ساسان زند مقدم در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۶:
بیت دوم، مصراع دوم:
زان شه که تو می دانی آهسته که سر مستم
مرحوم استاد فروزانفر تصویر باکیفیت در آن زمان در اختیار نداشتند و همین سبب این اشکال شده است. نسخه چستربیتی که الان بر خط موجود است صورت صحیح را نشان می دهد.
ضمنا این بیت تلمیحی به داستان فقیه و پادشاه در دفتر ششم مثنوی نیز دارد. مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۱۳ - ذکر آن پادشاه که آن دانشمند را به اکراه در مجلس آورد و بنشاند ساقی شراب بر دانشمند عرضه کرد ساغر پیش او داشت رو بگردانید و ترشی و تندی آغاز کرد شاه ساقی را گفت کی هین در طبعش آر ساقی چندی بر سرش کوفت و شرابش در خورد داد الی آخره
نیما در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:
وجودی دارم از مهرت گدازان؛ وجودم رفت و مهرت همچنان هست
امکان نداره این ابیات زمینی باشن...
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۰۹ در پاسخ به روفیا دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۱ - حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:
آری شود، لیک به خون جگر شود
همایون در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:
غزلی یگانه و کمیاب که جلالدین از خودش و کاری که کردهاست میگوید از تمام آنچه نوشته و سرودهاست در مثنوی ماهنامه و غزلیات شمسنامه
آنش مهر و سخن، جادوی یگانگی و بخت و بهروزی جوانی درونی
Delkhaste در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۵۶ در پاسخ به حسین دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » ای گلفروش ...:
جسارتاً خیر، مردم در اینجا (بر عکس زبان امروز) اسم مفرد بوده و جمع آن «مردمان» است. شاهد سخن این ابیات از فردوسی :
...چو زین بگذری، مردم آمد پدید
شد این بندها را سراسر کلید
****
این و بر آن روز هم بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد؟!
و در این بیت به معنی مردمک چشم نیست زیرا «مردمک سخاوتمند» معنی نمیدهد و «سخاوتمندانه نگریستن مردمک» تعبیر غریبی است.
.
احمدرضا نظری چروده در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۹:۳۳ در پاسخ به مِهتی دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:
با عرض ادب اگر لطف بفرمایید تصحیح یا ویرایش کنید شیخ اجل
عجل به معنای عجله کننده است واجل به معنای جلیل القدر وبزرگوار پس شیخ اجل درست است.
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۲۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۱۴ - حکایت:
هزاران درود بر تربت پاکت
قافیه بیت آخر چه جوووری به ذهنت رسید استااااد سخن
استاد سخن کمترین لقبیست که برازنده شماست
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۶ - ذکر شقیق بلخی رحمةالله علیه:
گفته اند چون شقیق بلخی به بغداد رسید هارون الرشید او را بخواند. چون شقیق به نزدیک هارون رفت و هارون گفت: تویی شقیقِ زاهد؟
گفت: شقیق منم، اما زاهد نیستم.
هارون گفت: مرا پندی ده.گفت: تو چشمه ای و عُمّالِ تو (کارگزاران, گماشتگان مزدورانِ تو) مانند جوی هایی که از تو سر چشمه گرفته اند.
اگر چشمه پاک و روشن باشد، تیرگی و ناپاکی جویها زیان ندارد. ولی اگر چشمه تاریک و ناپاک باشد به روشنیِ جوی ها هیچ امیدی نباشد.گفت: پندی دیگر بده.
گفت: اگر در بیابان تشنه شوی، چنانکه به هلاکت نزدیک باشی، اگر آن ساعت آبی یابی به چند بخری؟
گفت: به هرچه خواهد.
گفت: اگر نفروشد الّا به نیمی از مُلک و پادشاهیِ تو؟
گفت: بدهم.
گفت: اگر آن آب بخوری و از تو بیرون نیاید چنانکه دوباره بیمِ هلاکت بود، یکی گوید من تو را علاج کنم امّا نیمه ای از پادشاهی تو بستانم چه کنی؟
گفت: بدهم.
گفت: پس به چه نازی؟ به سلطنتی که قیمتش یک شربت آب باشد که بخوری و از تو بیرون آید؟هارون بگریست و او را به اِعزاز و احترامی تمام بازگردانید.
۳۰ ژولای ۲۰۲۵/عراق, عماره, میادین نفتی میسان
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۸ - حکایت مرد درویش و همسایهٔ توانگر:
درود
بنظرم بیت پندآموز و احتمالا مهمترین بیت این شعر، بیت سوم هست، که به فرد دارا گوشزد میکنه که تو باید بری بالاشهر خونه بخری و زندگی کنی، نه که نمایش قدرت بدی تو پایین شهر و ملت رو حسرت به دل کنی
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۵۱ در پاسخ به صیاد معنی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۶ - حکایت:
درود بر شما همزبان عزیز
بنظر این کمترین، هر متنی که به هر طریق انسان رو بیاختیار در سرنوشتش جلوه بده، از فکر و زبان انسان فرهیختهای بیان نشده.
و در مورد معنی آن بیت
به بدبختی و نیکبختی، قلم بگردید (سرنوشتهای خوب و بدی رقم زده شد)
و ما همچنان در شکم ( و ما هنوز دانشی از علت اینگونه رقم خوردن سرنوشتها نداریم. بنظرم ما همچنان در شکم کنایهایست، مشابه بچه بودن، به مفهوم ندانستن علم و علت یک موضوع خاص)
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۳۵ در پاسخ به فرهود دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۵ - حکایت:
درود بر شما
و سپاس از تفسیر زیبایتان
در حین خواندن شعر، دقیقا در مصرع آخر به همین مشکل برخوردم که کلمه«خواهد» را خواستن معنی کنیم، یا بخشی از خواهد مرد باشد.
و این دو حالت دو معنای متفاوت دارند
و باز هم بنظرم در این مصرع هم تفسیر شما درست میباشد
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۴:
در مصرع دوم بیت شماره 1، «مَهِ دَه چار» به معنی «ماهِ چهارده» درست است. چنین مفهومی را یک بار دیگر در بیت 8 از غزل شماره 95 میبینیم: «ای ماه دو هفته با همه حسن/از شرم رخ تو در کم و کاست»
گفتنی است که شاعر دقیقا «مه ده چار» را در مصرع نخست بیت 5 از غزل شماره 218 و نیز بیت نخست رباعی 132 به کار برده است.
امیرحسین فردی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:
روانشاد ناصر عبداللهی چقدر زیبا این قصیده رو اجرا کرده.
روحش با امیرالمومنین حیدر محشور باشه
بهروز امامی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۷ در پاسخ به مهداد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:
متاسفانه ایشان در آهنگشان بیت: "دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد" را به جای ادای صحیح دِی (یعنی ماه دی) به اشتباه دی ( به معنی روز گذشته) می خوانند.
بعدها در اجرای زنده، ادای صحیح دی را از ایشان شنیدم.
بهروز امامی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۶۳:
"دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد"
احتمالا منظور حضرت مولانا این بوده که: ماه "دی" که اشاره به ماه سرد سال دارد را به "بهار" تبدیل می کند و "شب" را که مظهر تاریکی است را به "نهار" یعنی نقطه مقابل آن، روشنایی مبدل می کند.
سجاد در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب پنجم در رضا » بخش ۶ - حکایت:
اون حدیث بحث جبر گرایی است و سند نداره
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
تا بو ، که بویی از تو بیابد ، دلم چو جان
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۱۶ - ذکر شقیق بلخی رحمةالله علیه:
و گفت: هلاک مرد در سه چیز است.
گناه میکند به امید توبه،
و توبه نکند به امید زندگانی،
و توبه ناکرده میماند به امید رحمت،
پس چنین کس هرگز توبه نکند.
سیدمحمد جهانشاهی در ۱ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
گم شد نشانِ من ، به نشان از که جویمت
HRezaa در ۱ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۹ مرداد ۱۴۰۴، ساعت ۰۰:۲۹ در پاسخ به حسین دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۳ - حکایت: