گنجور

حاشیه‌ها

حسین حیدریان در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰۳:

اولین شعری که از بیدیل عزیز در یک شب زمستانی در کلاب هاوس خواندم و چند غلط املایی داشت (مطابق با تصویر) ویرایش کردم 

حمید استکی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد:

بیت هفتم به شکل زیرصحیح است:

هرکه راپرسیدکردش ریشخند

کین (که) جویدجزمگرمجنونِ بند

 

حمید استکی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد:

بیت ششم بایدبه صورت زیرباشد

شهرشهرازبهرآن مطلوب گشت

نی جزیره ماندونی کوه ونه دشت

یعنی "نی" سومی که قبل ازدشت آمده بایدبرای درست شدنِ وزن شعرتبدیل به    "نَه" بشود. 

حمید استکی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد:

درمصراع اول واژهٔ "داستان" ا‌شتباه است واژهٔ "دوستان" درست است چون هم باهندوستان قافیه اش درست می شودوهم ازنظرمعنایی درست می شودیعنی دانایی برای دوستان تعریف می کرد... 

بشیر افضلی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۳۴ در پاسخ به امین مروتی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۸۵:

درود بر شما جناب مروتی بهرمند شدم 

محمد ملکی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

با سلام خدمت عزیزان

چند روز پیش داشتم شرح دکتر عبدالحسین جلالیان بر این غزل زیبای خواجه رو می خوندم که به این متن بر خوردم که خیلی برام جالب بود:

اجمالا کار دشمنی پس از مرگ حافظ به جایی رسید که برای جلوگیری از اشاعه روز افزون اشعار او که به منزله خاری در چشم معاندین بود متوسّل به حیله تهمت و افترا شده چنین شایع کردند که این کتاب به جای آنکه در مقدّمه با نام خدا و نعت حضرت ختمی مرتبت زینت یابد با تضمین بیتی از یزید بن معاویه شروع شده است

مرحوم علاّمه قزوینی در این باره در شماره ۵ و ۶ مجلّه یادگار پس از درج نوشته(سودی)که برای اوّلین مرتبه در کتاب شرح حافظ خود به بیان این مطلب پرداخته،همچنین با ذکر شعر منسوب به اهلی شیرازی و کاتبی نیشابوری در تعریض بر حافظ در این باره،می‌نویسند:«این حکایت فوق العاده واهی و سخیف و عامیانه است و تقریبا به نحو قطع و یقین می‌توان گفت که به کلّی مجعول و ساختگی است.»آنگاه نام بیش از سی جلد کتاب متون عربی و اسناد و مآخذ تاریخی عرب و دوازده کتاب تذکره و سند اصیل را برشمرده و می‌نویسند که:«تمام این کتابها را زیر و رو کردم و مطلقا و اصلا به هیچ وجه من الوجوه از این دو بیت عربی منسوب به یزید در هیچ جا نشانه و اثری و خبری نیافتم.»و با دلیل متقن جَعلی بودن اشعار اهلی و کاتبی را نیز مدلّل می‌دارند و در خاتمه می‌نویسند:«من احتمال بسیار قوی می‌دهم که دو بیت مصنوعی منسوب به یزید

انا المسموم ما عندی

به تریاق و لا راقی

 

ادر کأسا و ناولها

الا یا ایّها السّاقی

 هم از حیث وزن و هم از حیث قافیه و هم از حیث مضامین و طرز ادا و هم بالاخره از حیث استعمال بعضی از عین همان تعبیرات و کلمات از روی غزل ملمّع سعدی در بدایع ساخته شده...»

بعضی از ابیات غزل سعدی از قرار ذیل است: 

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی

 به صد دفتر نشاید کرد حسب الحال مشتاقی

 

قُم املأ و اَسْقِنی کأسا و دَع ما فیه مسموما

 اَما انتَ الّذیٖ تسقیٰ فعین السمّ تریاقی

 که کلمات به کار گرفته شده در ابیات سعدی و بعضا عین همان الفاظ و تعبیرات دو بیت منسوب به یزید است.و ماحصل کلام آنکه حافظ از مضامین و تعبیرات غزل ملمّع سعدی متأثّر و بیت مشهور:الا یا ایّها السّاقی...را سروده و به یزید نسبتی ندارد‌‌.

با سپاس‌.

گفتا من آن ترنجم در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۲۱ در پاسخ به امین مروتی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

بسیار لذت بردم از تفسیر زیبای شما.

در مصرع

ای بویِ تو در آهِ من، وی آهِ تو همراهِ من

به نظر من کلمه بوی به معنی آرزو باشه که در معنا میشه ای کسی که در آرزوی تو آه میکشم

در این رابطه بیتی به خاطرم اومد

روزی نگر که طوطی جانم سوی لبت ... بر بوی پسته آمد و بر شکر اوفتاد

 

 

 

سفید در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل پنجم - این سخن برای آنکس است که او به سخن محتاج است:

 

«این سخن برای آن‌ کس است که او به سخن محتاج است که ادراک کند، اما آنکه بی‌ سخن ادراک کند با وی چه حاجت سخن است؟» 

 

 

رسول لطف الهی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۱ - حکایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر (ص):

دوستان اگر همه ما باورهای یکسانی داشتیم دنیا جای کسل کننده ای میشد.

احمد اسدی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد

وجود نازکت آزردهٔ گزند مباد

 

 

هم آوایی کلمات ناز، نیاز و نازک و تکرار حرف "ز" به خصوص در مصراع دوم، موسیقی کلام را دلپذیر و زیبا کرده است. دقت نظر حافظ در واج آرایی و موسیقی آواها و انتخاب و چیدمان کلمات، حتی در ساده ترین بیتهای اشعارش، حیرت انگیز است.

 

سلامتِ همه آفاق در سلامتِ توست

به هیچ عارضه شخصِ تو دردمند مباد

 

واژه "سلامت" در این بیت در دو معنای متفاوت به کار رفته است. با توجه به لغتنامه دهخدا میتوان گفت که کلمه "سلامت" در تکرار اول به مفهوم "امنیت، صلح" و در تکرار دوم به مفهوم "تندرستی" به کار رفته است.

 

تضاد واژگان "همه" و "هیچ" نیز در این بیت قابل توجه است. 

 

لازم به ذکر است که در فرهنگ لغت عمید برای واژه "شخص" چند معنا ارائه شده که از آن بین این کلمات با مفهوم این بیت سازگار هستند: 

 

- خود (برای تٲکید)؛ (خود شما)

- بدن؛ کالبد؛ تن.

- شخص اول مملکت، ارجمندترین و گرامی‌ترین شخص که در مملکت مقامش از همه بالاتر باشد؛ پادشاه؛ رئیس دولت

 

به نظر میرسد که هر سه معنا از این بیت برداشت می‌شود.

صادق میرزایی در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ اسیری لاهیجی » اسرار الشهود » بخش ۳۶ - جنید بغدادی:

عیب رندان مکن ای زاهد نیکوسرشت

پریشان در ‫۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۰۳:۵۲ در پاسخ به فوآد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

یزید فارغ از کار هایی که در زمان حکومتش مرتکب شده واقعا شاعری خوش ذوق بوده، حال اصلا هم اهمیتی نداره آیا حافظ از او تضمین کرده یا نه. مهم اینه که زیباست.

محمدرضا خوشدل در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۳:۵۶ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۵:

سلام

بیت پنجم انتهای مصرع اول در چند دیوانی که بررسی کردم ( انصاف ده)  آمده و اینجا سهوا اگر ( انصاف بود)  آمده ممنون خواهیم بود از عزیزانی که زحمات زیادی واسه گنجور می کشند جهت اصلاح. 

تشکر. خوشدل

بابک چندم در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۲۱:۵۲ در پاسخ به نجفی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۸:

بماندم = (من) ماندم/بماندم

"من بماندم و تو" را برعکس/پس و پیش کرده به "بماندم من و تو"...

ایرادی ندارد

محمدحسین در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۱۵ - فی ذم المتهمین بجمع أسباب الدنیا، المعرضین عن تحصیل أسباب العقبی:

در نسخه دیگر، از بیت پنجم به بعد چنین آمده است:

برکن این اسباب را از بیخ و بن

کوهِ غم دریای آتش قطع کن

آتش اندر زن در این حلوا و نان

سعی کن، خود را ازین غم وارهان 

جمله سعیت بهر دنیای دنیست

بهر عقبی می‌ندانی سعی چیست

در ره آن موشکافی ای شقی

در ره این، کندفهم و احمقی

از پی آن می‌دوی از جان و دل

وز پی این می‌روی چون خر به گل 

   

 

محمدحسین در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۱۴ - فی ذم أصحاب التدریس مقصد هم مجرد أظهار الفضل و التلبیس:

در نسخه دیگر آمده است:

بیت 3:
تا که عامی چند سازی رامِ خود

با صد افسون آوری در دامِ خود

بیت7:

درس اگر قربت نباشد زو غرض

 

شریف د در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

شمع عالم بود عقل چاره گر.

عقل که در ادبیات ایران و شعر گویندگان بزرگ نماد حسابگری به اصطلاح عامیانه چرتکه کردن هست درمانده شده است

فاطمه قوی نیت در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۵:۲۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۲ - هم در بیان مکر خرگوش:

#هم_در_بیان_مکر_خرگوش

🔵صورت از بی‌صورتی آمد برون
        باز شد که انّا إلَیهِ راجِعون

✅ موجودات و صورت‌های جهان همه از عالم بی‌صورتی (بی‌شکل بودن، نادیدنی) پدید آمده است. همهٔ موجودات از ذات حضرت خداوندی تجلّی پیدا کرده‌اند و در نهایت دوباره به سوی او بر‌می‌گردند.

اشاره به آیه ۱۵۶ سوره بقره
إِنَّا لِلَّٰهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ
همه از خداییم و به سوی خدا باز می‌گردیم.

🔵پس تو را هر لحظه مرگ و رَجعَتی‌است
 مصطفی فرمود : دنیا ساعتی است

✅پس تو هر لحظه‌ در مرگ و بازگشتی دوباره به سوی خدا هستی. یعنی در هر لحظه زندگی و مرگ داری. پیامبر اکرم(ص) فرمودند: دنیا، ساعتی بیش نیست.
اشاره به حدیث زیر از پیامبر اکرم(ص)

اَلدُّنْیَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَةً وَ بَابُ ذَلِکَ کُلِّهِ مُلاَزَمَةُ اَلْخَلْوَةِ بِمُدَاوَمَةِ اَلْفِکْرَةِ ....
دنیا یک ساعت است آن را برای اطاعت صرف کن و راه شروع و ابتداء این سیر و سلوک معنوی خلوت و تفکر است...

طبق نظر فلاسفه عالَم ، متغیّر است و عرفا نیز می‌گویند: "لا تکرارَ فی التّجلی"

قرآن می‌فرماید:  "کُلَّ یَومِِ هُوَ فِی شَأنِِ"
او هر روز در شأنی و کاری و مقامی است.

مولانا در بیتی فرمودند:

هر نفس نو می‌شود دنیا و ما
بی‌خبر از نو شدن اندر بقا

#شرح_مثنوی_جان


برمک در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۴۳ در پاسخ به 7 دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۵۴ - بر رخش «زلف» عاشق است چو من:

به واژگان پیرو آنگونه که میگویند باور ندارم
 خان  خانه و سرای است و مان  خانه و شهر و روستا و میهن هر کجا در ان مانی
تال و مال نیز تاراندن و  پایمالی است
خنگ کودن باشد و منگ گیج
ترت  تاراندن و مرت میراندن است

برمک در ‫۱۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۳، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۸ - در مدح امیرابواحمد محمد بن محمود غزنوی گوید:

این بیخته پارسی است

آفتاب خدایگان که بدوی

چون گل افروخته‌ست روی تبار

آنکه گیتی به روی او بیند

خسرو شاه بند شیر شکار

گر که سرمایه مهی هنرست
هنرش را پدید نیست شمار
اندر آماجگاه راه کند
 تیر او  اندر آهنین دیوار
در خزان از رزان نریزد برگ

نیم از آن، کز دو دست او دینار

گفتگوی تو بر زبان دارند

پیش‌بینان زیرک و هشیار

هر که فردای خویش را نگرید

چنگ در دامن تو زد ستوار

دیدن شاه بر تو فرخ باد

همچو بر شاه دیدنت هموار



۱
۳۶۵
۳۶۶
۳۶۷
۳۶۸
۳۶۹
۵۶۸۵