گنجور

حاشیه‌ها

مینا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:

فهم نمی کنم سخن شما عزیزان را
نجمه جان ، روفیا جان
چرا هر چه را باید به او {شاید خداوند} ربط داد
چرا شیفته ی دنیا نباید بود
بی حضور او هم ازین دنیا میتوان کامجویی کرد
شما اگر با فرزندانتان در اوج لدتید چه احتیاج به او دارید
از طبیعت کامجویی کنید در غیاب همه
استقلال یکی ازبهترین نعمت هاست
این وابستگی در فهم من نمی گنجد
این وابستگی را خطرناک می بینم که در ان لغزش ها بسیاراست
در دام تزویریان نمی افتم که دیده ام درین راه اغلب بیراهه رفته اند
حضور عقل را مبرم تر از حضور او میبینم
نظام طبیعت به ما میگوید کدام طریق را طی کنیم
پیر و مراد را رها کرده ام تا به ناکجاآباد خود بروند
پنجاه و چند پیر و فنا شده در او را در تذکرة اولیا
عطار ببینید همه در عالم خیال خوشند
لذات دنیا را به هپروت فروخته اند
رنج تن به خویش می خرند تا لذت روح ببرند
این برای من ِ دنیا دار بی معنی ست
قرار نیست لذات با پرخوری و مستی و شهوترانی همراه باشد
اندازه نگهدار که اندازه نکوست
قوانین طبیعت را هم به او احتیاج نمی بینم
شیفته ی دنیا هستم و حد لازم را نگه میدارم و احتیاجی به وجود نظارت و وجود او ی خیالی نمی بینم
دوستدار شما

احمد آذرکمان در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

اصلاحیه :
1_ مکدر
2- شما

احمد آذرکمان در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

جناب محدث
اگر بنده اوقات شمارا با مکتوب کردن حال و هوای شخصی ام در مواجهه ی با این غزل ، مکد ساخته ام در طبقِ اخلاصم عذرهای فراوانی را برای ظما به عنوان تعارفی و پیشکش ارسال می کنم . در پناه شادی های حق باشید

احمد آذرکمان در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:

سلام
من این غزل را تفسیر یا تحلیل نکرده ام با خواندنش به خود فرصت دادم گره های ذهنی و دلی را باز کنم و حاشیه ای بنویسم بر این غزل از حال و هوای خودم ، چرا که احساس می کنم من هم با بی دردان مواجه شده ام با جهل های واکس زده و براق . برای همین راه فریادهای بی حاصل خود را به سمت سکوتی جهت دار به سمت صاحب ابدیت کج کردم . باز تاکید می کنم من تحلیل غزل نکرده و حال و هوای خودم را در مواجهه با این غزل مکتوب کرده ام . من الله توفیق .

شیرزادی در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۸:۰۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۷:

گلهای 151 و در آواز شوشتری می‌باشد و دیوانه کننده (شاگردان استاد مهرتاش شوشتری را جدا از همایون اجرا می‌کنند)

ali در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۶:۳۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱:

با سلام خدمت شما
با تشکر فراوان.هتر بود این بیت ها را به غیر از وزن عروضی تقطیع هجایی میکردید و م قواعد قافیه و اختیارات زبانی را میگفتید.رشته های انسانی مخصوصا سال چهارم به این موارد نیاز شدیدی دارند
با سپاس

نجمه برناس در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:

مینای عزیز ؛
منظور صائب تبریزی در مصرع ؛ بی تأمل آستین افشاندن از دنیا خوش است . نداشتن تعلقات دنیوی است یعنی خود را شیفته به دنیا نکنید که اگر شیفته دنیا شوی به خاطر از دست ندادن دنیا ممکن است اخلاقیات را زیر پا بگذاری . در ادبیات عرفانی به ترک دنیا تعبیر می شود .

بیبسواد در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

مرسده جان کلام را در مانای گره از ابرو گشودن گفتند
اما درباره گان که جمع با الف و نون است، تبها ان واژگان که به های غیر ملفوظ ختم میشوند گاف به شیوه فارسی کهن بر جای ها می نشیند واژه هایی که به های ملفوظ ختم شوند ها میماند و تنها الف و نون افزوده میشود( فرمانده فرماندهان ) و البته دیگر قواعد جمع نیز باید رعایت شوند از جاندار و بی جان

بهرام مشهور در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:

سیمین خانم واژه گان غلط است همانگونه که علاقه مند همانگونه که ایستاده گی . بطور کلی در لغات مرکب خواه یکی و یا هردو پارسی یا مأخوذ از عربی باشند و لغت اوّل به ه ختم شده باشد ، قاعده منطقی حکم می کند که ه میان دو لغت حذف شود بنابراین واژگان ، علاقمند و ایستادگی و نظایر آنها درست است

سبحان دائمی در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » چند قطعه » قطعهٔ ۱۳ - سخن‌پرداز:

شعر جناب پژمان رو گلپا هم خونده در آلبوم عقیق گویا . به نظرم از بازخوانی همیاون بسیار بهتر و زیباتره

بهرام مشهور در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:

مانی عزیز نکات ارزشمندی را مطرح کرده ای به ویژه که انسان از زمره خدا و روشنایی است که در تاریکی گرفتار شده و امروزه با کمک فناوریهای نوین این موضوع حتی قابلیّت اثبات علمی دارد ! چنانچه آفریدگار یاری رساند در کتابی که می خواهم بنویسم میان آنچه بیان داشتی با آنچه در واقعیّات جهانی بر اساس علمی قابل اثبات است پلی خواهم زد

ساسان رحیمیان در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:

با سلام
بنظر در بیت آخر بینداز صحیح است زیرا اتش زدن خود بی عقلی و بی تدبیری است و میگوید ریا را بینداز وگرنه با آتش آه هلاک میشوی الله اعلم

نوشا در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۴ - ذکر بایزید بسطامی رحمة الله علیه:

نقل است که شیخ گفت: اول بار که به خانه خداوند رفتم، خانه دیدم، دوم بار که به خانه رفتم خداوند خانه دیدم، سوم بار نه خانه و نه خداوند خانه، یعنی در حق گم شدم. که هیچ کس نمی‌دانستم، که اگر می‌دیدم حق می‌دیدم، و دلیل بر این سخن آن است که یکی به در خانه بایزید شد، و آواز داد.
شیخ گفت که را می‌طلبی؟
گفت: بایزید را؟
گفت: بیچاره بایزید! سی سال است تا من بایزید را می‌طلبم، نام و نشانش نمی‌یابم.
چقدر عالی بود ...

قدرت خدرلو در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

در مورد بتر باید دانست که این کلمه هم در ترکی کاربرد دارد هم در فارسی البته فارسی امروز نه بلکه در متون ادبی اما فرقی که دارند در این است که در ترکی هم به معنی بهتر وهم به معنی بدتر ودر متون ادب فارسی فقط به معنی بد تراست.

سعید سلیمانی در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

با سلام واقعا این ترجیع بند معرکه هست و اوج کمال سراینده را می رساند ابیاتی که بظاهر عشق مجازیست ولی در واقع معنویست و اشارات مبرهنی هم داره ومیتوان گفت در هر چند بیت یک پیام
ای صاحب حسن در وفا کوش /کاین حسن وفا نکرد باکس /آخر به زکات تندرستی /فریاد دل شکستگان رس

کاوه در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ رهی معیری » منظومه‌ها » خلقت زن:

سه بیت آخر به این سخن از ویکتور هوگو اشاره دارد:در زندگی یک مرد دو روز ارزش دارد ،روزی که با زنی آشنا می شود و روزی که او را به خاک می سپارند.

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

داعش‬‎ =دایش‬‎

Hamishe bidar در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:

با سلام خدمت فارسی زبانان عزیز: هم اکنون داشتم درباره گروه دایش و ترور جدید که جمعه شب در پاریس اتفاق افتاده بود برنامه ای میدیدم که از اینطور دین و دینداری دلم به شدت گرفت و این ابیات به یادم آمدند:
یعقوب وار وآسفاها همی‌زنم
دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست
والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود
آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او
آن نور روی موسی عمرانم آرزوست
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول
آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست
واقعاً پیامبر اسلام (ص) درمورد اینطور جنایات را که به نام ایشان انجام میشوند چه میفرمودند؟ آیا چنین آدمهایی می پندارند که به بهشت میروند با 72 حوری؟
شاید بهترین راه را سعدی پیش پای ما گذاشته است:
بنشینم و صبر پیش گیرم
دنباله کار خویش گیرم
با احترام!

منوچهر تلارمی در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۷:

با سلام وسپاس از زحمات جبران نا پذیر شما به فر هنگ وادب فارسی قسمت هایی از داستان حذف شده است
1در سطر2 دامنی فرا چتگ آرم
فضل وهنر ضایع است تا ننمایند.....عود بر آتش نهند و مشک بسایند
2-بعد از چاره کم جوشیدن است
کس نتواند گرفت دامن دولت به زور ........ کوشش
بی فایده است وسمه بر ابروی کور
3-سالکان طریقت گفته اند......تا به دکان وخانه در گروی.....هر گز ای خام آدمی نشوی
4- هر روزی به شهری .. (ی)بعد از روزی زاید است
5- از نعیم دنیا متمتع....منعم به کوه ودشت وبیابان
غریب نیست.......هر جا که رفت خیمه زد وبارگاه ساخت
6-....پدر و مادر خویش
پر طاووس در اوراق مصاحف دیدم....گفتم این منزلت از قدر تو می بینم بیش
7-.......ندارندش پیش
چون در پسر موافقیو دلبری بود......انیشه نیست گر پدر از وی بری بود
8- (ی)در اربابی معنی زاید است
9-بیت عربی سمعی الی ..بعد از خدمت کنند قرار دارد
10-بعد از نام ونشان نشنود....
هر آن که گردش گیتی به کین او بر خاست
به غیر مصلحتش رهبری کند ایام
11-بعد از دانه ودام .پسر گفت:ای پدر قول حکما را چگونه مخالفت کنیم که گفته اند:رزق اگر جه مقسوم است،به اسباب حصول،تعلق شرط است و بلا اگر چه مقدور،از ابواب دخول آن احتراز واجب
12-بعد از جستن از در ها ...
ور چه کس بی اجل نخواهد مرد
تو مرو در دهان اژدرها
13بعد ازطاقت بی نوایی نمی آرم.
چون مرد در فتاد زجای و مقام خویش
دیگر جه غم خورد همه آفاق جای اوست
14 بعد از سرای اوست
این بگفت :وپدر را وداع کرد وهمت خواست و روان شد وبا خود همی گفت:
15-بعد از ندانند نام ... همچنین تا برسید به کنار آبی
که سنگ از صلابت او بر سنگ همی آمدوخروش...
16-بعد از در کارزار
به شیرین زبانی ولطف و خوشی.....توانی که پیلی به مویی کشی
17-(ی) در نیندیشیدی زاید است
18بعد از ایمن مباش
مشو ایمن که تنگ دل گردی... چون زدستت دلی به تنگ آید
19-ب.ع از مجروح شد
پشه چو پر شد بزند پیل را..... با همه تندی وصلابت که اوست

کمال در ‫۱۰ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۴۸:

سلام
جمع آن: 5665

۱
۴۲۷۷
۴۲۷۸
۴۲۷۹
۴۲۸۰
۴۲۸۱
۵۷۰۲