hamo در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴:
درود در مصرع که آبروی شریعت بدین قدر نرود ، چی میخاد بگه دقیقا حافظ
رضا جوان در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۰:
استاد علی جهاندار در آلبوم خموشان نیز این غزل را در آواز دشتی اجرا کردهاند.
ccc در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷:
سلام کسی معنی این قصیده رو داره لطفا راهنمایی کنه ممنون میشم
حسین در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:
دوست عزیزم برگ بی برگی. تحلیل بسیار زیبا،عارفانه و عاشقانه ای از قدح آیینه کردار در این غزل داشتند. نکته بجا و عالیی بود
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵۰:
با توجه به همه موارد تکرار کلمه ویشه این کلمه باید به معنی " بیشتر است " باشد ویشه به معنی بیشه یعنی بیشتره
محسن عبدالهی در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
ای آمده از عالم روحانی ،...– ای که از جهان معنا آمده ای
تفت حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت –در کالبد و مکان و زمان و زمینی معلق در آسمان ها : خلاصه به جهان ماده آمده ای و در تب ماده و تغییرات جهان مادی گرفتار شده ای .
می نوش ، ندانی ز کجا آمدهای ؟!- از اینکه می دانی از کجا آمده ی می نوش و سرمست باش
خوش باش ، ندانی به کجا خواهی رفت ؟!- و خوش باش که می دانی از ماده دوباره به جهان معنوی خواهی رفت .
می نوشی و خوش باشی و شادمانی از درک آغاز و فرجام انسان که جهان معناست حاصل می شود و راه رهایی از تب ماده فهم معنوی جهان است که انسان موجودی در پیوند با معنا و بودن همیشگی ، خویشتن و خودانگیختگی خود را می یابد و اسیر و گرفتار و زندانی جبر ماده نمی شود و خویشتن را در اتصال با هستی هوشمند می یابد و زندگی سراسر سرمستی و خوشی می شود .
و پاسخ است به این اندیشه :
ای آنکه نتیجه ی چهار و هفتی – ای انسان که صرفا ماده هستی و از برهم کنش جهان ماده بوجود آمده ای
وز هفت و چهار دایما در تفتی – و از تاثیر اینها در تکانش هستی و آرامش نداری
می خور که هزار بار بیشت گفتم – علاج این است : می خور ، که بیشتر از هزار بار به تو گفتم :
بازآمدنت نیست چو رفتی رفتی- چون مردی دیگر باز نمی گردی به این جهان و جهان دیگری هم نیست ،
هم زمان دو اندیشه ی بازگشت به این جهان( تناسخ) و وجود جهان معنا را نفی می کند و می خوارگی علاجی برای آرامش و زیستنی در لحظه است و اندریافت آنی که غنیمت است و دیگر هیچ گاه پیش نمی آید ، زندگی پیمانه ای است که با مرگ پایان می پذیرد ، پس ارزش آن را دریاب و می خور .
الف_ر در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:
در بیت پنجم (هرچه بودش) درست هستش یا (آنچه بودش) ؟؟؟
همایون در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲۶:
انسان زاده هستی و طبیعت است ولی نقشی که هستی به انسان داده است بزرگی و بزرگتر شدن است، بطوریکه بزرگی نهفته در هستی با انسان آشکار و کارامدتر میشود، کار انسان رهایی از محدودیت هاست که گاه برخی از آنها توسط خود انسان ها شکل میگیرد تا به انسان یک نقش قانونی شرعی و یا اجتماعی اخلاقی ثابت بدهند
نقش انسان بی نقشی است و همه جان ها با این نقش بی نقشی است که به ذوق درمی آیند و همراه کسی میشوند که قصه رهایی انسان را سرمیدهد
جواد در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۰ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۰ - آوازۀ عاشقی:
وزن شعر مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۴:
در نسخه ای مصراع چهارم را چنین خوانده ام
" که در هر منزلم صد آشنائی
و البته زیبا تر به نظر می رسد
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۵:
البته فکر کنم منظور از کرمان کرمها باشد که می گویند در دوران ابتلاء ایوب پیامبر ، بیماری ایشان به حد عفونت و کرم و ... رسید ولی تا آنجا که می دانم این داستان صحت ندارد
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷۵:
ایوب و کرمان چه نسبتی با هم دارند
فکر می کنم به جای کرمان باید کلمه محنت را گذاشت
سیدمسعود در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۸۴:
مصراع اول
"شُوُم از روز و روز از شُو بتر بی " بهتر به نظر می رسد
محدثه در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸:
من میخواستم از جناب آقای «رضا» تشکر کنم بدلیل اینکه ایشان اشعار حافظ را بسیار نغز و صحیح تعبیر و معنی میکنند امیدوارم همیشه در پناه حق سلامت باشند.
آرین در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
بسیار زیبا بود
امیر در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
سید علی ساقی گرامی
سپاس بیکران از توضیح و تفسیر بسیار زیبایی که از این شعر قرار دادید. بخصوص بیت:
ساقی بیا که عشق ندا میکند بلند
آن کس که گفت قصه ما هم ز ما شنید.
بسیار تامل کردم در معنی اون و متوجه نمیشدم تا متن زیبای شما رو مطالعه کردم و به معنای بسیاااار لطیف و دقیقش دست پیدا کردم.
این بیت را با صدای خسرو آواز ایران که میشنوی مستی کمترین عارضه ی آن است.
سید محسن در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۸:
عزم خرابات بی----فنا----نتوان کرد---درست است
سید محسن در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:
کار خود چون آب----ر ز---خواهیم کرد
آب رز کنایه از شراب است
ساسان ملک در ۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۲۴:
این رباعی در کتاب سوانح احمد غزالی آمده. ضمنا شما در رباعیات ابوسعید ابوالخیر هم آن را آورده اید.
hamo در ۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴: