گنجور

حاشیه‌ها

صفا سراج در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

بنده کوچک نیز با آقا جواد هم آوا و هم دیدگاه هستیم. در بیت 4، به گواه عقلی و نقلی، دو اشتباه در خور سنجش و بررسی است:
1) "طی زمان ببین و مکان...." بجای "طی مکان ببین و زمان" - به این معنا که در اندک زمانی که طی میشود، مکان (سطح و جایگاه و رتبه) در سلوک فزونی میگرد. "مکان"، "طی" نمیشود. بلکه این "زمان" است که "طی" میشود. "مسافت" طی میشود نه "مکان". "مکان" رابطه متناسبتری با سلوک دارد تا با "طی" شد.
2) کاین طفل یک شبه ره یک ساله میرود" به قرینه عروض مشمول "سکته" است و "واج آرایی" را مخدوش می نماید. "سلوک" و "صد ساله" دارای صنعت واج آرایی هستند.

si در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱:

"چو خورشید زد پنجه بر پشت گاو" ظاهرا اشاره به صورت فلکی گاو داره که اگر اشتباه نکنم منظور روز اول تیر باشه.
اشارات زیادی توی شاهنامه به همین صورت هست.
اگر کسی با دقت بیشتری می دوننه خاهشا بگه.

ایران نژاد در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

خوشا به حال نسرین و اژه که در این عصر طلایی میزیند در عصر فرزند خلف پدر موسیقی ایرانی!!!!!و صدای اهورایی او ( به قول نسرین !! ممکن است برای موسیقی ما پدر نتراشید و پای اهورا را به میان نکشید؟؟؟

جلال در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۳:

سلام
دوستان لطفا تفسیر شعر رو بگن که وقت ما طلف نشه
بیت نهم اشاره به این مطلب دارد که رسیدن عقل به مقام شهود فرشتگان امر بسیار عظیم و والائی است اما همین گمان در مرتبه روح که مقام محو شدن تام در حق تعالی است نقص و کاستی به حساب می آید زیرا شخص در این مرتبه نه خود را می بیند ونه شهودش را هر چه هست مشهود است و بس پس درک مقامات بالایی برای نامحرمان پایینی گاهی شرک نیز تلقی می شود و پیش زاهد از رندی نمیتوان دم زد چون طهارت در هر مرتبه از مراتب وجودی انسان نسبت به مرتبۀ بالاتر نجاست شمرده می شود و انسان برای ارتقاء وجودی باید بیش از گذشته قوی شود و بالاتر بیاید. شرک نیز اینگونه است تا قبل از رسیدن به مرتبۀ روح، کمال انسانی در این است که سالک دمادم گدایی کند و مقام حضور را از معبود خویش طلب کند اما همین امر در مرتبۀ روح، مرتبۀ تحتانی بوده و شرک به حساب می آید زیرا در این مرتبه شخص باید یکپارچه در حضور باشد و غیر حق چیزی نبیند

ستار در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

درود، مصرع اخر احتمالا "ببویی" باید درست باشد

حسین صارم پور در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

آرمان درست میگه، اصل کلمه خیط است نه خبط، و در این جا به معنی رشته است (رشته کبر و خود بینی)، خواهشا تصحیح بفرمایید!

نسرین در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

من با صدای گرم استاد همایون شجریان در اجرای این غزل و با کلام اهورایی مولانای بی نظیر , ساعت های به دنیاهایی نادیده سرک کشیدم و طعم نادیده ترین چشمه ها رو چشیدم ...
الحق که که این دو کنار هم معجزه ای شدن یگانه ...
خوشا به حال ما که در عالم نمی گنجیم ...

روح اله در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

با سلام
در بیت ماقبل آخر اگر به جای "می آیند" از "در آیند" استفاده شود وزن و معنای شعر مناسب تر میشود.
با تشکر

اسی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:

سلام.خیلی دوس دارم یکی برام این شعر رو معنی کنه

پویا در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

درود
از ذستان مطلع کسی میتواند شرحی برای فهم بهتر بر بیت آخر بگوید؟
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد .همانا بی غلط باشد که حافظ داد تلقینم

مونا در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲۳ - حکایت نوشیروان با وزیر خود:

عالی

جز جز در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:

درکش در این میانش

دوست در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:

سلام به همگی
راجع به شعر "تیغ سزاست هرکه را دردسخن نمی کند" ، با رجوع به مطالب شارحان کامل واضح است که "دردِ سخن نمیکند" صحیح است و این عبارت یعنی سخن در او تاثیری ندارد. بنابراین درد دراینجا به معنی تاثیرکردن است همانطور که این اصطلاح هنوز هم بکار می رود ، مثلا وقتی می گوییم" به درد نمی خورد". یعنی بی اثر است و کاربرد ندارد. کمااینکه شاعران دیگری مثل عطار هم ازین اصطلاح استفاده می کردند.
شرمت نبود زمن زهی چشم دردت نکند سخن زهی گوش

افشار در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

اتفاقا همان زودتر درسته!
منظور از در شیشه کنم زودتر آن است که در دام خودم بیندازم!

اکبر در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

حضرت مولانا در این بیت دل انسان را به شمع روشن و هوی و هوس را به توفان و گردباد تشبیه کرده، همانگونه که انسان برای حفظ شمع و روشن نگه داشتن آن باید آن را زیر لباس و کت خود حفظ کند، دل بیدار خود را هم باید در برابر هوای نفس با همان حساسیت و دقت مراقبت نماید.

مجید در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:

با عرض سلام ، از دوستان خواهش میکنم این غزل را به طور خلاصه برایم تفسیر کنند. با تشکر

مجتبی در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۲ - مثل:

باسلام البته درستش اینه
برد آنجا که کشتی خواهد خدا
وگر جامه برتن دردناخدا
نه یکه کلمه زیاد شده نه یک کلمه کم شده

منصور در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:

اگر اظهارات برخی دوستان مثل جناب سرخی صحیح باشد باید گفت حافظ نه یک عارف که شاعری متملق و چاپلوس و مجیزگوی قدرت بوده!!!

منصور در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۱:

نظر جناب افشین کاملا درست است، در مصرع دوم بیت اول باید بجای«کی» «که» نوشته شود و گرنه وزن شعر نیز مشکل پیدا می کند

مجنون در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۲۳ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:

دوستان لطفا در مضمون و نعنی این شعر کمکم کنید ممنون

۱
۴۵۵۱
۴۵۵۲
۴۵۵۳
۴۵۵۴
۴۵۵۵
۵۷۱۷