گنجور

حاشیه‌ها

مهدی قناعت پیشه در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲:

صلاح کارخرابمن اینجا دلیل کارمنخراب آنجا
شرابنابوکبابداغ اینجا دلرمیده درونباغ آنجا
حعاشقیوعشق اینجا کرشمه عشاق عاشقی آنجا+طلب غیرعاشقی اینجا طلبت میکندچوصادقی آنجا

نادر.. در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴۶:

حاضر مثال ناپدید..

نادر.. در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۲:

بی نور رخت جهان نبینم..

بابک چندم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۲۲ - حکایتِ جُنید و سیرتِ او در تواضع:

@ 8 و ناصر و بابک
همین ایراد را بر سعدی هم می توان گرفت که "واقع گرا" نیست و مجاز می گوید و و و...، نمونه:
"همه عمر سر برندارم از این خمار مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی" ...
اما،
در بیان خود سعدی می توان حال و احوال شوریده ای چون مولوی را در یافت:
"چو شوریدگان می پرستی کنند
به آواز دولاب مستی کنند
به چرخ اندر آیند دولاب وار
چو دولاب بر خود بگریند زار
به تسلیم سر در گریبان برند
چو طاقت نماند گریبان درند
{مکن عیب درویش مدهوش مست
که غرق است از آن می‌زند پا و دست
نگویم سماع ای برادر که چیست
مگر مستمع را بدانم که کیست
جهان پر سماع است و مستی و شور
ولیکن چه بیند در آیینه کور}...
اگر که به سه بیت آخر توجه کنید، سعدی هر شنونده ای را قادر به شنیدن، و دیدن و درک و فهم این سخنان نمی داند...
پس ،همچون حافظ پس از خودش، در پرده سخن می گوید...بر خلاف مولوی که بی پرده تر می شورد...

بابک چندم در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۷:

@رضا س،
از سنایی تا سعدی و ... نیز در مدح اشخاص شعر سروده اند!
اولی افکار صوفیه را وارد شعر فارسی کرد و سعدی را هم برخی پیر و شیخ خانقاهی که بعد مقبره اش شد می دانند...
باری،
آیا نمی شود آن طرف سکه را هم منظور کرد که عارفی شعر "زمینی" هم سروده؟

محسن در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

شیخ اجل سعدی!با آواز همایون شجریان روحمان را پرواز دادی! دست مریزاد

محمد طرفی جابری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶:

ضمن سلام و درود و سپاس بی کران از مدیریت بسیار ممتاز و فوق العاده ی سایت گنجور، احتراماً به عرض می‌رساند در بیت هفتم، مصرع دوم نوشته است «گریه اش بر سمن و سنبل و نسرین آمد»، بنده به تصنیف ابر بهار با صدای استاد همایون شجریان که گوش میدهم، می‌گوید:( گریه اش بر سمن و سوسن و نسرین آمد ) و از آن جایی که از استاد همایون شجریان هیچ کلمه ی اشتباهی در آواز سر نمی‌زند، احتمال بسیار زیاد واژه ی «سوسن» درست است نه واژه ی «سنبل» که در این سایت نوشته است. ضمن گوش دادن و تحقیق لطفا بیت را اصلاح نمایید. با سپاس

مسعود رستگاری در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:

همان «مالک و رضوان» صحیح بود و «و» به اشتباه حذف شد. مالک نام دربان دوزخ است و رضوان نام دربان بهشت است. منظور این مصرع این است که «سالک راه تو با جهنم و بهشت کاری ندارد» نه اینکه بخواهد بگوید با صاحب بهشت کاری ندارد! چون صاحب بهشت در واقع خودِ معشوق است و اتفاقاً سالک با معشوق کار دارد.

محمدرضا در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

حسام الدین سراج این غزل رو توی یه آواز در آلبوم بی‌نشان خیلی قشنگ اجرا کردن. (ترک 4)
گوش کردنش خالی از لطف نیست.

ما را همه شب نمی برد خواب در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه:

جالب بود
ممنونم حمیدرضا

رضا ساقی در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گِل باشد
معنی بیت: موسم نوبهاراست سعی کن تونیزهمپای طبیعت خوش وخرّم وشادمان باشی بدان وآگاه باش که چه بهاران بسیاری خواهد آمد وچه گلهای بسیاری خواهدشکفت درحالی که تودرزیرخاک خفته ای و ازمشاهده ی بهارمحروم مانده ای. بنابراین فرصت راغنیمت بشماروبااین نوبهارتونیزبه شادمانی بپرداز.
زمان خوشدلی دریاب و در یاب
که دایم در صدف گوهر نباشد
غنیمت دان و می خور در گلستان
که گل تا هفته دیگر نباشد
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
معنی بیت: من توصیه نمی کنم که اکنون که نوبهاراست باچه کسی بنشین وچه چیزی بنوش برای اینکه توخوداگرزیرک وباهوش باشی خودت خوب می دانی که دراین موسم فرحبخش باچه کسی همنشین گردی وبه چه کاری بپردازی.
ساقیا سایه ی ابر است و بهار و لب جوی
من نگویم چه کن اَر اهل دلی خود تو بگوی
چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
چنگ: آلت موسیقی
در پرده: 1- سربسته وپنهانی2- در پرده ی موسیقی وَعظ: موعظه، پند و اندرز.
قابل باشی: قابلیّت وفهم داشته باشی
معنی بیت: تواگرزیرک وعاقل وقابل بوده باشی حتماً دریافته ای که چنگ نیزهمین خوشدلی وشادمانی رابصورت سربسته ودرمیان آهنگها توصیه می کند. البته که "چنگ" همواره پند واندرزمی دهد ولی موعظه وقتی اثرگذار خواهدبود که شنونده توانایی فهم نکته هاراداشته باشد.
چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت
بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
حالی دگر است: حالی ویژه و مخصوص است، شادی و شَعفی دیگراست.
معنی بیت: درباغ وگلشن اگردرمورد هربرگی تامّل کنی درمی یابی که هرورق برگ، خودکتابی ازشیوه ی شادمانی وشادخواریست وبازگوکننده ی داستانی نکته دار است حیف نیست که توازین همه قصّه ونکته های عبرت آموز غافل باشی؟
ازنظرگاه حافظ،اگرکسی توانسته باشد باچشم وگوش دل درباغ به تفرّج وتامّل بپردازد بی گمان ازدرختان نکته ی توحید خواهد شنید ازروی هرورق برگی، داستان عبرت انگیزی خواهد خواند وازرفتارگلها طریق طرب وخوشدلی خواهد آموخت.
صحن باغ وگلستان درچشمان خیالپرورحافظ، بسان صحنه ی شورانگیزبازیگریست وهر گل وهردرختی مشغول ایفای نقشی متفاوت ورسول نکته ای سعادت بخش هستند.
یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست
یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن
دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
نقد عمرت ببرد غصّه ی دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصّه ی مشکل باشی
نقد عمر: سرمایه ی عمر
گزاف: بیهوده و باطل
معنی بیت: اگرشب وروزاز ناپایداری وبی وفاییِ دنیا اندوهگین باشی بدان که تمام سرمایه ی عمرخودرابه بیهودگی ازدست خواهی داد چراکه بی وفایی دنیاپایانی ندارد( باید سعی کنی دراین دنیای گذرا به عیش وعشرت بپردازی، زیرک باشی وبدانی که باچه کسی همنشینی کنی وچه بنوشی وازروی هرورق برگ گلی نکته ای عبرت آموز وخیال پرور برداشت نمایی تاسعادتمند ورستگارگردی. )
گوش کن پند ای پسروزبهردنیا غم مخور
گفتمت چون دُر حدیثی گر توانی داشت هوش
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود اَر واقف منزل باشی
واقف: آگاه
معنی بیت: اگرچه ازما تا سرمنزل ِ مقصود ورسیدن به دوست راهی طولانی وپرخطر است امّاچنانچه باشناخت خطرات وآگاهی ازپیچ وخم وفرازوفرود راه آشنا باشیم رفتن ورسیدن به منزل دوست سهل وآسان است.
سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست
که به جایی نرسد گر به ضلالت برود
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
شاهد: دلبر
مطبوع: دلپذیر، پسندیده
شمایل: اندام، هیکل
معنی بیت:ای حافظ اگر خوش اقبال ونکوبخت باشی وبخت تورایاری کند امید هست که نظر آن دلبرپسندیده وخوش اندام به سوی توجلب گردد وتورا شکارکند.
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم

۸ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹۶:

سید اولاد پیغمبر، سید مسعود
آسیبی به شما رسانده است؟؟
یا آوری حساب فراموش شده ابجد است
که قضارا در شعر هم به کار میرفته است

۸ در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

مزدک
شیخ خود در جایی می فرماید:
" جماعتی که ندانند حظ روحانی
تفاوتی که میان دواب و انسان است
گمان برند که در باغ عشق، سعدی را
نظر به سیب زنخدان و نا ر پستان است."
نمی دانم حظ روحانی را می شناسید یا نظر به نار پستان و سیب زنخدان دارید؟

هاتف در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۷:

شاه نعمت الله قبل از حافظ بوده پس حافظ ازوی متاثر است.
همچنین غزل
انان که خاک را به نظرکیمیاکنند حافظ در پاسخ یکی از غزلیات نعمت لله ولی است با مطلع ماخاک را به نظرکیمیاکنیم

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۹:

در تائید فرموده آقای سجاد عرض می کنم
که لوت به معنای بیابان بی آب و علف آمده
و کویر لوت به همین معنا است
البته در بعضی از مناطق مرکزی ایران این واژه با همین گویش کاربرد دارد
لوت بر وزن توت
بدن حیوانی را که بدون مو باشد لوت می گویند

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۶:

مصراع سوم
اگر گوهر ببی خواهون نداری

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۵:

به نظر می رسد مصراع اول باید مرغ پر شکسته یا بال بسته باشد
چون مرغ برای پرواز به بال نیاز دارد نه به پا

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲۱:

معنای بیت دوم
بیا تا منِ سوخته ، دلم را به تو بسپارم
دل داند و تو تو دانی و دل

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۸:

این بیت تفسیر آیه 115سوره بقره است
که می فرماید
اَینَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجهُ الله
به هر طرف که روی کنید پس خدا آنجاست
همه جا جای ته مو کور باطن
غلط گفتم غلط استغفرالله
و حافظ همین مفهوم را در بیت زیر آورده
جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی
غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد

سیدمسعود در ‫۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱۶:

گلخن به معنی تون حمام است
در حمامهای سنتی محلی بود که با آتشِ هیزم ، آب حمام را گرم می کردند
در اشعار شاعران در مقابل گلشن می آید گل به معنی اخگر آتش و خن مخفف خانه در ترکیب به آتشخانه
شعر از مولوی
ای برادر تو همه اندیشه ای
مابقی خود استخوان و ریشه ای
گر بود اندیشه ات گُل ، گلشنی
ور بود خاری ، تو هیمه ی گلخنی

۱
۲۶۲۶
۲۶۲۷
۲۶۲۸
۲۶۲۹
۲۶۳۰
۵۵۳۰