گنجور

حاشیه‌ها

کاردینال در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

《به جای سرو بلند، ایستاده بر لب جوی》درسته یا 《به جای سرو بلند ایستاده بر لب جوی》؟ یعنی ایستاده صفته یا قید؟

مهیار در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:

سلام خدمت دوستان عزیزتر ازجانم یه نکته ای رو من خوندم توی کتابی که گفته بودش اگر یک مطلبو خوندی و تونستی با زبون خیلی ساده وراحت بیانش کنی ینی فهمیدیش
با مطالعه ی حاشیه های نوشته شده متوجه شدم که دوستان از الفاظ ادبی و بعضا از کتاب های دیگر وام گرفته و حرف میزنند و من درست یا غلط بودن انهارا بیان نمیکنم ولی میتوانم بگویم که جان مطلب درک نشده
به نظر بنده مولانا یکی از قوانین بزرگ بشر رو برامون شرح داده ماهایی که دنبال هر چیزی که میریم اصولا بهش نمیرسیم و در اجتماع هم گفته میشه تلاش کن حتما میرسی ولی از صد نفر قطعا برای 99 نفر این تلاش جواب نمیده شما فرض کن خوابت نمیاد هر چی تلاش کنی بخوابی قطعا تا صب بیدار میمونی مولانا خیلی ساده میگه از خودت راضی باش از طبیعت از اتفاقات راضی باش میل به چیزی رو در اختیار داشتن رو رهاش کن تاکه اینبار تو ن بلکه اونا بیان سمتت و این تقریبا کاملا مخالف با اون اموزه هایی بوده که از بچگی یادمون دادن...

روزبه در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

در بعضی از نسخ یک بیت در این غزل آورده شده که به نظر من ، کل ابیات این غزل زیبا رو عینی می کند.
به عبارت دیگه، جوهره این همه امیدواری و مثبت اندیشی در این غزل را تبیین میکند. ...
...
"شمع بزم آفرینش شاه مردان است و بس
"گر تویی از جان غلام شاه مردان؛ غم مخور"

juki در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:

یعنی اونی که مسلمون نبود ولی عدل رو رعایت میکرد. بهتر از آدمهای زمان ما هست که القابشون ، احیانا چند سطره، ولی آقا زادشون ، چه بیدادها که نمیکنه....
مسلمانیم ما، او گبر نام است
گراین گبری!مسلمانی کدام است؟؟؟!!!
کفر کیشی کو به عدل آید فره
ملک را از ظالم دیندار به
این جملات رو باید با طلا نوشت و به دیوار زد.
و البته آویزه گوش و نصب العین و نمیدونم (سواد کمم اجازه نمیده بیشتر از زبون حضرات، درافشانی کنم )

juki در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۵ - عشرت خسرو در مرغزار و سیاست هرمز:

جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۱۹ - آغاز مقال در شرح صورت حال سلامان و ابسال/
جامی هم تقریبا همین مضمون را در حکایتی نقل فرمودن.
ً.......................
نکته ای خوش گفته است آن دوربین
عدل دارد ملک را قایم نه دین
کفر کیشی کو به عدل آید فره
ملک را از ظالم دیندار به

کاظم ایاصوفی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۷ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۶:

بیت چهارم مصراع اول سایه بر سرم صحیح است

صلاح الدین عباسی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۰:

کز دل برون نگردد الا به روز~گاران
آن مهری که روزی و روزگاران بر دل نشسته هیچگاه در این دنیا از دل بیرون نمی رود. تا دل در طپش است این مهر دوام دارد. حالا چه مهر آسمانی باشد چه زمینی تنها روز مرگ که قلب از زدن ایستاد این مهر هم خارج می شود. گاران در زبان کردی به معنای جمع شدن است. یوم الجمع هم همان روز مرگ است. روز گاران یعنی روز جمع شدن یعنی روز مردن. مهری که به روزگاران از دل خارج شود, مهر نیست. مهر تا روز مرگ در دل خواهد ماند. حالا چرا از این کلمه کردی استفاده کرده است بماند.

محمدحسن خانی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۱:

در پاسخ به ایشان که معنی "تو  لیلة القبری برو تا لیلة القدری شوی
چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو" را خواسته بودند عرض کنم که به برداشت من منظور اینست که تا نفس را یا خود ساختگی و نا اصیل را نکشی و در قبرش نکنی قدر و منزلت نمی یابی چنان منزلتی که منزلگاه تمام ملائکه و روح القدس گردد اشاره به آیه "تنزل الملائکه و الروح فیها به اذن ربهم من کل امر" دارد.
با سپاس فراوان

س.م.م در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):

با سلام
حافظ مثنوی سرا نیست
حافظ غزل سرا است
برای همین می‌توان دید که این شعر از غزل‌های وی بسیار ضعیف‌تر است
این از ارزش والای حضرت حافظ نخواهد کاهید

سیمین ظریفیان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۶:

به نظرم ابتدای بیت دوم، اشتباه خوانده شده. "فراغ" با کسره ف صحیح است. یعنی فراغت (آرامش) را از من گرفته

تاتا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

با عرض سلام و احترام
من با نظر چندی از دوستان ک فرمودند طرفداران استاد ناظری به طرفداران آقای چاووشی و بالعکس توهین نکنند موافقم
توهین کردن و کوچک شمردن دیگران نه تنها توهین کننده را بزرگ و دانا جلوه نمی دهد بلکه او را فردی نادان و بی خرد می نمایاند
امید است ک بپذیریم به تعداد روح های پاکی ک خداوند مهربان در کالبدهای ما دمیده سلیقه و انتخاب وجود دارد
و هیچ یک از ما داور آفریده نشده ایم ک سلیقه ی دیگران را داوری کنیم

عباس در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است:

سلام بر ادب دوستان گرامی
واقعا زیباست
لطفا یکی از دوستان که به اهل شعر و ادب است ابیات را جزء به جزء شرح دهد تا ما با زیبایی بشیتر این ابیات آشنا شویم.شادکام باشید.

حمید شرق در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

معمولا برخی از مردم عادی واژه ها را درست تلفظ نمی کنند. واژه (صاحب) در بیت دوم از این قاعده مستثناست . مردم عادی درست و خواص آن را نادرست تلفظ می کنند!!! واژه صاحِب با کسر (ح) صحیح است نه با فتح آن!! (SAHEB)

مارال در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۷:

میشه معنی بیت 7 رو لطف کنید.

حسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۴:

سلام کسی میتونه در مورد معنی مصرع گر چو عیسی ... توضیح بده؟ ممنونم

امیرحسین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۰ - حکایت ملک روم با دانشمند:

بیت یکی مانده به آخر، بهل تا به دندان برد پشت دست یا گزد پشت دست؟

مهدی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۳۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

به نظر من خیام در این دو بیت به معنی ژرف و بزرگی اشاره میکنداما به صورت شیوا و آشکار.
آنان که محیط فضل آداب شدند
در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند برون
گفتند فسانه ای و در خواب شدند
منظور این است که آن کسانی که بر فضیلت سیتره پیدا کردند و نور و راهنمای انسان های دیگر هم هستند، خودشان از ظلالت و گمراهی خارج نشدند و در نزد خود به آنچه که فضیلت دارند بی باورند و در خواب گمراهی فرو رفتند
این 2 بیت دو رویی و‌ ریا در بین حکام آن زمان که همه ادعای شریعت و زهدشان میشد را به تصویر میکشد و جوابی دندان شکن به این حکام به ظاهر پارسا و زاهد میدهد.

مریم در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۴۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت
نه همین لباس زیباست نشان آدمیت

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۶۹:

عالمی انر خم زلفت گرفتار اما---جنت و فردوس یکسان ست با دوزخ به چشمش---بر وصال حوریان باغ فردوس دل نبندد--می تواند زنده کردن مرده ها را چون مسیحا---درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۶۸:

بکویت چون مگس جانها نمی گردید سر گردان--- چو طوطی آنقدر طبع مرا گویا نمی کردی----درست است

۱
۲۴۸۳
۲۴۸۴
۲۴۸۵
۲۴۸۶
۲۴۸۷
۵۷۳۰