گنجور

حاشیه‌ها

رضا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲:

دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هرچه بادباد
ازفحوای کلام وجنس واژه هاپیداست که مخاطبِ غزل معشوق زمینی هست. لیکن باتوجّه به اینکه هیچگونه اشاره ورمزوکلیدی که مشخصّ کننده ی مخاطبِ غزل بوده باشد درمتن غزل وجودندارد،به همین سبب اظهارنظر دراین خصوص فراتر ازحدس و گمان نخواهد بود. گمان نگارنده نیزبراین است که مخاطبِ این غزل شاه ابواسحق بوده باشد که باحافظ سالها انیس ومونس یکدیگربودند. احتمالاً غزل درسالی سروده شده که دلبرجانانه ی حافظ طی حوادثی، ازشیراز گریخته ودر مکان نامعلومی مخفی شده بود.
آگهی : آگاهی، خبر
"دل به باددهم" چند معنی دارد:1- دل به چیزی که خیالیست وواقعیّت ندارد خوش خواهم نمود. 2ً- دل خود را ببازم وازدست دهم مثل چیزی رابرباد دادن 3- گوش دل به بادخواهم سپرد وپیغامبربودن آن راباورخواهم کرد.4- با باد گفتگوکرده وراز خوددرا بااودرمیان خواهم نهاد. وجالب است که حافظِ خوش ذوق، بگونه ای این عبارت ساده رادرکنارهرچه باداباد نشانده که همه ی این معانی رادربرگیرد ودامنه ی معنا توسعه پیداکند.
معنی بیت: شب گذشته باد درموردِ معشوق ِ به سفررفته ی من پیامی آورد ازاین به بعد من نیز باباد گفتگوخواهم کرد هرچه باداباد. دلم را برباد خواهم داد حتّا اگربه دیوانگی بیانجامد.
حال که بادمی تواندپیامی ازمعشوق به من بیاورد قطعاً می تواندپیام مرانیزبه اوبرساند. شایددیگران گمان کنند که من دیوانه شده ام هرچه می خواهند بگویند،هرچه پیش آیدخوش آید من دل به بادخوش خواهم کرد اوراهمرازخودخواهم نمود.
ازشوق وذوقی که پیداکردم بلادرنگ گوش ِدل ِعاشق خودرا به باد سپردم.
به امید اینکه آن را به معشوق برساند. بااینکه تردیدداشتم ازاینکه آیا این باد پیک معشوق است وآیا دلم رابه معشوق خواهد رسانید یانه، ازشدّت ِ اشتیاق تامّل نکردم دل به باد سپردم وباخودگفتم هرچه بادا باد همین که قصدِ من این است که دل خودرا به بادمی سپارم تابه معشوق برساندارزشمنداست نتیجه هرچه می خواهدباشدباشد.
یادبادآنکه زما وقت سفریادنکرد
به وداعی دل غمدیده ی ماشادنکرد
کارم بدان رسید که همرازخود کنم
هر شام برق لامع و هر بامداد باد
برق لامع: جرقّه ونوری که ازرعد برمی خیزد.
معنی بیت: ای معشوق سفرکرده، کاش بودی ومی دیدی که درفراق تو کارم به کجاها کشیده شده است! هرشب خیره به آسمان همچون دیوانه ها، بارعد وبرق وهرصبح با نسیم ِصبا سروکاردارم وباآنهاگفت وگومی کنم ورازدل خودراباآنها درمیان می گذارم.
همه شب دراین امیدم که نسبم صبحگاهی
به پیام آشنایان بنوازد آشنا را
درچین طُرّه ی تو دل بی حفاظ من
هرگز نگفت مسکنِ مالوف یاد باد
طرّه: به آن بخش ازموی سرکه به پیشانی می ریزد گویند. دراینجا منظور همان زلف معشوق است.
حفاظ : حمیّت، مروّت
مسکن مألوف: مکانی که کسی بدانجاتعلّق داشته وباآن انس و الفتی داشته باشد، وطن اصلی.
معنی بیت: دل من چنان بااشتیاق ورغبت، درمیان چین وشکن زلف تو آرام گرفته که تاکنون یکبارنیزبه یاد وطن خویش (سینه ی من) نیافتاده است. دل ِ هرزه گردِ من ازشدّت علاقه به زلف تو،ازخودبیخود شده،غیرت ومروّت ازیادبُرده وذرّه ای به یادوطن اصلیِ خویش نیست.
تادل هرزه گردِ من رفت به چین زلف تو
زان سفردرازخود عزم وطن نمی کند
امروز قدر پندِ عزیزان شناختم
یا رب روان ناصح ِما ازتوشادباد
ناصح : نصیحت کننده
معنی بیت: پیش ازاین توصیه های فراوانی درموردِ اینکه قدرعزیزانتان رابیشتربدانید شنیده بودم امّا تازمانی که ازآنها جدانیافتاده بودم نمی دانستم که این توصیه ها چقدر ارزشمندهستند. غافل بودم وقدر عزیزان شایسته وبایسته نمی دانستم. امروزکه ورق برگشته واز معشوق عزیز خود جداافتاده ام تازه فهمیدم که معنی قدرعزیزانتان رابیشتربدانید یعنی چه؟! خدایا! روح وروان نصیحت کننده ی ما را که دلسوزانه به مااندرزمی دادشادمان فرما.
پندِحکیم عین صوابست ومحض خیر
فرخنده آنکسی که به سَمع رضاشنید
خون شد دلم به یادتوهرگه که در چمن
بند قبای غنچه ی گل می‌گشاد باد
قبای غنچه: پوششی که غنچه رادربرگرفته، به قبا تشبیه شده است. قباجامه ای بلند که تمام نقاط بدن رامی پوشاند.
بندقبای غنچه گشودن: کنایه ازشکفته شدن غنچه هست. حافظ بامشاهده ی گشوده شدن ِ گِره بندقبای غنچه، به یاد معشوق خویش می افتد که چگونه با نازوکرشمه گِره بندِ قبای خودرا بازمی کرد.
معنی بیت: هرگاه درباغ وچمن شاهد شکفته شدن غنچه می شوم بی اختیاربه یاد گل رخسارتومی افتم وصحنه ی خیال انگیز بازکردن قبای تودرذهنم پدیدارمی گردد ودلم ازغم خون می شود.
چندان چوصبا برتوگُمارم دَم همّت
کزغنچه چوگل خرّم وخندان بدرآیی
از دست رفته بود وجودِ ضعیف من
صبحم به بوی وصل توجان بازداد باد
معنی بیت: ازاندوهِ فراق تواز ضعف، نفس های آخر رامی کشیدم امّانسیم سحرگاهی پیغام ِسلامتی توراداد و امید به وصال ودیدار،به من جانی تازه ودوباره بخشید.
مراامیدِوصال توزنده می دارد
وگرنه هردَمم ازهجرتوست بیم هلاک
حافظ نهادِ نیک تو کامت برآورد
جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد
نهاد: باطن ، طینت.
نیکونهاد: پاک باطن ونیک سرشت.
معنی بیت: حافظ شکیبا باش تودارای باطنی پاک وسرشتی نیک داری وهمین سببِ کامروایی ِ توخواهدشد. مردم نیک باطن آنقدر ارزشمندهستند که هرکس حاضراست جان خودرابرای این عزیزان تقدیم کند پس جانهافدای مردم پاک باطن باد.
صبرکن حافظ به سختی روزوشب
عاقبت روزی بیابی کام را

۷ در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق:

آری آری
برای نمونه به چند مورد تابلو نگاه میکنیم:
کلمبیا سرزمین کلم های بیا من را بخور
مراکش سرزمین بیا مرا بکش.پبش از ورود فرانسویان خوشگلستان نامیده میشد.
سیرالئون سرزمین سیرهای همیشه شیر یا شیرهای همیشه سیر که پیشتر شلغمستان خوانده میشد.
ماداگاسگار که نخستین بار قبیله مادی گاس که مردمان کاری بودند پا به کرانه های آن نهادند.
السالوادر همان الشتر است که اسپانیاییهای از خدا بیخبر به عمد آن را تحریف کرده اند.
سورینام سرزمین سورهای آنچنانی.برخی سور را سرخ میدانند و بر این هستند که اینها نخستین مردمانی بودند که نام خود را با خون سرخ بر گرمابه ها مینوشتند.

کورش در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:

کسی را که در بیابان پر از مشکل و سختی (کنایه از این دنیا) دوانده اند (یعنی انسان)
همه کارها را بی مشورت با او (انسان) از پیش صورت داده اند
امروز (کسانی) دلیل نابجا می آورند که اینطور نیست
اما فردا همه چیز همانطور خواهد بود که (بی دخالت انسان) برایش درست شده

شاعری خسته در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۴۵:

پیوند به وبگاه بیرونی

کورش در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸:

کسی به دنیا می آید و دیگری از دنیا می رود
راز این آمدن و رفتن بر کسی معلوم نمی گردد
از سرنوشت خود فقط همین را می دانیم و بس
شیشه عمر ما انسانها است که پر و خالی می شود

عطا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۱:

آقا من دارم درست برداشت میکنم!!!!؟؟؟؟
مگه سنایی پیش رو به کار گیری قالب غزل،در ژانر عارفانه نبود؟
من احساس می‌کنم انحراف اخلاقی شدیدی داره

حسین رشنو در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:

با سلام
در مورد خود ستایی
عدالت حکم میکند وقتی شایسته هستید خود را معرفی کنید.
برخی از سخنان امام علی(ع) نیز در نهج البلاغه در ستایش به حق خود است.
و دیگر اینکه
خودستایی در آثار بسیاری از شعرا دیده شده و معمول است.

سعید در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۱۴:

ما کار و پیشه و دکان همه سوخته ایم......
این درست است با تشکر

نادر.. در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۳۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:

اگر روی تو نیست خورشید عالم
چرا خلق را ذره کردار دارد
وگر نقطهٔ عاشقان نیست خالت
چرا عاشقان را چو پرگار دارد...

سید حسن در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

همون طور که در اولین حاشیه هم یکی از دوستان به این مورد اشاره کرده اند که: مگر یک دم برآسایم... صحیح است.

سید حسن در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۸:

بیت اول مصرع اول: شرابی تلخ می خواهم...
بیت اول مصرع دوم: مگر یک دم بیاسایم...
صحیح می باشد، متشکر.

۸ در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۹ - بازگردیدن پادشاه اسلام از سفر عراق:

عراق گشته واژ ه پارسی " ایراک " است به معنای زمینهای میان رود خانه میان رودان

ایلیا در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۸:

آقای محسن تفسیر از خودتونه؟ می خوام از این مطلب توی پایان نامه استفاده کنم، چطور می تونم بهش ارجاع بدم؟

سخن در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

خانم صبا در قدیم برخی از دختران موی خود را از دو طرف می بستند و خوب وقتی حافظ میفرمایند:دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
یعنی بین آن دو تا موی که به صورت دوتایی بافته شده نمی شود دست کرد و همین جور که نمیشه دست کرد به قول تو و باد صبح گاهی هم نمیشه تکیه کرد.

۷ در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۶:

معنی فارسی ابیات عربی این غزل ساده است و کسی که دبیرستان را تمام کرده باشد باید بتواند از پس آن برآید.
مثال:
مریض العشق لا یبری و لا یشکو الی الراقی
مریض=بیمار
عشق=عشق
لا یبری:خوب نمیشود
یبری از ریشه بر به معنی خوبی است
لا یشکو:شکایت نمیکند
یشکو با شاکی از یک ریشه است
راقی هم با ترقی از یک ریشه است و کسی که در علم پیشرفت کرده و اینجا علم چیزی نیست جز جادو
دیگر ابیات هم به همین سادگی میباشد.

علی در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۸:

کجا بیت ماقبل اخر ایراد وزنی داره؟ می بعد از مصوت هجای کوتاه محصوب میشه نه بلند. در نتیجه هیچ ایراد وزنی نداره.

۷ در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

این غزل از بیت آغازین آن نمونه کاملی از صنعت اغراق است یعنی جیزهایی گفته شود که از دید درست و عقلی شدنی نیست و در ادبیات حماسی و شاهنامه بسیار دیده میشود.همچنین دارای صنعت حسن تعلیل است یعنی با اینکه عقل پذیرای سخن نیست ولی از نظر حسی خوشایند و شدنی است.

nabavar در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

روفیای گرامی
بسیار ممنون از پاسخ رسا و کامل شما
داشتم پاسخی می نوشتم که حاشیه ی شما زودتر رونمایی شد ، با نهایت تواضع می گویم که هرچه سعی می کردم مانند شما نمی توانستم این ابیات را معنا و تفسیر کنم
زنده باشید

نادر.. در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶:

گوش تویی.. دیده تویی..

بهزاد در ‫۸ سال و ۲ ماه قبل، یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۲۶:

جوله یعنی جوجه تیغی

۱
۳۱۶۸
۳۱۶۹
۳۱۷۰
۳۱۷۱
۳۱۷۲
۵۷۳۶