عزم خرابات بیفنا نتوان کرد
دست به یک درد بی صفا نتوان کرد
چون نه وجود است نه عدم به خرابات
لاجرم این یک از آن جدا نتوان کرد
شاه مباش و گدا مباش که آنجا
هیچ نشان شه و گدا نتوان کرد
گم شدن و بیخودی است راه خرابات
توشهٔ این راه جز فنا نتوان کرد
هر که ز خود محو گشت در بن این دیر
وعدهٔ اثبات او وفا نتوان کرد
سایه که در قرص آفتاب فرو شد
تا به ابد چارهٔ بقا نتوان کرد
لا شو اگر عزم میکنی تو به بالا
زانکه چنین عزم جز به لا نتوان کرد
گر قدری عمر بیحضور کنی فوت
تا به ابد آن قدر قضا نتوان کرد
خود قدری نیست این قدر که جهان است
ترک جهانی به یک خطا نتوان کرد
گر ز خرابات درد قسم تو آید
تا ابد الابدش دوا نتوان کرد
چون به خرابات حاجت تو حضور است
حاجت تو بی میی روا نتوان کرد
یار عزیز است خاصه یار خرابات
در حق یاری چنین ریا نتوان کرد
هم نفسی دردکش اگر به کف آری
دامن او یک نفس رها نتوان کرد
تا که نگردد فرید درد کش دیر
قصه دردی کشان ادا نتوان کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای خرابات و مفهوم فنا میپردازد. او بیان میکند که در این مکان نه وضعی ثابت وجود دارد و نه نبود، و بنابراین نمیتوان از درد و رنج بیصفا رها شد. در خرابات، همه به یک اندازه برابرند و مقام شاه و گدا فرقی ندارد. همچنین، برای درک و یافتن حقیقت این مسیر، باید از خود عبور کرده و به فنا برسید. شاعر تأکید میکند که تنها در با هم بودن و همنفسی با دیگر دردکشهاست که ممکن است دردی درمان یابد. در نهایت، فقط در این حال و مقام است که انسان میتواند با خدا و حقیقت نزدیکتر شود.
هوش مصنوعی: عزم رفتن به خرابات (محل زهد و معنویت) که بیپایان است، ممکن نیست و نمیتوان به یک درد خوب و شفادهنده، دست زد.
هوش مصنوعی: چون نه وجود و نه عدم در خرابات (محل فسق و تبهکاری) وجود دارد، به ناچار نمیتوان این دو را از یکدیگر جدا کرد.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که در جایگاه و حالتی که صحبت از خرابات (محل فساد و گمراهی) میشود، نیازی نیست به مقام و جایگاههای اجتماعی توجهی شود؛ زیرا در این مکان هیچکس نمیتواند خود را به عنوان پادشاه یا گدا تعریف کند و همه در یک سطح قرار دارند.
هوش مصنوعی: در راه خرابات (مکانی که به میخواری و عشق مربوط میشود)، تنها گم شدن و بیخودی وجود دارد و هیچ توشه و باری جز نابودی نمیتوان بر دوش گرفت.
هوش مصنوعی: هر کس که در این بارگاه (دیر) از خود بیخود و محو شود، نمیتواند به وعدههای وفاداری و پایداری خود عمل کند.
هوش مصنوعی: سایهای که در نور مستقیم خورشید محو و ناپدید شد، از آن moment به بعد هیچ راهی برای ادامهٔ حیات و دوام او وجود ندارد.
هوش مصنوعی: اگر قصد داری به مقام بالایی برسی، باید بدون توقف و با جدیت تلاش کنی؛ چرا که هیچ عزم و ارادهای جز با خلوص و تواضع (عدم خودپسندی) ممکن نیست.
هوش مصنوعی: اگر زندگیات را در غیاب او بگذرانید، عمرتان هدر میرود و هیچگاه نمیتوانید قضا و قدر را تغییر دهید.
هوش مصنوعی: این جهان به اندازهای وسیع و بزرگ است که نمیتوان به سادگی و فقط با یک اشتباه از آن چشمپوشی کرد یا به راحتی از آن گذشت.
هوش مصنوعی: اگر درد و رنجی که از میخانه (خرابات) به تو تعلق دارد بیفتد، تا همیشه و تا ابد، نمیتوان برای آن درمانی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: زمانی که در میخانه (خرابات) به حضور تو نیاز است، بدون شرکت در نوشیدن می (شراب)، خواستهات برآورده نخواهد شد.
هوش مصنوعی: یار بسیار عزیز و خاص است، بهویژه یارانی که در خرابات (محل بادهگساری) هستند؛ در مورد چنین یاری نمیتوان با ریا و دورویی رفتار کرد.
هوش مصنوعی: اگر همراهی با دردکشان را از دست بدهی، نمیتوانی حتی به یک لحظه دامن او را رها کنی.
هوش مصنوعی: تا زمانی که فرید، که احتمالا به معنای آزادی است و در اینجا به معنای آزاد بودن از درد اشاره دارد، به درد و رنج عادت نکند، نمیتوان داستان رنجکشها را به خوبی بیان کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
مرتبسازی حاشیهها: محبوبترین | جدیدترین | قدیمیترین
تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.