شاهان نوذری در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۲۸ در پاسخ به Delkhaste دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):
بله. درست است.
علی نیک در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۱۵ در پاسخ به مصطفي دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
صل الله علیک یا اباعبدالله الحسین
سلام آقا مصطفی دمت گرم و ممنون
علامرودشتی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
سلام
این غزل واقعا در غزلیات عطار نیشابوری است
پیشنهاد میکنم یه بار این غزل رو مصرع به مصرع از آخر به ابتدا بخوانید
این مدل خواندن برای رازگشایی اکثر اشعار معنوی جواب میده
فرهود در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۸:۱۴ در پاسخ به احمدرضا ضیایی دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۳۱ - داستان سگ و صیاد و روباه:
مصرع دوم بهنظر میرسد که بهمعنی این باشد که همچون «سایه» میتوانست یک آهو را دنبال کند.
چنانکه ما امروزه نیز از کنایه "سایه به سایه تعقیب کردن" به معنی بسیار نزدیک تعقیب کردن استفاده میکنیم؛ در اینصورت معنی بیت میشود آن شیرسگ چنان سریع میدوید که همچون سایه و بسیار نزدیک آهو را دنبال میکرد.
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۵:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۶۰:
غزل "آفتاب" غزلی جمشیدی
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰۷:
آفتابا سوی مهرویان شدی چرخ را چون ذرهها برهمزدی
مطلعای زیباتر ازاین در غزل نیست
سو هم رو و هم روشنی است
Torgheh در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۶۲ - مردن مریم و تعزیتنامهٔ شیرین به خسرو از راه باد افراه:
چرا از اینکه شیرین با زهر، مریم رو مسموم میکنه گذرا رد میشن و حرفی زده نمیشه.
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰۷:
چشمه درون چشمه، آتش بر آتش، سجده در پای سجده، با وجودی باید پیدا شود تا وجود شمس را ببیند که وجودی درون وجود است دینداری بیرون از همه دین ها
بی گمان شمس به تمامی و رسامندی خود را به جلالدین نمایانده است در زندگی و مرگ خود واین کشف و آشکارگی از راه جلالدین به ما رسیده است بی آنکه بخت دیدار این شگفتی شگفت را داشته باشیم
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۶ - در بیان عهد و پیمان گرفتن شاه از طوطی:
مصرع نخست بیت شماره یک به شکل «گفت از هجرانت اکنون آیه ها» نامفهوم است. شکل درست این مصرع به استناد نسخۀ خطی مجلس به شماره ثبت 5379، عبارت است از «گفت از هجرانت اکنون ای هما».
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۸ - حدیث:من مات ولم یعرف امام زمانه فقد مات میتة الجاهلیه:
مصرع نخست بیت 12، «خداوند ازل» (به جای «خدا روز ازل») درست است. اصطلاح «خداوند ازل» در بیت 73 قصیده شماره 4 مشتاق اصفهانی نیز آمده است. البته نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379 نیز آن را تایید میکند.
همایون در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۲۰:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۳:
غزل "تو" غزلی کلیدی در اندیشه و پندار نیک جلالدین
که بنیاد جنبش و سخن نزد اوست، در عرفان و باور های پیشین او این تو در آسمان ها بود اما پس از دوستی با شمس این تو چهرهای زمینی و مردمی یافت و پس از شمس شد صلاحدین و سپس حسامدین
این غزل پیشکش به این دریافت فرخنده است
مهدی خشامن در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۶:۰۴ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
آن باده به جز یکدم دل را نکند بیغم
هرگز نکُشد غم را هرگز نکَنَد کین را
(مولانا)زان می که او سرکه شود زو ترش رویی کی رود
این می مجو آن می بجو کو جام غم کو جام جم
(مولانا)مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
(حافظ)نه آن میکه آمد به مذهب حرام
میی کهاصل مذهب بدو شد تمام
(نظامی)می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد
(خیام)
مهدی خشامن در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۱:
تمنا میکنم تدبر و تفکر کنید:
آن باده به جز یکدم دل را نکند بیغم
هرگز نکُشد غم را هرگز نکَنَد کین را
(مولانا)زان می که او سرکه شود زو ترش رویی کی رود
این می مجو آن می بجو کو جام غم کو جام جم
(مولانا)مستی عشق نیست در سر تو
رو که تو مست آب انگوری
(حافظ)نه آن میکه آمد به مذهب حرام
میی کهاصل مذهب بدو شد تمام
(نظامی)می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد
و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد
پرهیز مکن ز کیمیایی که از او
یک جرعه خوری هزار علت ببرد
(خیام)نتیجه شراب و هر گونه مواد مخدر
ضعیف شدن حافظه
سستی و تنبلی و بی تفاوتی
کم شدن اراده
سرد شدن طبع بدن
فرکانس های مغزی به شدت بالا و پایین می شوند و به مرور زمان کنترل اعصاب و گفتار و کردار از بین میرود.
قضاوت با شما
حسن کریمی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ ابوالفضل بیهقی » تاریخ بیهقی » باقیماندهٔ مجلد پنجم » بخش ۱ - دیباچهٔ الحاقی:
لطفا فایل صوتی رو اضافه کنید
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۰ - امر الهی به ملائکه به سجده حضرت آدم و معنی عبودیت و وظیفه آن:
مصرع نخست بیت 31 به شکل «آن یکی شد باد را آن بادگان» نامفهوم است. از آنجا که در این مصرع دو بار «آن» به کار برده شده، باید یکی «فرشته یک چیز» و دیگری «فرشتۀ چیز دیگر» باشد؛ دقیقا مانند مصرع دوم همین بیت («بهرام» فرشته نگهدارندۀ مسافر است و «بهمن» یکی از امشاسپندان–نماد خرد و دانایی). خوشبختانه نسخه خطی مجلس به شماره ثبت 5379، این مشکل را برطرف میکند:
«آن یکی شد بادران آن بادگان»
یعنی یکی شد فرشتۀ نگهبان باد (=سروش) و دیگری بادگان (=فرشته خزانهدار)
*امیدوارم این یادداشت سندی باشد برای پیگیری باز هم بیشترِ پژوهشگران.
رسول لطف الهی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:
قوام آباد از روستاهای اطراف سیوند فارس میباشد.
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۳ - مناجات با قاضی الحاجات:
به استناد نسخه خطی مجلس، پنج بیت پیش از بیت شماره 2 کنونی وجود دارد:
رفته همراهان و تنها ماندهای/غیر درگاهت ز هر در راندهای
در بیابان تن به مردن دادهای/دل به مرگ خویشتن بنهادهای
بینوایی مبتلایی خستهای/صید در دامی شکار بستهای
پای من لنگ و ره دشوار پیش/بار من سنگین و پشت ناقه ریش
مرکب از دستم عنان بگرفت و رفت/دزد آمد آب و نان بگرفت و رفت
احمد خرمآبادیزاد در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ ملا احمد نراقی » مثنوی طاقدیس » بخش ۱۵ - قصه ی کودک و ذلت طماع از طمع:
بیتهای 12، 13 و 14، یعنی:
«چون شنید آن گرگ از خر نعل زر/از طمع ابله شد و مفتون خر
پس دوید از حرص تا نزدیک پای/پای خر برداشت با دندان ز جای
تا ز دندان نعل زراندام را/برکند زانجا و یابد کام را»
متعلق به بقیه داستان گرگ و خر هستند و ربطی به این بخش ندارند. نسخه خطی مجلس نیز تایید کنندۀ این موضوع است.
احمدرضا ضیایی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، جمعه ۱۳ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۴۹ - داستان ملکزاده جوان با دشمنان پیر:
با تشکر از شما.
افسانه چراغی در ۱ سال و ۲ ماه قبل، شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۵۱ - فقیه: