گنجور

حاشیه‌ها

ایرانی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

تمام ابیات این غزل زیبا واقعا شاهکاره.

امین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

درسته که بقول آقای حمید رضا ، مرحوم فروغی در صحت انتساب این غزل به سعدی تردید کرده و در مقدمهٔ غزلیات آن را از ملحقات شمرده است. ولی واقعا چه کسی به غیر از سعدی میتواند این غزل زیبا را سروده باشد.

امین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

کل این غزل شاهکار ، نمایانگر عرفان شاعرانه ی رندانه ی سعدی هست که سعدی فرزانه و بزرگوار با رندی تمام به زبان ساده ( سهل و ممتنع ) مخصوص بخود سروده اند و چقدر زیبا و تاثیر گذار و رندانه هست.

سعید اسکندری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۱ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » در هجو کیدی (یاری) شاعرنما:

قلتبان

سعید اسکندری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » مثنویات » در هجو کیدی (یاری) شاعرنما:

بیت 86 قالتبان صحیح است.

ایرانی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۵:

بلای عشق تو نگذاشت پارسا در پارس
یکی منم که ندانم نماز چون بستم
نماز کردم و از بیخودی ندانستم
که در خیال تو عقد نماز چون بستم
نماز مست شریعت روا نمی‌دارد
نماز من که پذیرد که روز و شب مستم.

ایرانی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:

ابیات سوم و چهارم این غزل زیبا خطاب به صوفیان پرهیزگار و خشک دماغ و زاهدان ریایی میباشد :
تو گر دعوی کنی پرهیزگاری
مصدق دارمت والله اعلم
و گر گویی که میل خاطرم نیست
من این دعوی نمی‌دارم مسلم.

کسرا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۹:

کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن
به غمزه رونق بازار سامری بشکن

برون خرام و ببر گوی نیکی از همه کس
سزای حور بگو رونق پری بشکن

کیا کلهر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

سلام به عزیزان
بیت ،بیت این شعر هر کدام یه قصیده است .
نمیشه شاه بیتی براش در آورد و هر کس به سلیقه خودش یکی از بیتها رو معرفی میکنه که زیباست و منم این بیت را معرفی میکنم:
فریاد که در رهگذر آدم خاکی
بس دانه فشاندند و بسی دام تنیدند
سپاس

شهاب در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۸:

زنده باد خیام

همایون در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۱۱:

وقتی از انسان صحبت می‌‌شود سخن از یک معنی‌ است، نه هیچ فرد خاص، این معنی‌ بزرگترین معنی‌ است زیرا همه معنی‌‌های دیگر را در خود می‌‌پذیرد و به هستی‌ در می‌‌آورد و همین طور وقتی از بزرگی سخن به میان می‌‌آید از اندازه گفته نمی شود بلکه از ظرفیت و گنجایشی گفته می‌‌شود که انسان با خود به هستی‌ می‌‌آورد
این ماهیت انسان وقتی آشکار می‌‌گردد که انسان در برابر انسان قرار می‌‌گیرد و فضای دوستی‌ میان آن‌ها پدید می‌‌ید و آفرینش معنی‌ می‌‌یابد و سلطان عشق بر تخت می‌‌نشیند و به معنی‌‌ها جان می‌‌بخشد و انسان اولین زنده و جان دار هستی‌ پیدا می‌‌شود

امین کیخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی:

فُتودن را دکتر محمود حسابی برابر to be circumspect آورده است یعنی باور داشته به معنای محتاط بودن است . من جایی ندیده ام ولی این مرد هوش شگفتاوری در ادبیات داشته است .

عباسی - فسا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۲:

قطار مفردش قطرة بوده به این شکل که باران متشکل از قطره قطره آب است و چون پشت سر هم می آید به شکل قطار جمع بسته شده است و بعدا معنا نقل شده است به کاروان شترها
و بعدا که دستگاه قطار اختراع شد به خاطر شباهت به کاروان شتر که در ردیف پشت سر هم است به آن نیز قطار گفتند و این کلمه قطار باز به «ات» جمع بسته شده است که نقل از معنای اصلی است و کاربرد قطار در معنای اولیه برای این وسیله حمل و نقل نبوده است.
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب
می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر
همچو اشتر زیر بارم روز و شب
در این بیت همان معنی قطار شتران مد نظر است که عارف سالک خودش را مهار شده در دست ساربان می داند
سعدی عزیزم می فرماید:
من اختیار خود را تسلیم عشق کردم
همچون زمام اشتر در دست ساربانان
ایام عزت مستدام

شاهین خدام در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

این غزل زیبا را با اجرای استاد شجریان و ویولون مرحوم استاد بدیعی گوش کنید.
یکی از زیباترین بزم خصو صی استاد حبیب الله بدیعی و استاد شجریان در المان سال 65
پیوند به وبگاه بیرونی

محمد عسگری - وفا - در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

به خانم سودابه سلام می کنم و از ایشان گلایه دارم که چرا چنان کلماتی را نثار آقای فرید کرده اند. گر چه من حاشیه ها را دو بار مرور کردم و نه چنان نامی را رویت نمودم و نه مطلبی را یافتم که درخور چنین اهانتهایی باشد! آن هم از علاقمندان به شعر حضرت حافظ و دیگر بزرگان حکمت و ادب فارسی!

Majid در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۲:

من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم
منظور از این مصرع چیست?

ذبیح اله در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

همانطورکه پیشترگفته شد مبنای سیستم ضحاک برحذف است هرشب دو نفر ازطبقات مختلف را برای تغذیه ماران روی دوش ضحاک قربانی میکنند.
چنان بد که هر شب دو مرد جوان چه کهتر چه از تخمهٔ پهلوان
خورشگر ببردی به ایوان شاه همی ساختی راه درمان شاه
فشاربیش ازحد برجامعه برای ساختا حکومت ضحاک هم غیرقابل تحمل بود.لذا دطفه قیام علیه ضحاک از درون کاخ شاهی او شروع میشود.بعبارتی قبل از آنکه جامعه نسبت به ظلم ضحاک واکنش نشان دهد نزدیکان به قدرت سعی درکاهش ظلم کردندد جالب است بدانیم خیر وشر هر دو از درون خورشخانه پادشاه در او نفوذ میکنند شر برای واداشتن او به امور ضد انسانی وخیر برای برانداختن دستگاه ظلم او اما نقطه ضعف سیستم ظالمانه ضحاک سیری ناپذیری و به اصطلاح امروز اشرافیگری بود.البته تعبیر دیگراینکه نقطه ارتباط این سیستم با جامعه از طریق خورشخانه بود لذا برای کسانیکه میخواستند علیه او قیام کنند از این ساده ترین مسیر بود.
دو پاکیزه از گوهر پادشا دو مرد گرانمایه و پارسا
یکی نام ارمایل پاکدین دگر نام گرمایل پیشبین
چنان بد که بودند روزی به هم سخن رفت هر گونه از بیش و کم
ز بیدادگر شاه و ز لشکرش وزان رسمهای بد اندر خورش
یکی گفت ما را به خوالیگری بباید بر شاه رفت آوری

آرش در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:

در پاسخ آقا سامان
غم اول غم مادی و دنیوی است
اما غم دوم غم عشق است
اول کمی فکر و سپس بقیه را زیر رگبار تیر های اشتباه خود بکنیم

مرتضی چوپانکاره در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

برخی از اتهامات اهل تشرع به خیام در زمان خود او هم به فراوانی وجود داشته.او را به اصطلاح فلسفی می دانستند.فلسفی بودن در آن زمان در میان اهل شریعت معادل زندیق بودن یا کافر و مشرک بودن پنداشته می شد.البته در دوره معاصر هم در میان برخی فقیهان همچنان فلسفه علمی است که به سبب چون و چرا کردن در هستی ، مکروه ، بلکه حرام شمرده می شود.این موضوع به تفصیل در کتاب " عارف و صوفی چه می گویند " به قلم فقیه و عالم و زاهدی همچون مرحوم آیت الله میرزا جواد تهرانی رحمت الله علیه ابراز شده. ایشان هم مثل بسیاری از اساتید و فقهای حوزه علمیه مشهد ، روی خوشی به فلسفه و فیلسوفان نشان نمیداد.از این دست مخالفت ها در تاریخ علم در کشور ما فراوان بوده است.از بارزترین آنها رفتار برخی مراجع و مجتهدین طراز اول با ملا صدرا بو د که وی را از حوزه درسی اصفهان آواره روستای قهک قم کرد.در عصر معاصر هم مخالفت های برخی مراجع نسبت به درس های فلسفی مرحوم علامه طباطبایی و حتی بی عنایتی آنان به تفسیر معروف "المیزان" ایشان بود.این فشارها در دوره خیام بسیار زیاد بود ؛ آنچنانکه خیام بالاجبار کم صحبت می کرد و در رباعیات خویش هم با رمز وراز سخن می گفت.اما وقتی از مخالف خوانی های فراوان نسبت به خود به تنگ آمد ، یک بار آشکارا در یک رباعی پاسخ اتهام زنندگان را چنین گفت : دشمن به غلط گفت که من فلسفی ام ایزد داند که آنچه او گفت نیم. این پاسخی روشن از جانب خود خیام است به اتهامات فلسفی ( بی دین بودن ) او .حال آن دوست عزیز که "تصور"فرموده اند که خیام اگر الآن خود حضور داشت به نماز خوان بودن خویش می خندید مقایسه نمایند که پاسخ خود خیام باید مستند فرض شود یا تصور ایشان. جسارتا عرض شد.

محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۶۷:

من از شعر اطلاع زیادی ندارم. ولی قصه هم می‌تواند درست باشد. اگر جدایی از یار است که مهاجر قصه خوشی قبلا ٔشته و الان که وقت جدایی است همان قصه داره به آخرش می‌رسد ولی اگر مجزا به مصرع آخر بنگریم حرفتان درست. غصه است که آدم را از پا در میارد.

۱
۲۹۳۲
۲۹۳۳
۲۹۳۴
۲۹۳۵
۲۹۳۶
۵۷۳۰