گنجور

حاشیه‌ها

محمد حنیفه نژاد در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

با درود بر دوستان بزرگوار مخصوصا برادر عزیزم آقای حمید رضا گوهری
خدمت ایشان عرض می کنم که بنده با خوانش ایشان موافق نیستم و بیت را باید به همان صورت خواند که بزرگان ادبیات فارسی هم خوانده اند اما معنی آن :
به نام خداوند جان و خرد [شروع می‌کنم ] که اندیشه آدمی [در توصیف خداوند] نمی‌تواند بیش از این حد پیش برود .
انسان برای تعریف کردن و شناساندن خداوند می‌تواند بگوید: خدای جان ، خدای‌خرد ، خدای کیوان ، خدای آسمان ، و.... یعنی خدا را با نام مخلوقاتش تعریف کند و بشناساند ولی فراتر از این حدّ نمی تواند پیش برود‌،یعنی نمی‌تواند به شرح چیستی ذات خدا بپردازد.( از این برتر اندیشه بر نگذرد
شاعر در بیت های بعدی آورده : خرد را و جان را همی سنجد او/ در اندیشۀ سخته کی گنجد او » یعنی خدا عقل و جان را با اندازه ای محدود به انسان عطا کرده است و توانایی اندیشۀ انسان حدّی دارد و نمی تواند به چیستی خداوند – که حدّ توانایی و عظمتش نامحدوداست – پی ببرد .
اگر بیشتر دقت کنید ، سخن از ذات خداست که اندیشه آدمی از پی بردن به آن ناتوان است .
ستودن نداند کس او را چو هست : در این مصرع هم باز منظور از ستودن یعنی تعریف کردن خداوند برای شناساندن ، (نه شکر گزاری و عبادت )
میان بندگی را ببایدت بست : یعنی تو ای انسان نمی توانی ذات خدا را تعریف کنی از این پرس و جوی بیهوده دست بردار و به بندگی ات برس

ح.گ. در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۶:

بیت 10 به صورت زیر درست‌تر می‌نماید:
ذره به ذرهٔ جهان...

فریبرز عبدالوهابی در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۴۶:

بفرموده حافظ
لاف عشق و گله از یار زهی لاف گزاف
عشق بازان چنین مستحق هجرانند
لذا بهتر بود که بیت اخر اینطور سروده میشد
بگذاشتمت غم تو نگذاشت مرا
حقا که غمت زمن وفادارتر است

Wow boy در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۵:

The creator of souls built a mirror from mud and soil and took it front himself

عسل مجتهدی در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، جمعه ۱ مرداد ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۶:

گر می فروش حاجت رندان روا کند
ایزد گنه ببخشد و دفع وفا کند
در بیت اول باید به جای کلمه بلا ،وبا قرار بگیرد .

فهیمه در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶۵:

سلام. در مورد مصراع 14 ، کج درسته؟ نباید کجا بشه؟

هادی احمدی از کرمانشاه در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۰۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۲:

باید عرض کنم که بیت دوم همانی است که در گنجور و در همین صفحه آمده است . دوستی فرموده‌اند که از نظر ادبیات فارسی « ستمکاری کردن » درست می‌باشد ، اما این زمانی است که منظور شاعر انجام فعل ستمکاری باشد . (که در اینجا اینگونه نیست ) ، بلکه واژه « کردند » ، در اینجا به معنای «ساختند » و یا « قرار دادند» می‌باشد که منظور شاعر اینگونه معنا می‌شود : این تیغ را نه برای افراد ستمکار ساختند! که کاملا هم مشخص است . و سایت وزین گنجور بیت درست را قرار داده .

علیرضا مظفری در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

این شعرو استاد مدیری تو کنسرت یونیسف به زیبایی اجرا کردن//دوستان اگه میخوان بشنون تو نت هست//خیلی زیبا خوندن

نام بت من اگر بخواهی /سیبی است نهاده بر سر سرو در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۸۰:

وزن شعر فعولن فعولن فعولن فعولن یا مفاعیل مفاعیل مفاعیل مفاعیل است

جلال الدین در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۲۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیه‌السلام کی آینه‌ای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی:

تمایل دارم تفسیر صاحب نظران را در مورد این بخش از مثنوی بدانم

ایرج در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹۷:

خیلی خوبه که محسن چاوشی که اینهمه طرفدار داره شعر کلاسیک میخونه
ولی هنوز آهنگ خودکشی ایشون تو گوش ما هست
چقدر میخندیدیم اون موقع
"حامد جان در جواب این سوالت باید بگم که خودکشی کار آدمای ضعیفه" (سخن بزرگان )

محمد در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:

من مطمئن هستم اگر چاوشی از مولانا نمی خواند من به جز اسم شعرا بزرگه کشورمان هیچی دیگه ازشون نمی دونستم ولی محسن کاری کرد که 12 سال مدرسه وکتاب های ادبیات مدرسه نکرد فقط میتونم بگم که هیچی نمی تونم بگم

سپهر در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

ای آینه روی آه از دل سنگ تو.
الف در انتهای رویا حرف نداست.و رویا rooya تلفظ میشود نه roya.
به نقل از دکتر ناتل خانلری.

بابک در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۹ - در نصیحت فرزند خود محمد نظامی:

لطفاً تصحیح کنید: "فرزندی من نداردت سود" درست است نه "ندارت"

جان در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۸:

پا می نداند کفش خود کان لایق است و بابتی
در این مصرع با توجه به مفهوم پاپتی درست است که بابتی درج شده

علیرضا در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

یکی از دوستان تو نظرات فرمودن تا بحال صدای چاووشی را نشنیده ام که یا دروغ میگن یا ایشون در غار زندگی میکنن فقط غارشون دارای تکنولوژی هست

جلال الدین در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

این خودی را خرج کن اندر خدا

جلال الدین در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:

چه دردی دارد!!! خواندن این غزل در چهل سالگی (به بعد)

جان در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۶:

کاش متن مقالات شمس تبریزی هم در گنجور موجود بود. هرچند کتاب منظوم نیست. شاه کلید اسرار است. داعی برای بسیاری از ابهامات پاسخ یافتم. حقا که شمس شمس منیر است و استاد حق. از همین کتاب در باره خیام میگوید:
شیخ ابراهیم بر سخن خیام اشکال آورد، که چون رسید سرگردان چون باشد وگر نرسید سرگردانی چون باشد؟ گفتم: آری صفت حال خود می‌کند هر گوینده. او سرگردان بود، باری بر فلک می‌نهد تهمت را، باری بر بخت،... سخن‌هایی درهم و تاریک می‌گوید. مومن سرگردان نیست، مومن آن است که... بندگی می‌کند، عیان در عیان، لذتی از عین او درمی‌یابد. از مشرق تا به مغرب ملحد لا‌ گیرد و با من می‌گوید، در من هیچ ظنی درنیاید. زیرا معین می‌بینم و می‌خورم و می‌چشم. چه ظنم باشد؟... بلکه خنده‌ام گیرد. چنانکه یکی امروز بیاید چاشتگاه پیش تو، عصا گرفته به دستی، به دستی دیوار گرفته؛ پای لرزان‌لرزان می‌نهد، و آه‌آه می‌کند، که آخر نگویی که این چه واقعه است، این چه خذلا‌ن است که امروز آفتاب برنیامد...! اگر صدهزار بگویند ترا تسخر و خنده زیادت شود...
آری دوستان صفت حال خود می‌کند هر گوینده.

صالح در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹:

باسلام. دکتر انوری و همه علاقه مندان به ادبیات باید بدانند که سعدی(شاعر قرن هفتم) هیچ تکلیفی به رعایت اسلوب شعرا و نویسندگان قرن 3 و 4 ندارد. به ویژه اینکه سبک شعری در قرون 3 و 4 بیشتر "خراسانی" است اما سبک سعدی به اصطلاح "عراقی" میباشد.
یادمان باشد استادی سخن، جامه ای است که از دیرباز بر قامت سعدی دوخته شده است.

۱
۳۹۶۳
۳۹۶۴
۳۹۶۵
۳۹۶۶
۳۹۶۷
۵۷۳۰