گنجور

حاشیه‌ها

نیما در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:

همون "عارفان جمع بکردند" درسته. جمع کردن به معنی خاطرجمع شدن هست. یعنی عارفان خاطرجمع شدند. هرچند "عارفان جمع بکردند" رو میشه "جمع عارفان این کار را کردند" نیز معنی کرد که باز هم خللی در اصل مفهوم پیش نمیاره.

 

محمد سلماسی زاده در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲۰:

در بیت :

حدیث آب و گِل جمله شُجون است

چه یک رنگی کنم؟ چون در شُجونم

 

شجون مصرع اول به معنای اندوهگین و شجون در مصرع دوم به معنای فنون است.اگر این برداشت من درست باشد آنگاه معنی بیت چنین خواهد بود :

کشاکش های صورت های مختلف وجودی ، جان آدمی را در گرداب تکثر اندازد و اندوهگین کند و این سبب باشد که ما یک رنگی وجود را درک نکنیم . فنونی که عقل جزئی برای توجیه و استدلال و طبقه بندی کائنات بکار می برد خود مهم ترین دلیل گرفتار شدن در بند رنگهای مختلف و نرسیدن به بی رنگی باشد.

هاجر دروگر در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴:

این شعر زیبا و پندآموز که با تمثیل **عقاب و تیر** سروده شده است، در واقع از اشعار **ناصرخسرو قبادیانی** نیست، بلکه به **مثنوی معنوی مولوی** نسبت داده میشود. با این حال، در بررسی دقیقتر، این شعر در آثار مولوی نیز به این شکل یافت نشده و احتمالاً از سرودههای شاعران دیگر با الهام از مفاهیم عرفانی و اخلاقی مشترک در ادبیات فارسی است.

مصراع پایانی شعر (**«ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست»**) بهصراحت از **ناصرخسرو** وام گرفته شده و اشاره به همان مفهوم معروف **بازتاب اعمال انسان** دارد. این بیت ناصرخسرو در اصل چنین است:

 **ز ماست که بر ماست هر آنچه هست**  

> **ز بهرِ کردارِ ما پیدا شدست**  

نیما در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۹:

با توجه به رباعی‌های قبل و بعد جناب ابوالخیر و جناب سعدی، این رباعی به اشعار جناب سعدی بسیار نزدیکتر است.

Reza Akbari در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۳۵ در پاسخ به آرش کریمی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

سلام

 

سلام منم دنبال اقا رضا هستم

علیرضا بدیع در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۴۴ دربارهٔ محیط قمی » هفت شهر عشق » شمارهٔ ۱۲۱ - مزیّن به منقبت حضرت ولایت پناه:

مصراع دوم: بگذشت عمر عزیز درست است.

Reza Akbari در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:

مطالب اقا رضا خیلی عالیه دمش گرم

رضا از کرمان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۷ در پاسخ به روح‌الله پریشان دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶۴ - حکایت:

دید مردی را عسس غلتان به خاک ...

 آقا روح الله درود بر شما 

من را از اشتباه در آوردید  ممنونم

سایه در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۹:

من ندانستم....

مِهتی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

چیزی که خیام میخواد بگه خیلی جالبه؛ شاید بشه توی همین حاشیه ها دید، نه از سر محتواشون بلکه از سر تفاوتشون. اینکه هر کسی یه دیدی داره و شاید نشه گفت صحیحه یا غلطه به قطع؛ حقیقت بین من و توست.

فک میکنم خیام در بیت اول یه چیز رو میگه
میگه کسانی که بیشتر میفهمیدند و تفکر و تعقل میکرند، همچو شمعی در بین اصحاب میسوختن تا شاید این محفل کمال رو روشن نگه دارند.
اما اخرش هم به جایی نرسیدند؛ افسانه ای گفتند و بشر همان قدر نااگاه و نادان ماند و هست
به قول جناب سایه، در راه بودن حقیقت ماست...

حمیدرضا در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۶ در پاسخ به بزرگمهر دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:

درود بر شما؛

لطف بفرمایید و بفرمایید مولوی در کدام کتاب عجز خود را با بیت من گنگ خواب دیده و... بیان کرده؟!

در کدام شعر؟!

کدام غزل؟!

کدام مثنوی؟!

مِهتی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۵۱ در پاسخ به محسن دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

والا اونا فسانه نگفتن
داستان گفتن...

مِهتی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۹ در پاسخ به میم دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

احتمالا خیام ندانم گرا بوده
یعنی نه قطعا خدا هست و نیست
میشینه، فکر میکنه و بالا پایین میکنه
اخرم بی جواب میگه: وز امدن و رفتن ما سودی کو؟

مِهتی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۷ در پاسخ به میم دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

خیام با خبری کردن بیت دوم، کار خدا رو زیر سوال میبره که حق هم داره
اما این دوستمون به گفته استادش، با سوالی کردن بیت دوم، میاد و ذهن خواننده رو به این سوال وا میداره که این دنیا پایان نیست
خدا دیوانه نیست پس این شکستنی که میبینید، پایان نیست
هرچند خودم به مورد اول معتقدم...

مِهتی در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۱ در پاسخ به سعید م دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

منم نظرم بر سادیسم انسان ازاری کوزه گر(همون ک خودتون میدونید) هست...

روح‌الله پریشان در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۷:۳۲ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶۴ - حکایت:

دید مردی را عسس غلتان به خاک ...

دید مردی را عسس غلتان به خاک

نی ز خلق و نی ز رسوائیش باک

علیرضا بدیع در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۸۳:

یا باده بر لب جویی نیست بیت اخر؟

علیرضا بدیع در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ نیر تبریزی » سایر اشعار » شمارهٔ ۸۳:

راه وفا بنپوئی یا راه وفا تو نپویی باید باشد بیت دوم

علیرضا بدیع در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۹ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » حضریات » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۷:

درود شمع بیرون بر از شبستان صحیح است.

وزن اصلی: فعلاتن مفاعلن فع دوبار. بهمن عزیز دوست خوبم چهارده سال پیش اصلاح کرده ولی سخن شما در پاسخ ایشان درست است: اختیار آوردن فاعلاتن به جای فعلاتن دارد اکثر ابیات. بحر خفیف مضاعف شده است. به جز جمله اخرتان در پاسخ به ایشان مابقی درست است. قطعا بیرون درست است به جای برون.

 

علیرضا بدیع در ‫۱ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۳۹:

ای جفاکیش مکن درست است در بیت دوم

۱
۴۴۱
۴۴۲
۴۴۳
۴۴۴
۴۴۵
۵۷۷۳