فرشید در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۵۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴:
آنکه خدنگ نیمکُش میخورم از تغافلش
کاش تمام کِش کند، نیمکُش عتاب را
جالبه در زبان محلی به کیش (رماندن، ترساندن) کِش میگویند... این شعر چه آرایش زیبایی دارد!
ناشناس در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » فی فضائل خلفا » فی فضیلةامیرالمؤمنین علی رضی الله عنه:
جالبه وقتی درمیمانید رو به تقیه میاورید.......
کسی که بخواد تقیه کنه که کتاب نمینویسه....
قبلا همه شاعران بزرگ اهل تسنن بودن.....و کم کم با دستکاری شعر شاعران میخواهید ترور شخصیتی ومذهبی کنید.....
ابراهیم نوربخش در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۲۸ - نامه فرستادن گرشاسب به نزد بهو:
در این متن اشتباه نگارشی یافتم:
1-بیت پانزده به این صورت اصلاح گردد:
نه بس کت شهی داد و بودی رهی
کزو نیز خواهی ربودن شهی
2-در بیت سی و دو، مصراع دوم، از را به جای ار نوشته است.
کنون زین دو بگزین یکی ناگزیر
اگر بندگی کردن ار دار و گیر
3-در بیت سی و چهار ، مصراع دوم با واژه ی زبان آغاز می گردد که در این جا حذف شده است:
بهو نامه چون دید، شد پر ستیز
زبان را به دشنام بگشاد تیز
بیژن در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:
با سلام و احترام
مصرع دوم بیت دوم بدین گونه صحیح است :
"دیده را بر گردن دل بارها"
لطفا اصلاح فرمایید.
سودابه مهیجی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۷:
بنظر میرسد در بیت 33 واژه ی انتهای بیت باید " لا تأمن " باشد
امین افشار در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۲۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۱ - غرور نیکبختان:
درود بر بانوی عزیز و گرانقدر ادب پارسی! جهان را همان گونه می خواست که روح زیبایش بود. بزرگی و بحشندگی چنین جان هایی روشنگر تیرگی و سردی دنیاست. پرتویی از مهر ایزدی.
روانش شاد و رحمت بر تربت پاکش باد!!!
مهدی بهلولی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
در پاش فتاده ام به زاری ، آیا بود آنکه دست گیرد
دوست را با ناله شب های بیداران خوش است
دل به امید صدایی که مگر در تو رسد ، ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد
مهدی بهلولی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
در بحر فتاده ام چو ماهی تا یار مرا به شست گیرد
صید معشوق ازلی چه گواراست
حافظ به این امید است که از سرگردانی در بحر دنیا به دریای معرفت حق تعالی راه یابد
همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
مهدی بهلولی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:
ین غزل حافظ رنگ و بوی عرفانی دارد
یارم چو قدح به دست گیرد بازار بتان شکست گیرد
چون تو آمدی همه چیز رنگ دیگر گرفت
در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را مهر لب او بر در این خانه نهادیم
هر سروقد که بر مه و خور حسن می فروخت چون تو در آمدی پی کاری دگر رفت
هرکس که بدید چشم او گفت کو محتسبی که مست گیرد
هرکسی که نگاه عنایت حق تعالی بر او ارزانی شد چنان شادمان و بیخود گردید که غضب داروغه دنیا هم بر او اثری ندارد و غمی به دل راه نیست
ادب دوست در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
گویا جناب به قول معروف از خواندن شعر سعدی
ببخشید مثل خر کیف کرده است،
بابک در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
از یک بابک به بابک دیگر،
انا خر کیف یعنی چه؟
بابک در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
انا خرکیف و دیگر هیچ!
همه مصرع های دوم به صورت ضرب المثل می باشد و یک تنه بار چندین گفتار را میکشد
محمد هاشمی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۷:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:
بیت شماره 8 نکته ظریفی دارد...واقعا اثبات تناقض را بسیار زیبا انجام داده...
احمدرضا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:
سلام این شعر زیباست و آق محسن هم زیبا خونده! به نظر من باید این شعر رو تقدیم به مذاکره کننده ایران در مذاکرات 1+5 تقدیم کرد.
بابک در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
جنابان بهاری و ناشناس گرامی،
در باب نکته چهارم شما جناب بهاری:
تنها راه به دست آوردن دلِ شخصی از راه دل است و لاغیر، نه زر تواند این کند و نه زور. این را در گویش؛ دل به دل دادن، همدلی، یک دل شدن و.... گوییم.
همانطور که پیشتر عرض شد، اگر کمی تعمق شود توان دید که با آنکه سراینده دل خود را بیان می کند ولی در حقیقت اشاره به دل طرف دیگر دارد و این بده بستان دل و دل، و بیان آنکه طرف محال و غیر ممکن است که دل دهد و اگر چنان کند حافظ هم در مقابل کاری محال و غیر ممکن که بخشش آن دو شهر باشد خواهد کرد. این ضمناً ارزش دل طرف را نیز بیان می کند که چه گرانبهاست.
***
در مورد بیان آقا و یا خانم ناشناس در باب دیدار خواجه و امیر تیمور:
اگر هم چنین دیداری اتفاق افتاده، بنده نمیدانم طبق کدام مأخذ معتبر، آیا تیمور به زبان فارسی و احکام شعرفارسی آشنا و چنان تسلط داشته که گویش خواجه را که دوستان تحصیل کرده در اینجا دشواری در استنباط آن دارند به راحتی درک کرده و بعد هم با خنده کیسه ای زر به او داده؟
و یا آیا می توان اینرا جزء ساخته و پرداخته ها متصور شد، و به همان ترک شیرازی اکتفا کرد ؟
امید در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ - مناجات:
بگو هر عاشقی را منشاءای است
بگو عاشق منم منشاء علی است
امید در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
اه ای دل مسکینم حزن است به فراوانی
تا پرده کند ای دل ان خسرو شعبانی
ای دل شنو از دیده این دیده فرسوده
مشتاق رخ جامه از یوسف کنعانی
سودابه مهیجی در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۷:
درباره بیت قبل از بیت پایانی
دربعضی نسخ آمده
بخسیدن وجگن
بخسیدن بمعنای پژمردن
وجگن بمعنای آلت تناسلی
بابک در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۹:
حسین کریمی عزیز،
البته این بابک دیگری است، و نه آن همنام که شما را مورد خطاب قرار داد.
سپاسگذار از دید شما، این بنده نیز با لُبّ گفتار شما همرهم ولی بابت مهمتر بودن قسمتی از آثار سعدی:
باید نظر کرد که بوستان و گلستان در عین حال که سرشار از معارفند به زبانی آورده شده که برای ما زمینیان راحت و ساده تر قابل حضم و فهم می باشند و بیشتر به مسائل زندگی و زمینی می پردازند، ولی در غزلیات شیخ در عالمی دیگر سیر می کند.
شاید که مثنوی مولانا و دیوان کبیر را نیز توان نمونه ای از این دوحالت، یکی نزدیکتر به عقل و درک ما و دیگری در عالمی دورتر، تجسم کرد.
شاد و پایدار باشی
رضا در ۱۰ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۴، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۱: