آریا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۴:۲۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲:
من محو بیت چهارم شدم. جانا سخن از دل ما می گویی
هیچ در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
در مصرع دوم بیت دوم به کلمه "وحش" مشکوکم ، بنظرم "وحوش " درست میاد
بدلایل زیر
اول آنکه وحش فرد است و نگریزند جمع لذا تناسبی نیست
دوم آنکه کلمه "آدمیان " در مصرع اول بیت دوم که باز اتفاقا جمع است مقارنتی با "وحش " ندارد
سوم آنکه کلمه وحش حس روان بودن را در شعر و مخاطب میکاهد
هیچ در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲:
در مصرع دوم بیت دوم به کلمه "وحش" مشکوکم ، بنظرم "وحوش " درست میاد
بدلایل زیر
اول آنکه وحش فرد است و نگریزند جمع لذا تناسبی نیست
دوم آنکه کلمه "آدمیان " در مصرع اول بیت دوم که باز اتفاقا باز جمع است مقارنتی با "وحش " ندارد
سوم آنکه کلمه وحش حس روان بودن را در شعر و مخاطب میکاهد
محمد رضا در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵ - دستم به دامانت:
آقای رحیم:
به نظر محل علامت سوال انتهای بیت هشتم نیست. شاعز پرسیده: نکند از خون مظلومان باشد؟ سپس تذکر داده که: اگر این چنین باشد گریبانت را می گیرد. با تشکر
۷ در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:
یک امشبی که در آغوش شاهد شکرم
گرم چو عود بر آتش نهند غم نخورم
میان ما بجز این پیرهن نخواهد بود
و گر حجاب شود تا به دامنش بدرم
پیمان مهربانی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:
این غزل یکی از معدود غزل های پارسیست که در آن حضرت مولانا به زیبایی و استادی فضایی سوررئال را به تصویر کشیده است.سیلاب سهمگینی که دریایی می سازد ، کشتی ای که در امواج سرگردان است و با برآمدن موجی تکه تکه شده ، نهنگی تمام آب دریا را می بلعد و در آخر سر آن نهنگ هم از هم می پاشد و نیست می شود.
هامون کنایه از دریاچه ای بی آب و خشک است که در آخر آن دریاچه خشک و کم جان از بین می رود.
کمال در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:
باسلام ووقت بخیر
فالی درمورداین غزل:
ای صاحب فال،شماتصمیمی داریدکه
عاقبت خوبی نداردواگربادقت ،،،،،،،،،،،
جوانب کارراموردبررسی قراردهید،،،
متوجه ضعف های آن می شویدو،،،،،،
شماتحت تأثیرکسی این کارراانجام،
داده اید.حافظ به شماچندتوصیه،،،،
می کندکه تصمیمتان راعملی نکنید،،،
چراکه پایان آن جزءشرمندگی ،،،،،،،،،
چیزی نیست وبه راحتی تحت ،،،،،،،،،،
تأثیرتبلیغات سطحی قرارنگیرید.
روزخوش
محمد بی غم در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۲:
ببخشید
معنی کلمه ی آفسان در مصرع دوم از بیت چهارم چیه؟
۷ در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:
چقدر جادویی
تو را سریست که با ما فرو نمیآید
مرا دلی که صبوری از او نمیآید
چه عاشقست که فریاد دردناکش نیست
چه مجلسست کز او های و هو نمیآید
جز این قدر نتوان گفت بر جمال تو عیب
که مهربانی از آن طبع و خو نمیآید
همتراز است با این بیت:
در سراپای وجودت هنری نیست که نیست
عیبت آن است که بر بنده نمیبخشایی
۷ در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:
احتمل دارد به خاطر بردن بار عروس بر روی پالان شتر یا همان جهیز رفته رفته ای بار نام جهیز به خود گرفته.عرب بهتر داند
ناشناس در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵:
ور دوست دست میدهدت هیچ گو مباش
خوشتر بود عروس نکوروی بی جهاز
جهیز نه جهاز
جهیز ایرانی شده جهاز هست به معنای کالا و خانمان و به فارسی کابین
صداق هم گویند
جهاز به معنی پالان شتر هم هست و دستگاه مثلا جهاز تنفس یا جهاز هاضمه
ویشکی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۲ - تتمهٔ حسد آن حشم بر آن غلام خاص:
با سلام
در بیت سی وهفتم:
آفتاب شاه در برج عتاب
میکند روها سیه همچون کتاب
در مصرع دوم بجای "کتاب" کلمه "کباب" شاید صحیح باشد
با سپاس
فرهاد در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۲:
در شرح غزل شماره96و332ازکتاب دکتر خطیب رهبر عبارت هرکه جهانش به معنی هرکسی که در جهان باشد آمده است.معنی بیت این گونه آمده:هرکس که عشق تو را در سر پرورد،وی را پروایی از هرکه در گیتی باشد نیست.(نگرانی و ترسی از اغیار ندارد)
امین مبرهن در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲۰:
مولانا انقدر در این عالم لز شکرفروشان شکر خرید که خود شکر فروش شد
Alireza در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۴۵ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۷۱ - درمدح فخر الدوله ابو المظفر احمد بن محمد والی چغانیان و توصیف شعر گوید:
شعر در این دوره بیشتر به طبیعت و موارد بیرونی اشاره دارد و اکثرا قصیده است. شعر در این دوره از لحاظ ستایشگری در شعر شاعرانی مثل فرخی به اوج خودش رسیده. فرخی صدای خوبی هم داشته و اواز هم میخونده و همین براش کافی بوده تا به درگاه سلطان محمود برسه و تو شعراش فقط اونو مدح کنه تا از لحاظ مادی برای خودش زندگی خوبی رو تامین کنه.
شاعری مثه فرخی خیلی شاعره خوبیه و قدرت کلام و بیان شعری بالایی داره ولی فقط حیف که تو شعراش بیشتر مدح شاهان و وزیران و ... میکنه تا به رفاه مادی برسه
خلیفه در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
خیام خخخخخخخخیییییییییییییلللللللللی واضح منظورش رونوشته ونمیشه تفکرات خیام به نفع مکتبی دیگرمصادرش کردولی ای کاش خیام یک شعردراین وزن می نوشت که چه سرداست طبیعت وقتی خداازآن رفته باشد. با این وجودخوشحالم که دریک ملت چندصدایی زندگی میکنم
امین در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
در بیت سوم "در یکی نامه " ...در کنسرت استاد شجریان "در دو صد نامه " خوانده میشود و همچنین در بیت چهارم "که سرارسر همه" ....حوانده میشود "که یکا یک همه "
کدام درسته ؟
عبدو در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۴۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
الان {کلیات فخرالدین عراقی، تصحیح دکتر نسرین محتشم، انتشارات زوار، چاپ 86} رو نگاه کردم. طبق این کتاب ضبط شما درست است. ولی بهر حال اگر این طور بنویسید بنظرم بهتر است:
مشو، مشو ز من خسته دل جدا ای دوست
مکن، مکن بکف اًندُهَم رها ای دوست
طبق همین کتاب بعد از "مشو" و "مکن" دوم چون جزء جمله هستند، کما نیاز نیست.
در ضمن در این کتاب مصرع اول بیت دوم اینگونه نوشته شده:
بپرس بی تو چرا جان به لب رسید؟ بپرس!
عبدو در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۲۳ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲:
سلام. احتمالن مصرع دوم بیت اول به این صورت است:
"مکن، مکن، به کمندم رها ای دوست"
(از روی وزن و معنای شعر و بدون منبع)
مرتضی در ۱۰ سال و ۹ ماه قبل، شنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴: