گنجور

حاشیه‌ها

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:

زان می ِعشق کزاوپخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
مِی عشق: عشق به "مِی" تشبیه شده است. "میِ عشق " شرابی نیست که آن رابتوان درجامی ریخت وبه کسی نوشانید! دراینجا حافظ ازکسی می خواهد کاری برای او انجام دهد کاری که به عشق وعشقبازی مربوط می شود ازهمین رو به کنایه می فرماید ازمی عشق جامی بیاور.
حافظ این تبحّرومهارت فوق العاده رادارد که به مددِ طبع لطیف خویش، هرچیزی حتّا صحبت های معمولی وعادی رابا ادبیّات عارفانه ودرقالب مضامین عاشقانه بیان کند. گرچه به روشنی معلوم نیست که حافظ ازمخاطب خود درخواست چکاری دارد لیکن باتوجّه به بیت های پیش رووبیت پایانی می توان چنین استنباط نمود که ازیک رفیق وهمدم صمیمی مانندِ (تورانشاه که معمولاً دراغلب غزلها به "آصف" معروف است ) می خواهدقدم پیش گذاشته وبین او ومحبوب ومرادِ دل او (احتمالاً شاه شجاع) میانجیگری کندو تیرگی رابطه ی آنهارامرتفع نماید.
پخته شود هر خامی: هر بی تجربه ونادان وناآگاهی به دانایی ومعرفت می رسد.
معنی بیت: اگرچه ماه رمضان است با اینحال لطفی کن ازآن باده ی عشق جامی برای من بیاور ازهمان باده ای که هرنادان وجاهلی باخوردن آن به دل آگاهی وبینایی می رسد.
«شراب عشق» ازآن روی که زُداینده ی هواهای نفسانی، وشستشودهنده ی ضمیر آدمی ازرنگ وریا ومنیّت است سبب دل آگاهی وبینایی ِدرونی میگردد و باده نوش را(عاشق را) به راستی وبی آلایشی می رساند. همانگونه که کسی که ازشراب انگوری مست می شود مُهرزبانش شکسته شده وناگفتنیها رابرزبان می آورد ودست به برملا کردن اسرارمی کند شراب عشق نیزباروح وروان عاشق همین کاررامی کند آتشین وسوزاننده هست وغرور وکِبروزهدخشک رازایل می کند و سبب پختگی و کامل شدن شرابخوار(عاشق) میگردد.
زان باده که درمیکده ی عشق فروشند
مارادوسه ساغربده وگو رمضان باش
روزهارفت که دستِ من مسکین نگرفت
زلفِ شمشادقدی ساعدِ سیم اندامی
مسکین: بی چیز وفقیر، درمانده
شمشادقد: سروقد، خوش اندام
سیم اندام: آنکه اندام وی سفید و تابان باشد، سیمین تن
حافظ دلِ عاشق پیشه ونازکی دارد چنین بنظرمی رسد دوری ازمحبوب شمشادقد وسیم اندامی همچون شاه شجاع، خاطرنازک اورا آزرده و تیرگی رابطه اورادرمضیقه وفشار روحی قرارداده است.
معنی بیت: دریغا روزهایی سپری شد که من ِ درویش ناتوان، ازهمنشینی با سیمین تنان وسروقدان بی نصیب مانده ام. مدّتیست که دستم زلف بلندقامتی رانوازش نکرده وساعدِ سیمین تنی را نگرفته است.
کیسه ی سیم وزَرت پاک بباید پرداخت
این طمع ها که توازسیمبران می داری
روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
موهبت: بخشش
انعام: نعمت و احسان،پاداش
"صحبت"دراینجاکنایه ازآمدن است
شدن: رفتن
معنی بیت: روزه گرفتن وماه رمضان هرچندکه مهمان عزیزو گرامیست (غنیمتی بشمار امّا ازرفتنش نیزخشنودباش) آمدنش را هدیه ای ازسوی خداوندبدان ورفتنش رالطف وپاداش ِ خدادر نظربگیر.
حافظ چورفت روزه وگل نیزمی رود
ناچارباده نوش که ازدست رفت کار
مرغ زیرک به در ِخانقه اکنون نپرد
که نهاده‌ست به هرمجلس وَعظی دامی
خانقه: عبادتگاه صوفیان
"مرغ زیرک" دراینجا کنایه ازرند زیرک است.
وعظ: پند واندرز
معنی بیت: امروزه(درایّام ماه رمضان) هرمجلس سخنرانی که درخانقاهها برگزارمی شوددرحقیقت یک دام ویک تله هست. فریبکاران وحُقّه بازان درلباس وعظ، به بهانه ی نصیحت واندرز، مردم رامی فریبند رندان باهوش ازنیّتِ واعظان باخبرند وبه این دامها گرفتارنمی شوند.
زرَهم میافکن ای شیخ به دانه های تسبیح
که چومرغ زیرک افتد نفتد به هیچ دامی
گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است
که چو صبحی بدمد در پی اش افتد شامی
"زاهد بدخو" کنایه ازمتشرّعین متعصّب ویکسویه نگراست که ازروی حسادت وکینه،افکارواندیشه های حافظانه رابرنتابیده وباسیاه نمایی ودسیسه چینی ها، سوء ظنّ ِ شاه شجاع راعلیه حافظ برانگیخته وموجب تیرگی روابط آنها شدند.
"صبح" کنایه ازخودشاعراست که با اندیشه های ناب خود روشنگری می کند وروشنایی می بخشد
شام: کنایه اززاهدِ بداندیش وکینه توز است که درتلاش است تا روشناییِ صبح راازبین ببرد.
معنی بیت: اززاهدبدخو گله وشکایتی ندارم (که چرا نسبت به من کینه ورزی می کند) برای آنکه طبیعی هست که هرگاه صبحی دمیدن آغازمی کند ظلمت شب ازحسادت به تکاپومی افتد ودرپیِ صبح روان می شودتا روشنایی ِ صبح راازبین ببرد.
زاهدظاهرپرست ازحال ماآگاه نیست
درحق ماهرچه گویدجای هیچ اکراه نیست
یار من چون بخرامد به تماشای چمن
برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی
بخرامد: خرامان شود، با ناز واِفاده حرکت کند.
معنی بیت: ای بادصبا آن هنگام که محبوب من خرامان خرامان به سیروسیاحت درباغ می پردازد پیغام مرا(سلام ودعای مرا) به اوبرسان وبگو:
آن حریفی که شب وروزمی صاف کشد
بود آیا که کند یاد ز دُردآشامی
حریف:هم پیاله،یار
می صاف کَشَد: باده ی ناب بنوشد.
دُردآشام: به تهیدستانی که توان خرید شراب ناب وخالص نداشتند وبه ناگزیر ازشراب ناصاف و ارزان می نوشیدند "دردآشام" می گفتند.
معنی بیت: آن هم پیاله ای که دغدغه ی مالی ندارد وشب وروز ناب ترین وخالص ترین شرابها رامی نوشد آیا ازرفیق خویش یادمی کند که ازروی ناچاری شراب ناخالص می نوشد؟
ساقی که جامت ازمی صافی تهی مباد
چشم عنایتی به من دُرد نوش کن
حافظا گر ندهد دادِ دلت آصف عهد
کام دشواربه دست آوری ازخودکامی
معنی بیت:
آصفِ عهد: وزیرِ وقت(احتمالاً تورانشاه که رفیق شفیق حافظ بوده ودرمرتفع کردن تیرگی رابطه ی حافظ وشاه شجاع نقش میانجی داشت)
"کام" دراینجا کنایه ازآرزوی بهبودروابط باشاه شجاع است.
ازخودکامی:ازیک نفر خودکامه ای مثل شاه شجاع ِ متکّبر،وخودسر
معنی بیت: ای حافظ، اگر وزیر وقت(تورانشاه گامی پیش ننهد و) به دادِ تو نرسد، سخت است که بتوانی ازآدم خودسری مثل شاه شجاع دادِ دلِ خود را بستانی.
اوبه خونم تشنه ومن برلبش تا چون شود
کام بِستانم ازاو یاداد بِستاند زمن

حمیدرضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه:

درود دوست عزیزم
ممنونم از توجهتون
عارف بینظیره
نگاه کنید به گفتاری از کسروی در مورد عارف
در پاکی و پیراستگی عارف(عارف قزوینی) همان بس که همکاران او در آن هرج و مرج مشروطه توانگری اندوختند و هر یکی امروز آسایش برای خود دارد
ولی عارف با همه ی تقدمی که بر دیگران داشت از آن بازارتهی دست درآمدوباآن سختی سالهای آخر عمر خود را بسر داد.
خداروان اوراشاد گرداند.(کسروی)
#داوری کسروی درباره عارف قزوینی

ققنوس در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۳ - ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او ولیی را:

مشخصا داستان کنیزک و پادشاه داستان زندگی خود مولوی است. مولوی خود پادشاهی است که به علم شیفته می شود. ارزش علوم حصولی به اندازه کنیز است که به خدمت درآید و ارزشی بالاتر از این ندارد. هنگامی که مساله ای در علم حصولی پیش می‌آید پادشاه نگران می‌شود و برای حل آن تلاش می‌کند. اما وقتی شمس پیدا می‌شود دیگر کنیز به فراموشی می‌رود زیرا کنیز تا نیمه راه کار می‌گشاید اما وقتی آفتاب آمد دیگر نیازی به کنیز باقی نمی‌ماند. در این بخش مولوی با اشاره و ایما مشخص می‌کند که شمس آمده و مولوی عاشق و شیفته او شده است.

حسین معتقدی فرد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۸:

به نظر می رسد درنوشتن شعردقت ادبی نشده زیرا مفهوم دو مصراع سوم وچهارم یکی است درحالیکه باید متضادباشد:مخدوم کم ازخودی چرا باید بود=یاخدمت چون خودی چرا باید کرد" صحیح ترومفهوم زیباتری را می رساند با احترام به نظرات سایرین

Rhysand در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۴ - رفتن پدر مجنون به خواستاری لیلی:

جدا از این شعر فوق العاده، حکایت لیلی و مجنون واقعی است و نظامی عزیز از واقعیت اقتباس کردند. دلیل واقعی این که پدر لیلی مجنون را قبول نکرد این بود که میخواست لیلی را به پسر رییس یکی دیگر از قبایل بدهد که تعداد اعضای آن قبیله و ثروت آن ها بیشتر از قبیله ی مجنون بود. هر چند در شعر چیز دیگری گفته شده.

علی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۵:

شهرام ناظری خیلی زیبا و تاثیرگذار تر این رو خونده نسبت به بقیه

متین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۴ - از خداوند ولی‌ّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی:

سلام.
میتوانم بدانم چرا این بخش در وسط قصه آمده در حالی ک چیزی از قصه در آن ذکر نشده

محمد حسن آرامش در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۴ - حکایت در معنی سلامت جاهل در خاموشی:

نسخه ای در دسترس دارم که در پایانش چنین آمده است
بنطق آدمی بهتر است از دواب
دواب از تو به گر نگویی صواب

محمدامین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۸ - غزل:

و نیز بیت 14

محمدامین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۵۸ - غزل:

سلام و درود
آیا در بیت 12 جای مصرع ها عوض نشده است؟
صحیح:
حبذا وقتی که ما را در سرابستان وصل
ز آن تعلل کرد باد صبح کو بیمار بود

بنده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۹:

با سلام
شرح این غزل توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
پیوند به وبگاه بیرونی

محمد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶:

سلام بر همه دوستان
کسی معنی بیت آخر ، به ویژه مصرع آخر رو میتونه ، به زبان ساده توضیح بده؟
به ویژه من معنی ... ورنه کم از انعامی رو نمی فهمم .
ممنون

مصطفی خدایگان در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۴:

سلام و عرض ادب
گمانم وزن شعر رو اشتباه نوشتید. احتمالاً این درسته:
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

بنده در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:

با سلام
شرح این غزل توسط دکتر ابراهیمی دینانی در برنامه معرفت:
قسمت اول:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت دوم:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت سوم:
پیوند به وبگاه بیرونی
قسمت چهارم:
پیوند به وبگاه بیرونی

جواد آموزگار در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

سعدی علیه رحمه در این شعر به اوج عمق و لطافت عشق و عاشق بودن رو توصیف کرده
در بیت اول اوج آمال و آرزوی خودش رو در لحظه مرگ <> یا همون معشوق مد نظر دونسته که برای درک تلاش برای حیات رو در یک محکوم به مرگ باید دید که چجور از عمق وجود التماس و تقلا میکنه
اما سعدی در همین حال هم دست از طلب ندارد و عشق رو بر حیات ارجح میدونه یا بهتر بگیم معتقده هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
در بیت دوم نکته جالبی داره که برای درک اون باید به توصیفاتی که از صبح قیامت شده برگردیم.
یوم الحسرة، یوم لاینفع مالٌ و لابنون...، یوم یفر المرأ من اخیه و صاحبة و بنیه و...
یعنی در روز حشر و محشر زمانی که همه از همدیگه فرار میکنن، زمانی که کسی به فکر کسی نیست، زمانی که هر کسی حیرون دنبال یه راه نجات برای خودشه
من دنبال تو یا همون عشق میگردم
نه اینکه سعدی از حشر مصون بدونه خودش رو، نه
منتهی سعدی عشق رو راه نجات از حشر میدونه
و عاشق بودن رو ایمن و امان قیامت معرفی میکنه
در ادامه بسط و شرح همین نظریه رو دنبال میکنه تا بیت آخر که میگه اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم
در اینجا راه نجات از بادیه (برهوت معنا یا هر جایگاه پست و ناخوشایند) رو با وجود و همگام عشق رفتن میدونه
و معتقده اونجایی که خلاف کردم یا خلاف مسیر رفتم به دلیل اینه که ((سعدیا به سوی تو بودم)) یعنی در عشق هرجا به خودت مشغول شدی غافلی
هروقت به خودت نگاه کردی و دچار خودبینی شدی از راه سعادت داری برمیگرذی
اونم در دل برهوت و بادیه دنیا که راه برون رفتی جز عاشقانه زیستن و عشق و مهر ورزیدن نداره

امیر رحیمی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۳ دربارهٔ رشحه » شمارهٔ ۲۹ - نامشخص:

پی وصل تو ما را زور و زر نیست.

nabavar در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

افشین جان
اشتباه می کنی
به حکمِ آن که چو شد اهرمن سروش آمد
آیه ی قرآن است که: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ ۚ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا
که برگردانده اند : دیو چو بیرون رود فرشته در آید
حق را فرشته و باطل را دیو گفته اند
حافظ اشاره به این حکم دارد،
به حکمِ آن که یعنی: روال و قانون چنین است

نوری در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۳۲:

مصرع اول به این نحو اصلاح شود:
از سوز غم تو آتشی میطلبم

افشین سمردیا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵:

در بیت : ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع
به حکم ، آن که چو شد اهرمن سروش آمد
خواننده بیت باید بعد از به حکم وقف کند و در حقیقت بعد از حکم کاما نیاز دارد چراکه با معنی کلی شعر هم آهنگ نیست یعنی : با داشتن حکم ، آن کسی که شد اهرمن سروش آمد نه آنکه هرکس که اهریمن شود سروش خواهد آمد و بدین طریق با ابیات دیگر در معنا هم آهنگی دارد .

Behzad Behzadi در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۵ دی ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:

درود
عاشق (عاشقِ) که شد؟ که یار به حالش نظر نکرد
ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب هست.
برداشت اول
چه کسی عاشق شد و یار(خدا) به او نظر نکرد؟ای خواجه طبیب( خدا) هست کسی به او به سوی خدا دست دراز نکرده است.درب خانه خدا به روی هم عاشقان و نیازمندان و خواهانش بازا ست.طبیب حی و حاضر و آماده است.این ماییم که را مطب را گم کرده ایم. در واقع آدرس اشتباهی رفته ایم.
برداشت دوم
عاشق چه کسی شد؟ که به حالش نظر نکرد.اگر عاشق خدا می شد حتمی خدا به او نظر می کرد.در واقع بازم بیمار آدرس مطب را اشتباهی رفته است.
takhtjamshidking@gmail.com
@behzaadshabaani

۱
۲۸۱۳
۲۸۱۴
۲۸۱۵
۲۸۱۶
۲۸۱۷
۵۷۲۹