حمیدرضا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه:
درود دوست عزیزم
ممنونم از توجهتون
عارف بینظیره
نگاه کنید به گفتاری از کسروی در مورد عارف
در پاکی و پیراستگی عارف(عارف قزوینی) همان بس که همکاران او در آن هرج و مرج مشروطه توانگری اندوختند و هر یکی امروز آسایش برای خود دارد
ولی عارف با همه ی تقدمی که بر دیگران داشت از آن بازارتهی دست درآمدوباآن سختی سالهای آخر عمر خود را بسر داد.
خداروان اوراشاد گرداند.(کسروی)
#داوری کسروی درباره عارف قزوینی
ققنوس در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:
مشخصا داستان کنیزک و پادشاه داستان زندگی خود مولوی است. مولوی خود پادشاهی است که به علم شیفته می شود. ارزش علوم حصولی به اندازه کنیز است که به خدمت درآید و ارزشی بالاتر از این ندارد. هنگامی که مساله ای در علم حصولی پیش میآید پادشاه نگران میشود و برای حل آن تلاش میکند. اما وقتی شمس پیدا میشود دیگر کنیز به فراموشی میرود زیرا کنیز تا نیمه راه کار میگشاید اما وقتی آفتاب آمد دیگر نیازی به کنیز باقی نمیماند. در این بخش مولوی با اشاره و ایما مشخص میکند که شمس آمده و مولوی عاشق و شیفته او شده است.
حسین معتقدی فرد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:
به نظر می رسد درنوشتن شعردقت ادبی نشده زیرا مفهوم دو مصراع سوم وچهارم یکی است درحالیکه باید متضادباشد:مخدوم کم ازخودی چرا باید بود=یاخدمت چون خودی چرا باید کرد" صحیح ترومفهوم زیباتری را می رساند با احترام به نظرات سایرین
Rhysand در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۴ - رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی:
جدا از این شعر فوق العاده، حکایت لیلی و مجنون واقعی است و نظامی عزیز از واقعیت اقتباس کردند. دلیل واقعی این که پدر لیلی مجنون را قبول نکرد این بود که میخواست لیلی را به پسر رییس یکی دیگر از قبایل بدهد که تعداد اعضای آن قبیله و ثروت آن ها بیشتر از قبیله ی مجنون بود. هر چند در شعر چیز دیگری گفته شده.
علی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:
شهرام ناظری خیلی زیبا و تاثیرگذار تر این رو خونده نسبت به بقیه
متین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بیادبی:
سلام.
میتوانم بدانم چرا این بخش در وسط قصه آمده در حالی ک چیزی از قصه در آن ذکر نشده
محمد حسن آرامش در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۴ - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی:
نسخه ای در دسترس دارم که در پایانش چنین آمده است
بنطق آدمی بهتر است از دواب
دواب از تو به گر نگویی صواب
محمدامین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۸ - غزل:
و نیز بیت 14
محمدامین در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۸ - غزل:
سلام و درود
آیا در بیت 12 جای مصرع ها عوض نشده است؟
صحیح:
حبذا وقتی که ما را در سرابستان وصل
ز آن تعلل کرد باد صبح کو بیمار بود
بنده در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:
با سلام
شرح این غزل توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
پیوند به وبگاه بیرونی
محمد در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:
سلام بر همه دوستان
کسی معنی بیت آخر ، به ویژه مصرع آخر رو میتونه ، به زبان ساده توضیح بده؟
به ویژه من معنی ... ورنه کم از انعامی رو نمی فهمم .
ممنون
مصطفی خدایگان در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴:
سلام و عرض ادب
گمانم وزن شعر رو اشتباه نوشتید. احتمالاً این درسته:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن
بنده در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
با سلام
شرح این غزل توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
قسمت اول:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت دوم:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت سوم:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت چهارم:
پیوند به وبگاه بیرونی
جواد آموزگار در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
سعدی علیه رحمه در این شعر به اوج عمق و لطافت عشق و عاشق بودن رو توصیف کرده
در بیت اول اوج آمال و آرزوی خودش رو در لحظه مرگ <> یا همون معشوق مد نظر دونسته که برای درک تلاش برای حیات رو در یک محکوم به مرگ باید دید که چجور از عمق وجود التماس و تقلا میکنه
اما سعدی در همین حال هم دست از طلب ندارد و عشق رو بر حیات ارجح میدونه یا بهتر بگیم معتقده هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
در بیت دوم نکته جالبی داره که برای درک اون باید به توصیفاتی که از صبح قیامت شده برگردیم.
یوم الحسرة، یوم لاینفع مالٌ و لابنون...، یوم یفر المرأ من اخیه و صاحبة و بنیه و...
یعنی در روز حشر و محشر زمانی که همه از همدیگه فرار میکنن، زمانی که کسی به فکر کسی نیست، زمانی که هر کسی حیرون دنبال یه راه نجات برای خودشه
من دنبال تو یا همون عشق میگردم
نه اینکه سعدی از حشر مصون بدونه خودش رو، نه
منتهی سعدی عشق رو راه نجات از حشر میدونه
و عاشق بودن رو ایمن و امان قیامت معرفی میکنه
در ادامه بسط و شرح همین نظریه رو دنبال میکنه تا بیت آخر که میگه اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
در اینجا راه نجات از بادیه (برهوت معنا یا هر جایگاه پست و ناخوشایند) رو با وجود و همگام عشق رفتن میدونه
و معتقده اونجایی که خلاف کردم یا خلاف مسیر رفتم به دلیل اینه که ((سعدیا به سوی تو بودم)) یعنی در عشق هرجا به خودت مشغول شدی غافلی
هروقت به خودت نگاه کردی و دچار خودبینی شدی از راه سعادت داری برمیگرذی
اونم در دل برهوت و بادیه دنیا که راه برون رفتی جز عاشقانه زیستن و عشق و مهر ورزیدن نداره
امیر رحیمی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۹ - نامشخص:
پی وصل تو ما را زور و زر نیست.
nabavar در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
افشین جان
اشتباه می کنی
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد
آیه ی قرآن است که: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا
که برگردانده اند : دیو چو بیرون رود فرشته در آید
حق را فرشته و باطل را دیو گفته اند
حافظ اشاره به این حکم دارد،
به حکمِ آن که یعنی: روال و قانون چنین است
نوری در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲:
مصرع اول به این نحو اصلاح شود:
از سوز غم تو آتشی میطلبم
افشین سمردیا در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:
در بیت : ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم ، آن که چو شد اهرمن سروش آمد
خواننده بیت باید بعد از به حکم وقف کند و در حقیقت بعد از حکم کاما نیاز دارد چراکه با معنی کلی شعر هم آهنگ نیست یعنی : با داشتن حکم ، آن کسی که شد اهرمن سروش آمد نه آنکه هرکس که اهریمن شود سروش خواهد آمد و بدین طریق با ابیات دیگر در معنا هم آهنگی دارد .
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
درود
عاشق (عاشقِ) که شد؟ که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست.
برداشت اول
چه کسی عاشق شد و یار(خدا) به او نظر نکرد؟ای خواجه طبیب( خدا) هست کسی به او به سوی خدا دست دراز نکرده است.درب خانه خدا به روی هم عاشقان و نیازمندان و خواهانش بازا ست.طبیب حی و حاضر و آماده است.این ماییم که را مطب را گم کرده ایم. در واقع آدرس اشتباهی رفته ایم.
برداشت دوم
عاشق چه کسی شد؟ که به حالش نظر نکرد.اگر عاشق خدا می شد حتمی خدا به او نظر می کرد.در واقع بازم بیمار آدرس مطب را اشتباهی رفته است.
takhtjamshidking@gmail.com
@behzaadshabaani
رضا ساقی در ۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷: