گنجور

حاشیه‌ها

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۳:

سیمی کز هوای اون پل آیو
کمی خوشتر ز بوی آغل آیو!
غبار و آب شور و دود و گرما
به مو همراه بوی الکل آیو! “1”
به دریا بنگرُم دریا نبینُم
که شرجی با مه و خاک و خل آیو!
به نخلستان ساحل می روم زار
ببینُم کی صدای قل قل آیو!
اگر لب تر کنم از آب شیرین
به خوابم کرم تر گل ور گل آیو!
روم کارون چو دنبال زُبیده “2”
به دامُم لِنگه کفش بُنجل آیو!
به تالابش ز باران اسیدی
کجا مرغابی و قرقاول آیو؟!
لب کارون “چه گلبارون” نگو کا
که درجا گشت شط با پاترل آیو!
یکی می گفت عامو، آب اهواز
قراره از خزر یا آمل آیو!
برای رفع بیکاری ز مرکز
گزارشگر و یا عقل کل آیو!
چه گل گفتی ولک با شعر دشتی
فقط وزنش ز کم آبی شل آیو!
زمان جنگ می گفتُم چه خوش بی
که بعد از جنگ گل با بلبل آیو!
نشستُم روی چاه نفت علاف
که جاسم با برارش عبدل آیو!
شاعر : “کیشو“
پی نوشت :
“1”-سید شریف حسینی عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی: این بوی بد ناشی از فعالیتهای به دست آوردن الکل از ساقه محصول نیشکر در جاده آبادان و خرمشهر است .
“2” منظور ماهی زبیده یازبیدی یا حلوا است!

کوروش فروَهــــر در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۸ - غزل:

تنگ طه عزیز شما مصرع اول بیت اول را اشتباه می‌خوانید.
ماهم اگر به قهر شد از لطف باز گشت.
یعنی ماه حتی اگر قهر کند به سبب لطفش با هم به گشتن ادامه می‌دهد. بازگشت به معنی برگشتن نیست. باز گشت یعنی باز هم خواهد گشت. متشکرم. گشت واژه‌ی مستقل و ردیف خواهد بود.

حمید در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۷:

درود بر محمد تیام عزیز درود

ابوالفضل در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۶:

در مصراع اول واژه کردن اضلفی است

فرامرز در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۷:۱۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۱:

این هنر آواز اصیل ایرانی است که گاه با شنیدن آوازی به سراغ شعر شاعر آن می روی
حکایت این غزل زیباست و آواز بسیار زیبای دکتر محمد اصفهانی با نام" غم غفلت" بر بیت های یی از این غزل که چقدر عالی اجرا کرده اند و با چه تحریرهای قوی و نکو...چه می شود کرد دیگر شاگرد استاد شجریان هستند جناب دکتر اصفهانی.

آر در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

با سلام و درود بسیار...
لطف این غزل بسیار زیبا با شنیدنش از دهان خسرو آواز جهان و همراهی آواز او با تار استاد پیرنیاکان در دستگاه ماهور دو صد چندان می شود. منظورم اجرای این اساتید برای بزرگداشت حافظ در سال 67 یا 68 در تالار رودکی(وحدت) است.
با آرزوی سلامت و کامیابی و طول عمر بسیار برای استاد شجریان و استاد پیرنیاکان.
باید بشنوید تا بفهمید چی میگم...
هم در قسمت شور و هم در قسمت ماهور بیداد می کنند. الاالخصوص فرودهای بی نظیر استاد شجریان روح را به پرواز در می آورد.

محمود در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

روفیای محترم . منظورت از مقام فنا چیه ؟ و دیگه اینکه . درسته نگاه ما به دنیا عوض میشه . ولی چون انسان نمیتونه عالم غیر مادی رو با افکار درک کنه نباید تکیه به تفکر خودش داشته باشه . هر تصوری که نسبت به عوالم غیر مادی در ذهن ما شکل میگیره باید بدانیم که آن عوالم غیر از این است . ودر این خصوص خیام گفته : قومی به تفکرند اندر ره دین . قومی به گمان فتاده در راه یقین . میترسم از آنکه بانگ آید روزی . که ای بیخبران راه نه آنست و نه این . با احترام

محمود در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳ - حکایت:

مرسده محترم قابلی نداشت و نیاز به قدردانی نبود . متشکرم از پیگیری مکررت در این سایت با ارزش . آرزوی بهترینها را برایت دارم

محمود در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » بدایع الجمال » شوقیات » شمارهٔ ۷۷:

بسیارخن زیبا و خوش یاد غزل جان بی جمال جانان خواجه بزرگ حافظ شیرازی

محمود در ‫۱۱ سال قبل، دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۵ - جواب:

با سلام .روفیای گرانقدر همانطور که از نوشتههایت پیداست روحیه ات سرشار از معنویات است . و آرزوی سعادت برایت دارم . در جوابت برداشتم اینست . یک از های و هویت در گذشتن همانطور که مرسده عزیز هم نوشته . یعنی غرور و منیت خودت را کنار بگذار . تکیه کم کن خواجه بر کردار خویش . دل بنه بر رحمت جبار خویش .و دوم یعنی جهان هستی را آنطور که هست ببین . یا به عبارت دیگر دو بین نباش . با درود بر رحمت پاک شیخ شبستری

محمود در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم:

تمامی مخلوقات خدا تحت امر ورضایت به تقدیر او امورات میگذرانند بجز انسان که طبق گفته شیخ مکرم در بیت آخر دایم از خدا طلبکار است . درود بیکران به روان پاک شبستری روحش شاد

merce در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۱:

روفیا بانوی عزیز
با درود
باز هم ما را امتحان کن ما هم درس پس می دهیم تا چه قبول افتد
نظر من در مورد طبیب راه نشین..................
شاید حافظ طبیبانی را می گویدکه در قدیم دوره گردی میکرده اند و با داروهایی که همراه داشته اند با وجود بی تخصصی به معالجه می پرداختند
که گویا هنوز در هندوستان چنین کسان هستند
اینان درد عشق ندارند . کاسب هستند
با احترام
مرسده

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

در بیت پنجم منظور از می شراب عشق خداوند است و کسی که مست از شراب عشق خدا باشه دیگه حزنی به دل راه نمیده و اندوهگین نمیشه و ترسی نداره

حسین در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۴:

خیر در بیت آخر ایهام.وجود ندارد. برای ایهام باید هر دو معنی از بیت مفهوم گردد.در حالی که معنی شیرین خانم و شکر خانم (!!) اصلا نمیتواند تناسبی با مفهوم بیت داشته باشد.

ناشناس در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۵ - این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام:

پدر عزیز باوجودی که خودم نوه دار شدم اما همچنان نیازمند محبت شما هستم

رجبی در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

چون شعر با دوکلمه بمیرید شروع میشود خوانندگان عزیز را به آیه 136 سوره نساء ارجاع میدهم که معنی مرگ ندارد ولی ایمان سر شار از زندگی را به مرگ قوت میدهد . البته با تدبر در معنی زیر نویس .

روفیا در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶:

سلام
اگر خود حافظ هم به من میگفت که مقصودش این بوده یا ان بنده در اینجا نمیگفتم مقصودش این بوده یا ان ....
چرا که انسان استعدادی بنام دروغ و ریا و تقیه و ... دارد و می تواند به هزار و یک دلیل چیزی غیر از حقیقت به من بگوید .
بنده میگفتم حافظ به من گفت منظورش این بوده یا ان ...
ولی حقیقت امر ؟؟؟

داتیس خواجه ئیان در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

فراموش کردم در حاشیه قبلی اسمم را بنویسم.
در پاسخ به سرکار خانم مرسده، گرچه موافقم که سحّار به طبع و ذهن کنونی ما آشناتر است، ولی هنر سعدی در وام گیری این واژه در زمینه‌ای چنان خواب‌آلود و بیخواب، در آن واژه اصلی نموده می‌شود.
الان که جستجو کردم در همین گنجور خود سعدی دو بار این واژه را در غزلیاتش به عربی به کار برده است: «من بعد ما سهرنا و الاید فی العناقی» و «سل السهران عن طول اللیالی» و هر دو هم به شب زنده‌داری شبانه اشاره کرده. نشان می‌دهد که سعدی به این واژه آشنایی داشته و به کارش برده و بسیار محتمل و متجانس با بیت مورد مناقشه است که «راه خواب را بسته‌ای با چشمانِ شب به بیداری کِش‌ات» درست باشد تا سِحر، که معمولاً خواب می‌کند و بی‌اختیار، نه اینکه به بیخوابی بکشاند.
البته صرفاً نظر من به عنوان یک خواننده معمولی و البته وفادار سعدی است. در نسخه دیگری ندیدم ولی بسیار بعید است از سعدی که برای ابراز به بیخوابی کشاندن،از واژه سحر استفاده کند که خواب می‌کند و بی‌اختیار.
سپاس

جعفری مراغه ای در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷:

مطلع این غزل حافظ اقتباسی از عراقی است که گفته:
ازپرده برون آمد ساقی قدحی در دست

تردید در ‫۱۱ سال قبل، یکشنبه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۵:

هوای نفس ببین و فریب نام تصوف کجا به عقل درآید شکار دام تصوف
به گاه کشتن فکرت ندای جهل درآید فریب و جهل نباشد به جز به کام تصوف
بگو که نقش توان زد کنار ساحل دریا ببین که موج بشوید خیال خام تصوف
تباه گشت و سیه رو به روز واقعه آن که کشید باده ی جهل از شراب جام تصوف
ظریف خواند و رقم زد هزار بیت دوتایی ردیف و قافیه ها زد به کام دام تصوف
نه زیر دارد و بالا نه باطنی ز تعالی حدیث مجمل و معنا که شد کلام تصوف
رثای ندبه برآید که راه توبه ببندد چرا که باطن معنا بشد حرام تصوف
خوشا گر عاقله مردی ورای پرده ببیند نه جاهلی که ز جهلش بشد غلام تصوف

۱
۴۵۵۰
۴۵۵۱
۴۵۵۲
۴۵۵۳
۴۵۵۴
۵۷۳۵