المنةلله که نمردیم و بدیدیم
دیدار عزیزان و به خدمت برسیدیم
در رفتن و بازآمدن رایت منصور
بس فاتحه خواندیم و به اخلاص دمیدیم
تا بار دگر دمدمهٔ کوس بشارت
وآوای درای شتران باز شنیدیم
چون ماه شب چارده از شرق برآمد
رویی که در آن ماه چو نو میطلبیدیم
شکر شکر عافیت از کام حلاوت
امروز بگفتیم که حنظل بچشیدیم
در سایهٔ ایوان سلامت ننشستیم
تا کوه و بیابان مشقت نبریدیم
وقتست به دندان لب مقصود گزیدن
آن شد که به حسرت سرانگشت گزیدیم
دست فلک آن روز چنان آتش تفریق
در خرمن ما زد که چو گندم بتپیدیم
المنةلله که هوای خوش نوروز
باز آمد و از جور زمستان برهیدیم
دشمن که نمیخواست چنین روز بشارت
همچون دهلش پوست به چوگان بدریدیم
سعدی ادب آنست که در حضرت خورشید
گوییم که ما خود شب تاریک ندیدیم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در مورد بازگشت پادشاه اسلام از سفر عراق و شادی ناشی از این بازگشت است. سعدی از خوشحالی و شکرگزاری برای دیدار عزیزان و خوشبختی پس از تحمل سختیهای سفر سخن میگوید. او به زیبایی و روشنایی روزهای نو پرداخته و به سرنوشت خود و دیگران که در انتظار این روز بودند، اشاره میکند. در نهایت، از پیروزی بر دشمنان و بازگشت برابری و رفاه صحبت میکند و به ادب و احترام در برابر بزرگان نیز اهمیت میدهد.
هوش مصنوعی: خدا را شکر میکنیم که هنوز زندهایم و توانستیم عزیزان را ببینیم و به خدمتشان بشتابیم.
هوش مصنوعی: در رفتن و بازگشتن پادشاه اسلام (منصور) بارها برای او دعا و فاتحه خواندیم و با خلوص نیت از او یاد کردیم.
هوش مصنوعی: ما دوباره صدای کوس بشارت و نواهای سوار کردن شتران را شنیدیم.
هوش مصنوعی: چون ماه شب چهاردهم از شرق درآمد، رویی را دیدیم که در آن، زیبایی همچون ماه را جستجو میکردیم.
هوش مصنوعی: ما امروز دربارهٔ نعمت سلامتی و خوشی که داریم سپاسگزاریم، زیرا قبل از این، تلخی ناگواری را تجربه کردهایم که طعم آن همانند طعم میوهٔ تلخ حنظل بوده است.
هوش مصنوعی: ما زیر سایهٔ ایوان سلامت نماندهایم و آرامش نیافتهایم، بلکه برای رسیدن به این آرامش و سلامت، سختیها و رنجهای بسیار را تحمل کردهایم.
هوش مصنوعی: هنگام آن است که با دندان، لب آرزو را بچشیم؛ زیرا پیشازاین فقط با حسرت، سرانگشتانمان را گزیدهایم.
هوش مصنوعی: دست روزگار آن روز چنان آتش جدایی را در زندگی ما افروخت که مانند گندم تحت فشار قرار گرفتیم و خرد شدیم.
هوش مصنوعی: خوشحالی میکنم که فصل بهار (نوروز) دوباره فرا رسیده و از سختیها و ظلمت زمستان رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: دشمن که نمیخواست چنین روز خوشحالی و جشن را ببینیم، ما مثل نوازندهای که پوست سازش را میدرد، برای جشن و شادیمان این روز را جشن گرفتهایم.
هوش مصنوعی: سعدی میگوید که ادب این است که در برابر خورشید (قدرت) با تواضع صحبت کنیم و اعلام کنیم که ما خود شب تاریک را ندیدیم، یعنی ما در برابر عظمت و روشنی آن قدرت، خود را کوچک میشماریم و مشکلات و سختیها را فراموش میکنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
صد گونه شراب از کف اقبال چشیدیم
آن جای که ابرار نشستند نشستیم
وان راه که احرار گزیدند گزیدیم
گوش خود و گوش همه آراسته کردیم
[...]
ما فرش بزرگی به جهان باز کشیدیم
بس . . . ن غلامان نکو روی دریدیم
شلوار عروسان زره زلف گشادیم
بر گنبد ترکان پریچهره خزیدیم
بس گنده مغلوک کهن را یله کردیم
[...]
سر جمله بدانید که در عالم پاداش
آنها که درین راه بدادیم بدیدیم
ما را همه مقصود ببخشایش حق بود
المنّة للَّه که بمقصود رسیدیم.
دردا که درین بادیه بسیار دویدیم
در خود برسیدیم و بجایی نرسیدیم
بسیار درین بادیه شوریده برفتیم
بسیار درین واقعه مردانه چخیدیم
گه نعرهزنان معتکف صومعه بودیم
[...]
آن جایکه احرار نشینند، نشستیم
وان کار که ابرار گزیدند، گزیدیم
دیدیم که در عهدۀ صدگونه وبالیم
خود را به یکی جان ز همه باز خریدیم
مارا همه مقصود به آمرزش حق بود
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.