گنجور

حاشیه‌ها

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶:

وحید خر آخوند گند گدا عجب آنکه شاعر نداند مرا

درود بر همراهان گنجور 

قبلا در مورد اختلاف ملک الشعرای بهار با عارف قزوینی و  علت سرودن این مثنوی شنیده بودم ولیکن تا کنون واقعا آنرا نخوانده بودم  وشاید در نوشتار آقای باستانی پاریزی در مورد غزل بهار، در مرثیه عارف  با مطلع: دعوی چه کنی داعیه داران همه رفتند/// شو بار سفر بند که یاران همه رفتند    آنجا خواندم    ولیکن در بیت 28 داره میگه تو دفتر شعر بهار را در سفر به خانه ات در طوس دزدیدی عنایت بفرمایید   پس مخاطب نمیتونه بهار باشه از این وحید منظورش کیه آیا وحید دستگردی است ؟ ممنونم پاسخ  بنده را مرقوم بفرمایید. 

شاد باشید 

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶:

ولی من چه دارم به این حال؟ ...

مصرع دوم ایراد وزنی داره  اصلاح بفرمایید .

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۸ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶:

اثاثیهٔ عارفِ بی‌اساس سه تا ...

مصرع دوم احتمالا اینجوری باید باشه   

سه تا ساک دستی است کهنه لباس  

هوش مصنوعی: وسایل یک عارف بی‌پایه، سه سگ وفادار است که لباس‌های کهنه‌ای بر تن دارند. !!!!

 

هما تقوی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۳۶ در پاسخ به رضا ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۴:

سلام جناب ساقی بزرگوار، همیشه از تفسیرها در برنامه گنجور استفاده میکنم، اما اینبار اینقدر لذت بردم و سرشار از عشق شدم با تعبیر و تفسیر شما، که در گنجور ثبت‌نام کردم صرفا جهت اینکه از شما تشکر کنم..🙏🏻 ممنون از این همه ریزبینی.. امیدوارم همیشه از تفسیرهای زیباتون ما رو بهره‌مند کنید.

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶:

مرا خسته و خوار و رنجور کرد ...

مصرع دوم 

همین بس که من زنده در گور کرد  احتمالا صحیحه 

 شاد باشید

رضا از کرمان در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ عارف قزوینی » دیوان اشعار » نامه ها و اشعار متفرقه » شمارهٔ ۶:

تو کز اجنبی بار بسته‌ای چه شد ...

تو کز اجنبی  بار خود بسته ای   درسته احتمالا کلمه بار از جا افتاده است  وزن شعر اشتباه میشه 

شاد باشید

 

آرش محمدی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۳:

جناب تدی اگه اخرت رو مد نظر داشت که نمی‌گفت آخر چه ! 

بهزاد دماوندی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۱ در پاسخ به فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۵:

شبیه این خانه وجود نداشت ... 

علی م پ در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۴۳:

این شعر (با کم‌ترین تفاوت و با حذف بیت آخر) در غزل شماره‌ی ۵۴۶ عطار آمده است.

Reza Rezaei در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۳ در پاسخ به آینهٔ صفا دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

با درود، این ترجمه از کیست؟

 

حسن جعفری در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳ - دزدیدن مارگیر ماری را از مارگیری دیگر:


با درود فراوان، به نظر می رسد هوش مصنوعی در معنی ابیات به ظاهر واژگان توجه کرده که معنی اش به نظر من گمراه کننده است؛ برداشت خودم از این ابیات به شرح زیر است:
دزدی از یک مارگیر چیزی می دزدد و آن را غنیمت می داند؛ در ظاهر نمی داند آن مار است. مار او را نیش می زند که در اثر نیش مار می میرد.
مارگیر که جان سالم از آن مار سمی برده، دزد مار خودش را می بیند و می شناسد؛ از عمق جان که نشانی از خوشحالی اش است می گوید مار من او را کشته است.
مارگیر با خود می گوید که من با تمام وجود از خدا(او) می خواستم که او را پیدا کنم و مارم را از او پس بگیرم.
خدا را شکر که آن دعای من اجابت نشد، من آن را زیان می دانستم اما تقدیری که پشت آن نهان بود، برایم سود بود و ....
نکته ای که در این تمثیل هست آن اتفاقی است که باید می افتاد ( نیش زدن مار) و در عین حال یک تناقض هست که مگر برای مارگیر، سمی بودن مار یک اتفاق تازه بوده ...

سیدکاظم محمدی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۴ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

منغص یعنی گلوگیر

 

سیدکاظم محمدی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۲ در پاسخ به محمد دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

سلام منغص درست است؛ البته بیشتر فکر می‌کنند عیشمان را منغص کردی، یعنی عیشمان را ناقص کردی در صورتی که منغص به معنای گلوگیر است نه نقصان  

محمد هارون صادقی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵۲:

با عرض سلام و تقدیم احترامات خدمت دست اندرکاران سایت وزین گنجور!

در بیت یازدهم « بسوزم خوبش را چون شمع تا روشن شود شامم» خوبش تبدیل به خویش گردد ممنونم

کلاس اولی در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

اگر دنیا نباشد، دردمندیم

وگر باشد، به مهرش پای‌بندیم

امروزه تو روانشناسی اثبات شده که چسبیدن فقط به یکی از  ارزش های درونی مثلاً کسب ثروت و بی توجهی به دیگر جنبه های انسانی، چیزی جز رنج عاید انسان نخواهد شد

Anya در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۷:۳۲ در پاسخ به امیر دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۶ - در بیان فواید خاموشی:

واقعا 

آمین

Shirin motadel در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۴۷ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۲:

سلام بیت چهارم مصرع دوم از خلق برخاست در تصاویر و دیوان ها از خلق خاست نوشته شده. 

 

جهت اطلاع

Shirin motadel در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱:

سلام بیت سوم مصرع اول حبس مآبست را حبس مبست نوشته و در همه دیوانها مآبست آمده.  ممنون شویم جهت اصلاح اقدام کنید.  با تشکر

Shirin motadel در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۵۱ در پاسخ به علی دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵:

وزن را درست فرمودید ولی باتوجه به معنی و اصل دیوان ننشستنت صحیح است. 

Shirin motadel در ‫۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۵:

سلام 

بیت چهارم انتهای مصرع دوم طبق وزن، معنی و حتی تصاویر موجود ننشستنت صحصح است و نه نشستنت!  که متضاد میکند مطلب را. 

با تشکر

۱
۳۷۵
۳۷۶
۳۷۷
۳۷۸
۳۷۹
۵۶۸۵