گنجور

 
جلال الدین محمد مولوی
 

نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری

صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری

آن پریی کز رخش گشت بشر چون ملک

یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری

تربیت آن پری چشم بشر باز کرد

یافته دیو و ملک گوهر جان زان پری

ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد

گشت پری آدمی هم شد انسان پری

دیده جان شمس دین مفخر تبریز و جان

شاد ز عشق رخش شادتر از جان پری

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

امید طبیب‌زاده در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یک شنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۱۳ نوشته:

وزن این شعر دوری است و این نکته حتماً باید به این شکل تصریح شود: مفتعلن فاعلن//مفتعلن فاعلن. وزن دوری وزنی است که در پایان هر پاره (نیم مصراع) می توان یک کمیت کوتاه اضافه داشت، بی آنکه وزن به هم بخورد. مثلاً در مصراع «یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری»، پس از «رنج» یک کمیت کوتاه اضافه می آید، مانند اینکه بگوییم: «مفتعلن فاعلاتُ»! در واقع چون وزن دوری است، آن کمیت کوتاه اضافه در پایان نیم مصراع از تقطیع ساقط است. در مصراع «ما و منی پاک رفت ماء منی خشک شد» نیز پس از «رفت» با همین کمیت کوتاه اضافه مواجهیم که آن هم از تقطیع ساقط است ، به همان دلیلی که ذکر شد.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.