ریحانه آ در ۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۵۵ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ترکیبات » شمارهٔ ۲۸ - تضمین غزل خواجه حافظ علیهالرحمه:
عجب شعری! رحمت خدا بر روح شاعر 🌱💙
خلیل شفیعی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
✅ نگاه دوم
عناصر کلیدی غزل ۲۲۸:
محبت و عنایت :
دربیت اول غزل، از معشوق خواستههای کوچک و بزرگ با زبانی عاجزانه مطرح میشود. کوچکترین محبت و عنایت معشوق در سرنوشت عاشق تأثیرگذار است.پناه و آرامش :
در بیت دوم از سایهی سرو بلند معشوق میخواهد که به آن پناه ببرد. این نشان میدهد که معشوق منبع آرامش و امنیت است.شکوه و بزرگی :
در بیت سوم، معشوق بهعنوان خاتم جمشید با ویژگیهای شکوهمند و برجسته توصیف میشود و میخواهد تصویری از او بر زندگیاش حک شود.انتخاب بین عشق و دنیای ریاکاری:
در بیت چهارم، تضاد میان انتخاب عشق به محبوب و محبت دنیوی (محبت پادشاه) مطرح میشود. عاشقی راستین بر ریاکاری و تعلقات دنیوی ترجیح داده میشود.عشق و مستی:
در بیت پنجم، به ترک عقل و دین بهواسطه عشق و مستی اشاره میشود. از تأثیر شگرف عشق بر عقل و ایمان سخن گفته میشود.گذران عمر در عشق و لذت:
در بیت ششم، از گذراندن عمر در عشق و لذت صحبت میشود و از عواقب آن در آینده پرسیده میشود.هشدار به افشای راز عشق:
در بیت هفتم، به سکوت اگاهان تأکید و به این اشاره میکند که اگر بی ظرفیت ها از راز عشقش باخبر شوند، چه اتفاقات ناگواری خواهد افتاد.🎤 این عناصر کلیدی بیانگر دغدغههای عاشقانه، جستجو برای محبت و عنایت معشوق، و تأثیرات عاطفی و روحانی عشق در زندگی است.
خلیل شفیعی بهمن ماه ۱۴۰۳
خلیل شفیعی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:
نگاه اول: شرح کامل غزل ۲۲۸ دیوان حافظ
"گر من از باغِ تو یک میوه بچینم چه شود؟ / پیش پایی به چراغِ تو ببینم چه شود؟"
معنی: اگر من بتوانم اندک لطفی از باغ تو دریافت کنم یا از روشنایی تو برای یافتن راه استفاده کنم، چه اتفاقی میافتد؟
مفهوم نهایی: درخواست کوچکترین لطف و عنایتی از معشوق با لحنی فروتنانه.
"یا رب اندر کَنَفِ سایهی آن سروِ بلند / گر منِ سوخته یک دَم بنشینم چه شود؟"
معنی: ای خدا، اگر منِ عاشق سوخته بتوانم لحظهای در سایهی آن سرو بلند (معشوق) آرام بگیرم، چه اشکالی دارد؟
مفهوم نهایی: آرزوی دیدار یا پناه گرفتن در کنار معشوق با زبانی عاجزانه.
"آخِر ای خاتَمِ جمشیدِ همایون آثار / گر فِتَد عکسِ تو بر نقشِ نگینم چه شود؟"
معنی: ای معشوقی که همچون انگشتر جمشید باشکوه هستی، اگر تصویر تو بر وجود من نقش بندد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
مفهوم نهایی: درخواست برای نمایان شدن جلوه و زیبایی معشوق در زندگی، همانند تصویری که روی نگین انگشتر حک میشود.
"واعظِ شهر چو مِهرِ مَلِک و شَحنه گُزید / من اگر مِهرِ نگاری بِگُزینم چه شود؟"
معنی: واعظ شهر محبت پادشاه و مقام دنیا را انتخاب کرده است؛ اگر من هم محبت معشوقی زیبارو را برگزینم، چه ایرادی دارد؟
مفهوم نهایی: اشاره به ریاکاری واعظ و گزینش عشق به معشوق در مقابل آن.
"عقلم از خانه به در رفت، وَگَر مِی این است / دیدم از پیش که در خانهٔ دینم چه شود!"
معنی: عقل من از کنترل خارج شد و اگر شراب (عشق و مستی) اینگونه باشد، از قبل میدانستم که ایمانم تحت تأثیر آن قرار خواهد گرفت.
مفهوم نهایی: اشاره به خروج از عقلانیت و تأثیر عشق بر باورها و زندگی.
"صرف شد عمرِ گرانمایه به معشوقه و مِی / تا از آنم چه به پیش آید، از اینم چه شود؟"
معنی: عمر گرانبهای من در عشق و شراب گذشت؛ باید دید از گذشته چه نتیجهای خواهم گرفت و آینده چه چیزی برایم خواهد داشت.
مفهوم نهایی: اشاره به گذران عمر در عشق و مستی و اندیشه در مورد عاقبت این مسیر.
"خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت / حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود؟"
معنی: خواجه (معشوق یا پیر دانا) فهمید که من عاشقم، اما سکوت کرد؛ اگر حافظ هم از این حال من آگاه شود، چه خواهد کرد؟
مفهوم نهایی: اشاره به راز عشق و آشکارسازی تلویحی آن برای معشوق یا مخاطب.
خلیل شفیعی بهمن ماه ۱۴۰۳
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود:
لغتنامه دهخدا:
اشناختن. [ اِ ت َ ] ( مص ) شناختن.
شعر از مولانا:
ساکنش کرد و بسی بنواختش
دیدهاش بگشاد و داد اشناختش
در گویش شهرستان بهاباد هنوز از کلمه ی اِشْناخت(eshnaakht) به جای شناخت استفاده می شود.
چِطو(chetow)(چطور) اِشناختُش!(چطور فلانی را شناخت که مثلاً پسر کیه یا کجا قبلاً او را دیده)
چِطو(چطور) اِشناخت منا!(چطور من را شناخت مثلاً از روی شباهت به پدر و مادر یا بعد از سالها دوری)
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۵:
کمند و پی رخش و رستم سوار
نیابد ازو دام و دد زینهار
کمند کیانی بینداخت شیر
به گردن درآورد گور دلیر
کشید و بیفگند گور آن زمان
بیامد برش چون هژبر دمان
ز پیکان تیر آتشی برفروخت
بدو خار و خاشاک و هیزم بسوخت
بران آتش تیز بریانش کرد
ازان پس که بیپوست و بیجانش کرد
بخورد و بینداخت زو استخوان
همین بود دیگ و همین بود خوان
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۷ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود:
زنده باد کوروش و رضا از کرمان که کوروش سوال کرد و رضا از کرمان در مقام پاسخگویی برآمد.
من از رضا جان عزیز از شهر کرمان که کرمانی هابه مهمان نوازی، واقعا مشهورند خواهش می کنم کل شعر را برایمان معنی کند و یاری کند تا در محضر درسش تلمذ کنیم.
سید حسین اخوان بهابادی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۱۷ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵ - سبب رجوع کردن آن مهمان به خانهٔ مصطفی علیهالسلام در آن ساعت که مصطفی نهالین ملوث او را به دست خود میشست و خجل شدن او و جامه چاک کردن و نوحهٔ او بر خود و بر سعادت خود:
زنده باد کوروش و رضا از کرمان که کوروش سوال کرد و رضا از کرمان در مقام پاسخگویی برآمد.
من از رضا جان عزیز از شهر کرمان که کرمانی هابه مهمان نوازی، واقعا مشهورند خواهش می کنم کل شعر را برایمان معنی کند و یاری کند تا در محضر درسش تلمذ کنیم.
صبا گلباز در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۲۹:
من کیستم؟...از خویش به تنگ آمدهای...
این رباعی از شکیبی اصفهانی هست
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۷:
اینگونه راست است و گرسیوز نیکخواه نمیتواند از فردوسی باشد فردوسی افراسیاب و پیران را ستوده مگر گرسیوز را به نیک خواهی ستودن نتوان
چو بنوشت نامه یل جنگجوی
سوی شاه کاووس بنهاد روی
پس انگه چپ گرسیوز اندر شتاب
بیامد بنزدیک افراسیاب
همه داستان سیاوش بگفت
که او را ز شاهان کسی نیست جفت
برمک در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کیکاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۵:
عنان از سر رخش برداشت خوار
انان و انیدن پارسی بچم راهنمایی و اوردن است
میلاد یزدانی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:
درود بر همگی.ای کاش یک نفر پیدا میشد یک بار روخوانی این مسمط را در این صفحه قرار میداد.
برای من خوانش بعضی از بندها دشوار است.
امین مظفری در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۵ در پاسخ به شهرام شریفزاده دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب:
آقا مهرداد مرسی ...عالی عالی..
Behtab Esmaeilpour در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۲ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان:
عالم روح و معنا ( شرح کریم زمانی )
Behtab Esmaeilpour در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۱۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان:
کسی که هنوز به دریای حقیقت واصل نشده و دیگران را به سوی خدا دعوت کنه از روی تقلید هست نه از روی مشاهدهٔ حقیقت و الهام الهی .
Behtab Esmaeilpour در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۰۸ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۹ - عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان:
رحمت و شفقت جزئی و محدود عالیهمتان و عارفان با رحمت کلی الهی پیوند یافته و قطرهوار در دریای رحمت او محو گشته و مرتبهٔ عین رحمت دریای حق را پیدا کرده لاجرم همگان را از ارشاد و هدایت خود برخوردار میسازد .( مثنوی شرح کریم زمانی )
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ ادیب الممالک » دیوان اشعار » فرهنگ پارسی » شمارهٔ ۴۴ - و به نستعین و نستمد:
متاسفانه معلوم نیست منظور شاعر از «پیلی بلان» در بیت 47 چیست؛ چون سپیدار (اسپیدار، اسفیدار یا همان درخت تبریزی) در فرانسه میشود peuplier. اگر منظور ایشان paillé blanc باشد، آن هم به معنی «کاهِ سفید» خواهد بود.
علی اصغر کلانتر در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ قاآنی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ - در مدح یکی از علمای علّام و فضلای ذویالعزّ والاحترام گوید:
با سلام و تقدیم احترام. مصراع دوم بیت 8 که به صورت ذیر ثبت شده:
درد و مشت استخوان آمد پدید
احتمالا به این شکل بوده:
در دو مشت استخوان آمد پدید
در بخش ویرایش پیشنهاد، برای اصلاح پیشنهاد دادم. زیاد با ساز و کار گنجور آشنا نیستم که چطوری توی متن اعمال می شه.
با تقدیم احترام.
رضا در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون خلق حلال
این بیت خار چشم خیلی ها شده و شجریان چندین اجرای مختلف روی این غزل داشت و به زیبایی روی این بیت تاکید می کرد
رضا در ۱ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
سعدی نظر باز
این غزل در تعریف از زنان سروده شده و به زیبایی تونسته حق مطلب رو ادا کنه
عباس جنت در ۱ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۹: