گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۸

 
عطار نیشابوری
عطار » دیوان اشعار » غزلیات
 

عزم خرابات بی‌قنا نتوان کرد

دست به یک درد بی صفا نتوان کرد

چون نه وجود است نه عدم به خرابات

لاجرم این یک از آن جدا نتوان کرد

شاه مباش و گدا مباش که آنجا

هیچ نشان شه و گدا نتوان کرد

گم شدن و بیخودی است راه خرابات

توشهٔ این راه جز فنا نتوان کرد

هر که ز خود محو گشت در بن این دیر

وعدهٔ اثبات او وفا نتوان کرد

سایه که در قرص آفتاب فرو شد

تا به ابد چارهٔ بقا نتوان کرد

لا شو اگر عزم می‌کنی تو به بالا

زانکه چنین عزم جز به لا نتوان کرد

گر قدری عمر بی‌حضور کنی فوت

تا به ابد آن قدر قضا نتوان کرد

خود قدری نیست این قدر که جهان است

ترک جهانی به یک خطا نتوان کرد

گر ز خرابات درد قسم تو آید

تا ابد الابدش دوا نتوان کرد

چون به خرابات حاجت تو حضور است

حاجت تو بی میی روا نتوان کرد

یار عزیز است خاصه یار خرابات

در حق یاری چنین ریا نتوان کرد

هم نفسی دردکش اگر به کف آری

دامن او یک نفس رها نتوان کرد

تا که نگردد فرید درد کش دیر

قصه دردی کشان ادا نتوان کرد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نادر.. در ‫۲ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۲ نوشته:

چون نه وجود است نی عدم به خرابات
لاجرم این یک از آن جدا نتوان کرد..

 

سید محسن در ‫۱۰ ماه قبل، یک شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۴ نوشته:

عزم خرابات بی----فنا----نتوان کرد---درست است

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.