر ترابی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
ساحل سبز ، ساحل امان ،
استادی من در شاگردی بزرگان است، آنچه بر پیشانی نشان دانشگاه تهران نوشته بودند:
( میاسای زآموختن یک زمان ) آویزه گوش هوش اندکم داشته ام و خواهم داشت.
دودیگر که نثر ( چانه؟ ) پاک و شسته رفته تان بسیار بر دلم می نشیند و بر دل دوستداران زبان ایرانی توفیق یارتان باد.
سدیگر ، دو برابر یافته ام از برای واژگانی که دیگر دوست دانشمندم روفیا به کار برده بود
دو دلم ، دل که یکدله شد در میان خواهم نهاد.
بختتان سبز ، روزگارتان سپید و چهرتان هماره سرخ باد. بیش باد کم مباد.
مسعود در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۵۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:
براستی بعد از گذر عمر و نگاه به گذشته باید گفت:
"افسوس ندانم که کی آمد، کی شد"
خیلی زیباست.
mehr در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۳:۴۸ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:
با درود
از بانو روفیا خواهش میکنم بگوینددر این دو بیتی که معنی فرمودند جمله ی ”بفهم که گل آفرینی هم هست“ را از کجای شعر فهمیده یا حدس زده اند
گمان میکنم ایشان از روی ایمان قلبی که دارند همه چیز را در پرتو نور خدا میبینند
در بیت :
وزو چون بگذری هنگام فکرت
بود نام وی اندر عرف عبرت
به نظر من ، میگوید چون در فکر فرو رفتی از آن پند و عبرت میگیری دیگر به خدا کاری ندارد
در بیت :
هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی
گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو
میگوید وقتی به گل تازه شکفته نگاه کنی یاد زیبا رویی زنده میشود ولی کجاست گوش شنوایی و دیده ی بینا و معتبری که ببیند؟
کاش ادیبان دیگر هم نظر دهند
با احترام
مهری
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
و استاد شجریان به زیبایی این شعر پر مغز را خوانده اند
علی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
در بیت ششم «گرمی» دو کلمه است و درستتر است که به صورت «گر می» نوشته شود.
دکتر ترابی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۲۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:
مهر تابان ، مهر مهربان ، برای یافتن تفاوت افعال گذاشتن ( گذاردن ) و گزاردن سفارش میکنم به فرهنگ معین صفحات3205 و 3301 مراجعه فرمایید زیر گزاردن معنای اجازه دادن نیافتم ، اما گذاردن ( گذاشتن ) در شمارهی 6 هشتن اجازه دادن به روشنی آمده است. هشتن در گویش کرمانیان به مانای اجازه دادن هم به کار میرود، از همه گذشته شیخ شیراز که سخنش حجت است بارها آنرا به معنای اجازه دادن به کار گرفته است. نه تنها در مطلع غزل بگذارتا مقابل روی تو بگذریم گذاشتن و گذشتن هر دو آورده است که فرهنگ معین نیز در شاهد معنای گذاشتن بیت زیر را از گلستان مثال زده است :
بگذار ، که بندهی کمینم تا در صف بندگان نشینم،
و اما برخی دوستان میفرمایند در فرهنگ دهخدا آمده است این کمترین جست و معنای اجازه دادن برای فعل گزاردن نیافت . سر انجام جناب شمس چرا از حقیر عذر میخواهید اگر لازم میدانید از سعدی پوزش بخواهید!!!
بگذارید از این بحث همانگونه که از بر گذشتن گذشتیم بگذریم.
مجتبی خراسانی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:
ظهور جملهٔ اشیا به ضد است
ولی حق را نه مانند و نه ند است
ظهور و حدوث و تمامی کمالات موجودات، به عدم و نبودشان و غیر یکدیگر بودنشان شناخته می شود؛ ولی حضرت حق سبحانه چنین نیست، چنان که در حدیث آمده است:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا مِنْ شَیْءٍ کَانَ وَ لَا مِنْ شَیْءٍ کَوَّنَ مَا قَدْ کَانَ=ستایش خداوندی را که از هیچ چیز پدید نیامده، و موجودات را از چیزی پدید نیاورده است.
لذا مرحوم نجم الدین هم می گوید:«ظهور جمله ی اشیا به ضد است...» و سپس می گوید:
چو نبود ذات حق را ضد و همتا
ندانم تا چگونه دانی او را
ندارد ممکن از واجب نمونه
چگونه دانیش آخر چگونه؟
می گوید امکان ندارد ذات حضرت حق سبحانه و صفات و کمالاتش را با غیر او شناخت، زیرا که:«ندارد ممکن از واجب نمونه»، بلکه ممکن تنها مظهریت و پرتوی از کمالات او را دارا می باشد.
ناشناس در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
با سلام و خسته نباشید
لطفا ترجمه فارسی این شعر زیبای استاد گرانقدر رو حذف کنید چون واقعا مفهوم و لغات شعر به دلخواه مترجم عوض شده و اصلا بیان کننده مفهوم اصلی ابیات شعر نیست. هر حرفی در بیان زبان خودش با مفهوم و دلنشین است و برای احترام به شاعر و تمامی هموطنان ترک زبان خواهشمند است ترجمه مذکور حذف گردد.
سیاوش مرتضوی در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بینیازیست چنان که آینه بیصورتست و ساده است و بیصورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره:
بعد از بیت «ترسم ای فصاد گر فصدم کنی ...»، در بعضی ویرایش ها این بیت دیده می شود:
«من کیم لیلی و لیلی کیست من
ما یکی روحیم اندر دو بدن»
اگر این بیت در ویرایش های معتبر موجود هست، لطفا آن را اینجا اضافه کنید.
روفیا در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۴ - جواب:
وزو چون بگذری هنگام فکرت
بود نام وی اندر عرف عبرت
این عبرت به معنا عبور است نه درس عبرت .
حافظ می فرماید :
هر گل نو ز گلرخی یاد همی کند ولی
گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو
اینجا نیز اعتبار به معنای عبور است .
یعنی از گل لذت ببر ولی در لذت از زیبایی ان متوقف نشو .بلکه بفهم که گل افرینی هم هست :
لعبت بازی در پس این پرده هست
ورنه بر او این همه لعبت که بست ؟!
امیرمسعود در ۱۰ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۳ - عذر گفتن فقیر به شیخ: