گنجور

حاشیه‌ها

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵:

شکوهی جان
تا جایی که خاطر ضعیف بنده یاری می کند مرحوم عرفی هم روزگار مرحوم حافظ نیست. عرفی در سال 999 ق کشته می شود و رحلت حافظ نازنین، می گویند 791 است. از حیث تقسیم بندی هم عرفی در زمان مکتب وقوع بوده و با تسامح، از بنیان گذاران طرز نو(سبک هندی-اصفهانی) است و حافظ در مکتب عراق است. اما عرفی متاثر و شیفته حافظ است و آخرش اینکه تشکر از شعری که مرقوم فرمودید.

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

آقا احمد عزیز
به خدا من قصد مسخره کردن یا تهجین نوشته هایتان را نداشتم. واقعا برایم سوال بود و حالا که می دانم تراوشات باطنی در همدات پنداری با اشعار بزرگ است دیگر سوال نمی پرسم. خوش باشید. التماس دعای فجیع :)

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۹:

تو را بخدا برای ما توضیح بده برادر که چه فایده ای مترتب بر حساب ابجد تمام بیات وجود دارد؟ اگر فایده ای وجود دارد توضیح بده که ما هم چند صباحی را به علوم غریبه از ابجد صغیر و کبیر تا برخی فنون بالاتر گذرانده ایم و در باب شعر، جز ماده تاریخ های ابجدی فایده ی ای در ابجدبازی ندیده ایم. البته در ورای اشعار و در عام واقع از همین ابجد تا رمل و جفر و اصطرلاب فواید خاصی وجود دارد و با زبر و بینه ی نام خود و مادر می توان شهر مناسب و شغل مناسب و همسر مناسب و غیره ی مناسب برگزید. ولی اینها با مقام تسلیم و رضا جور در نمی آید و اینکه کشتی زندگی من در دریایی که خدا به تلاطمش در می اورد بسی شیرین تر است تا خودم آینده ام را-اگر چه در محدوده هایی- رقم بزنم. استهلاک تدبیر در تقدیر و نگریستن به بازی های تقدیر، زندگی را زیبا می کند.
این بود انشای من!

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

بیدار جان
ابیات خوبی یادتان آمده است. ان شاء الله خدا به ما و شما توفیق دهد زمان ظهور امام خوبی ها حضرت مهدی -که خدایش به سلامت دارد- را درک کنیم تا حقیقت اسلام را بچشیم. پیغمبر نازنین ما از این چیزها دلش خون است و خود هم فرموده بود که اسلام های جعلی و قلابی زیادی در کنار اسلام ناب، ایجاد می شود. موسای کلیم نیز ار جنایات اسرائیل دلش خون است و عیسای روح الله هم از میلوین میلوین ادمی که توسط مسیحیان به قتل می رسد و تازه این ها منتسبان به ادیان الهی اند. حساب بی دینان و طرفداران ادیان زمینی و هیتلر ها و سیک ها و بودایی و.... که جداست...
من هم هر بار این اشعار را می خواندم همواره در بیت:
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
یاد رسول خدا می افتادم که گرفتار اصحاب و همرهان فراوانی شده بود که اغلب سست عنصر و برخی کافر و منافق بودند. به ویژه وقتی اسدالله و شیر خدا، حضرت علی(ع) برای تبلیغ دین به جایی می رفت-مثلا یمن- واقعا این بیت از صمیم جان مبارک و مطهر رسول خدا بیرون می تراوید....

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی:

نمی توانم نگویم که دو نقطه ی بسیار روشن نظرات ذیل این شعر، عبارت روفیاست پیرامون یادآوری هر پدیده برای عارف، خدا را و پرسش بیدار از چیستی حقیقت...

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی:

مینا خانم
من هر چه نگاه کردم آن توصیفی که پیرامون نظر آقای مسعود سعیدی که نام و فامیلی اش بوی سعادت می دهد(و الاسماء تتنزل من السماء ان شاء الله دربارۀ وی و ما صدق کند) را مطابق واقع نیافتم. خوب است انسان در حیطه هایی که دلیل رهبر راه باید تابع دلیل شود و در مراحل دیگر به تناسب همان مراحل.
البته من توبه! کرده بودم که دیگر وارد این بحث ها نشوم و عهد بسته بودم که دیگر لب بسته بمانم و نظر ننویسم، به جز از امشب! و فردا شب و شب های دگر!!!
انتونی فلو کتابی دارد با نام Does God Exist که چند سال قبل هم ترجمه به پارسی شده به گمانم با نام کجا دلیل ما را می برد یا دلیل ات کجا می برد یا چیزی شبیه همین. و نام ترجمه ی فارسی که البته من نخوانده امش مرا یاد این بیت زیبای تازی می اندازد:
نحن ابناء الدلیل/حبثما مال نمیل[ما دلیل زادگان، هر جا که دلیل روی کند می رویم!]

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی:

جهنم حقیقتی است چند وجهی و دارای مراتب. ما بیش از یک جهنم داریم و در کنار جهنم های طولی، جهنم های عرضی هم داریم. خب مقولۀ جهنم شناسی واقعا مقوله ای سنگین است و با امثال کمدی الهی و ظواهر قرآن نمی توان حقیقتش را دریافت. بر عکس نظریۀ زیبای استاد گرامی روفیا، جهنم منحصر در توضیح ایشان نیست و جهنم واقعیت خارجی هم دارد. جهنم و دنیای بعد از مرگ که جناب آقا مسعود بر آن «بسی ایراد» دارند(و لیت شعری انه میز بین الایراد الواقعی و الایراد الموهوم؟) حد کمال جهنم و دار اخروی است.
در بیانات دینی به ویژه قرآن که مثل سایر کتب آسمانی تحریف نشده است، عمدتا بر برخی جهات محسوس اخرت و از جمله بهشت و جهنم تاکید شده و این به علت انس و حتی درک بیشتر ما با محسوسات دنیوی است. بر عکس عقیدۀ برادر گرامی آقای بیدار جان، ادیان فقط برای عوام سخن نمی گویند.
مشکل اینجاست که حتی عقل و خرد جزئی-نه عقل کل- از درک مرگ و برزخ و حشر و نشر و قیامت و آخرت- ناتوان است و در این حیطه ها، همان اشارات ادیان و انبیا و ائمه برای خواص موجود است و توضیحات صریح برای ما عوام.
ما انسان های غیر معصوم اگر بخواهیم مقداری بیشتر از اخرت و جهنم و بهشت بدانیم باید به سمت عین الیقین برویم که البته واقعا سخت است. من یک بار یک گوشۀ فوق العاده جزئی از قیامت را نشانم دادند دیدم این کاره نیستم و دمم را روی کولم گذاشتم و بی خیال باقی قضیه شدم اما برخی چون زید حارثه یا افرادی که امام علی در خطبه متقین فرموده در همین دار دنیا، جهنم را دیده اند. در قرآن هم می فرماید:
لو تعلمون علم الیقین...لترون الجحیم...
با صراحت سخن از دیدن جهنم است آن هم همین حالا و در این دار دنیا. یعنی اینکه جهنم چیزی فراتر از تجسم محض است و قبض های شدید روحی در این دنیا که ما گرفتارش می شویم و می گوییم جهنمی چشیده ام که مپرس، معادل جهنم نیست و جهنم واقعیت ملموس خارجی دارد(و جیء بجهنم) با مراتب خودش در رده های طولی و در رده عرضی هم جهنم عقیده داریم و جهنم اعمال.
زیاده گویی شد. خواستم بگویم که منحصر کردن جهنم در تجسم محض به عقیده ی خطای بنده نادرست است.

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۴ - حکایت بایزید بسطامی:

جهنم.... تجسم محض؟
«مبتدی» ناگشته چون گشتیم یا رب! «منتهی»؟

کمال در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۹:

جمع آن: 4736

محدث در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

سلام دوست عزیز، روفیا
حالت چطور است رفیق مهربان؟
نمی دانی چقدر دلم برایت تنگ شده بود و مشتاق دیدارت بودم اما وقتی این کامنت اخیرت را خواندم همان دلِ تنگ، بد جوری گرفت و خیلی بدتر شکست، از چند جا. نمی دانم چرا یادی از من نکردی؟ و برای من هم بیتی در گوش مبارک زنگ نزد؟! :(
تو این گونه نبودی؟ رفتارت قبلا طور دیگر بود. ساکن کوچۀ تبعیض نبودی و در سرزمین عدل می غنودی!
اما شاید مقصر نباشی و خبر مرا به تو نرسانده باشند. نفرین بر این چاپارها!
انوری شما ایرانی ها(با احترام به تمام روس ها!) شعری دارد که حکایت اسب گرسنه اش است... که از صبح تا شام می خروشید.
می گوید برای آن اسبکم: غزل می گویم و در وی نگیرد/دوبیتی نیز کمتر می نیوشد. بعد می گوید خواهش دارم اگر کاه داری به من بده و اگر نداری: در این همسایه شخصی می فروشد.
می خواستم از تو گله کنم و بگویم ترجیح بلا مرجح و بلکه ترجیح مرجوح بر راجح قبیح است اما از گله کردن منصرف شدم و ترک کام خویش گفتم تا برآید کام دوست! و دور مسائل فلسفی ترجیج و مرجیح را هم خط کشیدم! و یکسره تقصیر را به گردن نداشتن کاه ببخشید نداشتن رسانه ای آشنا برای مرکب ذهنت انداختم.
مراقب خودت باش. دوستدارت: سما(تولد: بیروت: 8 آگوست 1989/قتل: بیروت: 12 نوامبر 2015)

روفیا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:

مینا جان هیچ کس در زندگی کنونی بشری درک کاملی از او نداشته و ندارد.
هر کس به قدر وسع خود برداشتی از او دارد.
اگر بخواهید نظر مرا بدانید او همان دارنده دانش و تکنولوژی ماورای همه پدیده هاست.
شما که بدون تردید حضور یک نظم شگفت انگیز را انکار نمی کنید.
همان نظمی که شما را از الکترون و پروتون به این مادر امروز تبدیل کرد.
چندین میلیارد فعل و انفعال شیمیایی هدفمند روی داد تا شما اکنون از بودن با فرزندانتان لذت ببرید؟
نکند بر این باورید که تصادف منتهی به این نظم شگرف شده است؟!
اگر میمون هایی را پشت کیبرد بگذارند تا میلیون ها سال تصادفی تایپ کنند حتی یک داستان کوتاه هم از آن در نمی آید.
باری حتی اگر یک لطیفه جلوی شما بگذارند و بگویند این را یک میمون نوشته شما باور نخواهید کرد.
چون شما بخوبی میدانید میان نظم یک اثر و هوشمندی پشت آن تناسبی باید باشد.
خوب ناظم نظم شگفت انگیز جهان بسیار هوشمند است.
و هوشمندی احترام برانگیز...
ما سعی داریم آثارش و قواعد بازی هایش را بفهمیم.
ما بر آنیم که راز گل سرخ را بفهمیم.
همینکه شما میگویید اندازه نگاه میدارید یعنی اینکه شما یکی از قواعد بازی یا یکی از نظم های او را کشف کرده اید.
که در برخورداری از لذایذ دنیا حد و مرزی حاکم است.
من تردید ندارم شما میلیونها از این قواعد را میدانید.
او در همه لحظات زندگی شما حضور دارد.
اگر شما به وجود نظم باور دارید شما بی تردید به وجود ناظم باور دارید.
او همانست که به شما میگوید فرزندتان را دوست بدارید،بیندیشید، بپویید و بجویید،
او غریب نیست...

پاسخ به جناب سرخی در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۶:

در جواب امثال جناب سرخی قصد نوشتن پاسخی نسبتا طولانی را داشتم که متاسفانه یا خوشبختانه دوستی موضوع پیشانقد و ماقبلِ نقد را مجددا مطرح کردند و من نیز منصرف شدم.
فقط فکر می کنم بازگوکردن جمله اول نقد جناب سرخی بر غزل حافظ و اندکی تعقل و تامل در همین جمله، برای نشان دادن کیفیت نوشتار ایشان کافی است:
"تاریخ غزل در حدود سال 786 و قبل از وفات شاه شجاع است و حافظ در این سال نزدیک به هفتاد سالگی است و این است که به پیری خود اشاره می نماید" !!!!!!!!!!!!!!!! (عجب!)

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۲:

چون از واقعیت ببری و به مجاز بیاویزی ، البته توبه شکن و توبه ده یکی خواهند شد و وای به حال چنین کس که عقل و اختیار جمله به وهم سودا کرده است.!
نکند مراد شاعر از توبه شکن پیاله ای پنهانی باشد؟؟؟

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۱:

اگر منظور بلخی از گشتن جستجو باشد ، جستجوی بند کمر شمس !! چه عرض کنم بحث بر انگیز است گرچه بند کمر طرف شدن هم زیاد خوشایند نمی نماید . مگر که خوشبینانه آنرا تعبیری شاعرانه ببینیم
که بازهم قضیه قبا مشکل آفرین میشود و شاعر جای دیگر هم هوای قبا شدن در سرش بوده است.
رشک برم ، کاش قبا بودمی
چون تو در آغوش قبا بوده ای
و باقی قضایا تا سر انجام خود را قانع میکند که با دیگری نبوده بل در حرم لطف خدا بوده است .
ومانا در دل سراینده ( به قول ترابی)

مینا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۲:

شاید هم توبه را در قدرت او میداند و هم شکستن آنرا
همه چیز به فرمان اوست
اگر بد کنیم هم او خواسته
البته نظرابوسعید است

مینا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۱:

امروز بحمدالله از دی بترست این دل
امروز در این سودا رنگی دگرست این دل
گویا مشکل در مانای ” بترست “ باشد
گاهی نه همیشه ” بتر “ به جای بهتر میآید
گویا در زبان آذری هم بهتر وهم بدتر مانا دارد
میگوید : شکر که امرور حالم از دیروز بهتر است
و این معامله طور دیگری انجام می پذیرد
مقصود از سودا دادو ستد دل است.
.
.
در زیر درخت گل دی باده همی‌خورد او
بنده اگر نه جای مولانا بودم می نوشتم :
در زیر درخت گل دی باده همی‌خوردم

محمد در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۲:

توبه شکن یعنی چه درمصرع آخر؟

ناشناس در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴۱:

لطفا اگه میشه معنی بست اول را بگید
ممنون

مینا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:

فهم نمی کنم سخن شما عزیزان را
نجمه جان ، روفیا جان
چرا هر چه را باید به او {شاید خداوند} ربط داد
چرا شیفته ی دنیا نباید بود
بی حضور او هم ازین دنیا میتوان کامجویی کرد
شما اگر با فرزندانتان در اوج لدتید چه احتیاج به او دارید
از طبیعت کامجویی کنید در غیاب همه
استقلال یکی ازبهترین نعمت هاست
این وابستگی در فهم من نمی گنجد
این وابستگی را خطرناک می بینم که در ان لغزش ها بسیاراست
در دام تزویریان نمی افتم که دیده ام درین راه اغلب بیراهه رفته اند
حضور عقل را مبرم تر از حضور او میبینم
نظام طبیعت به ما میگوید کدام طریق را طی کنیم
پیر و مراد را رها کرده ام تا به ناکجاآباد خود بروند
پنجاه و چند پیر و فنا شده در او را در تذکرة اولیا
عطار ببینید همه در عالم خیال خوشند
لذات دنیا را به هپروت فروخته اند
رنج تن به خویش می خرند تا لذت روح ببرند
این برای من ِ دنیا دار بی معنی ست
قرار نیست لذات با پرخوری و مستی و شهوترانی همراه باشد
اندازه نگهدار که اندازه نکوست
قوانین طبیعت را هم به او احتیاج نمی بینم
شیفته ی دنیا هستم و حد لازم را نگه میدارم و احتیاجی به وجود نظارت و وجود او ی خیالی نمی بینم
دوستدار شما

احمد آذرکمان در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

اصلاحیه :
1_ مکدر
2- شما

۱
۴۲۷۶
۴۲۷۷
۴۲۷۸
۴۲۷۹
۴۲۸۰
۵۷۰۲