امیدوارم اگر صد رهم بیندازی
که بار دیگرم از روی لطف بنوازی
چو روزگار نسازد ستیزه نتوان برد
ضرورت است که با روزگار در سازی
جفای عشق تو بر عقل من همان مثل است
که سرگزیت به کافر همیدهد غازی
دریغ بازوی تقوا که دست رنگینت
به عقل من به سرانگشت میکند بازی
بسی مطالعه کردیم نقش عالم را
ز هر که در نظر آید به حسن ممتازی
هزار چون من اگر محنت و بلا بیند
تو را از آن چه که در نعمتی و در نازی
حدیث عشق تو پیدا نکردمی بر خلق
گر آب دیده نکردی به گریه غمازی
زهی سوار که صد دل به غمزهای ببری
هزار صید به یک تاختن بیندازی
تو را چو سعدی اگر بندهای بود چه شود
که در رکاب تو باشد غلام شیرازی
گرش به قهر برانی به لطف بازآید
که زر همان بود ار چند بار بگدازی
چو آب میرود این پارسی به قوت طبع
نه مرکبیست که از وی سبق برد تازی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر امیدوار است اگر بار دیگر فرصتی برای ملاقات داشته باشد، روزگار را با محبت بگذراند. او بر این نکته تأکید میکند که در برابر مشکلات زندگی باید با آن سازش کنیم. عشق او همچنین عقلش را به چالش میکشد و او را به ضعف میکشاند. شاعر به جفای عشق و تأثیرات آن بر روح و عقل خود اشاره میکند و حسرت میخورد که نتوانسته احساسات عشق را به دیگران منتقل کند. او در نهایت بیان میکند که عشق همچنان قوی و پایدار است، حتی اگر با قهر نیز روبهرو شود. در این میان، شعر به زیبایی و قدرت عشق تأکید دارد و به نوعی حکایت از ارتباط عمیق شاعر با معشوق میکند.
هوش مصنوعی: امیدوارم حتی اگر صد بار هم به من آسیب برسانی، باز هم با مهربانی به من لطف کنی و مرا نوازش کنی.
هوش مصنوعی: وقتی روزگار با ما دشمنی میکند و شرایط سخت میشود، نمیتوان با آن جنگید. بنابراین بهتر است که با شرایط و وضعیت موجود سازگار شویم و راهی برای coexist با آن پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: رنجی که عشق تو به عقل من میدهد، مثل عذابی است که یک جنگجو به کافر میدهد.
هوش مصنوعی: دوست دارم که بازوی تقوا به کمکم بیاید، اما افسوس که عقل من تحت تأثیر دستان رنگین تو بازیچه شده است.
هوش مصنوعی: ما به دقت و با حوصله مطالعه کردهایم که چگونه هر کسی در نظر دیگران به زیبایی و ویژگیهای خاص خود شناخته میشود.
هوش مصنوعی: اگر هزار نفر مثل من هم درد و رنج ببینند، تو از آنچه در نعمت و خوشی داری، هیچ عذاب نمیکشی.
هوش مصنوعی: من نتوانستم از عشق تو با دیگران صحبت کنم، مگر اینکه تو با اشکهای خود، غم و درد مرا به تصویر کشیده باشی.
هوش مصنوعی: چه سوار دلخراشی که با یک نگاه نازش، دلهای بسیاری را به درد میآورد و با یک حرکت، صدها شکار را به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: اگر تو را مانند سعدی بندهای میداشتند، چه بر سر میآید اگر غلامی از شیراز در کنار تو باشد؟
هوش مصنوعی: اگر کسی را با خشم طرد کنی، باز هم او با مهربانی به نزد تو برمیگردد، زیرا ارزش طلا همیشه ثابت است حتی اگر چندین بار به آتش بیافتد.
هوش مصنوعی: وقتی که زبان فارسی به سمت ناپدید شدن میرود، این به خاطر ذات و طبیعت خود آن است و نه به این دلیل که زبانی مانند عربی بتواند از آن پیشی بگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
زهی ! جمال تو بر ماه کرده طنازی
سزاست بر سر خوبان تو را سرافرازی
به چشم طنز کنی گر کنی به ماه نظر
بدان جمال تو را هست جای طنازی
به دست قهر ز لشکر گه جمال همی
[...]
چو تیر غمزه بناز و کرشمه اندازی
نشانه از دل مسکین من کن ای غازی
نخست با تو بالبازی اندر آمده ام
چو دل نماند تن در دهم بجانبازی
مرا چو جان بباری شد است قربانت
[...]
سریر سلطنت اکنون کند سرافرازی
که سایه بر سرش افکند خسرو غازی
فلک کلاه غرور این زمان ز سر بنهد
که هست افسر شه بر سر سرافرازی
خطاب خسرو انجم کنون بگردانند
[...]
چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
بگو نظارگیان را صلای جانبازی
ز روی خوب نقاب آنگهی براندازی
که جان جمله جهان ز انتظار بگدازی
نقاب روی تو، جانا، منم که چون گویم:
[...]
اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
کنند در قدمت عاشقان سراندازی
اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام
نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی
تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.