گنجور

حاشیه‌ها

تردید در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۵:

هوای نفس ببین و فریب نام تصوف کجا به عقل درآید شکار دام تصوف
به گاه کشتن فکرت ندای جهل درآید فریب و جهل نباشد به جز به کام تصوف
بگو که نقش توان زد کنار ساحل دریا ببین که موج بشوید خیال خام تصوف
تباه گشت و سیه رو به روز واقعه آن که کشید باده ی جهل از شراب جام تصوف
ظریف خواند و رقم زد هزار بیت دوتایی ردیف و قافیه ها زد به کام دام تصوف
نه زیر دارد و بالا نه باطنی ز تعالی حدیث مجمل و معنا که شد کلام تصوف
رثای ندبه برآید که راه توبه ببندد چرا که باطن معنا بشد حرام تصوف
خوشا گر عاقله مردی ورای پرده ببیند نه جاهلی که ز جهلش بشد غلام تصوف

spv در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲۵ - بلبل و مور:

gooooooooood

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۱۳:

اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه روز چون آب جوی
تصحیح بهرام مشیری:
اگر من شوم کشته بر دست اوی
نگردد سیه روز و خون آب جوی

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

طبیب راه نشین درد عشق نشناسد
برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی
طبیب راه نشین کیست ؟
ایا مقصود طبیبی است که سر راه نشسته تا گدایی کند ؟ یا دزدی کند ؟
یعنی آن که خودش نیازمند و گداست ؟
چگونه میتواند تو را که درد نیاز به حیات دل داری شفا دهد ؟

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:

سلام
مرسده عزیز
دلیل دوست داشتنی بودن خیام و حافظ اینست که انها دیگر خودشان نبودند تا از زبان خود و در راستای حفظ منافع خود سخن بگویند .
کلامی که برای خود میگوییم بوی گدایی میدهد . گدایی محبت گدایی تایید گدایی هویت ...
اصلا ادمی که نیست چه لازم دارد . چه چیز برای او تهدید به شمار میرود . همین که نه بیم دارد نه امید (طمع) چشم او را بیناتر و زبانش را بی پرواتر می کند . دریافت هایش گسترده تر و تراوشاتش غنی تر است .
تنها چنین کلامی پس از قرنها و در آن سوی مرزها خواننده دارد زیرا رایحه استغنای این کلام مرز های زمان و مکان را در می نوردد .

merce در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳ - حکایت:

جناب محمود گرامی
ممنون که اشتباه مرا گوشزد کردید
با درود
مرسده

merce در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

شاید پروین از مولوی الهام گرفته باشد
ولی بسیار پر معنی تر و زیبا تر سروده
محتسب مستی به ره دیدو گریبانش گرفت
مست گفت ای دوست این پیراهن است افسار نیست
مرسده

merce در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۸ - خواندن محتسب مست خراب افتاده را به زندان:

امین گرامی
با درود
مست خفته است و محتسب خم شده و با او مجادله می کند
منحنی در اینجا بسیار توصیف زیبایی ست

merce در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳ - حکایت:

پوریای گرامی
با درود
اشتباه از من است
با پوزش
مرسده

حسین در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹:

وصمت : عار- ننگ- تباهی

ویسی محمد در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۰:

بسیار زیباست

سید علی احمدی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۲۹۳:

سلام.
ظاهراً درستش اینه:
حاصل او
عزیزتر ز تو

منوچهر در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ رضی‌الدین آرتیمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵:

بنظر میرسد درتایپ این بیت
هوش از سرو طاقت زدل و تاب و توان برد
اشتباهی رخ داده باشد زیرا باقافیه بیت بالا ( گلهای جمن )نمیخواند وباید باین شکل باشد
هوش ازسرو طاقت زدل و تاب زتن برد

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۴ - در تحقیق حقیقت:

تو حقیقت را چو یکرنگی بدانی که در گفتش تو هیچ ننگی ندانی

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۴ - در تحقیق حقیقت:

براستی که (حقیقت ) را به زیبایی هرچه تمامتر بیان کرده و همه آنرا در خالصی و یکرنگی می خواند . روحش شاد

عادل مجدی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰:

بیت مشابه دیگر حضرت حافظ که:
من اگر خارم و گر گل چمن ارایی هست
که در غزلی دیگر استادانه میفرمایند:
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
تکلیف را بر مفتشان همه ی اعصار، نمایان میسازد.

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳ - حکایت:

با سلام خانم مرسده . شما بیت هفتم رو در جواب به سوال پوریا توضیح دادید . یا اینکه منظور پوریا این بیت بوده

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۲۴ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۲ - در حقیقت اسلام فرماید:

بیت چهار مصرع دوم ( بود ز دهر هر کو بهبود دارد ) و بیت چهارده ( کسی کاینجا ندارد معرفت بار ) . حقیقت اینکه از برای وجود چنین عارفانی بزرگ است که کشورمان بزرگترین فرهنگ علمی ادبی جهان را دارد و به خودش می بالد . روحش شاد

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۱۲ - در پیدایش نفس و صفت آن:

در مصرع دوم بیت آخر ( سرش ) صحیح است

سلمان در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۰:

تا آنجا که می دانم زند و پازند تفسیر کتاب اوستا بوده است.

۱
۴۵۵۱
۴۵۵۲
۴۵۵۳
۴۵۵۴
۴۵۵۵
۵۷۳۵