ز یزدان بر آن شاه باد آفرین
که نازد بدو تاج و تخت و نگین
که گنجش ز بخشش بنالد همی
بزرگی ز نامش ببالد همی
ز دریا به دریا سپاه وی است
جهان زیر فر کلاه وی است
خداوند نام و خداوند گنج
خداوند شمشیر و خفتان و رنج
ز گیتی به کان اندرون زر نماند
که منشور جود ورا بر نخواند
به بزم اندرون گنج پیدا کند
چو رزم آیدش رنج بینا کند
به بار آورد شاخ دین و خرد
گمانش به دانش خرد پرورد
به اندیشه از بی گزندان بود
همیشه پناهش به یزدان بود
چو او مرز گیرد به شمشیر تیز
بر انگیزد اندر جهان رستخیز
ز دشمن ستاند ببخشد به دوست
خداوند پیروزگر یار اوست
بدان تیغزن دست گوهرفشان
ز گیتی نجوید همی جز نشان
که در بزم دریاش خواند سپهر
به رزم اندرون شیر خورشید چهر
گواهی دهد بر زمین خاک و آب
همان بر فلک چشمه آفتاب
که چون او ندیدست شاهی به جنگ
نه در بخشش و کوشش و نام و ننگ
اگر مهر با کین برآمیزدی
ستاره ز خشمش بپرهیزدی
تنش زورمندست و چندان سپاه
که اندر میان باد را نیست راه
پس لشکرش هفتصد ژنده پیل
خدای جهان یارش و جبرییل
همی باژ خواهد ز هر مهتری
ز هر نامداری و هر کشوری
اگر باژ ندهند کشور دهند
همان گنج و هم تخت و افسر دهند
که یارد گذشتن ز پیمان اوی
و گر سر کشیدن ز فرمان اوی
که در بزم گیتی بدو روشن است
به رزم اندرون کوه در جوشن است
ابوالقاسم آن شهریار دلیر
کجا گور بستاند از چنگ شیر
جهاندار محمود کاندر نبرد
سر سرکشان اندر آرد به گرد
جهان تا جهان باشد او شاه باد
بلند اخترش افسر ماه باد
که آرایش چرخ گردنده اوست
به بزم اندرون ابر بخشنده اوست
خرد هستش و نیکنامی و داد
جهان بی سر و افسر او مباد
سپاه و دل و گنج و دستور هست
همان رزم و بزم و می و سور هست
یکی فرش گسترده شد در جهان
که هرگز نشانش نگردد نهان
کجا فرش را مسند و مرقد است
نشستنگه نصر بن احمد است
که این گونه آرام شاهی بدوست
خرد در سر نامداران نکوست
نبد خسروان را چنو کدخدای
بپرهیز دین و به رادی و رای
گشاده زبان و دل و پاک دست
پرستندهٔ شاه یزدان پرست
ز دستور فرزانه و دادگر
پراگنده رنج من آمد به بر
بپیوستم این نامهٔ باستان
پسندیده از دفتر راستان
که تا روز پیری مرا بر دهد
بزرگی و دینار و افسر دهد
ندیدم جهاندار بخشندهای
به تخت کیان بر درخشندهای
همی داشتم تا کی آید پدید
جوادی که جودش نخواهد کلید
نگهبان دین و نگهبان تاج
فروزندهٔ افسر و تخت عاج
به رزم دلیران توانا بود
به چون و چرا نیز دانا بود
چنین سال بگذاشتم شست و پنج
به درویشی و زندگانی به رنج
چو پنج از سر سال شستم نشست
من اندر نشیب و سرم سوی پست
رخ لاله گون گشت بر سان کاه
چو کافور شد رنگ مشک سیاه
بدان گه که بد سال پنجاه و هفت
نوانتر شدم چون جوانی برفت
فریدون بیدار دل زنده شد
زمان و زمین پیش او بنده شد
بداد و به بخشش گرفت این جهان
سرش برتر آمد ز شاهنشهان
فروزان شد آثار تاریخ اوی
که جاوید بادا بن و بیخ اوی
از آن پس که گوشم شنید آن خروش
نهادم بر آن تیز آواز گوش
بپیوستم این نامه بر نام اوی
همه مهتری باد فرجام اوی
از آن پس تن جانور خاک راست
روان روان معدن پاک راست
همان نیزه بخشندهٔ دادگر
کز اوی است پیدا به گیتی هنر
که باشد به پیری مرا دستگیر
خداوند شمشیر و تاج و سریر
خداوند هند و خداوند چین
خداوند ایران و توران زمین
خداوند زیبای برترمنش
از او دور پیغاره و سرزنش
بدرد ز آواز او کوه سنگ
به دریا نهنگ و به خشکی پلنگ
چه دینار در پیش بزمش چه خاک
ز بخشش ندارد دلش هیچ باک
جهاندار محمود خورشیدفش
به رزم اندرون شیر شمشیرکش
مرا از جهان بینیازی دهد
میان گوان سرفرازی دهد
که جاوید بادا سر و تخت اوی
به کام دلش گردش بخت اوی
که داند ورا در جهان خود ستود
کسی کش ستاید که یارد شنود
که شاه از گمان و توان برتر است
چو بر تارک مشتری افسر است
یکی بندگی کردم ای شهریار
که ماند ز من در جهان یادگار
بناهای آباد گردد خراب
ز باران وز تابش آفتاب
پی افگندم از نظم کاخی بلند
که از باد و بارانش نآید گزند
بر این نامه بر سالها بگذرد
همی خواند آن کس که دارد خرد
کند آفرین بر جهاندار شاه
که بی او مبیناد کس پیشگاه
مر او را ستاینده کردار اوست
جهان سر به سر زیر آثار اوست
چو مایه ندارم ثنای ورا
نیایش کنم خاک پای ورا
زمانه سراسر بدو زنده باد
خرد تخت او را فروزنده باد
دلش شادمانه چو خرم بهار
همیشه بر این گردش روزگار
از او شادمانه دل انجمن
به هر کار پیروز و چیره سخن
همی تا بگردد فلک چرخوار
بود اندر او مشتری را گذار
شهنشاه ما باد با جاه و ناز
از او دور چشم بد و بی نیاز
کنون ز این سپس نامه باستان
بپیوندم از گفتهٔ راستان
چو پیش آورم گردش روزگار
نباید مرا پند آموزگار
چو پیکار کیخسرو آمد پدید
ز من جادویها بباید شنید
بدین داستان در ببارم همی
به سنگ اندرون لاله کارم همی
کنون خامهای یافتم بیش از آن
که مغز سخن بافتم پیش از آن
ایا آزمون را نهاده دو چشم
گهی شادمانی گهی درد و خشم
شگفت اندر این گنبد لاژورد
بماند چنین دل پر از داغ و درد
چنین بود تا بود دور زمان
به نوی تو اندر شگفتی ممان
یکی را همه بهره شهد است و قند
تن آسانی و ناز و بخت بلند
یکی ز او همه ساله با درد و رنج
شده تنگدل در سرای سپنج
یکی را همه رفتن اندر نهیب
گهی در فراز و گهی در نشیب
چنین پروراند همی روزگار
فزون آمد از رنگ گل رنج خار
هر آنگه که سال اندر آمد به شست
بباید کشیدن ز بیشیت دست
ز هفتاد برنگذرد بس کسی
ز دوران چرخ آزمودم بسی
وگر بگذرد آن همه بتریست
بر آن زندگانی بباید گریست
اگر دام ماهی بدی سال شست
خردمند از او یافتی راه جست
نیابیم بر چرخ گردنده راه
نه بر کار دادار خورشید و ماه
جهاندار اگر چند کوشد به رنج
بتازد به کین و بنازد به گنج
همش رفت باید به دیگر سرای
بماند همه کوشش ایدر به جای
تو از کار کیخسرو اندازه گیر
کهن گشته کار جهان تازه گیر
که کین پدر باز جست از نیا
به شمشیر و هم چاره و کیمیا
نیا را بکشت و خود ایدر نماند
جهان نیز منشور او را نخواند
چنین است رسم سرای سپنج
بدان کوش تا دور مانی ز رنج


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
محمود نصر بن احمد جبرییل (اشاره) فریدون (اشاره) کیخسرو
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش سلطان محمود و ویژگیهای برجسته او میپردازد. او را دارای نیرویی بزرگ، بخشش فراوان و جود میداند که دنیا به خاطرش شاداب است. همچنین به دلاوریها و پیروزیهای او در جنگها اشاره میکند و صفاتش را در رزم و بزم توصیف میکند. شاعر از نیکنامی، دانایی و بزرگمنشی او یاد میکند و به نقش او در حفظ دین و فرهنگ و همچنین تلاشهایش برای بهدست آوردن سرزمینها و ثروتها اشاره میکند. در پایان، شاعر از زندگی و رنجهای بشری و گذر زمان سخن میگوید و بر این نکته تأکید دارد که در نهایت همه چیز به سرای دیگری منتقل میشود.
هوش مصنوعی: از طرف خداوند بر آن شاه (کیخسرو) درود و تبرک باشد که به خاطر او، تاج و تخت و نگین (دارایی) به او افتخار میکند و به او میبالد.
هوش مصنوعی: هرگاه کسی از بخششهای او ناله کند، بزرگی و عظمت او بر دیگران نمایان میشود و به خاطر نامش در دلها بزرگ میگردد.
هوش مصنوعی: سپاه او از دریا تا دریا گسترده است و تمام جهان تحت فرمان و سلطهٔ او قرار دارد.
هوش مصنوعی: محمود، که خداوند نام و ثروت و قدرت را دارد، صاحب شمشیر، زره (خفتان) و زحمت و مشقت نیز هست.
هوش مصنوعی: در جهان، از دل زمین، هیچ طلا و جواهر با ارزشی باقی نمانده است، زیرا منشور بزرگ بخشندگی او (سلطان محمود) برای کسی خوانده نمیشود.
هوش مصنوعی: در محفل، گنج و ثروت پیدا میشود، اما در زمان جنگ، رنج و زحمت انسان را آگاه و بینا میسازد.
هوش مصنوعی: او با پرداختن به علوم دینی و خرد، درختی پربار از دانش و خرد ایجاد کرده است. گمان او این است که این دانش، از عقل و خرد پرورش یافته است.
هوش مصنوعی: او همیشه در فکر و اندیشه بوده و از گزند و آسیب در امان بوده است و پناهگاهش به خداوند است.
هوش مصنوعی: وقتی او (کیخسرو) با شمشیر تیز مرز را تعیین کند، در جهان، قیام و شورشی ایجاد میشود.
هوش مصنوعی: خداوندی که پیروز است و حامی اوست، از دشمنان میگیرد و به دوستان میبخشد.
هوش مصنوعی: به آن شمشیری که به دستش مانند گوهر درخشان است، کسی از دنیا جز نشانی از خود نمیطلبد.
هوش مصنوعی: در مجالس و جشنها، آسمان (سپهر) از مقام و بزرگی او سخن میگوید و در دل جنگ، چهرهای مانند شیر خورشید (کیخسرو) را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: زمین با خاک و آب و آسمان با نور خورشید، شهادتی بر عظمت و نیروی او (شاه محمود) میدهد.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که کسی مانند کیخسرو که در جنگ شاهی ندیده، نه در بخشش، نه در تلاش و نه در شهرت و غیرت چیزی کم ندارد.
هوش مصنوعی: اگر دوستی و دشمنی را در کنار هم قرار میدادی، از خشم ستارهای که نشانهای از قهر است، دور میشدی.
هوش مصنوعی: جسم او(کیخسرو) نیرومند است و سپاهش به اندازهای زیاد است که حتی باد نیز در میان آنها راهی ندارد.
هوش مصنوعی: لشکر او هفتصد فیل قدیمی و بسیار زورمند دارد که خداوند جهان و جبرئیل (فرشتهای بزرگ) حامی او هستند.
هوش مصنوعی: سلطان محمود از هر فرمانروا، بزرگمرد و کشوری مالیات خواهان است.
هوش مصنوعی: اگر مالیات پرداخت نکنند، کشور را خواهند گرفت و همان ثروتها و تاج و تخت و لباسهای سلطنتی را خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی از آن سرپیچی کند و به عهد و پیمان او وفادار نباشد، و اگر از دستور او تخطی کند، به او یاری نمیدهد.
هوش مصنوعی: در جشن و欢乐 این دنیا، او روشناییبخش است، و در دل جنگها مانند کوه استواری و قدرت دارد.
هوش مصنوعی: ابوالقاسم، آن پادشاه شجاع و دلیر است که میخواهد از چنگال شیر (نماد خطر و دشمنی) به آرامش و آرامگاه برسد.
هوش مصنوعی: سلطان محمود در جنگ، سرکردگان و دلاوران را به دور هم جمع میکند و در نبرد با دشمنان به میدان میآورد.
هوش مصنوعی: محمود، که شاهی بزرگ و با قدرت است، تا زمانی که جهان برقرار باشد، به عنوان شاه شناخته میشود و بلندای مقام او مانند اختر ماه است که به او تاج سلطنت بخشیده است.
هوش مصنوعی: آرایش و زیبایی جهان به خاطر سلطنت و قدرت اوست و در میان جشن و سرور، ابر رحمت او نیز وجود دارد که برکت و نعمت میبخشد.
هوش مصنوعی: عقل و نیکنامی و دادگری وجود دارد و جهان بدون سر و فرماندهای (حاکم) نباشد.
هوش مصنوعی: سپاه، دل، ثروت و قوانین (دستور) در حقیقت همانند جنگ و جشن و نوشیدنی (می) و شادی (سور) هستند.
هوش مصنوعی: در جهان، فرشی گسترده شده که هیچگاه نشانهاش پنهان نمیماند و همواره در معرض دید است.
هوش مصنوعی: فرش به عنوان تخت و مکان آرامش و استراحت، در جایی قرار دارد که نصر بن احمد، پادشاه سامانی، نشسته است.
هوش مصنوعی: آرامش و سلطنت اینگونه، شایستهٔ پادشاهی است که عقل و خرد در دل بزرگزادگان و ناموران جای دارد.
هوش مصنوعی: خسروان (شخصیتهای سلطنتی) را باید از چنین کدخدایانی (رؤسای محلی) که از دین و رأی درست دوری میکنند، برحذر داشت.
هوش مصنوعی: او که زبان و دلش گشاده و دستش پاک است، پرستندهٔ شاهی است که یزدان (خدا) را میپرستد.
هوش مصنوعی: به خاطر تعلیمات و رهنمودهای عاقلانه و دادگرانه، رنج و سختی من به پایان رسید و به آرامش رسیدم.
هوش مصنوعی: من این نامهٔ قدیمی را که از راستگوها نوشته شده به هم وصل کردم.
هوش مصنوعی: او میگوید که خداوند تا روز پیری، مقام و ثروت و تاج را به من عطا کند.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر میگوید که کسی را در دنیا ندیده است که به اندازهٔ کیخسرو (جهاندار بخشنده) درخشندگی و بزرگی داشته باشد. به عبارت دیگر، او کیخسرو را بهترین و بخشندهترین پادشاه میداند.
هوش مصنوعی: مدتهاست که منتظرم ببینم چه زمانی شخص نیکوکار و بخشندهای میآید که بخشندگیاش بیحد و حصر باشد.
هوش مصنوعی: نگهبان دین و کسی که محافظت از تاج زیبا و تخت عاج را بر عهده دارد.
هوش مصنوعی: سلطان محمود در جنگ، دلیر و نیرومند است و در مسائل مختلف نیز با درایت و حکمت عمل میکند.
هوش مصنوعی: من ۶۵ سال از عمرم را گذراندم و در این مدت به فقر و سختی زندگی کردهام.
هوش مصنوعی: وقتی که پنج سال از عمرم گذشت، به حالت نشسته و در حالتی پست و پایین به زندگی ادامه دادم.
هوش مصنوعی: رنگ چهرهام مانند گل لاله سرخی یافت و به مانند کافور، رنگ سیاه موهایم شد.
هوش مصنوعی: در آن زمان که سال پنجاه و هفت بود، من نیز به مانند جوانان، سرزنده و شاداب شدم.
هوش مصنوعی: فریدون، کبیر و باهوش، دوباره زنده شد و در زمان و مکان، همه چیز در خدمت او قرار گرفت.
هوش مصنوعی: جهان را با داد و بخشش در اختیار گرفت و به همین دلیل از دیگر پادشاهان برتر شد.
هوش مصنوعی: آثار و نشانههای تاریخ او (سلطان محمود) درخشان و روشن شد که جاویدان و پایدار باشد ریشه و بنیاد او.
هوش مصنوعی: پس از شنیدن آن صدای بلند و قوی، توجه و تمرکز خود را بر روی آن آواز تیز که میشنیدم، قرار دادم.
هوش مصنوعی: من این نامه را به نام او ارسال میکنم، که پایان کار او باید برتری و بزرگی باشد.
هوش مصنوعی: پس از مرگ، بدن جانور (موجود زنده) به خاک برمیگردد، اما روح او زنده و پاک در معنا و گوهر وجود باقی میماند.
هوش مصنوعی: نیزهای که به بیدادگری نمیپردازد و به عدالت تعلق دارد، همان وسیلهای است که به وسیله آن، هنر و فضیلت در جهان نمایان میشود.
هوش مصنوعی: نَوَردی که در پیری به یاری من میآید، کسی است که صاحب شمشیر، تاج و تخت است و قدرت و مقام دارد.
هوش مصنوعی: خداوندی که بر هندوستان و چین فرمانروایی میکند، همچنین خداوند ایران و سرزمین توران نیز هست.
هوش مصنوعی: خداوندی که از زیبایی و نیکمنشی برتر است، از سرزنش و تهمت به دور است.
هوش مصنوعی: صدا و آواز او به قدری دلنشین و قوی است که میتواند سنگهای کوه را بشکافد، نهنگها را در دریا به تحرک وادارد و پلنگها را در خشکی به حرکت اندازد.
هوش مصنوعی: سلطان محمود در بزم خود، به چیزهایی مانند دینار (سکه طلا) و خاک (که میتواند نماد ثروت یا مادیات باشد) اهمیتی نمیدهد و دلش از بخشش و انعام به دیگران هیچ ترسی ندارد.
هوش مصنوعی: سلطان محمود، که مانند خورشید درخشان و قدرتمند است، در میدان جنگ ظاهر میشود و همچون شیری با شمشیر در دست به نبرد میپردازد.
هوش مصنوعی: او (سلطان محمود) به من نیازی به جهان نمیدهد و در میان جواز، افتخار و سربلندی به من عطا میکند.
هوش مصنوعی: باشد که سر و تخت او جاودان باد و بخت او همواره بر وفق مرادش بگردد.
هوش مصنوعی: تنها کسی که در دنیا قابل ستایش است، آن است که بتواند شایستگیها و فضیلتهای دیگران را بشناسد و بشنود.
هوش مصنوعی: این بیت میگوید که شاه از دیگران برتر و قدرتمندتر است، مانند اینکه در جایی که ستاره مشتری وجود دارد، تاجی بر سر او گذاشته شده است که نشاندهندهی سلطنت و عظمت او است.
هوش مصنوعی: من به عنوان خدمتگزار تو، ای شهریار، تنها یک عمل انجام دادهام که یادگار من در این دنیا باقی مانده است.
هوش مصنوعی: ساختمانهای ساختهشده و آباد در اثر باران و تابش آفتاب ویران میشوند.
هوش مصنوعی: من از نظم و شعر، بنایی بلند و محکم برپا کردهام که از آسیبهای باد و باران در امان خواهد ماند.
هوش مصنوعی: سالها به این نامه سپری خواهد شد و فقط کسی که عقل و درک دارد، آن را میخواند.
هوش مصنوعی: ستایش مخصوص جهانبین، یعنی شاه، است و بدون او هیچکس را در پیشگاه او نمیتوان دید.
هوش مصنوعی: ستایشکننده و ستایش واقعی متعلق به رفتار و کردار اوست، زیرا تمام جهان تحت تاثیر اعمال او قرار دارد.
هوش مصنوعی: چون توانایی ستایش او را ندارم، از او با خاک پایش نیایش میکنم.
هوش مصنوعی: زمانه همیشه به او (کیخسرو) زنده باد، و خرد او را بزرگ و برجسته کرده است.
هوش مصنوعی: دل او مانند بهار شاد و سرزنده است و همیشه از چرخش و تغییرات زندگی خوشحال و امیدوار است.
هوش مصنوعی: دل اجتماع از خوشحالی او شاد و مسرور است و در هر کاری، به او پیروزی و موفقیت داده میشود.
هوش مصنوعی: تا زمانی که فلک (آسمان یا گردونهٔ زمان) همچنان در گردش است، در این دنیا (عالم هستی) شگون و خوشاقبالی مشتری (سیارهٔ خوشیمن) بر او جاری خواهد بود.
هوش مصنوعی: سلطان ما با بزرگی و شکوه و خودبینی است و از او دوری میکنیم و نیازی به چشمبد (حسادت و آسیب) نداریم.
هوش مصنوعی: اکنون پس از این، از تاریخ باستان بهره میبرم و به گفتار صحیح و درست پیوند میزنم.
هوش مصنوعی: وقتی که چرخ روزگار را پیش میآورم، نباید کسی برایم نصیحت کند.
هوش مصنوعی: وقتی که جنگ کیخسرو نمایان شد، لازم است که از من حقایق شگفتانگیز را بشنوید.
هوش مصنوعی: در این داستان، به شکل سمبلیک سنگی را درون زمین میکارم که از آن لالهای رشد کند، به عبارتی تلاش میکنم تا با زحمت و کار، چیزی زیبا و ارزشمند به وجود بیاورم.
هوش مصنوعی: اکنون قلمی پیدا کردم که از آن بیشتر از قبل توانستم اندیشهام را بیان کنم.
هوش مصنوعی: ای چشمها، تو را به آزمون گذاشتهاند؛ گاهی شاد و خوشحال هستی و گاهی در حال درد و خشم.
هوش مصنوعی: در این آسمان آبی، شگفتانگیز است که دلی اینچنین پر از غم و درد باقی بماند.
هوش مصنوعی: همینطور که زمان به حرکت خود ادامه میدهد، بر تو باد که در شگفتی و حیرت نمانی.
هوش مصنوعی: بعضیها در زندگی به تمام لذتها و نعمتها دسترسی دارند و به راحتی زندگی میکنند، در حالی که دیگران با زحمت و مشکلات سروکار دارند.
هوش مصنوعی: یک نفر در میان آنها همیشه سالیانه از درد و رنج رنج میبرد و در دلش غم و اندوه است و در خانهای که به آن «سپنج» گفته میشود، زندگی میکند.
هوش مصنوعی: یکی از آن افراد همیشه در حال تلاش و کوشش است، گاهی موفقیتهایی به دست میآورد و به اوج میرسد و گاهی هم با چالشها و مشکلات مواجه میشود.
هوش مصنوعی: روزگار انسانها بهگونهای پرورش مییابد که در آن لذت و شادی (رنگ گل) بیشتر از درد و رنج (خار) وجود دارد.
هوش مصنوعی: هرگاه سال جدید آغاز شود، باید دست خود را از اموال و ثروتهای فراوان کنار بکشی.
هوش مصنوعی: بسیار کسانی که در این دنیا زندگی کردهاند، از هفتاد سالگی نمیگذرند و من نیز در زمانهای مختلف انسانهای زیادی را دیدهام که به آزمونهای زندگی دچار شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر همهٔ این تجربیات و خاطرات از دست بروند، زندگی آنقدر تلخ و نامناسب خواهد بود که باید بر آن گریست.
هوش مصنوعی: اگر به دام ماهی، سال ششتنبه، خردمند توانسته باشد راهی برای جستجو و یافتن پیدا کند.
هوش مصنوعی: ما هرگز نمیتوانیم بر مسیر چرخش گردونهٔ هستی و سرنوشت تسلط پیدا کنیم و همچنین بر کار خالق خورشید و ماه نیز تسلطی نداریم.
هوش مصنوعی: اگر پادشاه جهان (کیخسرو) هرچقدر هم در تلاش باشد و زحمت بکشد، باز هم نمیتواند برای انتقامگیری و جلب ثروت به جنگ و درگیری بپردازد.
هوش مصنوعی: همه چیز در این دنیا برای رفتن و انتقال به دنیای دیگر است و تمام تلاشهای ما در اینجا بینتیجه خواهد بود.
هوش مصنوعی: از رفتار و کارهای کیخسرو اندازهگیری کن و ببین که چگونه امور کهنه شده و به روزهای نوین تغییر یافته است.
هوش مصنوعی: که برای انتقام پدر به دنبال نیا (اجداد) رفت و به وسیلهٔ شمشیر و همچنین با استفاده از چاره و تدبیر و علوم جادو (کیمیا) عمل کرد.
هوش مصنوعی: نیا (پدر بزرگ) را کشت و خود نیز زنده نماند؛ بنابراین، جهان دیگر آثار او را نیز به یاد نیاورد.
هوش مصنوعی: این گونه است رسم زندگی در کاخهای بزرگ، که باید تلاش کنی تا از سختی و درد دور بمانی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۱۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.