گنجور

حاشیه‌ها

خسرو ا در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

با دورود فروان خدمت تمامی عزیزان،
حضرت حافظ در ابیات مختلف که برخی از اونها بیشتر در کتابهای قدیم دیده شده بارها چه مستقیما و چه غیر مستقیم برای بزرگان دین اسلام اشعاری سروده،بطور مثال؛
حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق /
بدرقی رهت شود همت شهنهء نجف،
مردی زکنندهء در خیبر پرس /اسرار ازل ز خواجة قنبر پرس/
گر طالب فیض حقّ به صِدقی حافظ/
سرچشمة آن زساقی کوثر پرس/وغیره....
در جواب کسانی که حقایق را منکرند به این شعر زیبای حضرتش اشاره میکنم،
با مدعی نگویید اسرار عشقو مستی/ تا بی خبر بمیرند(بمانند)در عین خود پرستی
یا حقّ

اصغر افشاری در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۲ - مثل:

با سلام
حامد جان از نظر معنی و وزن ایراد دارد.
در باره نوشته آقای میثمی
رود کشتی آنجا که خواهد خدای
وگر جامه برتن درد ناخدای
فعل رود علاوه بر این که با سیاق بیت سعدی درست نیست و باید «برد» باشد از نظر معنی نیز فاقد بار حماسی است زیرا د رحماسه سخن از عمل و فعل توسط فاعل است. که این معنی در فعل «رود » به خوبی «برد » القا نمی شود .

الهام فغانی مهر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳۵:

در مصراعِ اول، واژه ی "گریه" اشتباها "گربه" نوشته شده است.
به فرضِ صحیح بودنِ روایتِ موجود از مصراعِ آخر، با شاعر هم سلیقه نیستم، و به گوشِ من، این روایت بسیار زیباتر است:
رِنگِ شکسته را به زبان احتیاج نیست
صائب، عبث به دردِ خود اظهار می کنی!
مصراعْ سوالی نیست. (هرچند، بعید است که روایتِ اولْ روایتِ صائب بوده باشد.)

الهام فغانی مهر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

در چهار مصراعْ هجاهای اضافی ای نوشته شده که آشکارا وزنِ مصراع را خراب می کند. جایگزین های مناسب تر این ها هستند:
مصراعِ دوم، بیتِ اول: ما را به دامِ خویش گرفتار می کنی
مصراعِ دوم، بیتِ چهارم: هرچه غم است بر دلِ من بار می کنی
مصراعِ دوم، بیتِ پنجم: زنهار فتنه را به چه بیدار می کنی
مصراعِ دوم، بیتِ آخر: چون سایه سجده به دیوار می کنی (در یک خوانش، دیوار می شود مسجود. اما خوانشِ بهتری ممکن است که طبقِ آن، دیوار مسجِد--مکانِ سجده--است؛ شبیهِ تعبیرِ "به" در "سجده به خاک کردن".)

امین در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۴:

سعدی بدجوری اهل داستان بوده هاااا
که سر در پای او خوش تر که بر دوش

جمع در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۰:

انقدر تلاش شما ما را به ذوق اورد که پس از سالها هر شب به مجموعه شما سری میزنیم و فیض فراوان میبریم درود به شما عزیزان

مهسان در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:

در مورد این شعر اتفاق نظر وجود ندارد ولی نظریاتی هست که مصرع دوم بیت اول متفاوت و بدینگونه می‌‌باشد:
بر خیز و مخور غم جهان گذران
"خوش باش" و دمی به شادمانی گذران
در طـبع جـهان اگــر وفـایی بودی
نوبت بـه تو خود نیامدی از دگـران

honey در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳ - ارزش گوهر:

لذت بردم.

جواد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

من فکر میکنم هم فکرت میتونه باشه هم فطرت
اگر فکرت باشه به معنی اینه که انسان اولین آفریده شده ای هست که قدرت تفکر داره ورلی در نوبت آفرینش آخرینه
و اگر فطرت باشه (که البته جهانبینی حاکم بر این تفکر فکر میکنم منطبق با جهانبینی اسلامی باشه ) به این معنیه که انسان اولین موجودیست که خداوند تصمیم به خلقتش گرفت و در واقع هدف آفرینشه ولی آخرین مخلوق به لحاظ زمان خلقته
هر دو مفهوم زیباست

حسین شیردل در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷ - بهانه:

در مصرع دوم بیت اول :
فکند سر به زیر، حیا را بهانه
به جای ویرگول « و » باید قرار بگیره

فکند سر به زیر و حیا را بهانه

Ari در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۷:

با سلام و تشکر بسیار.
به گمانم در بیت پنجم به جای (چو عقرب دشمنان داری...)" (چو عقرب دشمنم داری...) صحیح تر باشد. بدین معنا که به معشوق می گوید: با من دشمنی داری و من را دشمن خود فرض می کنی و مرا به دیده ی لطف نمی نگری.

عرفان در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » سهندیم:

در مصرع دوم به جای حءیدر بابا ، حیدر بابا صحیح است

کسری در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

شهریاربالاترین احساس شور وعشق و جوانی را به حال وروز امروزی بیان نموده روحت شاد شهریار
طوری این حالات بیان نموده که من اشکم روان میشود از خواندن این ابیات
بسیار شیرین و متین و مظلوم سروده که البنه خود نیز همین است
افسوس که نه چون او شاعری دگر خواهد آمد ونه این زمانه پست چون او میخواهد
کسری

امید در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:

بهترین شعر تاریخ

عنایت الله در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۶ - این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام:

واقعا خیلی شعر پر معنی و خیلی اساس است.. این شعر انسان را به یاد مرگ می اندازد و میفهماند که چاره ای ندارند در مقابل مرگ .. و پند و اندرزهایی هم است در این شعر زیبا ... ببیند این بستر و عبرت گیردید... خیلی زیبا خدا بیامرزدش...

صابر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۹:

ضمن عرض خسته نباشید، مصرع اول با جای «اه» باید «وه» باشد. لطفا اصلاح کنید

امید طبیب‌زاده در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۱:

وزن این شعر قطعاً «مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن» است. یعنی دوری است، رجوع شود به توضیحات ذیل غزل 3027

امید طبیب‌زاده در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۶:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. رجوع شود به توضیحات ذیل غزل شمارۀ 3027

امید طبیب‌زاده در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۷:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. وزن دوری وزنی است که در پایان هر پاره (نیم مصراع) می توان یک کمیت کوتاه اضافه داشت، بی آنکه وزن به هم بخورد. مثلاً در مصراع «یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری»، پس از «رنج» یک کمیت کوتاه اضافه می آید، مانند اینکه بگوییم: «مفتعلن فاعلاتُ»! در واقع چون وزن دوری است، آن کمیت کوتاه اضافه در پایان نیم مصراع از تقطیع ساقط است. در مصراع «ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد» نیز پس از «رفت» با همین کمیت کوتاه اضافه مواجهیم که آن هم از تقطیع ساقط است ، به همان دلیلی که ذکر شد.

امید طبیب‌زاده در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲۸:

وزن این شعر عبارت است از «مفتعلن 4 بار»، منتها گاهی شاعر بنا به اختیار تسکین، بجای دو کمیت کوتاه از یک کمیت بلند استفاده کرده است.

۱
۴۵۵۸
۴۵۵۹
۴۵۶۰
۴۵۶۱
۴۵۶۲
۵۷۱۶