saeed ahadkish در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
شاه شعره این شعر
محسن در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
اراک و پارس گرفتی
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۶:
مصرع اول بیت دوم چنین است:
خوش است ناز تجرد به دیدهها نفروشی
موسوی فاخر fakher۱۳۳۸@gmail.com در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲۴:
مصرع دوم بیت 9 چنین است:
مبادا کشتی درویش در کام نهنگ افتد
سحر موسیقی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۲۱:
هرگاه نغمه آسمانی استاد شجریان با نوای نی استاد موسوی وزخمه های استادیاحقی در هم امیخت بهترین فریاد وفغان،سکوت خواهد بود
مصیب در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۰:
ممنون کنایه ی زیبایی است من منظورش را اینگونه فهمیدم : زنگ خورده رو میشه زخم در نظر گرفت و چون آینه زنگ نمی زنه میشه گفت کدورت قدیمی داریم اما با این حال جام جمیم
دکتر صحافیان در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۳ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش پایانی » (۹) حکایت شبلی با ابلیس در عرفات:
حکایات ابلیس 5( خاتمه ص 376)
شبلی از عرفات گذر می کرد، چشمش بر ابلیس افتاد پرسید هنوز از حق امید داری؟!پاسخ داد:
چو حق را صدهزاران سال جاوید
پرستیدم میان خوف و امید
دلی پر داشتم از عزت او
مقر بودم به وحدانیت او
اگر بی علتی با این همه کار
براند از درگه خویشم به یکبار
که کس زهره نداشت از خلق درگاه
که گوید از چه رد کردیش ناگاه؟
اگر بی علتی بپذیردم باز
عجب نبود که نتوان داد آواز
چو در کار خدا چون و چرا نیست
امید از حق بریدن هم روا نیست
چو قهرش حکم کرد و راندم آغاز
عجب نبود که لطفش خواندم باز
یکی را خوانده با صد نوازش
یکی را رانده با صد گدازش
نه زین یک طاعتی نه زان گناهی
به سر تو کسی را نیست راهی
ز جرم و ناکسی من گذر کن
به فضلت در من ناکس نظر کن
- بی علت بودن کارهای خداوند در یک معنا، گسترده بودن خداوند و دلایلی نه از سنخ دلایل ماست و در معنای دیگر جبر عارفانه است که با پرستش حقیقی همراه است یعنی اگر برای دلیل کارهای او را پذیرفتیم، به عقل خود ایمان آورده ایم نه ذات حق.
- جرم و گناه همراه آدمی است و در ذات وجودمان- سیاهی وجود ناقصمان که نیازمند است پیوسته نور وجود کامل به آن بتابد، گناه تلقی شده است.
سیه رویی ز ممکن در دو عالم.
جدا هرگز نشد والله اعلم
( محمود شبستری)
- در مقاله 8 کتاب و قسمت 6 دریافتها حکایت بچه ابلیس و آدم و حوا آمده است.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
آرش در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:
پیوند به وبگاه بیرونی
این اجرای سیدجواد ذبیحی در آوازها موجود نیست و نتوانستم اضافه کنم. (با اجرای دیگر ایشان که موجود است فرق دارد)
سلام علیکم در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴:
سلام علیکم عرض ادب خدمت همه عزیزان من چندوقتیست که خیلی جدی نظرات شمابزرگواران رادنبال میکنم که بسیاربرایم لذت بخش بوده است ولی نظر آقای رحیم غفرانی بسیاربه دلم نشست وانگارگمشده ام رابعدازسالهاپیداکرده ام ازایشان عاجزانه تقاضادارم بزرگواری کنند واجازه دهندکه باایشان ارتباطی داشته باشم بسیارسپاسگزارم
سعید در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۰۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
سپاسگزارم . عالی بود.
عدنان العصفور در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۸ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۳ - در تقاضای معاودت سلطان مسعود از اصفهان به غزنین پس از فوت محمود:
ببنید که فرخی غزنی را ایران میخواند این به این معنی نیست که غزنی تابع ایران غربی بوده در واقع این جنگها ابلهانست چون که ان موقع یک کشور بودند و هردو مال هم بودند و نه اینکه یکی تابع دیگری چون انوقت دوتا نبوده که تابع و سرور باشد
علی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۴:
«زو» در بیت آخر مخفف «زود» است. علیرضا قربانی «ز رو» خوانده که وزن شعر را هم خراب کرده است.
نیز زو(زود):
ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو
من کس نمیدانم جز او مستان سلامت میکنند.
مولوی
ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس
یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد.
مولوی
آرمین در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۵۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۶ - در آفرینشِ ماه:
با سلام به همراهان و دوستداران فردوسی و فرهنگ پارسی،
عزیزان در نظر داشته باشیم که تقویم جلالی 60-70 سال پس از درگذشت فردوسی تنظیم شد. کپرنیک و گالیله نیز 500-600 سال پس از او میزیستند. پس انتظار علم نجوم از فردوسی نداشته باشیم.
در این حاشیهها خیلی حاشیهپردازی میشود! کاش بنابر پیشنهاد چندی از همراهان، از این فرصت برای درک بهتر محتوی و پیام فردوسی استفاده کرده به یکدیگر کمک میکردیم.
یوسف در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۵ - در بیان آنک ما سوی الله هر چیزی آکل و ماکولست همچون آن مرغی کی قصد صید ملخ میکرد و به صید ملخ مشغول میبود و غافل بود از باز گرسنه کی از پس قفای او قصد صید او داشت اکنون ای آدمی صیاد آکل از صیاد و آکل خود آمن مباش اگر چه نمیبینیش به نظر چشم به نظر دلیل و عبرتش میبین تا چشم نیز باز شدن:
این ابیات داستان مرگ ماست از این رو کسی حرفی درباره آن نمی زند و حاشیه ای نمی نگارد اینجا نفس نابود میشود
حسن در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:
در بیتِ سوم به نظر میرسه که "بدزدی" باید بصورتِ منفصل "به دزدی" نوشته بشه که معنای "بصورتِ دزدکی و پنهانی نگاه کردن" رو به خواننده القا کنه.
فاطمه دِل سَبُک (مهر۱۳۲۵ - تیر۱۴۰۲/یزد) در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:
استاد رضا ساقی گرامی
سپاسگزار از خدای حافظ که بودید و برای ما به سادگی و زیبایی و حافظانه نوشتید.
خداوند حافظ شما باشد.
شفیق در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۸ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در مدح پادشاه دکن گفته:
به نظر می رسد در بیت
به هر که در طلب گنج لایزالی بود
گلیم مختصر فقر و "گنج" ویران داد
واژه گنج می بایست با کنج جایگزین شود.
احمد در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:
در بیت اول *من مست و تو دیوانه* روایتی مشهورتر است و با توجه به وزن درونی به نظر صحیح تر میرسد،دوم آنکه دوست عزیزی که غزل را به صورت صوتی خواندند و شما در سیات درح نمودید بهتر است چندی در محضر بنشینند
مهدی در ۵ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳:
فکر می کنم معنی اندیشه در مصرع گردن بزن اندیشه را، اندیشه به معنی ترسیدن و نگران بودن باشه.
saeed ahadkish در ۵ سال و ۵ ماه قبل، سهشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳ - این غزل در تذکرهٔ مرآت الخیال امیر علیخان سودی به نام شیخ سعدی است: