گنجور

حاشیه‌ها

عباس نجفی راد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۷ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۸۰ - ای غنچهٔ خوابیده، چو نرگس نگران خیز:

خدا رحمت کند به شاعر زنده دل وزنده یاد وبیدار دل اقبال را که گویا هم اکنون زنده است و نظاره گر جنایات افرنک(غربیها)ومشغول سرودن این رباعیات!

علی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

تصیح متن ارسالی:
همه "این" ناله را شنیدند
تمام "اشیاء"

علی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را
کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو حنانه شو
نقل است که حضرت رسول (ص) به ستونی چوبی در مسجد تکیه میداد و سخن میفرمود
صحابه منبری برای حضرتش مهیا نمودند
آخرین باری که حضرت از کنار آن ستون چوبی عبور نمود تا به بالای منبر رود، صدای ناله ی ستون بلند شد و همه ای ناله را شنیدند
اصحاب سوال کردند یا رسول الله چه شد
حضرت فرمود این ستون از فراق من که دیگر به او تکیه نمیکنم ناله زد و بلافاصله حضرت ادامه داد تمام اشیاع متعلق به مومنین در بهشت هم اکنون تا زمانیکه مومن به جایگاهش در بهشت وارد شود ناله ای شدیدتر از این ستون سرمیدهند
از آن پس آن ستون را حنانه نامیدند.
استن=ستون حنانه= ناله کننده

مهزیار حق شعار در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۵۴:

سلام.
معنی مصرع دوم این بیت چیه؟ کسی میدونه؟
عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر
همچو زنان خیره سر حجره به حجره شو به شو

باده پرست در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:

با این ترکیب هم می تواند جالب باشد
در این خاک در این خاک دراین مزرع می پاک
بجز مهر بجر عشق دگر تخم نکاریم

پوران زرگر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر:

البته آنچه که من در اینجا ذکر می کنم از فردی نظامی که به تاریخ جنگ و ابزارهای جنگی آگاهی داشت پرسیدم و منبع دیگری ندارم و خیلی هم به موثق بودن آن مطمئن نیستم اما به نظرم هم پر بیراهه نیست در بسیاری از اشعار خاقانی به سیماب یا قاروره و غیره و بادبان کشتی در یک جا اشاره شده است. در قدیم هنگامیکه کشتیهای جنگی به سوی ساحل روانه می شدند مدافعانی که در ساحل بودند به سمت بادبانها گلوله های آتش زا پرتاب می کرده اند که باعث آتش گرفتن بادبان سوختن آن و کند شدن حرکت کشتی می شده است. و در عین حال اگر شب بوده است یکدفعه آسمان روشن می شده که مثل طلوع خورشید بوده خاقانی در بسیاری از اشعارش به این موضوع اشاره کرده از جمله این شعر.

پوران زرگر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۶ - مطلع سوم:

در قدیم هنگامی که می خواسته اند کشتی های جنگی که به ساحل نزدیک می شوند را از حرکت باز ایستانند از ساحل گلوله های آتشین به سمت بادبان کشتی پرتاب می کردند و بادبانها می سوخته منظور از قاروره آتشین در اینجا همین گلوله های آتشین است که به سمت بادبانها پرتاب می شده است.

پوران زرگر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

ریحان در عین اینکه وقتی به کوزه سفالی بسته می شود خواص زیادی دارد در عین حال جانورانی مانند عقرب را به سمت کوزه آب می کشاند بنابراین در اینجا خوب و بد با همدیگر هستند. خوبی ریحان و بدی عقرب

احسان در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۸:

کبکی چنین نرود **سروی چنین نچمد**طاووس را نرسد پیش تو جلوه گری

تردید در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۷:

ز ترک ساغر و ساقی مگو بسیار می ترسم
نه مایوسم ز لطف حق نه از اغیار می ترسم
برون خواهم شد از قالب به لطف ساغر و ساقی
ز محراب ریا بیش از می و زنار می ترسم
صفای باطن ما را مبین از ذکر و سجاده
ز زهد خشک و بلوای دل بدکار می ترسم
اگر عمری ز نادانی فریب آسمان خوردم
ملالی نبود از قسمت ز مکر یار می ترسم
اگر تیغم زنی جانا ندارم شکوه و دردی
من از نیش زبان تلخ و زهر مار می ترسم
خداوندا به تردیدم نمی دانم که می بخشی
اگر از غیب آگاهی من از اقرار می ترسم

محمد هارون صادقی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۲۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۹:

باعرض سلام و تقدیم احترامات خدمت دست اندرکاران مجموعه ناب و دلپذیر سایت گنجور.
از جناب آقای زرکوب نیز اظهار تشکر میدارم. هر چند در حاشیه ضمن سپاس گذاری صرف براز نظر صورت گیرد. اما جناب شان تمام غزل را کاپی نموده است.
باز هم در کاپی بیت دهم تصحیح نشده. بیاد چنین تصحیح کرد:
از سر ما بینوایان سایه تا دارد (دریغ)
ودر قسمت بیت چهارم غزل تصحیح شده است.
سپاسگذارم

الهام فغانی مهر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

پیشنهادِ آخر از حاشیه ی قبل اشتباه بود؛ وزن را کوتاه تر می کرد. پیشنهادِ جدید، دست کم، موزون است:
چون سایه سجده بر پسِ دیوار می کنی.

الهام فغانی مهر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۰:

در حاشیه ی قبلی، تاکید بر روی "یک" بود و نه "غزل". در هر قالبِ دیگری غیر از غزل هم، شاعر این اختیار را دارد که در یک قطعه، ابیاتی را با هجای کوتاه شروع کند و ابیاتی را با هجای بلند.

الهام فغانی مهر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۵:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۰:

جنابِ سیاوش، هر دو وزن صحیح است. در یک غزل، می شود در ابتدای مصراع ها هم هجای کوتاه آورْد و هم هجای بلند. مثلا به ابتدای ابیاتِ دو، پنج، و شش--که هر سه با هجای کوتاه شروع شده اند--دقت فرمایید.

رسول در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی التوحید باری تعالی جل و علا » حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت:

در بیت ۱۹۲، وزن مصرع دوم چیزی کم دارد:
ذرّه‌ای‌ام لا شده در سایه‌ای/ نیست از هستی مرا سایه‌ای
شاید: نیست از هستی مرا (جز) سایه‌ای
یا: نیست از هستی من جز سایه‌ای
یا: نیست از هستی مرا سرمایه‌ای
البته این ها حدس من است، و گرنه نسخه‌ای که اکنون پیش رو دارم (که احتمالاً خیلی نسخۀ دقیقی نیست) مصرع اول این بیت را خیلی ثقیل و غریب ذکر کرده است: ذره‌ام گم شده‌ای در سایه‌ای/ نیست غیر از تو کسی سرمایه‌ای. اگر همین مصراع اخیر مورد نظر باشد، شاید به این شکل روان‌تر شود: ذره‌ام، گم گشته‌ای در سایه‌ای/ ...

مهرزاد شایان در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۰ دربارهٔ نصرالله منشی » کلیله و دمنه » باب برزویه الطبیب » بخش ۱۳ - حکایت مرد غافل:

با سلام و تشکر.
مواردی که باید اصلاح شوند:
سطر سوم
«خوردن و بوییدن و پسودن و شنودن»
بین بوئیدن و پسودن، «دیدن» جا افتاده است.
سطر هفتم
«نظر بقعر چاه افکند».
«افگند» صحیح است.
سطر یازدهم
«فتوری بدان راه نمی یفات».
«نمی‌یافت» صحیح است.
سطر دوازدهم
«حجاب تارطک برابر نور عقل او بداشت».
«تاریک» صحیح است.
سطر سیزدهم
«بیچاره حرطص در دهان اژدها افتاد».
«حریص» صحیح است.
سطر چهاردهم
«شاخها بر شب و روز»
«به» شب و روز
سطر پانزدهم
«فانی گردانیدن جاونران».
«جانوران»
«تقریب آجال ایشان مقصور است ب؛»
«ب» زاید است.
سطر شانزدهم
«یکی ازان در حرکت آژد»
«آید»
«مرگ حاضر باشد ب؛»
«ب» زاید است.
سطر هفدهم
«اژدها را برجعی»
«بمرجعی»
سطر هجدهم
«ازان چاه نتواند بود»
«چاره»
سطر بیستم
«و بطان مناجات ایشان»
«بیان»
( منبع: کلیله و دمنه، انشای ابوالمعانی نصرالله منشی به تصحیح و توضیح مجتبی مینوی طهرانی، چاپ هشتم 1367، باب چهارم، حکایت پنجم، صفحه 56 و 57)

کمال در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۳۲:

سلام به دوستان شعروهنرباوجودتلخیص & جمع رباعیهای شاعر مذبورتابحال جمع چندرباعی رودرسایت فوق ردکردم که جمع این رباعی : 3724 میباشد،روزگاربه کامتان.

عیسی سده در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷:

بنظرم نمیتونه دوبیتی باشه

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۴:

شاعر معاصر ، آقای سید حمید برقعی غزلی در استقبال از این شعر بیدل سروده اند ؛ با این مطلع :
تویی بهانه ام امّا بهانه ای که ندارم
گذاشتم سر خود را به شانه ای که ندارم

سیاوش بابکان در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

ترا از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند!!
چندین میانجی؟؟ از زنجیر تکامل سخن میگوید استاد توس ؟؟؟ و این از حکیم توس شگفت نیست..

۱
۴۵۵۷
۴۵۵۸
۴۵۵۹
۴۵۶۰
۴۵۶۱
۵۷۱۶