گنجور

حاشیه‌ها

مجید در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین » بخش ۱۴ - اندر مذمّت خواهران گوید:

چه زیبا گفته و با بیانی روان چرایی اینکه ایرانی ها به پسر بیش از دختر علاقه دارن رو گفته

ایرج. در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:

درود بر دکتر کیخا-ی نازنین پزشک متخصص و مردمی و فرهیخته. چون همیشه با ریز بینی و بدون تعصبات کور قومی ،‌ اظهار نظر کردید و بهدهمین دلیل نوشتارتون دلنشین هستن. پایدار باشید.

علی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

عرض ادب
همان طور که دوستان هم به درستی اشاره نمودند، در بیت پیش از آخر این گونه صحیح به نظر می‌رسد: "نای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید"
افزون بر این که معنا با "نای" به جای "پای" درست‌تر خواهد بود، مطابق نسخه خطی که در همین صفحه نیز قابل مشاهده است، "نای" درست است.

رامین عباسپورثانی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹:

سلام ؛ به نظر بنده شعر اصلاح شده بدین گونه است:
عزیزم کاسه ی چشمم سرایت
میان هردو چشمم جای پایت
از آن ترسم که غافل کج نهی پا
نشیند خار مژگانم به پایت

جزیره مثنوی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » سی‌مرغ در پیشگاه سیمرغ » حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادند:

بیت دوم، مصرع دوم:
خط ایشان خواست، کارزان می‌خرید
که ارزان می خرید، درست است

بنفشه در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۲ - آشنا شدن سلام بغدادی با مجنون:

از جای شدن به معنای عصبانی شدن است و این بیت یعنی عصبانی نشد و از جا بلند شد

سهیل قاسمی در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۸:

سلام. دوست عزیز «حافظ خوان» پیغام شما را دیدم و ذکر خیری در یکی از نشست‌های زنده اینستاگرامی من شد از شما و کامنت ارزشمندتان. لینکش را برای شما گذاشتم. باز ممنونم که می‌شنوید. از آشنایی با شما بسیار خوشحالم
پیوند به وبگاه بیرونی

رضا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۴:

سلام
در مصرع اول بیت ششم، به جای "اگر" کلمه "کی" درست است.
بخیال کی درآئی چو تو در جهان نگنجی
چو تو در جهان نگنجی بخیال کی درآئی
متشکرم

نادر در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

درود
به گمان بنده بیت هفتم مصرع اول می بایست اینطور بوده باشد :
گفتمش آفتاب را گر ببری تو تاب خودد
البته فقط گمانم . شما اعتنا نکنید

سیـنا --- در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۹ - ذکر شیخ ابو اسحق شهریار کازرونی:

وگفت: امروز در کازرون بیشتر گبرند و مسلمان‌ اندکند چنانکه ایشان را می‌توان شمرد اما زود باشد که بیشتر مسلمان باشند و گبر اندک شوند!!
نقلست که بیست و چهار هزار گبر و جهود بر دست او مسلمان شدند!!
این شیخ ابواسحاق کازرونی بسیار خونریز و متعصب بوده و به شیخ «غازی» ( از غزا به معنی جنگ دینی) مشهور بوده. آن قدر موجب آزار زردشتیان ( که آن زمان در آن حوالی (کازرون در فارس) اتفاقا اکثریت دینی بود) و سوزاندن خانه و کشتارشان شد که عضدالدوله دیلمی ( پادشاه باکفایت و اهل تساهل و مدارای آل بویه و همچنین احیاکننده ایران باستان! ( حتما در موردش تحقیق کنید) آن ها را پشتیبانی کرد. اما گویا رسمی که شیخ ابواسحاق طرحش را افکند ماندگارتر ماند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۳ - برخاستن مخالفت و عداوت از میان انصار به برکات رسول علیه السلام:

همان کس که هستی به قول شما ازهیچ آفریده همان خداست
تا بحال داروین هاوامثال او یک دلیل بر عدم وجود خدا نیاورده اند
خدا آنها هم وجود خالق را منکر نیستند و کاملا معتقد هستند آنچه آنها خواستند با توسل به حس انکار کنند ربوبیت خداوند متعال بود نه خالقیت.
که همه آنها هم مغالطه وبی دلیل بود .

امیر رضا در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:

حکما سعدی بزرگوار برای درخواست نان باید بر در حجره صدرالدین قونوی می رفت، از مولانا آن بر می آمده نه نان

علیرضا رضایی اقدم در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۱:

حکایت مهم و نمادینی است حاکی از نگاه سعدی به ثروت، پول و کار و کوشش. طبعا نگاه سعدی نه تنها نماینده‌ی بخش مهمی از بینش ایرانی‌ها به این مقولات است بلکه به دلیل اهمیت گلستان و بُرد تاریخی‌اش، خود مروج این نگاه و بینش شده. مقایسه‌‌ی لحن ناصحانه و زاهدانه‌ی سعدی به بازرگان، با مثلاً نگاه تمجیدآمیز ولتر به بازرگانی نکات مهمی را درباره‌ی خودمان یادآور می‌شود. فیگور بازرگان، در اوایل سده‌ی هجدهم در انگلستان تبدیل به قهرمان شد. ولتر هم که شیفته‌ی انگلستان بود بازرگانان را از اشراف‌زاده‌های مغرور اروپایی بالاتر می‌دید چرا که در با ثروت‌اندوزی به رفاه و پیشرفت کشور کمک می‌کنند. حکایت سعدی اما نشان می‌دهد روح ایرانی (دست‌کم آن بخشی که سعدی نماینده‌ی آن است) ثروت‌اندوزی تجار را چیزی جز خودخواهی و جاه‌طلبی و بی‌تفاوتی به آخرت نمی‌دیده، و اهمیت اجتماعی این فعل را یا درک نمی‌کرده یا به آن اهمیتی نمی‌داده. بی‌دلیل نیست که در تاریخ ایران معاصر نتوانسته‌ایم یک سیستم اقتصادی منسجم و کارآمد بسازیم و همیشه به اقتصاد دولتی و آزاد و باز و بسته و نفتی و تولیدی و وارداتی و غیره سرگردان بودیم. این حرف‌ها البته نقد سعدی نیست، او خداوندگار زبان فارسی است و این‌که می‌توانیم وجوه روح ایرانی را در او بازشناسیم خود گواه زبان‌آوری و نبوغ اوست.

عزت اله در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

سلام
من این داستان را بارها خوانده ام وهزاران بار دیگر می خوانم به نظرم این داستان حاوی یک بعد عمیق از روانشناسی عقده های انسان است دراین داستان مولانا از چگونگی درمان عمیق روان اسنان با عشق واقعی را بیان می کند وعشق های دروغین را فانی می داند وعشق واقعی را درمانگر می داند وگویا می خواهد بگوید هر عشق غیر واقعی میراست وعشق واقعی مانا وزندگی بخش است .

کمانگیر در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

بنظر بنده مفهوم بیت اینه که:
از یارش میخواد که برگرده چرا که مردم چشم ( یعنی جماعتی که صرفا با چشم سر میبینند نه چشم دل و قضاوت بی جا میکنند دیگران را ) از رسوایی من ( خرقه از سر افتادن) خوشحالند.

محسن در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

جمع معانی بین که چه پر ثمر است
من هیچگاه خود را از نیرنگ مردمان نپاییده ام زیرا که مردمان نیرنگ می‌بازند. غفلت من از پاییدن عنایتی است که نگهبانم تا به آنچه می شاید برسم. فردریش نیچه
این غزل استاد سخن جناب سعدی بسیار زیبا و پر معناست به قول خود شیخ جان معنی شاعر در این غزل جاری است بل اخص تمثیل زیبای برگ تر چشمان عاشق که همیشگی است و گواه بر زنده ماندن همیشگی درخت زندگیش. آمین

سامان در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۹۵:

با اجازه از اساتید عزیز فکر میکنم بیت یکی مونده به اخر واژه خویی درسته نه خوبی

سید مسعود در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷ - ترانه جاودان:

این شعر مقبول را هنرمند توانای افغان محترم مرحوم ساربان ده ها سال قبل خوانده است به لینک این آهنگ مقبول کلیک فرمائید:
پیوند به وبگاه بیرونی

تماشاگه راز در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

پوریای عزیز
تفسیر شما هم زیباست لیکن تهمتن می تواند استعاره از پیر طریقت باشد که راهنمای عاشق در تاریکی چاه دنیا تا رسیدن به سر منزل معشوق باشد
قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی

تماشاگه راز در ‫۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

سپاس جناب سید علی ساقی
که ساقی شراب معرفت هستید و از شروح شما در ذیل تمامی غزلیات حافظ در این سایت استفاده می کنیم

۱
۲۱۳۳
۲۱۳۴
۲۱۳۵
۲۱۳۶
۲۱۳۷
۵۷۳۰